رشته حقوق

جامعه اسلامی

دانلود پایان نامه

بررسی این روایت
در قرآن کریم صراحتا بیان شده است که شیطان هیچگونه سلطه و قدرتی بر روی بندگان مخلص خدا ندارد:
﴿قالَ رَبِّ بِما أَغْوَیْتَنِی لَأُزَیِّنَنَّ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ* إِلَّا عِبادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِین* قالَ هذا صِراطٌ عَلَیَّ مُسْتَقِیم* إِنَّ عِبادِی لَیْسَ لَکَ عَلَیْهِمْ سُلْطانٌ إِلَّا مَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ الْغاوِینَ﴾
گفت: “پروردگارا، به سبب آنکه مرا گمراه ساختى، من هم گناهانشان را در زمین برایشان مى‏آرایم و همه را گمراه خواهم ساخت مگر بندگان خالص تو از میان آنان را.” فرمود: “این راهى است راست که‏ به سوى من منتهى مى‏شود. در حقیقت، تو را بر بندگان من تسلطى نیست، مگر کسانى از گمراهان که تو را پیروى کنند.”
و در ماجرای یوسف و زلیخا چگونگی حفظ و نگهداری بندگان خود از اغوای شیطان را اینگونه معرفی می فرماید:
﴿ وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأى‏ بُرْهانَ رَبِّهِ کَذلِکَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصِینَ‏﴾
“و در حقیقت آن زن‏آهنگ وى کرد، و یوسف نیز اگر برهان پروردگارش را ندیده بود، آهنگ او مى‏کرد. چنین کردیم‏ تا بدى و زشتکارى را از او بازگردانیم، چرا که او از بندگان مخلص ما بود.”
علت این امر عصمت انبیا، رسولان و اوصیای ایشان است. و البته این مساله در خصوص پیامبر خاتم بیش از همه انبیا نمود دارد.
نکته دیگری که باید در نظر داشت این است که این روایت به شکل های مختلفی نقل شده است. یک بار انس می گوید این اتفاق در مکه افتاد. یک بار از مدینه نام می برد. در یک روایت می گوید پیامبر کودک بود. و در روایت دیگر بعد از نبوت حضرت را زمان رخ دادن این اتفاق می داند. بنابر این این روایت دارای اضطراب در متن حدیث است. لذا نمی توان به آن اعتماد نمود.
نکته آخر اینکه حتی اگر متن حدیث را هم بپذیریم آیا می توان پذیرفت شر و وسوسه های شیطان به صورت غده در سینه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بوده که باید سینه حضرت شکافته می شد؟
در جواب باید گفت شر همچون خیر از نوع امور مادی و ظاهری نیست و اگر قرار بوده در قلب پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نصیبی از شیطان باشد، قطعا باید با استغفار و توبه از بین می رفت نه با شکافتن سینه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم).
3. 4 امکان پشیمانی پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) از نفرین دیگران
پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) با اخلاق زیبایی که داشت و قرآن نیز ایشان را به همین سبب ستوده است؛ هیچ گاه حاضر به نفرین و لعن امت خود نشد و امت اسلام را نیز از این مساله برحذر می داشت. تنها در چند مورد پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) نفرین کردند و آن هم زمانی بود که این مساله برای جامعه اسلامی لازم بود. و عده ای که از این نفرین پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) ضرر می دیدند برآن شدند تا تاثیر این مساله را بر روی زندگی خود کمرنگ نشان دهند و به تعبیری از آن فرار کنند.
برای همین احادیثی جعل کردند و در آن احادیث نشان دادند پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) سریع نفرین می کند و بعد از آن پشیمان می شود.
برای مثال انس بن مالک می گوید:
“حدثنا عبد الله حدثنی أبی ثنا زید بن الحباب حدثنی حسین بن واقد حدثنی ثابت البنانی حدثنی أنس بن مالک أن رسول الله صلى الله علیه وسلم دفع إلى حفصه ابنه عمر رجلا فقال احتفظی به قال فغفعلت حفصه ومضى الرجل فدخل رسول الله صلى الله علیه وسلم وقال یا حفصه ما فعل الرجل قالت غفلت عنه یا رسول الله فخرج فقال رسول الله صلى الله علیه وسلم قطع الله یدک فرفعت یدیها هکذا فدخل رسول الله صلى الله علیه وسلم فقال ما شأنک یا حفصه فقالت یا رسول الله قلت قبل لی کذا وکذا فقال لها صفى یدیک فانى سألت الله عز وجل أیما انسان من أمتی دعوت الله عزوجل علیه ان یجعلها له مغفره”
انس بن مالک نقل می کند:
” پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) روزی مردی را به حفصه دختر عمر سپرد تا از او محافظت کند. اما حفصه غفلت کرد و مرد رفت. وقتی پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) سراغ آن مرد را از حفصه گرفت، او گفت: غفلت کردم و مرد خارج شد. پیامبر فرمود: خدا دستت را قطع کند. حفصه دستانش را چنین بالا برد. بعد از مدتی پیامبر بر حفصه وارد شد و فرمود: تو را چه شده است(که ناراحتی)؟ حفصه گفت:پیشتر درباره من اینگونه فرمودید. وقتی فهمید حفصه برای چه ناراحت است فرمود: من از خدا خواسته ام هر وقت فردی از امتم را لعن و نفرین کردم خدا به جای آن برایش مغفرت قرار دهد.”
*بررسی روایت
چگونه این روایت صحیح است در حالی که خدای سبحان، در سوره قلم در وصف رسول خویش می فرماید:
“ن، سوگند به قلم و آنچه می نویسد. که تو به فضل پروردگارت دیوانه نیستی. و تو را پاداشی است بی نهایت. به راستی که تو را خّلقی عظیم است.”
چگونه ممکن است این روایت صحیح باشد در حالی که خود پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
“بُعِثتُ لِاُتَمِّمَ مَکارِمَ الاَخلاقِ” و خود انس بن مالک گفته است: پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) خوش اخلاق ترین مردم بود.
چگونه ممکن است این روایت صحیح باشد در حالی که ثابت بن ضحاک. از اصحاب بیعت شجره. روایت کند که گفت: رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود:

مطلب مشابه :  منابع مقاله درباره خلیج فارس و دریای عمان

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید