نیازهای مادی (معیشتی)(مثل خوراک، پوشاک، مسکن و…)
نیازهای امنیتی(مثل فراغت از تهدید مالی، جانی، فکری و فراغت از تهدید پیوندهای اجتماعی)
نیازهای شناختی(یعنی خروج از عدم تعین و کاهش نادانی)
نیازهای اجتماعی(مثل همنشینی اجتماعی، تأیید اجتماعی، محبت و عشق(چلبی 1381،1375به نقل از همان:4). چلبی پاسخگویی مؤثر به این نیازها را زمینهساز خشنودی(شادمانی) فردی است و همچنین معتقد است که نیازهای اجتماعی توأم با نیازهای فردی، سبب شکلگیری هنجارهای اجتماعی میشوند در واقع ظهور تدریجی هنجارهای اجتماعی پاسخگویی چنین نیازی است، هنجارهای اجتماعی(قوانین نانوشه) ضامن بقاء و کارایی گروه است. سازوکار تولید هنجارهای اجتماعی عبارت است از: انتظارات افراد از یکدیگر و از جمع، توانایی جسمی، فکری و مهارتی افراد، نیازهای اساسی انسان، منابع در دسترس (فرصتها) میباشد. اما هنجارهای اجتماعی در همان حال که قادرند شرایط را برای همکاری اجتماعی و هماهنگی فراهم نمایند، همزمان به سبب سویگیری جانبدارانه میتوانند بانی و حافظ انواع نابرابریهای اجتماعی شوند. از این رو، هنجارهای اجتماعی خصلت دوگانه دارند. نابرابری اجتماعی یکی از موضوعات بسیار مهمی است که از اعصار گذشته تا کنون هم مورد توجه عموم مردم و هم مورد توجه متفکران، فلاسفه و مصلحین اجتماعی بوده است. در عصر حاضر نیز، یکی از موضوعات کلیدی در علوم اجتماعی، به ویژه جامعه شناسی، تلقی می شود. گرچه حساسیت و ادراک نسبت به نابرابریهای اجتماعی از جامعهای به جامعهای و از زمانی به زمانی دیگر متغیر است و این میتواند بر عدالت توزیعی و احساس بی عدالتی نیز مؤثر واقع شود (جاسو2001، آمیل و همکار 2004 به نقل از چلبی، 1389). در هر حال لازم است قبل از ادامۀ بحث، یک تعریف نسبتاً جامع از نابرابری اجتماعی و انواع آن ارائه شود. مراد از نابرابری اجتماعی در معنای کلی، دسترسی نابرابر آحاد جمعیت(اعم از فردی و جمعی) به منابع ارزشمند چهارگانه، یعنی منابع اقتصادی (مثل ثروت و درآمد)، منابع سیاسی(مثل اقتدار و قدرت سازمان یافته )، منابع اجتماعی(مثل آبرو، حیثیت و منزلت اجتماعی) و منابع معرفتی (مثل انواع معارف و مهار تها) است(چلبی، 1375). اساساً، نابرابریهای اجتماعی در اثر ترکیب چهار عامل محوری، یعنی ضروریات محیط طبیعی، ضروریات اجتماعی، ضروریات زیستی روانی و تصادف، به صور مختلف ظهور و بروز مییابند و در منافع خود تعیین نمایند و یا آن ها را نقض کنند تشدید هریک از چهار نوع نابرابری عمده میتواند با ساز و کارهای اصلی مختص خود، موجب طرد و ظهور انواع محرومیت جدی برای اکثریت آحاد جامعه شود در مقابل، اگر نابرابر ی اجتماعی منجر به نابرابر ی اسمی (بیرونی) شود و یا حتی نابرابری درونی به طور بی رویه افزایش یابد، این میتواند باعث “نوعی انحصار” شود پیامد هر نوع انحصاری سبب طرد و محرومیت میشود. چنانکه نمودار زیر نشان می دهد. نابرابری های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، به ترتیب، هریک از طریق سازوکارهای استثمار، استبداد، استحقار و استحمار میتوانند موجبات طرد اجتماعی و “نوعی محرومیت” را برای جزء مهمی از جمعیت جامعه فراهم نمایند. محرومیت و طرد اجتماعی باعث تضاد اجتماعی، عناد، غضب اخلاقی، عدم همکاری، انواع جرایم مهم(مثل قتل، غارت، جرایم سازمان یافته، وندالیسم، انواع فساد اداری سیاسی)، انزوای اجتماعی، شورش و خروج می شود(چلبی، 1389).
نمودار شماره(2-2): ساز و کارها و آثار نابرابریهای اجتماعی
نابرابری سیاسی
نابرابری سیاسی
نابرابری اقتصادی
نابرابری اقتصادی
استثمار
استثمار
استبداد
استبداد

تملیک/تحدید
تملیک/تحدید
طرد اجتماعی
طرد اجتماعی
تهدید
تهدید
تحمیق
تحمیق
تحقیر

                                                    .