جانشینی پیامبر

3-1-3- تاریخچۀ علم کلام
با گسترش اسلام علومی مانند تفسیر قرآن، فقه، حدیث، کلام نقلی و… به وجود آمد و علّت پیدایش این علوم نیز مسائلی چون عدم دسترسی به پیامبر، ائمه و اصحاب ایشان بود. پس از گسترش این علوم دیدگاههای مختلف شکل گرفت و دانشمندان این علوم نیازمند معیارها و ملاک‌هایی برای سنجش دانستههای خود شدند و به دنبال آن علومی مانند بخش عقلی علم کلام، فلسفه، منطق و علم رجال پدید آمد. میتوان گفت که مسائل کلامی با دعوت پیامبر آغاز میشود و آنچه موجب پدید آمدن فرقههای کلامی شد رخ دادن جریانات سیاسی و اجتماعی خاص در آن زمان بود.
در مورد پیدایش علم کلام قول مشهور این است که با رواج آراء و عقاید سایر مذاهب در میان مسلمانان و به علّت سروکار یافتن مسلمانان با سایر اقوام مانند ایرانیان، رومیان و مصریان و رواج اندیشههای آنان در بین مسلمانان، دانشمندان اسلام را بر آن داشت تا از عقاید اسلامی دفاع کنند بنابراین بر آن شدند که خود را به علوم عقلی و نقلی مسلّح کنند و به مقابله با شبهات وارده بر دین خود بپردازد.
از آغاز ظهور اسلام، در میان مسلمانان کمتر اختلافی بر سر مباحث اعتقادی پیش میآمد و اگر شبهه و مسألهای مطرح میشد با مراجعه به حضرت رسول (ص) به‌سرعت حل میشد و جدال بر سر این مباحث بسیار کم بود.
آنچه باعث پیدایش فرقههای مهم کلامی ازجمله: اهل سنت، شیعه و خوارج گردید مسألۀ جانشینی پیامبر بعد از رحلت آن بزرگوار بود به همین سبب بین مسلمانان اختلاف به وجود آمد. گروهی معتقد بودند که پیامبر انتخاب جانشین برای خود را به عهدۀ امّت گذاشته، بنابراین بعد از رحلت پیامبر (ص) انتخاب جانشین برای حضرت را به عهدۀ مردم یا شورای حل و عقد گذاشتند. به همین منظور، اختلافات سختی بین مهاجرین و انصار بر سر جانشینی پیامبر درگرفت و سرانجام ابوبکر از صحابه پیامبر و از میان مهاجرین به خلافت انتخاب شد. این گروه به گروه سنت و جماعت معروف شدند. گروه دیگر جانشینی پیامبر را منصبی الهی دانستند و معتقد بودند که پیامبر (ص) به‌فرمان الهی جانشین خود را انتخاب کردهاند این گروه به شیعه معروف شدند. در میان این دو گروه نیز منازعاتی درگرفت و هرکدام بر سر مباحث اعتقادی آراء و نظریات خود را ارائه کردند که تفاوت در این آراء و نظریات منجر به پیدایش فرقهها و گروههای کلامی شد.
در مورد رواج علم کلام باید گفت: «در آغاز نام متکلّم تنها بر معتزلیان اطلاق میشد و به این وسیله آنان را از اهل حدیث که با هرگونه بحث‌وجدل در دین مخالفت میورزیدند متمایز میکرد، اما به‌تدریج با رواج اندیشههای عقلی در میان سایر فرقهها به‌ویژه با ظهور اشاعره کلام مفهومی عام یافت و بر حوزههای مختلف اطلاق شد ازاینجا بود که برای معرفی رویکردهای مختلف کلامی از عناوینی مانند کلام معتزله، کلام شیعه، کلام اشاعره و غیره استفاده شد و هر گروه به تأسیس مدرسۀ کلامی خاص خود همّت گماشت و عقاید و آرای خویش را در قالب یک نظام
مستقل و ممتاز سامان بخشید».
طبق این گزارش‌ها نامیده شدن این علم به علم کلام از زمان مأمون خلیفه عباسی رایج شد؛ و «از اوایل سدۀ چهارم چند تن به این شیوه علم یا فنّ کلام نام دادهاند. شاید بزرگ‌ترین این چند تن ابوالحسن علی بن اسماعیل اشعری (وفات، 324 ه.ق) باشد که در کتاب «مقالات الاسلامیین» خود عبارت «اِختَلَفَ المتکلّمون= متکلّمان اختلاف کردهاند» را به‌کاربرده و همو در رسالۀ «استحسان الخوض فی علم الکلام» [پسندیده بودن ورود در علم کلام] از «علم کلام» سخن به میان آورده است و از حقانیت آن در برابر برخی ظاهرپرستان و محدّثان دفاع کرده است و نشان
داده است که مباحث علم کلام همه مستند به قرآن مجید و مقتبس از آیات گوناگون آن است».
در آخر با توجه به مباحث مذکور میتوان گفت اگر مقصود از علم کلام، مطلق بحث و گفتوگو دربارۀ عقاید دینی باشد تاریخ پیدایش این علم مقارن با ظهور اسلام اتّفاق افتاد و دراین‌باره بسیاری از مباحثات پیامبر (ص) با بت‌پرستان و اهل کتاب در باب توحید، نبوت و معاد که ازجمله مباحث علم کلام است در قرآن بیان‌شده است؛ ولی اگر مقصود از علم کلام طرح مباحثات کلامی در میان خود مسلمانان و پیدایش فرقهها باشد، تاریخ آن به پس از رحلت پیامبر بازمیگردد و اگر مقصود از کلام اسلامی ظهور مذاهب کلامی دارای اصول و قواعد تعریف‌شده باشد تاریخ آن به اوایل قرن دوم بازمی‌گردد و می‌توان دوران رونق این علم را قرن دوم و زمان عباسیان دانست.
3-1-4- فواید و اهداف علم کلام
ازآنجاکه علم کلام از مهمترین و شاخصترین علوم اسلامی است و در این زمینه آثار زیادی به وجود آمده است و بزرگان و صاحب اندیشان و ائمه مذاهب مختلف در این زمینه قلم‌فرسایی کردهاند که این خود نشان‌دهندۀ ارزش و اهمیت این علم است به همین دلیل در این قسمت به بررسی آراء محققّان و صاحب‌نظران در باب فواید علم کلام میپردازیم.
محقق لاهیجی در باب فایدۀ علم کلام گفته است: «قدمای اهل اسلام را حاجت به این صناعت از دو جهت بوده: یکی محافظت عقاید شرعیّه از تعرّض اهل عناد از سایر اهل ملل و شرایع و این حاجت شامل عامۀ اهل اسلام است؛ و دیگری اثبات مقاصد هر فرقه از فِرَق اهل اسلام بخصوص و محافظت اوضاع آن فرقه از تعرّض سایر فرَق اسلام».
در کتب دینی و فقهی از زبان بزرگان دین مباحث زیادی در باب خداشناسی باهدف معرفت و شناخت خداوند بیان‌شده است که همگی آنها با دلیل و برهان ارائه‌شده است و این بدان جهت است که شناخت خداوند صرفاً جنبه تقلیدی نباشد و با تحقیق و پژوهش این مهم به امری یقینی تبدیل شود.
از دیگر فواید علم کلام ارشاد و هدایتِ هدایت جویان است. متکلّم با بهرهگیری از مباحث و روشهای بحث به ارشاد و هدایت گمراهان میپردازد. تاریخ علم کلام گواه هدایت بسیاری از گمراهان توسط صاحبان این فن و حتی ائمّه و بزرگان دین است. برای نمونه به مناظرۀ امام صادق (ع) با دو تن به نامهای عبدالملک زندیق و عبدالله دیصانی میتوان اشاره کرد که این مناظره منجر به ایمان آوردن آن دو شد.
از فواید دیگر علم کلام این است که سایر علوم دینی چون: تفسیر، فقه، حدیث و… در اثبات موضوع خود نیازمند این علم هستند.
بر این اساس محقق طوسی گفته است: «اساس همۀ علوم دینی، علم اصول دین است که مسائلش بر محور یقین میگردد و بدون آن ورود در مباحث علوم دینی دیگر مانند اصول فقه و فرع آن ممکن نیست؛ زیرا شروع در آن‌ها بدون آگاهی بر مسائل مربوط به اصول دین مانند سقف
بدون پایه است».
شاید بتوان گفت مهمترین و عمدهترین فایده علم کلام دفاع و پاسداری از عقاید دینی است که به‌منظور مبارزه با اندیشههای اهل باطل و پاسخگویی به شبهات معترضین به وجود آمد.
همان‌گونه که قبلاً ذکر شد یکی از دلایل به وجود آمدن علم کلام، دفاع از عقاید دینی در برابر هجوم آراء و شبهات اهل باطل و برخورد مسلمانان با سایر ادیان و سایر کشورها با اعتقادات مربوط به خود بود به همین دلیل، میتوان گفت که این هدف مهمترین اهداف علم کلام است. میتوان گفت اکثر صاحب‌نظران در بیان اهداف علم کلام هم‌عقیده‌اند و آنچه بیان شد از اهم این اهداف بود.
3-1-5- کلام و فلسفه
در مباحث گذشته علم کلام را تعریف کردیم در این قسمت ضمن تعریفی از فلسفه به رابطه این
دو علم و همچنین تفاوت میان آن دو میپردازیم.

                                                    .