ازجمله مباحثی که در ذیل توحید افعالی و در مباحث کلامی قابل بحث است مسأله جبر و اختیار است که در ادامه به بررسی این موضوع پرداخته میشود.
4-2- جبر و اختیار
مسأله جبر و اختیار یکی از قدیمی‌ترین و بحث‌برانگیزترین پرسش‌ها در سه حوزۀ فلسفه، کلام و عرفان بوده است. این نظریه از دیدگاه متکلّم، این است که قدرت بیکران خدا هر مقدوری را در برمی‌گیرد و در عالم هیچ مقدوری از قبضۀ قدرت او بیرون نیست؛ و از دیدگاه فیلسوف، قانون کلّی استثناناپذیر علیّت است که هیچ رویدادی ازجمله کردارهای ارادی از دایرۀ شمول آن بیرون نیست، عارفان نیز با تأکیدی که بر مسألۀ وحدت وجود، خداوند را به‌عنوان خالق انسان و افعال او نیز به
شمار میآورند ولی عارفان ضمن گرایش به جبر تصریح میکنند که انسان مطلقاً مجبور نیست.
مباحث مطرح‌شده در این باب در پی پاسخ به سؤالی بود که در این زمینه برای انسان پیش می‌آید و آن این است که آیا مردم در افعال و حرکات خود دارای اختیار هستند و یا تابع علل و عوامل دیگری است و به‌عبارت‌دیگر مقهور اراده پروردگار خویش است؟
«جبر در لغت به معنی شکسته بستن و نیکو کردن است.«جبر و اجبر و تجبر و اجتبر» یعنی بعد از شکسته شدن و در هم ریختن اصلاح و ترمیم گردید… مفهوم فلسفی آن به معنای مجبور بودن انسان است در افعال خود».
اختیار نقطه مقابل جبر است. یعنی کاری که انسان با میل خود و بدون اجبار و الزام آن را انجام دهد و عملی است که بدون اکراه از انسان سرمیزند.
طبق آنچه در باب جبر و اختیار گفته شد، سه گروه در مقابل این تفکرات به وجود آمد.
گروهی پیرو نظریه جبر شدند و گروه دیگر معتقد به نظریه تفویض با اعتقاد به اینکه انسان در اعمال و اقوال خود آزاد است و دسته سوم که جایگاه آنان حد وسط این دو گروه است.
وجود آیات فراوان در قرآن کریم در باب جبر و اختیار باعث شد این اندیشه به وجود بیاید که آیا مشیت الهی انسان را مجبور آفرید یا مختار؟ وجود آیات با ماده علم، اراده و مشیت پروردگار مورد استناد جبرگرایان قرار گرفت و آیاتی که به مختار بودن انسان اشارت می‌کرد مورد استناد اهل تفویض و گروه سوم با جمع بین این دو درستی نظر خود را نشان داده‌اند.
به‌عنوان نمونه، آیاتی که از آنها مفهوم جبر استنباط شده است عبارت‌اند از:
«فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَ لکِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ وَ ما رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَ لکِنَّ اللَّهَ رَمى‏ وَ لِیُبْلِیَ الْمُؤْمِنینَ مِنْهُ بَلاءً حَسَناً إِنَّ اللَّهَ سَمیعٌ عَلیمٌ»
که این آیه یکی از کلیدی ترین آیات در باب توحید افعالی است و اشاعره برای اثبات نظر خود بر کسب فعل ذکر می‌کنند.
«تِلْکَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ مِنْهُمْ … وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ مَا اقْتَتَلَ الَّذینَ مِنْ بَعْدِهِمْ … وَ لکِنَّ اللَّهَ یَفْعَلُ ما یُریدُ»
«وَ ما تَشاءُونَ إِلاَّ أَنْ یَشاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمینَ»
و از زمره آیاتی که نظریۀ تفویض از آنها استنباط شده است، آیات:
«وَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَهً قالُوا وَجَدْنا عَلَیْها آباءَنا وَ اللَّهُ أَمَرَنا بِها قُلْ إِنَّ اللَّهَ لا یَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ»
«مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَیْها وَ ما رَبُّکَ بِظَلّامٍ لِلْعَبیدِ»
«ذلِکَ بِما قَدَّمَتْ یَداکَ وَ أَنَّ اللَّهَ لَیْسَ بِظَلاَّمٍ لِلْعَبیدِ»
4-2-1- دیدگاه متکلّمان در باب جبر و اختیار
در میان فرق کلامی گروهی در باب جبر و اختیار به جبر گرایش پیدا کردند. این گروه معتقد بودند که بنده مجبور و میسّر است و هر کار که می‌کند منوط به اراده الهی است و نخستین کسی که قول به جبر مطلق از وی شهرت گرفت شخصی به نام جهم بن صفوان ترمذی (وفات 128 ه.ق) این گروه به جهمیّه نیز شهرت دارند و جبریّه خالصه هستند.
البته این اصطلاح (جبریه) برای همه فرقی که انسان را فاعل مختار نمی‌دانند، به کار می‌رود
و بیشتر این اصطلاح را درباره مخالفین قدریه به کار می‌برند.

                                                    .