سبز اندیشان امروز

جزیره العرب

عبادت در شرع، عبارت است از نهایت خضوع و تذلل نسبت به کسی که خضوع شده، در حالی که معتقد به اوصاف ربوبیت در او باشد. و عبادت در لغت به معنای اطاعت و عبودیت به معنای خضوع و ذلت است. پس عبادت در شرع با عبادت در لغت تفاوت دارد. کسی که بر انسان خضوع کند، شرعاً نمی‌گویند که او را عبادت کرده است و این چیزی است که هیچ‌کس در آن اختلاف ندارد. پس هر کس کنار قبر پیامبر یا اولیای خدا تذلل و توسل کند، نمی‌گویند که او را عبادت کرده است. زیرا از نظر شرع، مجرد خضوع و صدا زدن و استغاثه نمودن، عبادت محسوب نمی‌شود، اگر چه در لغت، آن را عبادت بنامند. دلیل این مطلب، اموری است. مثل لفظ صلاه که در لغت به معنای مطلق دعا و تضرع است، ولی در اصطلاخ به معنای اقوال و افعال مخصوصی است که افتتاح آن تکبیر و اختتام آن، تسلیم است. پس هر دعایی نماز نیست، همچنین است عبادت…
ایشان در جای دیگری می‌نویسد:
«عبادت در شرع به معنای انجام نهایت خضوع قلبی و قالبی است. قلبی آن، اعتقاد به ربوبیت یا خصیصه‌ای از خصائص آن است. مثل استقلال در نفع یا ضرر. و قالبی آن، انجام انواع خضوع ظاهر، از قیام، رکوع، سجود و غیر این‌هاست، همراه اعتقاد قلبی. لذا هرگاه کسی این اعمال قالبی را بدون اعتقاد قلبی انجام دهد، شرعاً عبادت محسوب نمی‌شود و لو آن عمل قالبی، سجود باشد. اگر کسی قائل به کفر سجده‌کننده بر بت است، به این علت می‌باشد که این عمل، نشانه‌ی آن اعتقاد است…»
آن‌گاه در نتیجه‌گیری از کلامش می‌نویسد: «با این بیان روشن شد که مجرد صدا زدن یا استغاثه یا استعانت از ارواح اولیای الهی یا خوف و رجا یا توسل و تذلل، عبادت محسوب نمی‌شود.»
از همین رو در «صحیحین» وارد است که خورشید در روز قیامت به مردم چنان نزدیک می‌شود که عرق به نصف گوش مردم خواهد رسید. در این میان، همه به حضرت آدم، آن‌گاه به موسی و سپس به حضرت محمد استغاثه می‌کنند و خداوند شفاعت آنان را می‌پذیرد و بین خلایق حکم می‌کند.
تقسیم توحید نزد وهابیان
وهابیان، توحید را بر سه نوع تقسیم نموده‌اند: ربوبی، الوهی و توحید در اسما و صفات.
ابن عثیمین می‌گوید:
«توحید ربوبی؛ یعنی اختصاص دادن خلق، ملک و تدبیر به خداوند. توحید الوهی همان توحید عبادت است؛ یعنی این‌که عبادت، تنها مخصوص خداوند است. توحید اسما و صفات، یعنی اثبات هر صفتی که در ادله بر خداوند ثابت شده، لکن بدون در نظر گرفتن نظیر و شبیهی برای خداوند».
اشکالات تقسیم یاد شده عبارتند از:
۱) ربوبیت، به معنای خالقیت نیست. بلکه همان‌گونه که قبلاً به آن اشاره شد، عبارت از تدبیر و اداره‌ی عالم و تصرف در شؤون آن است.
۲) از بررسی آیات و مطالعه‌ی تاریخ بت‌پرستان به دست می‌آید که توحید در خالقیت مورد اتفاق مردم شبه جزیره العرب بوده، و تنها مشکل آنان توحید در ربوبیت و الوهیت و عبودیت است. از همین رو خداوند متعال به پیامبرش می‌فرماید: «ولئنْ سالْتهمْ منْ خلق السماوات واْلارْض لیقولَنَّ الله» «و اگر از آنان سؤال کنی چه کسی آسمان‌ها و زمین را خلق کرد، همه می‌گویند: خدا.»
۳) «اله» به معنای معبود نیست، لذا توحید در الوهیت به معنای توحید در عبودیت نیست؛ بلکه مقصود از «اله» همان معنایی است که از لفظ جلاله «الله» استفاده می‌شود و تنها فرقشان در این است که اولی کلی و دومی مصداق آن کلی است. شاهد این مدعا آن است که در کلمه اخلاص «لا اله الا الله» اگر مقصود از «اله» معبود باشد جمله کذب محض می‌شود؛ زیرا به طور واضح در خارج معبودانی غیر از خداوند می‌بینیم که مورد پرستش مردم واقع می‌شوند.
۴) در مورد معنای توحید صفاتی نیز اشکالاتی متوجه تقسیم آنان است که در بحث کیفیت صفات الهی به آن اشاره کرده‌ایم. خلاصه این که حقیقت توحید در صفات به معنای عینیت صفات با ذات است، نه نیابت ذات از صفات که معتزله قایل‌اند، و نه زیادت صفات بر ذات که اشاعره قائل‌اند و نه این معنایی که وهابیان به آن معتقدند؛ زیرا معنایی که وهابیان اعتقاد دارند، یا سر از تشبیه سر در خواهد آورد یا تعطیل..
شرک
«شرک» در لغت به معنای نصیب، و در اصطلاح قرآن در مقابل حنیف به کار رفته است. حنیف به معنای میل به استقامت است، لذا شرک در راه استقامت و اعتدال نیست، بلکه بر خلاف فطرت سلیم انسانیت است. شرک یا متعلق به عقیده است و یا مربوط به عمل. نوع اول، بر سه قسم است:
1) شرک در الوهیت
2) شرک در خالقیت
3) شرک در ربوبیت

                                                    .