تکنولوژی جدید

تکنولوژی جدید

در مورد کانال هایی که در طبقه بندی های فوق جای نمی گیرند، طبقه بندی مکمل دیگری به نام طبقه بندی Gulabivala وجود دارد که در شکل 2-1 نمایش داده شده است (2).
شکل 2-1: طبقه بندی مکمل Gulabivala
6-2-1 مورفولوژی دندان های مولر اول و دوم ماگزیلا
مولر اول ماگزیلا بزرگ ترین دندان از نظر حجم می باشد و یکی از پیچیده ترین دندان ها از نظر آناتومی کانال و ریشه است. بیشترین عرض اتاقک پالپی در بعد باکولینگوآل است و دارای 4 شاخک پالپی می باشد. حدود اتاقک پالپی در سرویکال لوزی می باشد(11).
مدخل کانال اصلی مزیوباکال در دندان مولر اول ماگزیلا در باکال و مزیال مدخل کانال دیستوباکال قرار دارد. مدخل کانال دوم مزیوباکال (MB2) در پالاتال و مزیال کانال اصلی قرار دارد(11).
در این دندان بلندترین و قطورترین ریشه مربوط به ریشه پالاتال می باشد. این ریشه معمولا در یک سوم اپیکالی به سمت باکال انحنا می یابد. ریشه دیستوباکال مخروطی بوده و ممکن است یک و یا دو کانال داشته باشد. ریشه مزیوباکال نسبت به هر ریشه دیگری در دهان مورد جستجو و بررسی کلینیکی قرار گرفته است و ممکن است یک، دو یا سه کانال داشته باشد(11).
موقعیت کانال MB2 بسیار متغیر است . عبور از این کانال اغلب دشوار بوده چراکه یک پله عاجی مدخل آن را می پوشاند. همچنین مدخل کانال بر روی کف اتاقک پالپی یک شیب مزیوباکالی دارد و در مسیر آن یک یا دو انحنا شدید وجود دارد. این کانال را با برداشتن این موانع عاجی توسط نوک های اولتراسونیک در مزیال و اپیکال طول شیار مزیوباکال پالپ می توان کشف نمود(11).
مولر دوم ماگزیلا از نظر تاجی و آناتومی ریشه و کانال مشابه دندان مولر اول می باشد. تفاوت های میان این دو دندان مربوط به نزدیکی و به هم چسبیدگی بیشتر ریشه های دندان، انحنای بیشتر ریشه های دندان و کوتاه تر بودن ریشه های دندان مولر دوم نسبت به مولر اول می باشد(11).
ریشه های دندان مولر دوم در بیشتر موارد دارای یک کانال می باشد و شیوع 4 کاناله بودن این دندان کمتر از دندان مولر اول می باشد(11).

7-2-1 انواع روش های شناسایی مورفولوژی کانال های دندانی به صورت آزمایشگاهی
در مطالعات آزمایشگاهی صورت گرفته، از روش های مختلفی برای بررسی شکل بندی های مختلف کانال های دندان استفاده شده است. یکی از شایعترین روش های مورد استفاده، رنگ آمیزی با جوهر هندی و سپس دمینرالیزاسیون دندان می باشد. یک روش دیگر برش دادن دندان ها می باشد که استاندارد طلایی شناسایی مورفولوژی کانال ها می باشد (9).
در مطالعات جدیدتر، از تکنیک Cone-Beam Computed Tomography یا همان CBCT استفاده می شود. توموگرافی کامپیوتری با اشعه مخروطی (CBCT) تکنولوژی جدیدی است برای به دست آوردن تصویر سه بعدی از محل مورد نظراز منبع پرتو مخروطی شکل و همچنین آشکار ساز دو بعدی برای به دست آوردن تصاویر از ناحیه مورد نظر استفاده میشود. اساس کار این تکنولوژی ,حرکت همزمان اشعه X در یک طرف و آشکار ساز در طرف مقابل و در واقع یک اسکن چرخشی بیش از 180 درجه، می باشد. در هنگام چرخش, اکسپوژرهای متعدد در فواصل معین صورت می گیرد که به تصاویر حاصله “تصاویر پایه” می گویند. مجموعه تصاویر پایه توسط برنامه های نرم افزاری کامپیوتری به منظور پردازش تصویر نهایی، آنالیز می شوند (9).
این تکنیک دارای مزایایی نسبت به سایر تکنیک های آزمایشگاهی می باشد. نکته نخست غیر تهاجمی بودن آن می باشد که انجام مطالعات بیشتر بر روی نمونه های دندانی را ممکن می سازد. همچنین این روش دارای دقت بسیار بالایی می باشد. برخلاف سایر تکنیک های آزمایشگاهی، این تکنیک علاوه بر نمونه های کشیده شده، قادر به انجام بر روی بیماران نیز می باشد. اما استفاده از CBCT نیازمند تجهیزات و امکانات بیشتری بوده که ممکن است در بعضی مطالعات نتوان از آن استفاده نمود. همچنین بدلیل مخروطی بودن اشعه خروجی CBCT، بخش عمده ای از فوتون ها تحت تاثیر تداخلات کمپتون قرار می گیرند و منجر به تولید اشعه X پراکنده می گردند. این اشعه پراکنده توسط پیکسل های موجود بر آشکار ساز جذب و ثبت می گردند که باعث ایجاد Noise می گردد (9و 12).
(3-1) مروری بر مطالعات انجام شده
Abuabara و همکارانش در سال 2013 به بررسی کارایی روش های تشخیصی مختلف در شناسایی کانال MB2 در دندان های مولر اول ماگزیلا پرداختند. آنها در تصاویر رادیگرافیک ابتدایی این کانال را در 8% دندان ها مشاهده نمودند. در بررسی بالینی در 50% موارد و در بررسی با استفاده از CBCT در 54% موارد این کانال تشخیص داده شد. در بررسی بالینی پس از CBCT در 54% و در بررسی بالینی با استفاده از میکروسکوپ در 58% موارد این کانال شناسایی شد. در استفاده از اولتراسونیک Start X باعث کشف دو مورد اضافی و در مجموع 62% شناسایی MB2 شد. با توجه به طبقه بندی Vertucci 48% ریشه های مزیوباکال تیپ I، 28% موارد تیپ II، 18% موارد تیپ IV و در 6% موارد تیپ V بودند. آنها هیچگونه تفاوت معناداری میان توانایی تشخیصی CBCT و بررسی بالینی مشاهده نکردند. اما رادیوگرافی پری اپیکال تفاوت معناداری با سایر تکنیک ها داشت. آنها نتیجه گیری نمودند که استفاده همزمان از تکنیک های مختلف می تواند احتمال شناسایی کانال MB2 را بالا می برد. تفاوتی بین CBCT، میکروسکوپ و اولتراسونیک در این مورد وجود ندارد (13).
Domark و همکارانش در سال 2013 به مقایسه سه تکنیک رادیگرافی پری اپیکال، CBCT و میکرو CT در شناسایی کانال های دندانی ریشه مزیوباکال مولر اول ماگزیلا پرداختند. آنها 18 ریشه مزیوباکال را مورد ارزیابی قرار دادند. آنها مشاهده نمودند که دقت CBCT در شناسایی کانال های ریشه مزیوباکال با میکرو CT تفاوت آماری معناداری نداشت. در حالی که رادیگرافی پری اپیکال به صورت معناداری دقتی کمتر از میکرو CT داشت. آنها CBCT و میکرو CT را روش های مناسبی برای بررسی مورفولوژی کانالی ارزیابی کردند (14).
Han و همکارانش در سال 2012 به بررسی موقعیت اوریفیس کانال دیستوباکال مولر دوم ماگزیلا با استفاده از CBCT در یک جمعیت چینی پرداختند. آنها 816 مولر دوم را در408 بیمار مورد بررسی قرار دادند. آنها مشاهده نمودند که 51/93% مولر های دوم دارای سه یا چهار کانال ریشه ای بودند. فاصله میان اوریفیس مزیوباکال و دیستوباکال بین 7/0 تا 8/4 میلیمتر بود. فاصله میان اوریفیس پالاتال و دیستوباکال بین 8/0 تا 7/6 میلیمتر بود. زاویه میان سه اوریفیس بین 4/69 تا 7/174 درجه بود. آنها نتیجه گیری نمودند که موقعیت کانال دیستوباکال مولر دوم ماگزیلا در جمعیت چینی دارای واریاسیون های متعددی است که درمان ریشه موفق نیازمند دانشی کامل از آناتومی این دندان ها می باشد (15).
در سال 2012 Shenoi و Ghule در مطالعه خود به بررسی شکل بندی های مختلف ریشه مزیوباکال دندان های مولر اول ماگزیلا پرداختند. آنها از 30 دندان مولر اول کشیده شده استفاده نمودند. به منظور سنجش شکل بندی آنها از تصویر بردازی توسط CBCT استفاده نمودند. آنها در 80% دندان ها یک واریاسیون در ریشه مزیوباکال مشاهده نمودند. از این میان 16/54% کانال اضافی در یک سوم کرونالی، 16/29% در یک سوم میانی و 66/16% در یک سوم اپیکالی بودند. آنها اینگونه نتیجه گیری نمودند که بیش از نیمی از دندان های مولر اول ماگزیلا دارای MB2 بوده و انجام مطالعات بعدی با استفاده از حجم نمونه بیشتر را توصیه نمودند(16).
Kim و همکارانش در سال 2012 به بررسی مورفولوژی مولر اول و دوم ماگزیلا با استفاده از CBCT در جمعیت کره ای پرداختند. آنها 814 مولر اول و 821 مولر دوم را در 415 بیمار با نژاد منگولیایی بررسی نمودند. یک ریشه در 25/0% مولر های اول و 63/4% مولر های دوم مشاهده شد. شیوع ریشه های به هم چسبیده در مولر اول 73/0% و در مولر دوم 71/10% بود. در 802 دندان مولر اول سه ریشه ای، در 59/63% ریشه های مزیوباکال و 25/1% ریشه های دیستوباکال کانال اضافی مشاهده شد. در 660 دندان مولر دوم سه یا چهار ریشه، در 39/34% ریشه های مزیوباکال، 3/0% ریشه های باکال میانی، 3/0% ریشه های دیستوباکال و 82/1% ریشه های پالاتال کانال اضافی مشاهده شد. در 10/88% مولر های اول و 07/82% مولر های دوم کانال MB2 در دو طرف به صورت قرینه وجود داشت. آنها نتیجه گیری نمودند که استفاده از CBCT برای کشف کانال های اضافی مناسب می باشد (17).
Lee و همکارانش در سال 2011 آناتومی کانال مزیوباکال را در مولر اول و دوم ماگزیلا در جمعیت کره ای را با استفاده از CBCT بررسی کردند. آنها 458 دندان مولر اول و 467 مولر دوم را بررسی کردند. در 28/71% مولر های اول و در 2/42% مولر های دوم آنها کانال MB2 را شناسایی نمودند. شکل بندی شایع بر اساس طبقه بندی Wein تیپ III و II بود. شیوع کانال MB2 با افزایش سن به صورت معناداری کاهش یافت (18).
در مطالعه ای تحت عنوان “ارزیابی آناتومی مولر های سوم پایین نهفته توسط CT:آیا اندیکاسیونی برای تصویر برداری 3 بعدی وجود دارد؟ ” که در سال 2010 توسط Lubbers و همکاران صورت گرفت ؛ پس از بررسی 707 دندان به این نتیجه رسیدند که با توجه به بازه ی گسترده ی واریاسیون های مشاهده شده و احتمال آسیب به عصب آلوءولار تحتانی ، تجویز یک تصویر برداری 3 بعدی در مواردی که ارتباط نزدیکی بین عصب و دندان مشاهده می شود ، پیشنهاد می شود(19).
در مطالعه ای تحت عنوان “مطالعه ی مورفولوژی کانال ریشه ی مزیوباکال دندان مولر اول ماگزیلا توسط Micro CT “، در سال 2010 Verma و Love به بررسی مورفولوژی این ریشه در 20 ریشه برش داده شده پرداختند. آنها از یک دستگاه اسکنر CT با قطر برش های 6/11 میکرون استفاده نمودند. آنها تعداد و شکل بندی کانال ها، حضور کانال اضافی، ارتباط بین کانال ها و تعداد اوریفیس ها را مورد بررسی قرار دادند. آنها مشاهده نمودند که در 90% ریشه ها کانال MB2 وجود داشت. در 55% از کانال ها ارتباط بین کانالی نیز مشاهده شد. در 15% ریشه ها یک فورامن اپیکال، در 20% دو فورامن و در 65% دندان ها بیش از 3 فورامن وچود داشت. در نیمی از ریشه ها، دو اوریفیس در سطح فورکا، در 40% یک اوریفیس و در 10% ریشه ها سه اوریفیس وجود داشت. در 85% ریشه ها کانال فرعی مشاهده شد. همچنین آنها مشاهده نمودند که تنها 60% ریشه ها در طبقه بندی Wein و 70% دندان ها در طبقه بندی Vertucci قابل تقسیم شدن بودند. آنها به این نتیجه رسیدند که روش Micro CT ، روشی دقیق و کارآمد برای بررسی مورفولوژی کانال های دندانی است. به علاوه طبقه بندی های موجود برای توصیف سیستم کانال های ریشه ای به اندازه ی کافی منعکس کننده ی پیچیدگی های موجود نیستند (20).
در مطالعه ای تحت عنوان “ارزیابی مقایسه ای روش های رنگ آمیزی کانال مدیفیه و تکنیک تمییز سازی، CBCT، توموگرافی کامپیوتری کمی محیطی(PQCT)، توموگرافی کامپیوتری مارپیچی (SCT)، و صاف و رادیوگرافی دیجیتالی contrast medium-enhanced در مطالعه مورفولوژی کانال ریشه” که در سال 2010 توسط Neelakantan و همکاران صورت گرفت،در مقایسه دقت روش های متنوع تعیین مورفولوژی کانال ریشه با روش رنگ آمیزی مدیفیه و تکنیک شستشو، از 95 دندان استفاده گردید.نتایج بیانگر این موضوع بودند که تفاوت روش های رادیوگرافی دیجیتال مسطح و کنتراست و نیز SCT با روش رنگ آمیزی به صورت معنی دار بود. در حالی که تفاوت معنی داری بین CBCT و PQCT با روش رنگ آمیزی مشاهده نشد. آنها نتیجه گیری نمودند که استفاده از CBCT و نیز PQCT دارای دقتی معادل روش رنگ آمیزی می باشند و قابلیت استفاده در تعیین مورفولوژی کانال های دندانی را دارند (9).

Share