رشته حقوق

جغرافیای تاریخی شهر

دانلود پایان نامه

گنگ(کنگ)‌دژ که با نام بهشت گنگ، گنگ بهشت، گنگ دز، گنگ دیز و گنگ‌دژهوخت هم در متون پهلوی آمده است، دژی است که میان کوهی خوش آب‌وهوا با رودها و جوی‌ها، و باغ‌آرایی‌ها بنا نهاده شد و در بندهش آن شهر چنین توصیف شده است: «هفت دیوار زرّین و سیمین و پولادین و آهنین و برنجین و آبگینگین و کاسگینین (گوهر آراسته) دارد. پانزده در به آن است که مسافت هر در از در دیگر را با اسب در 22 روز بهاری و 15 روز تابستانی می‌توان پیمود». برخی این شهر را با تاشکند (چاچ) و برخی دیگر حتی با بیت‌المقدس تطبیق داده‌اند، اما دست کم این که صحنۀ کارزار نشان‌دهندۀ بنای شهر در بخش‌های شرقی ایران است. دیگر آن که، آراستن باروهای هفتگانۀ آن، توصیف مورخان یونانی مانند هرودوت از پایتخت مادها، اکباتان، را یادآور می‌شود. گونه‌ای از معماری بر پایۀ تقدس عدد هفت که در ایران‌زمین رواج یا شهرت داشته است. در رسالۀ شهرستان‌های ایران ‌که یگانه اثر جغرافیایی به زبان پهلوی است و به جغرافیای تاریخی شهرها در دورۀ ساسانیان پرداخته، بیان شده است که: «سغد را هفت آشیان است و هفت آشیانی آن، این است که هفت آشیان در آن بود» و این هفت آشیان را به پادشاهان پیشدادی و کیانی نسبت می‌دهد و نام افراسیاب را که در سمرقند و بخارا هنوز تل‌های باستانی به نام او هستند با صفت ملعون می‌آورد. همچنین در این رساله بنای شهر سمرقند در خراسان به کاووس نسبت داده شده است که پسر او سیاوش (سیاوخش) کار ساخت آن را به فرجام رساند.

ب: کاوش‌های باستان‌شناختی
یافته‌های باستان‌شناسان دربارۀ استقرار موقت و دائم ساکنانِ کناره‌های رود سغد، گواه از آن دارد که طبیعت و اقلیم این دیار و جریان رود سغد به عنوان مهم‌ترین عوامل در تبدیل این گستره به سکونت‌گاه نقش داشته‌اند. از دیگر سو، نقش میان‌جاده‌ای نخستین واحه‌های کنارۀ سغد را در تبدیل این سکونت‌گاه‌ها به شهرهایی با دروازه‌های چهارسویه، رو به راه‌های تجاری، نباید نادیده گرفت. فرامکین در کتاب باستان‌شناسی در آسیای مرکزی، چکیده‌ای از کاوش‌های باستان‌شناسان روسیه (شوروی سابق) را دربارۀ بخش‌های گوناگون خراسان و ماوراءالنهر ارائه داده است. وی کاوش‌های پیرامون سغد را از دیدگاه مطالعات باستان‌شناختی به سه دورۀ مهم تقسیم کرده است: 1. پارینه‌سنگی؛ 2. کوشانیان؛ 3. هپتالیان. افزون بر این پس از پایان تسلط هپتالیان که مصادف با اواخر دورۀ ساسانی است، این منطقه نیز تحت تأثیر گسترش فرهنگ و تمدن اسلامی در تکوین شکوفایی این تمدن اثر فراوان داشت.
در یک نگاه کلی، در برخی از آبادی‌های پیرامون سمرقند مانند امیر تیمور در تشیک‌تاش و امان‌کوتان در غرب و جنوب غرب سمرقند، شایم کوپروک نزدیک تاشکند (چاچ)، شورالیسای در جنوب غربی تاشکند، چیرچیک ، زارااوت کمر و در جنوب رود سغد و در پهنۀ کوهستانی زرافشان و… نشانه‌های از دورۀ سنگ به ویژه دوره‌های پارینه‌سنگی قدیم، میانی و جدید به دست آمده است که گواه از حضور نخستین هسته‌های اجتماعی در این بخش‌ها دارند.
باستان‌شناسان روسی، از آن میان اُبل‌چینکو ، شیشکین ، ژوکف ، گولیامف و… در پیرامون بخارا و سمرقند به ویژه در بخش سفلای رود سغد، کاوش‌هایی در دهه‌های 1950 و 1960 انجام دادند که نتیجۀ آن کاوش‌ها به دست آمدن آثاری از دورۀ پارینه‌سنگی بوده است. اگرچه کاوش‌های باستان‌شناختی در تپه‌های باستانی کویومزار و لیاوندک در شمال شرقی بخارا، ماخان‌دریا، زمان بابا، باش تپه، آیاک تپه در غرب بخارا، یعنی پایین‌دست رود سغد، آثاری ازرشمند مانند ظرف‌های سفالی، جواهرات، گچ‌بری‌ها و نقاشی‌های دیواری و پیکرک‌های سفالی، به ویژه مربوط به آغاز دورۀ کوشانی (سدۀ دوم ق.‌م) را نمایان ساخته است، اما آثاری از عصر برنز نیز در این خاستگاه‌های فرهنگی به دست آمده که همگی نشان‌دهندۀ تکوین مدنیت در پایین‌دست رود سغد به ویژه در هزارۀ یکم پیش از میلاد هستند. بی‌گمان مهم‌ترین خاستگاه مدنی در بخش‌های غربی سغدیانا در غرب بخارا، ورخشه (ورخشا) است که مهم‌ترین کاوش‌های این منطقه توسط شیشکین انجام شده و نتایج کاوش‌ها و پژوهش‌های وی در سال 1963، منتشر شده است. مهم‌ترین دستاورد کاوش‌های وی در ویرانه‌های ورخشه، کشف بقایای یک قلعه یا ارگ و بخش‌های مسکونی با کاخ‌های اعیانی و نیز آثار تمدنی به ویژه از دورۀ کوشانیان بوده است. اما طبقات زیرین که مربوط به پیش از این دوره‌ها هستند، هنوز مورد تأمل باستان‌شناسان واقع نشده‌اند.
تل افراسیاب در نزدیکی شهر سمرقند، دربردارندۀ آثاری از لایه‌های گوناگون مدنی است که نشان‌دهندۀ نخستین نشانه‌ها از تبدیل واحه‌های پیرامون سغد است به شهرهایی با حصارهای بلند، برج و بارو‌های ستبر و کاخ‌ها و خانه‌های بزرگ و کوچک. به دست آمدن ابزاری از عصر حجر قدیم در بخش‌هایی از کنارۀ رود سغد و اشیاء چندی از عصر مفرغ در پیرامون واحۀ بخارا نیز دلیل است بر توجه انسان در آغازین دوره‌های تکوین حیات تا دوران استقرار و پایبندی به این منطقه. از این رو گمان مسلم آن است که دست کم در هزارۀ دوم پیش از میلاد، مساکنی در این منطقه به وجود آمد که بایستی پژوهش‌های و کاوش‌های باستان‌شناسان به نمایاندن آنها بیانجامد. از دیگر سو، آثار مربوط به دورۀ آهن قدیم از محدودۀ شرقی سغد در تل افراسیاب سمرقند با آثاری از کشاورزی به دست آمده که بیش‌تر بخش‌های شرقی را همسان با بخش‌های غربی رود سغد با تأکید بر دو موضع سمرقند و بخارا تأیید می‌کند. از این پس، نخستین نشانه‌های دربارۀ تکوین شهرهای شکوفا و نامدار در عرصۀ تمدن سغد مربوط به دورۀ هخامنشیان است که سغد (سغدیانا) به عنوان یکی از مهم‌ترین ساتراپ‌های شاهنشاهی هخامنشی بر گستره‌ای پهناور از شرق جهان ایرانی تأثیر فرهنگی و مدنی داشت. مرکند، کوروپولیس، ورخشه و… شهرهایی نامدار و با تأثیرگذاری‌های ماندگار در آن گستره به شمار می‌آمدند. شهرهایی که کوروش کبیر در بخش‌های شرقی ماوراءالنهر ساخت، در منابع یونانی توصیف شده‌اند. کوروپولیس یا کوروش‌شهر که در واقع مهم‌ترین شهر ساخته‌شده توسط وی در دوردست‌ترین بخش‌های ایران بود، چندان اهمیت داشت که داریوش سوم در زمان گریز از برابر سپاهیان اسکندر راه آن شهر را در پیش گرفت و مهم‌ترین قیام‌ها در برابر اسکندر در همان بخش توسط شاهان سغد انجام گرفت. سرانجام نیز اسکندر آن شهر و دیگر شهرهای ساخته‌شدۀ هخامنشیان در دیار سغد و کناره‌های سیحون را ویران کرد. با این همه این شهرها دوباره رو به آبادی نهادند و پیش از قدرت یافتن کوشانیان به شکوفایی رسیدند. این امر خود موجبات توجه کوشانیان را به این شهرها پس از فروپاشی هخامنشیان و شکوفایی دولت‌شهر باختر (باکتریا= بلخ) فراهم ساخت. حضور تقریباً طولانی‌مدت کوشانیان در این محدوده همراه با نفوذ و گسترش آیین بودایی و شکل گرفتن معابد پیروان این دین بود که به تعبیری نام ویهاره (= بخارا)، نوبهار (نام دروازه‌هایی در جانب شرقی و جنوبی بیش‌تر شهرهای پیرامون سغد)، نمونه‌ای از گسترش دامنه‌دار این آیین در بخش‌های گوناگون سغد از پنجکنت تا بیکند است.
هجوم‌های مکرر هپتالیان و حکومت یافتن آنها در سده‌های چهارم تا ششم میلادی اگرچه یادآور نبردهای دامنه‌دار ایرانیان با تورانیان مهاجم در تاریخ اساطیری است اما به گونه‌ای نشان‌دهندۀ تغییرات مکرر شهرواحه‌های سغد بر اثر چنین یورش‌هایی و تلاش همیشگی مردم سغد برای رهایی از این هجوم‌ها است. برخی تقویت حکومت‌ محلی شهرها را در این نواحی در اواخر دورۀ ساسانیان را راهی برای انجام این مهم می‌دانند.
5. نقش تجاری شهرواحه‌های سغد
نگاه جغرافیایی به دیار سغد گواه از آن دارد که این سرزمین، بر شاهراه بزرگ تجاری شرقی- غربی قرار گرفته و نواحی داخلی ایران را از شرق به چین و ماورای سیحون و ماوراءالنهر و خراسان را از جنوب به سند و سیستان و مکران پیوند می‌دهد. شهرهای این دیار، همان گونه که بیان شد، از پنجکنت تا بیکند در طول چهارصد کیلومتر از رود سغد قرار گرفته‌اند که از میان همۀ آنها سمرقند و بخارا شهرت و اعتبار بیش‌تری یافته‌اند. سمرقند که با نام کهن مارکند مرکز سغد خوانده می‌شد، راه شمالی- جنوبی ماوراءالنهر به سند را در بخش شرقی سغد و بخارا که بنا بر یک روایت معتبر از معابد بودایی «ویهاره» نام گرفته بود، راه شمالی- جنوبی ماوراءالنهر و خراسان را به سند و هر دو از مسیر بلخ، پیوند می‌دادند. از آن جا که مهم‌ترین شاخۀ راه شرقی- غربی از کنارۀ رود سغد می‌گذشت از این رو این دو شهر و دیگر شهرواحه‌های سغد در مسیرهای چهارجانبۀ تجاری و در واقع در محل تلاقی‌ اقوام و فرهنگ‌های گوناگون مانند چینی، هندی، ترکی، اویغوری و ایرانی قرار گرفتند. چنان که پیروان ادیان گوناگون مانند زرتشتی، بودایی، شمنی، مسیحی، مسلمان و… را می‌توان در دوره‌های گوناگون تاریخی در شهرهای این دیار جستجو کرد.
مهم‌ترین راه‌هایی که از این دیار می‌گذشتند عبارت بودند از:
راه‌های شمالی و شرقی، مهم‌ترین راه از سمرقند به بخش‌های میانی سیردریا می‌رفت و از دو ولایت بزرگ اسروشنه و فرغانه می‌گذشت. این راه در محدودۀ اسروشنه دو شاخه می‌شد، یکی از مسیر بنجیکث به خجند، خوغند، اخسیکث و در نهایت به بخش‌های چین می‌رسید. شاخۀ دوم از غرب بنجیکث و از محل چاچ (تاشکند) به سوی اسپیجاب می‌رفت که از دو مسیر شرقی به سوی طراز، تورفان و در نهایت صحراهای شمال چین و یا از راه شمالی در کنارۀ سیردریا تا دریاچۀ خوارزم (خیوه= آرال) ادامه می‌یافت تا پس از گذر از شمال صحرای قره‌قوم و میانۀ صحرای غز به هشترخان (آستاراخان) در دهانۀ ولگا و بر شمال دریای مازندران (کاسپین = خزر) بپیوندد.
راه غربی که در بیان شهرواحه‌ها پیرامون آن توضیح داده می‌شود، از سمرقند به بخارا، بیکند و آمل (چارجوی) می‌رفت تا از دو مسیر غربی به بخش‌های میانی خراسان در مرو و هرات بپیوندد یا از مسیر شمالی از کنارۀ جیحون به سوی خوارزم و راهی که از کنارۀ سیردریا می‌آمد برسد. از جنوب آمل این راه به سوی جوزجانان (گوزگان) و بلخ و نیز به سوی سیستان و سند ادامه می‌یافت.
راه جنوبی از دو مسیر به بلخ می‌پیوست. یکی از سمرقند، کیش (شهر سبز)، دروازۀ آهنین در بخش‌های مرتفع کوه‌های حصار و کوه‌های میان خط شرقی- غربی جیحون و رود سغد، چغانیان، ترمز و سرانجام بلخ که از این مسیر به تخارستان، گوزگانان، دهانۀ پنجاب و سند، سیستان، کرمان و مکران و هند پیوند می‌یافت. مسیر دوم نیز از بخارا به نسف، دروازۀ آهنین و چغانیان می‌آمد. معمولاً از یک شاخۀ شرقی بین نسف و کش به راه جنوبی سمرقند- بلخ می‌پیوست.
این راه‌ها در دو مسیر گردنه‌های سخت و جان‌فرسایی داشتند. یکی در میانۀ راه سمرقند- بنجیکث که کوه‌های شمالی رود سغد و درست در محدودۀ شمال سمرقند سر برآورده‌اند و دیگر کوه‌های میان سمرقند و بلخ یا بخارا و بلخ که در واقع گردنه‌هایی میانۀ کش و ترمذ تنها راه رو به جنوب به شمار می‌روند. از آن میان است شاهراه موسوم به ترونک که مورد استفادۀ سپاهیان اسکندر برای گذشتن از سغد و حرکت به سوی بلخ بوده است، در زمان درگیری با سبوس ، حکمران بلخ و بزرگان سغدیانا، اوخیارتس و اسپی‌تامنس .
شهرواحه‌های سغد در میانۀ این راه‌ها، هم نقش تبادل کالا میان چین و ایران داشتند و هم خود محصولات بسیاری را تولید و صادر می‌کردند. در بخارا، خربزه، گلیم، سجاده، پارچه‌های نازک و ضخیم و انواع حریر و پارچه طراز، تنگ اسب، پوست بز دباغی‌شده، پیه و روغن تولید می‌شد. کاغذ سمرقندی شهرت جهانی داشت و انواع پارچه‌های دیبا، حریرهای نازک رفرف، طیلسان‌های زیبا و طرازهای سلطانی در شهرواحه‌های پیرامون آن تولید می‌شد. ظرف‌های مسین، رکاب، تنگ و زین اسب، ظرف‌های شیشه‌ای، از صنایع سمرقند و فندق و بادام از تولیدات روستاهای آن به شمار می‌آمد. کرمینیه در میانۀ راه سمرقند- بخارا، دستار خوب تولید می‌کرد و دبوسیه، در تولید پارچه‌های زری‌دوزی ‌شده شهرت داشت. نمدهای سرخ‌رنگ، سجاده، کاسه‌های مسین، پوست دباغی‌شده و… از تولیدات این شهر بود. زندنه، شهری در نزدیکی بخارا بهترین نوع پارچه را تولید می‌کرد و به گواه منابع گوناگون، پارچۀ زندیجی هر بازرگانی را به سوی بازارهای بخارا می‌کشاند. بیکند، آخرین شهر در پایین‌دست رود سغد، چنان از نظر بازرگانی و قرار گرفتن در مسیر راه آمل اهمیت داشت که نرشخی بیان می‌کند در این شهر هزار رباط بنا کرده‌اند.
نقش تجاری بخارا علاوه بر این که جایگاه علمی- ادبی مهمی به شمار می‌آمد، در حدی بود که اعراب مدتی آن را مدﻳﻨﺔ التجار (شهر بازرگانان) می‌نامیدند. خط سبزی که از سمرقند تا بخارا بر کناره‌های زرفام سغد (زرافشان) کشیده شده بود، پیش از هر چیز خودکفایی این شهرواحه‌های به هم پیوسته را در تولیدات کشاورزی و دامی نمایان می‌کرد. شهرهای درۀ سغد بازارهای گوناگون متناسب با نیازهای دیار خود یا سرزمین‌های پیرامون آن داشتند. روزبازار، بازارهای هفتگی، ماهیانه، فصلی و حتی سالیانه همواره برپا می‌شد. طواویس (شهر طاووسان) که در درون باروی بزرگ شهرواحه‌های بخارا قرار داشت، بازاری داشت که همواره در آخر پاییز به مدت 10 روز برپا می‌شد و بیرونی زمان آن را 7 روزه نوشته است که بازرگانان از شهرهای دور و نزدیک به این بازار می‌آمدند. مردم طواویس بیش‌تر از بازارهای فصلی درآمد داشتند تا از کشاورزی. ایسکجکث پنجشنبه‌بازار داشت و شرغ جمعه‌بازار و بازار زمستانی.
6. کالبد شهرواحه‌ها
ساخت شهرهای این پهنۀ گسترده در گرو شکل‌گیری راه‌های تجاری، دروازه- بازارهای هر شهر رو به راه‌های تجاری و چگونگی انشعاب جوی‌های آب (اریق‌های) برگرفته از رود سغد، بود. هجوم‌های مکرر اقوام شرقی به شهرهای ثروتمند سغد، پیش از هر چیز مردمان این دیار را به برآوردن برج و باروهای ستبر رهنمون می‌ساخت. شاید بارزترین نمونه، استوار ساختن باروهای چندگانۀ شهر بخارا باشد که سه باروی مجزا و پرهزینه بر گرد آن بنا شد.
1. بارویی به طول و عرض 12 × 12 فرسنگ که در نوع خود عظیم‌ترین بارو است که مجموعه‌ای از شهرواحه‌ها را دربرمی‌گرفت و هنوز بقایای آن برجای مانده است. این بارو که موسوم به کنپرک یا کمپیر است، بر گرد شهرهای مهم، بخارا، طواویس، زندنه، بمجکث، خجده، مغکان و صدها روستا و آبادی، منطقه‌ای وسیع با مرکزیت شهر بخارا با محیط تقریبی 250 کیلومتر، در سال 215 قمری کشیده شد که در هر فرسنگ دروازه‌ای و در هر نیم میلی، یکی برجِ استوار برآوردند.
2. بارویی عظیم که بر گرد هر یک از شهرها و حتی در دو ردیف بر گرد شارستان و ربض کشیدند، چنان که باروی شارستان بخارا با هفت دروازه و باروی ربض آن با دوازده دروازه، در سال 235 قمری در زمان محمد بن عبدالله بن طلحه طاهری ساخته شد.
3. کهندژ که با نام کَندِز، قهندز (معرّب) و ارگ نیز در منابع معرفی شده، به مانند دیگر شهرهای ایران دژی ستبر در درون این باروها بود که هر شهر برای خود، به عنوان ارگ حکومتی از آن برخوردار بود. کهندژ سمرقند بارها تجدید بنا شد. طواویس، زندنه و مراکز باستانی بخارا مانند بُمجکث و ریامیثن هرکدام کهندژی داشتند و معروف‌ترین کهندژ در شهر بخارا و بیرون از باروی شارستان، میانۀ شارستان و ریگستان بود که بنا بر روایت‌های گوناگون، ساخت آن را به دوران اسطوره‌ای، به ویژه دورۀ سیاوش، نسبت می‌دهند.
شارستان به کوی‌های گوناگون و ربض (بیرونی شهر) به مزارع، باغ‌ها و بر اساس جریان اریق‌ها در کنارۀ حوض‌های آب به مجموعه‌ای از چهارباغ‌ها و کوشک‌ها تقسیم می‌شد که دهقانان به عنوان گروه ثابت و مؤثر در بنای شهرها در آرایش کوی‌ها و کوشک‌ها نقش مهمی داشتند. در منابع تاریخی، جریان رودهای پیرامون هر شهر و چگونگی شکل گرفتن کوی‌ها، کوشک‌ها، باغ‌ها و مزارع بر اساس این رودها بیان شده است. شهری مانند بخارا، بر اساس همین رودها گسترش یافت و کوشک‌های گوناگون بر کنار اریق‌های آن بنا شد. پیوند این گونۀ موقعیت طبیعی با شکل گرفتن شهرها به عنوان دژهای ستبر دفاعی در برابر مهاجمان با بنای دو کانون مهم اجتماعی- فرهنگی- اقتصادی یعنی بازار و معبد (مسجد) کالبد شهرواحه‌های سغد را تکمیل می‌کرد. خاستگاه کهن بخارا پس از مرکز باستانی آن، ریامیثن، بازار و معبدی به نام ماخ بوده است که در دوران اسلامی معبد ماخ با نام مسجد مغاک (گودال) عطار در میان مجموعه‌ای از بازارها، راسته‌ها و صنف‌های گوناگون قرار گرفت. اما بازارهای دیگری چون بازار خرقان که «از سر کوی مغان تا کوی دهقانان» در میانۀ شارستان قرار داشت، و بازار و رباطی که امیر اسماعیل سامانی در دروازۀ سمرقند بنا نهاد و بازاری که میانۀ شارستان و کهندژ از دروازۀ کهندژِ شارستان تا دروازۀ غوریانِ کهندژ بنا شده بود، گستردگی و تنوع جایگاه‌های دادوستد را نمایان می‌کنند. طواویس، اسکجکث، شرغ، زندنه، ورخشه و… هر کدام بازارهای هفتگی، روزانه، ماهانه، فصلی یا سالیانه داشتند تا در هر زمان بهترین شرایط برای دادوستد فراهم آید.
بارزترین عامل در پویایی و بالندگی کالبدی شهرواحه‌های سغد، ماندگاری و عدم تغییر موقعیت مکانی آنها به شمار می‌آید. این امر را مقدسی با شیواترین بیان توضیح داده است. او تفاوتی میان سمرقند و بخارا نمی‌بیند و شاه‌نشین بودن بخارا در زمان سامانیان را دلیلِ معتبرتر بودن آن از سمرقند نمی‌داند اما توضیح می‌دهد که به نسبت دیگر شهرهای ایران، این شهرها با هم رشد می‌کنند و هیچ‌گاه جای یکدیگر را نمی‌گیرند. در آغاز مرکنده (سمرقند) مهم‌تر از ریامیثن و بومجکث (دو جایگاه باستانی بخارا) بود، در دوران کوشانیان و هپتالیان ویهاره (بخارا) مرکزیت یافت، اما در قرون نخستین اسلامی سمرقند دوباره به مرکز سیاسی تبدیل شد. چنان که امیر اسماعیل سامانی پس از پیروزی بر برادرش در سمرقند دوباره بخارا را مرکز سیاسی، اقتصادی و فرهنگی قرار داد و این امر بیش و کم تا زمانی که امیر تیمور کش و سمرقند را به مرتبتی بالاتر از بخارا رساند ادامه داشت. از آن پس، دوباره بخارا موقعیت گذشته را نسبت به سمرقند بازیافت و توانست آن را حفظ کند. این سخن دربارۀ دیگر شهر پهنۀ شمالی ازبکستانِ امروزی یعنی چاچ (تاشکند) که در برابر سمرقند و بخارا مرکزیت سیاسی یافته است نیز صادق است. بدین سان شهرواحه‌های سغد سرنوشتی در پیوند با یکدیگر و ناگسستنی داشته‌اند و متناسب با شرایط اقلیمی، طبیعی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی این دیار بالیده و اثرگذاری داشته‌اند.
شهرهای سغد در گرو شرایط مساعد طبیعی و نوع اقلیم کناره‌های رود سغد، زمینۀ بالندگی و شکوفایی خود را فراهم کردند. آنچه از بررسی نام و نشان این دیار به دست می‌آید، پیوند ناگسستنی آن با مفهوم شهر است. این مسئله، نخستین نشانه از پیدایش شهرواحه‌های این دیار در معنای اسطوره‌ای و تاریخی آن به شمار می‌رود. این سرزمین تا آن جا که نشانه‌های تاریخی گواهی می‌دهد، تحولات خود را در پیوند با سیر تاریخی دیگر بخش‌های ایران‌زمین سپری کرده است. شهر و شهر‌نشینی در سرزمین زرخیز زرافشان (سغد)، همواره در شرایطی ویژه بالندگی یافته است که دست‌کم در دو مقولۀ تاریخی می‌گنجند؛ از یک سو، نقش راه‌های تجاری که باعث می‌شدند همواره این دیار به صورت محل تلاقی فرهنگ‌های ایرانی و غیرایرانی درآید و از سوی دیگر تداوم نظام و سنت‌های دهقانی آنهم در سرزمینی که همواره در برابر یورش‌های ویرانگر صحرانشینان شرقی قرار داشته است.
ساخت شهرهای این دیار همواره متکی بر الگوهای شهرسازی و معماری ایرانی و بیش‌و‌کم با تأثیرپذیری از شرایط طبیعی ویژۀ این سرزمین و تا ‌اندازه‌ای برگرفته از نقش تجاری و فرهنگی راه‌ها و نیز ساختار اجتماعی و فرهنگی ساکنان این دیار، بوده است. گردونه‌ای از حضور اثرگذار تفکرات مذهبی مانند زرتشتی، مانوی، بودایی، اسلامی و… همواره آرایش ظاهری شهر را در همان نقطه و خاستگاه کهن، به وجود آورده است. از این‌رو اگرچه شهرها متأثر از جایگاه قرار گرفتن در پهنۀ رود سغد و با استفاده از رودها (اریق‌ها)، حوض‌ها و بندها کالبد خود را نمایان می‌سازند، اما شهرواحه‌های سغد متأثر از شرایط فرهنگی (مانند تنوع تاریخی مذهب) و ساختار کهن و پابرجای اجتماعی (مانند نظام دهقانی) و در عین حال برگرفته از ساختار حاکم بر شیوه‌های معیشت و اقتصاد شهری (مانند تجارت و نقش بازار، اصناف و تولیدات صنعتی و کشاورزی و…)، همواره آرایش یافته و تداوم خود را در میان ریگستان‌های پهناور آن دیار حفظ کرده‌اند.

مطلب مشابه :  مفهوم و ماهیت ابراء و اعراض در حقوق

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید