رشته حقوق

تولید ناخالص داخلی

دانلود پایان نامه

5.33
1382
5.47
یکی دیگر از معیارهای تشخیص میزان وابستگی به رانت نسبت مالیات به تولید ناخالص داخلی است. هر چه این نسبت بالا باشد یعنی این که کشور به درآمدهای درون‏زا و ملی اتکا دارد و هر چه این نسبت کمتر باشد به این مفهوم است که از تولید ناخالص داخلی سهم کمتری به درآمدهای درون‏زا یعنی مالیات‏ها بستگی دارد و به عبارت دیگر بر منابع درآمدی برون‏زا یعنی منابع زیر زمینی مثل نفت و گاز (رانت) تکیه شده است. با توجه به جدول2-3 نسبت مالیات به تولید ناخالص داخلی،در طول سالهای 1350 تا 1390 یعنی در دوره سی ساله، در بهترین شرایط این نسبت تقریباً به 7 درصد رسیده است. معنای دیگر این عدد این است که سندورم اصلی اقتصاد ایران یعنی وابستگی به رانت به مثابه یک بیماری مزمن و ریشه‏دار و تاریخی همچنین ادامه دارد. بنابراین مولفه‏ی اول رانتیر بودن، یعنی شاخص حداقلی بر اساس داده‏های تجربی تائید می‏شود. اما محل نزاع مولفه‏ی دوم این نظریه، یعنی فاصله گرفتن دولت از مردم بعد از انقلاب اسلامی متفاوت از قبل از پیروزیانقلاب است. با پیروزی انقلاب اسلامی وروی کار آمدن دولت‏های خدمت‏گذار، نوعی مطالبه و انتظار از دولت‏ها برای جبران ظلم‏ها و غارت‏گری‏های رژیم گذشته شکل گرفت،این جریان مطالبه‏خواهی اگر چه موجب ارتقاء انگیزه‏ی دولت‏ها در ارایه خدمات رفاهی گردید، اما این انتظارات عمدتاٌ کوتاه‏مدت بوده است. یعنی وجود منابع رانتی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نه تنها باعث جدایی دولت‏ها از مردمو خودکامگی دولت‏های انقلاب نشده است، بلکه سبب تقویت گرایش‏های خیرخواهانه و افراطی در رویکرد دولت‏هابهرفاه گردیده است. بنابر این از منظر اقتصاد سیاسی دو مولفه‏ی تاثیرگذار وجود دارد، اول وابستگی به منابع رانتی، دوم گرایشات خیرخواهانه دولت‏‏ها در افق کوتاه‏مدت.به نظر می‏رسد که در بعد از انقلاب اسلامی این دو عامل، یعنی رقابت دولت‏ها در خدمت‏گذاری و برداشت از منابع بین‏نسلی، پایداری کشور و عدالت بین نسلی را در خطر قرار می‏دهد. در واقع خطر در تلاقی مطالبه و پاسخ در افق زمانی کوتاه‏مدتنهفته است.
عامل درآمدهای نفتی دولت می‏تواند باعث شکل نگرفتن الزام و تعهد برای اصلاح سیاست‏های بازنشستگی شود. درآمدهای نفتی می‏تواند باعث شود تا دولت‏ها برای صندوق‏های بازنشستگی خارج از منطق اقتصادی و درونی آنها، و به اتکا بر درآمدهای نفتی، تعهدات ایجاد کنند.جدول 2-4میزان منفی بودن تراز صندوق بازنشستگی کشوری را تا سال 1400 نشان می‏دهد.
جدول (2-4) میزان دریافت و پرداخت‏های صندوق بازنشستگی کشوری تا سال 1400
(گزارشات آکچوائری صندوق کشوری در سال 1387)
درآمدهای نفتی می‏تواند باعث شود تا دولت‏ها از محل آن درآمدها، براحتی کسری صندوق‏های بازنشستگی را پرداخت کنند، و با توجه به پایین بودن سهم کمک‏های دولت به صندوق‏ها نسبت به کل درآمدهای نفتی یا کل بودجه عمومی، وضعیت عدم تعادل صندوق‏ها را چندان دشوار و جدی تلقی نکنند.
جدول (2-5) میزان کمک‏های دولت به صندوق کشوریسهم آن در کل بودجه طی سال‏های 86-84 (منبع: بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران، پایگاه داده‏های صندوق کشوری سال‏های 86-84
واحد به میلیارد ریال
سال
بودجه عمومی
کسری بودجه
کمک‏های دولت به صندوق
سهم کمک‏های دولت از کل بودجه
نسبت کمک‏ها به کسری
1384
448523
60854
1380
0.3
2.3
1385
561359
147431

مطلب مشابه :  نرم افزار مورد استفاده

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید