رشته حقوق

جشنواره های بین المللی

دانلود پایان نامه

مخاطب همواره اهمیت خاصی نزد توزیع کنندگان و نماش دهندگان فیلم داشته است و اکنون به حوزه ی مهمی برای پژوهش نظریه پردازان فیلم و جامعه شناسان سینما تبدیل شده است. کارهای زیادی درباره ی نظریه ی دریافت( مخاطب چگونه فیلم را ادارک می کند و/ یا چگونه توسط فیلم در موضع بیننده مستقرمی شود) انجام گرفته است. این بحث در سالهای اخیر روی این نکته متمرکز شده است که بیننده چگونه هم با فیلم به همدلی می رسد و هم بدل می شود به تولید کننده ی فعال معنا به عنوان سوژه ی فیلم. صنعت فیلم از نخستین روزهای پا گرفتن، فیلم ها را به قصد جلب مخاطبان کلان می ساخته است؛ این بدان معنا بوده است که محصول این صنعت غالبا متکی بر مخاطب است. به تبع تغییر مخاطب (مثلا تغییر از مردان به زنان کارگر در قبل از جنگ دوم به زنان بعد از جنگ، و از آن به جوانان پایان دهه ی 1950) نوع محصول نیز تغییر می کند (هیوارد،1386 :280).
2-2-9 اهداف و اهمیت جشنوارهها
تردیدی نیست که جشنواره های سینمایی دنیا با اهداف سیاسی شکل گرفته اند. این را نمی شود انکار کرد. اما لازم است درباره تعبیر«اهداف سیاسی» بیشتر تأمل کنیم. فرهنگ رایج رسانه ای ما چنین اقتضا می کند که وقتی ترکیب «اهداف سیاسی» را می شنویم، بلافاصله آن را با مفاهیمی مثل تئوری توطئه و دست های پشت پرده و نیت های شوم و چیزهایی از این قبیل مترادف بدانیم، در حالی که کسب موفقیت سیاسی در دنیای امروز نیاز به برنامه ریزی و هدف گزاری های بلند مدت دارد و سیاست مداران کنونی برای برآورده شدن اهدافشان، تلاش می کنند برنامه هایی را در حوزه های مجاور سیاست مثل اقتصاد، صنعت، فرهنگ و ورزش اجرا کنند (معززینیا،8:1388).
اگر بخواهیم اهداف و اهمیت جشنوارههای فیلم را در تحت بازشناسی قرار دهیم، میتوانیم به این اهداف و نکات کلیدی جشنواره اشاره کنیم.
الف) محملی جهت برخورد آثار جهانی و قیاس کمی و کیفی تولیدات با یکدیگر و کمک به ارتقا فنی و تکنیکی سینمای ملی کشور برگزارکنندۀ جشنواره.
ب) ایجاد فرصت جهت بازخوانی آرا و نظریات محققان و منتقدان و کارشناسان سینمایی ملل مختلف با یکدیگر و دستیابی به مفاهیم نوین نقد، سبکها و گفتمان میانتمدنی از راه نمایش فیلم.
ج) تهییج و تشویق مخاطب جهت رویت آثار فیلم ملی و جهانی و ایجاد یک بستر تبلیغاتی و شاخصمند برای اکرانهای آتی جهانی آثار شرکت کننده در جشنوارهها و نیل به عواید اقتصادی برای سازندگان آثار و صنعت سینما (اکبرپور،167:1392).
2-2-10 گفتمان جهانی جشنواره های فیلم
قبل از پرداختن به گفتمان جهانی جشنوارههای فیلم بد نیست در ابتدا ببینیم «هنر جهانی» که فیلم و جشنوارههای بینالملی فیلم نیز جزئی از آن هستند، با چه رویکردی به آثار هنری جهانی نگاه میکند؟ و این نگاه تا چه اندازه سوگیرانه و فرصت طلبانه است؟ آیا گفتمان جشنواره ها نیز متأثر و برخواسته از همین رویکرد هنر جهانی است یا در شکل گیری این گفتمان عوامل دیگری خارج از حوزه هنر دخیل هستند؟
جهانی شدن عبارت است از فرآیند فشردگی فزایندۀ زمان و فضا که به واسطه آن، مردم دنیا کم و بیش و به صورتی نسبتاً آگاهانه در جامعۀ جهانی واحد ادغام می شوند (گلمحمدی،1386)
مخالفان هنر جهانی معتقدند که منظور غرب از هنر جهانی، هنر نیست که ریشه در فرهنگهای گوناگون داشته باشد، که از سوی هنرها و هنرمندان کشورهای جهان شکل بگیرد و با دید و درکی فراگیر، تمامی جهان را به طور یکسان در بربگیرد. بلکه هنر جهانی به مفهوم بهرهجویی غرب از مواهب فرهنگهای دیگر و تحول سبکها و مشربهای غربی و تحمیل آن به کشورهای دیگر است. در واقع هنر جهانی، در راستای همان فرهنگ کوکاکولا و مک دونالدیره کردن جهان است (قرهباغی،1380)
2-2-11 ایران و جشنواره های بین المللی
توجه به مسئله حضور سینمای ایران در جشنواره های جهانی از زمانی جدی شد که آمار تولید فیلمهای جشنواره ای و تعداد جوایز دریافت شده سازندگان این فیلم ها سال به سال افزایش یافت و به تدریج به جریانی عمده در سینمای کشور تبدیل شد که دیگر فعالیت های این سینما را کاملا تحت الشعاع قرار داد. درست در دوره ای که کیفیت فیلم های تولید شده برای مخاطب داخلی سال به سال کاهش می یافت و آمار فروش این فیلم ها نشان می داد که مخاطب نیز متوجه این نزول کیفی شده و دیگر رغبتی برای سینما رفتن ندارد، فیلم سازان بیشتری به جلب نظر مخاطبان جشنواره های خارجی علاقه نشان دادند و کم کم تعداد جوایز سینمای ایران از مرز هزار جایزه گذشت (معززی نیا،7:1388).
برابر مقررات موجود، بنیاد سینمایی فارابی به عنوان متولی و رابط سینمای ایران با سینمای جهان، گزینش و ارسال آثار سینمایی برای جشنوارههای بینالمللی را به عهده دارد و در طول سال به دلیل تعدد جشنوارههای جهانی، پیاپی آثاری را برای نمایش در جشنوارهها برمی گزیند.
تجربه طولانی در برقراری ارتباط با سینمای جهان، در شرایط فعلی، این امتیاز را برای این بنیاد ایجاد کرده است که شایستهترین نهاد برای این حرکت جهانی باشد، بگذریم که معمولا مقررات جشنوارهها تغییر میکند. قانون نانوشته گزینشهای جهتدار جهانی نیز در راستای درخشش آثار ایرانی نقش عمدهای دارد.
روزگاری «عباس کیارستمی» و مدتی کوتاه «محسن مخملباف» پای ثابت جشنوارهها بودند و کمتر نوبت به دیگران میرسید، ختی زمانی نام «کیارستمی» ویزایی برای «جعفر پناهی» و «بادکنک سفید» او بود که میتوانست جای پیشکسوت خود را در جشنوارهها بگیرد؛ اما پس از گذشت چند سال نه تنها پناهی، بلکه کیارستمی نیز از چشم جشنوارهها افتاد، آن هم در حالی که هر دو با کسب تجربه بیشتر و پیدا کردن شناخت بهتری از صحنه و پشت صحنه جشنوارهها امکان موفقیت بیشتری داشتند.
این تغییر و تحول نشان میدهد که علاوه بر آنچه «فرایند تعریف نشده برای گزینش مطلوب آثار» خوانده میشود، عوامل دیگری نیز در احتمال موفقیت فیلمهای ایرانی در ابعاد جهانی دخیلاند (اخلاقی،28:1387)
آنچه که در گذشته از آنها به عنوان «خطر سینمای جشنوارهای» برای مجموعه سینمای سینمای ایران یاد میشد، امروزه تقریباً وجود خارجی ندارد، زیرا شرایط اقتصادی و مقررات حاکم بر سینما تغییر کرده و یارانههای «حمایتی-هدایتی» نیز دیگر توان افزایش این قبیل آثار و در نتیجه چرخش مسیر سینما را ندارند. با این همه در شرایط کنونی نیز آثار منفی گزینشهای نادرست و عدم موفقیت در جشنوارههای معتبر، میتواند تبعات زیان آوری برای سینما داشته باشد (همان. 29)
بیل نیکولز نویسنده کتاب «ساختگرایی، نشانهشناسی سینما» در مقالهای تحت عنوان «صورت و معنا در سینمای نوین ایران» به تشریح دیدگاه خود درباره سینمای ایران پرداخته است. او مقاله خود را اینطور آغاز کرده است که سینمای نوین ایران که بعد از انقلاب در این کشور بالیدن گرفته است، تازهترین کشف جشنوارههای بینالمللی است. این کشف بار دیگر این سؤال را پیش می آورد که ما فرهنگها و سینماهای بیگانه را چگونه درک میکنیم…
این اعتقاد که هرگاه یکی از جشنوارهها، سینمایی را کشف کند، شایسته است آن سینما را به عموم مردم جهان بشناسانیم، خودبهخود موجب میشود نخستین گام در جهت معرفی آن سینما برداشته شود، و این نخستین گام در نوشتههای منتقدان سرشناس بازتاب مییابد. فیلمهایی برآمده از فرهنگهایی که پیش از این در عرصۀ سینما فاقد آثار برجسته بودهاند، معمولاً در جشنوارهها به دو دلیل طرف توجه واقع میشوند: یکی فراتر رفتن از مسائل و ذوائق محلی و قومی؛ دیگری گشودن دریچهای تازه به سوی فرهنگی ناآشنا. به بیان دیگر، چنین فیلمهایی که از بلوغ هنری سازندگانش حکایت دارند و تحسین همه را برمیانگیزند از دو ویژگی شاخص بهره میبرند: یکی اینکه کارگردانانشان در قلمرو جهانی سینمای مؤلف جایگاه خاصی دارند؛ دیگر اینکه از فرهنگی متمایز منشأ گرفتهاند و از نظر سبک و درونمایه با هنجارهایی که سینمای هالیوود ساخته و پرداخته است آشکارا در تعارضاند.
از رهگذر چنین فیلمهایی ما در عین حال که با دیگر بخشهای جهان آشنا میشویم، از خلاقیتهای هنرمندانی که بتازگی به عرصه بینالمللی پای نهادهاند نیز آگاه میگردیم… در فضای جشنوارهها تنها تعالی فیلمها نیست که جلب نظر میکند، صرف تجربۀ پدیدههای ناآشنا نیز نظرها را به خود معطوف میدارد.
2-2-12 جمعبندی و نتیجهگیری بخش دوم فصل دوم

مطلب مشابه :  بیماران مبتلا

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید