رشته حقوق

جبر و اختیار

دانلود پایان نامه

در تقسیم‌بندی فارابی، علم کلام به دو بخش تقسیم میشود: «بخشی که شامل آراء است و بخش دوم که افعال را دربر میگیرد. او در بیان تفاوت میان علم کلام و فقه میگوید: فقیه مسائل علم کلام را قطعی دانسته و اصل قرار میدهد تا دیگر احکام لازم را از آنها استنباط نماید».
بنابراین میتوان گفت به‌وسیلۀ علم کلام و به کار بردن ادله و استدلالات عقلی میتوان از عقاید دینی که نفس بدانها معتقد است در برابر شبهات مخالفان دفاع کرد. مسائلی که مطرح است صرفاً جنبۀ اعتقادی دارد نه عملی مانند اعتقاد به ذات خدا و انتساب این عقاید به دین اسلام و حضرت محمّد (ص) است.
علم کلام بسان سایر علوم عقلی در آغاز پیدایش، مخالفان و موافقانی یافت. گروهی مانند اهل حدیث استدلال در مباحث دینی را بدعت میشمردند و بحثهای عقلی را مایۀ گمراهی میدانستند؛ و مردم را از آموختن این علم بر حذر میداشتند. در مقابل این گروه، عدهای بر این باور بودند که کلام مایۀ استواری دین و متکلّمان وسیلۀ حفظ دیناند. این گروه همواره با بیان کردن براهین محکم عقلی باعث هدایت بسیاری در طول تاریخ اسلام شدند.
3-1-1- تعریف علم کلام
هدف از تعریف این علم شناختن علم کلام و تمییز آن از غیر آن است به‌گونه‌ای که مباحث آن با مباحث سایر علوم مشتبه نگردد. هرگاه بخواهیم تعریفی جامع از یک علم ارائه دهیم باید به‌گونه‌ای آن را تعریف کنیم که موضوع آن به‌صورت کامل مطرح شود و به نحوی باشد که تمام زیرمجموعه‌های خود را دربر بگیرد و جامعیت داشته باشد. همچنین به روش بحث آن علم و هدفی که دنبال میکند نیز اشاره میشود. تاکنون صاحبان فن هرکدام تعریفی از این علم ارائه دادهاند که در این قسمت به بررسی آن میپردازیم.
گروهی بر این باورند که علم کلام دربارۀ ذات و صفات و افعال خداوند بحث میکند و به آن، علم توحید میگویند ولی این تعریف موردقبول اهل‌فن نیست؛ زیرا این تعریف فقط موضوع علم کلام را بحث در باب ذات و صفات و افعال خداوند میداند و شامل سایر مباحث علم کلام نمیشود.
گروهی دیگر موضوع علم کلام را معاد و مسائل مربوط به آن میدانند این تعریف نیز طبق آنچه ذکر شد تعریف جامعی نیست.
«سیّد شریف جرجانی (درگذشته به 816 ه.ق) در کتاب تعریفات خود مینویسد که: کلام علمی است که در آن از ذات و صفات خدای تعالی و احوال ممکنات از مبدأ و معاد بر طبق اصول و قواعد اسلام بحث میکند قید اسلام برای آن است که علم ماوراء الطبیعی فلسفه را از این تعریف خارج سازند».
این تعریف نیز تعریف جامعی نیست زیرا فقط شامل مباحث توحید و معاد است.
قاضی عضدالدّین ایجی در کتاب المواقف خود در باب تعریف علم کلام میگوید: «کلام علمی است که آدمی را بر اثبات عقاید دینی با ایراد و دلایل و حجتها در ردّ شبهات مخالفین قادر میسازد».
این تعریف به سه مسألهای که در تعریف باید آنان را رعایت کرد اشاره‌کرده است. موضوع (عقاید دینی)، شیوۀ بحث (ایراد و دلایل و حجتها)، هدف (اثبات عقاید دینی).
ابن خلدون نیز در تعریف علم کلام گفته است: «هُوَ عِلمٌ یَتَضَمَنُ الحِجاجَ عَنِ العَقائِدِ الایمانیّه بِالآَدِلّهِ العَقلیّه وَالرَدِّ عَلی المُبتَدِعهِالمُنحَرفینَ فی الإعتقاداتِ عَن مَذاهِبِ السَّلَفِ وَأَهلِ السنه». (علم کلام شامل برهانها و دلایل عقلی بر عقاید دینی و رد بدعتگذاران و منحرفین از روشهای پیشینیان و اهل سنّت در اعتقادات میباشد). این تعریف نیز سه مسأله مذکور (جامعیّت، روش بحث، هدف) را در خود جای‌داده است ولی نکتهای را که در پایان به آن اشاره‌کرده است یعنی انحراف از روشهای اهل سنت ربطی به تعریف علم کلام ندارد و همۀ مذاهب کلامی اسلامی را شامل نمیشود و مذهب خاصی را موردتوجه قرار داده است که نتیجۀ آن جامع نبودن تعریف است.
استاد شهید مرتضی مطهری در تعریف این علم چنین بیان داشتهاند که: «علم کلام علمی است که دربارۀ عقاید اسلامی یعنی آنچه ازنظر اسلام باید بدان معتقد بود و ایمان داشت بحث میکند به این نحو که آنها را توضیح میدهد و دربارۀ آنها استدلال میکند و از آن‌ها دفاع مینماید».
محقق لاهیجی نیز در تعریف علم کلام گفته است: «اما کلام قدما صناعتی باشد که قدرت بخشد بر محافظت اوضاع شریعت به دلایلی که مؤلف باشد از مقدمات مُسَلّمه و مشهوره در میان اهل شرایع خواه منتهی شود به بدیهیات و خواه نه».
با توجه به تعریفاتی که از سوی صاحبان فن و متکلّمان در باب تعریف علم کلام ارائه شد میتوان گفت که کلام علمی است که با استدلالات عقلی به اثبات صانع و صفات خداوند و معاد و مباحث مربوط به آن و نبوت عامّه و خاصّه و امامت و ولایت و به‌طورکلی اصول دین و مسائل اعتقادی در دین که به‌گونه‌ای شبهه دارند میپردازد. «منظور از اصول دین عقایدی است که پایه و ریشۀ دین حساب میشود؛ یعنی عقایدی که مقدمیّت برای عمل ندارد و تابع عمل نیست و عقایدی که مقدمیّت برای عمل دارد فرع دین نامیده میشود مثل فقه».
3-1-2- موضوع علم کلام
طبق آنچه گذشت علم کلام دارای تعاریف گوناگون و متفاوتی بود بنابراین در همین راستا آراء و نظرهای گوناگون در مورد موضوع آن وجود دارد.
ایجی در باب موضوع علم کلام میگوید: «موضوع علم کلام عبارت است از معلوم (آنچه علم به آن تعلق میگیرد خواه موجود باشد یا معدوم) از این حیث که اثبات عقاید دینی به آن بستگی دارد؛ زیرا مسائلی که در آن مطرح میشود یا عقاید دینی است مانند اثبات قدم و وحدت صانع و یا قضایایی است که این نوع عقاید به آنها بستگی دارند».
« علم کلام افزون بر اصولی مانند توحید، عدل و معاد، مباحثی از قبیل جبر و اختیار، قضا و قدر، بداء، احوال برزخ، کیفیت ثواب و عقاب را نیز شامل میشود؛ حتی میتوان گفت که مباحثی مانند فلسفۀ تشریع احکام و پاسخ به شبهات اعتقادی درزمینۀ فروع عملی واخلاقی دین و مسائلی ازاین‌دست که اصولاً ماهیّت اعتقادی دارند در این علم جای میگیرند».
با بررسی نظریات مطرح‌شده در باب علم کلام دربیان موضوع و تعریف علم اختلافاتی وجود دارد. برخی فقط مسائل اعتقادی که همان ذات خدا و توحید صفاتی و افعالی را مدّ نظر قراردادند و گروهی دیگر، سایر مسائل اعتقادی را به آن اضافه میکنند و بر این باورند که علم کلام هم رسالت دفاع از اصول دین را دارد هم رسالت دفاع از فروع دین. ولی از میان نظریاتی که در باب موضوع علم کلام مطرح شد دیدگاه کسانی چون لاهیجی، ابن خلدون و شهید مطهری دارای برتری هستند.
کسانی مانند محقق لاهیجی، موضوع علم کلام را آراء و عقاید دینی می‌دانند که متکلّم از آن‌ها دفاع میکند ابن خلدون نیز موضوع علم کلام را عقاید ایمانی میداند. شهید مطهری نیز موضوع علم کلام را بحث در باب اصول دین و عقاید اسلامی میداند.
محقق طوسی معتقد است اگرچه موضوعات علم کلام مختلف است، ولی همۀ آنها منسوب
به یک مبدأ واحد (شناخت خدا) هستند و در موضوعات علم کلام تفاوتی ازنظر حقیقی و اعتباری وجود ندارد زیرا همۀ آنها به خداشناسی منتهی میشوند.

مطلب مشابه :  توزیع قدرت در لبنان

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید