رشته حقوق

توسعه میادین نفت و گاز

دانلود پایان نامه

مبحث چهارم: یکی سازی و اقسام آن
یکی سازی یا یک پارچه سازی معادل واژه unitization در تلفظ انگلیسی و واژه unitisation دربرخی زبانهای رایج در اروپا است . در مناطق خشکی رابطه میدان نفت و گاز و زمین، رابطه لازم و ملزوم بوده و میادین مذکور در زیر قطعات زمین قرار دارند. از این رو در صورتی که حقوق داخلی یک کشور مالکیت بر معادن را نتیجه مالکیت بر زمین قرارداده باشد، وجود یک مخزن نفتی در قسمت تحتانی یک قطعه زمین موجب مالکیت بر آن به تبع مالکیت بر زمین می گردد. این وضعیت، در ایالات متحده آمریکا مشهود است. حال در وضعیت موصوف،چنانچه یک میدان بزرگ نفت و گاز وجود داشته باشد که در قسمت فوقانی آن قطعات زمین متعدد متعلق به افراد مختلف موجود باشد، مالکان هریک از قطعات فوقانی می توانند بر اساس قاعده حیازت و برای استخراج سهمی که خود، آنرا عادلانه می داند، مبادرت به استخراج نماید. این امر سبب حفر چاههای متعدد، آسیب به محیط زیست و کاهش بازده اقتصادی مخزن می گردد . در مخازن مشترک بین کشورها نیز، برداشت یک کشور به ویژه در صورتی که کشور دیگر از نظر فنی و اقتصادی قادر به برداشت نباشد، موجب افزایش انتفاع یک کشور و کاهش ذخیره مخزن به ضرر کشور دیگر خواهد شد. بنابراین برای حل این معضل یکی سازی سازی یا یک پارچه سازی مخزن یک روش جهت بهره برداری عادلانه از مخزن خواهد بود. در نتیجه می توان گفت که یکی سازی:
«اقدام مشترک و هماهنگ در زمینه بهره برداری در زمینه بهره برداری از یک مخزن نفت یا گاز توسط کلیه دارندگان حقوق مستقل در قطعات جداگانه در زمین یا فضای مافوق مخزن مذکور است .»
این شیوه بهره برداری به دلایلی چون کاهش هزینه های حفاری مستقل، جلوگیری از آسیب به محیط زیست، استفاده از اطلاعات و امکانات پیشرفته فنی و مهندسی در تولید، افزایش و بهره وری تولید، برخورداری شرکا از سهم عادلانه و … مورد اقبال قرار گرفته است . البته این عوامل موجهه یکی سازی، بیشتر در خصوص میادین نفتی وجود دارند. زیرا بروز این عوامل غالبأ درصورت بازیافت ثانویه وبازیافت سوم رخ می نماید .در حالی که در میادین گازبیش از نود درصد منابع در بازیافت اولیه استخراج می گرددونیازی به تزریق گاز یا آب نیست.در نتیجه عامل توجیه کننده در یکی سازی منابع گاز نه جلوگیری از اتلاف منابع بلکه بلکه حمایت از حقوق سایر رقبا است.
یکی سازی با شراکت و ائتلاف یکسان نیست . اگرچه می تواند دارای وجوه مشترکی با آن باشد. در اشتراک یا ائتلاف لزوماً مشترک بودن میدان نفت و گاز ضرورت ندارد و در صورتی که میادین نفت و گاز مستقل در مجاورت هم قرار داشته باشند، دارندگان سهام مستقل و مالکان قطعات فوقانی آنها می توانند در قالب یک قرارداد مبادرت به تأسیس یک شرکت یا کمیسیون جهت بهره برداری نموده تا از حفاری های متعدد اجتناب شود . برعکس، یکی سازی روندی است که در آن مالکان بخش های متعدد از یک مخزن مشترک با توافق یکدیگر مبادرت به بهره برداری از آن به شکل واحد می نمایند.
بنابر این یکی سازی نوعی همکاری و اقدام مشترک اشخاص حقیقی یا حقوقی ذیحق در میادین نفت و گاز است که با توسل به راهکار قراردادی مبادرت به بهره برداری مشترک می نمایند، به طوری که یک مخزن نفت و گاز که متعلق به همه صاحبان حقوق می باشد، به مثابه یک واحد تلقی می شود. یعنی هماهنگی و همکاری آنها به نحوی است که کل مخزن به شکل یک مخزن واحد تلقی می گردد و بسته به محل وقوع میدان نفت یا گاز به دوشق تقسیم می گردد:
گفتار اول: یکی سازی داخلی
این نوع یکی سازی مختص به میدانهای نفتی واقع در درون قلمرو یک کشور و مربوط به مواردی است که در آن، دارندگان دو امتیاز بهره برداری در دو منطقه بر اساس مجوز صادره فعالیت می کنند و در یک میدان نفت و گاز دچار تداخل فعالیت می شوند . یکی سازی داخلی به طور کامل تحت شمول مقررات حقوق داخلی محل وقوع میدان و قراردادهای منعقده بین دولت و شرکت های بهره بردار می باشد .
گفتار دوم: یکی سازی فرامرزی
این تأسیس ناظر به مواردی است که میدان نفت و گاز در مناطق مرزی دو یا چند کشور قرار داشته و این کشورها مبادرت به تحدید حدود مرزی نموده باشند. به عبارت دیگر میدان نفت و گاز در قسمت تحتانی خطوط تعریف شده مرزی بین کشورها در مناطق خشکی یا دریایی قرار گرفته باشد. به عبارت دیگر،یکی سازی فرامرزی ناظر به مواردی است که میدان نفت و گاز در مرز مشترک بین دو یا چند کشور باشد، مرزهای کشورهای موصوف تعریف و تحدید شده بوده و میدان نفت و گاز مذکور کشف شده و حدود و ثغور این میدان نیز معلوم و مشخص باشد. علاوه بر آن، کشورهای ذینفع درخصوص موضوعات خاص مدنظر خود در ارتباط با توسعه میدان نفت و گاز مذکور، از طریق یک معاهده یا موافقت نامه همکاری می کنند. هریک از دولتها در قسمت تحت حاکمیت خود اعمال حاکمیت می نماید،لکن بهره برداری از میدان بوسیله گروهی از شرکت ها یا اشخاص دارای امتیاز صورت می گیرد که این گروه براساس یک قرارداد و در چارچوب یک طرح واحد فعالیت می نمایند. این قرارداد واحد بین آنها بایستی به تصویب کشورهای ذینفع در مخزن برسد. هریک از اعضای این گروه در تولید هزینه ها بر مبنای قرارداد دارای سهم است. به سخن دیگر، مجموع دارندگان مجوز بهره برداری که معمولاً مجموعه ای از شرکت ها می باشند، در قالب یک طرح واحد و بر اساس قرارداد منعقده بین خود (که مورد تأیید دولت های ذینفع است) اقدام می کنند و هریک از اعضای این مجموعه در قالب شرایط قراردادی که با هریک از دولت ها منعقد نموده مالیات پرداخت می کند و هزینه نموده و منتفع می شود و قطع نظر از ویژگی اشتراکی مخزن و محل وقوع آن، براساس قرارداد خود با دولت اقدام می نماید. درواقع چارچوب حقوقی موجود شامل یک موافقت نامه بین دولت ها از یک سو و مقررات قراردادی بین دولت ها و شرکت های بهره بردار می باشد که دو یا چند شکل از مقررات قراردادی (بسته به تعداد دولت ها) را شامل می شود . به عبارت دیگر،در یکی سازی بین المللی،دو دولت ابتدا یک موافقت نامه یکی سازی بین خود منعقد می کنند که مصداق معاهده در و مشمول حقوق بین الملل است. پس از انعقاد موافقت نامه ،هر یک از دو دو لت دارنده امتیاز بهره برداری خود را که بر اساس حقوق داخلی خود انتخاب کرده به دیگری معرفی می کند. دارندگان امتیاز دو دو لت نیز بین خود یک موافقت نامه عملیات واحد بین خودشان تنظیم می نمایند.در موافقت نامه عملیات واحد رابطه دارندگان امتیاز با عامل یا اپراتور نیز تعریف می گردد.بنابراین در یکی سازی بین المللی ،حقوق بین الملل عمومی و حقوق قراردادی اعمال می شود.
اصل یکی سازی در ابتدا به منظور توسعه کارآمد مخازن نفتی مشترک میان افراد ذی حق در ایالات متحده آمریکا ریشه گرفته و به تدریج به سایر مناطق جهان گسترش یافته است.با مطالعه رویه های موجود می توان گفت که هرگونه یکی سازی فرامرزی نیازمند حصول توافق دو سطح است؛ ابتدا دولت های مربوطه باید درخصوص این امر به توافق برسند و سپس شرکت ها و مؤسسات دارای امتیاز (عوامل بهره بردار) در این رابطه موافقت نمایند که این قرارداد سطح دوم می تواند به شکل موافقت نامه عملیات واحد باشد. هدف موافقت نامه میان دولت ها تنظیم چارچوب جهت حقوق و تکالیف دولت های مربوطه و انتظام بخشیدن به روند تفاهم و کاهش یا محو اختلاف میان دولت ها می باشد. اما موافقت نامه عملیات واحد میان شرکت های دارای امتیاز منعقد می شود و یا متضمن ایجاد عامل واحد یا کارگزار می باشد و یا با وجود اینکه هریک از صاحبان امتیاز در بخش خاصی فعالیت می کنند،لکن چارچوب کلی فعالیت امری واحد یعنی توسعه یک پارچه میدان نفت و گاز می باشد. در هر صورت باید درنظر داشت که فعالیت شرکت ها نیز بایستی با موافقت و اجازه دولت های ذیربط باشد. اگرچه موافقت نامه بین المللی دولت های مذکور به طور مستقیم تعهدی برای شرکت ها ایجاد نمی نماید.
آنچنانکه ذکر شد مبنای تقسیم یکی سازی به بین المللی و داخلی محل وقوع مخزن نفت و گاز است. در تقسیم بندی دیگر، یکی سازی از حیث الزام به انجام آن به اجباری و اختیاری تقسیم می شود:
گفتار سوم: یکی سازی اجباری
این نوع از یکی سازی در بهره برداری از میادین نفت و گاز در قلمرو داخلی کشورها کاربرد دارد. بدین ترتیب حقوق داخلی برخی از کشورها، به منظور اجتناب از حفاری های متعدد توسط دارندگان مجوز بهره برداری در بلوک های مختلف نفت و گاز، حفظ محیط زیست، پیشگیری از آلودگی، توجه به حقوق به هم پیوسته و حفظ کارآمدی مخزن، شرکت های نفتی سرمایه گذار را ملزم به توسعه میدانهای نفت و گاز بر اساس مدل یکی سازی می نماید. به عبارت دیگر، یکی سازی اجباری از طریق مقررات حکومتی و اجرای قانون داخلی محقق می شود .به عنوان مثال می توان به قوانین داخلی ایالات متحده آمریکا، برزیل، انگلستان و موزامبیک اشاره کرد . در ایالات متحده درهنگام برداشت ثانویه و رقابت دارندگان امتیاز بهره برداری در توسل به شیوه هایی چون تزریق آب و گاز، به منظور حفظ کار آمدی مخزن و جلوگیری ازحفاریهای بی رویه وحفاظت از محیط زیست و کاهش هزینه ها یکی سازی ضروری می گردد.درعین حال، ممکن است برخی از دارندگان امتیاز مخالف یکی سازی باشند.از اینرو در تمام ایالت هابه جز تگزاس یکی سازی اجباری پیش بینی شده وکمیسیون حفاظت درهر ایالت مجوز یکی سازی صادر می کند .
یکی سازی اجباری در حقوق بین الملل و معاهدات بین المللی فاقد پیشینه و نمونه است . به عبارت دیگر یکی از اصول حقوق بین الملل اصلی ارادی بودن معاهدات بین المللی بوده که بر مبنای آن، بدون اراده دولت ها و سایر تابعان حقوق بین الملل، آنها را نمی توان وادار به قبول ساز و کارهای قراردادی بین المللی نمود. برخلاف حقوق داخلی که حکومت، سامان بخش نظم داخلی بر اساس قوانین و مقررات داخلی می باشد، در حقوق بین الملل اجبار دولت ها به پذیرش چارچوب خاص قراردادی با اصل مذکور منافات دارد. اگرچه ممکن است در میادین مشترک نفت وگاز در مرز بین کشورها بهره برداری یک جانبه صورت پذیرد و دولتها با به کار گیری عملیات حفاری انحرافی یا تزریق آب وگاز مبادرت به بهره برداری غیر اصولی از این میادین بنمایند ،با این حال نهادی ماورای حاکمیت دولتها وجود ندارد که با اقتدار عالیه خود آنها را ملزم به یکی سازی نماید .
گفتار چهارم: یکی سازی اختیاری
این نوع یکی سازی براساس توافق دارندگان حقوق و منافع بر میادین نفت وگاز صورت می گیرد . به سخن دیگر در مواردی که دارندگان مجوز بهره برداری از میادین نفت وگاز در بلوک های مجاور هم فعالیت کرده مبادرت به حفاری های جداگانه و عملیات توسعه مستقل نموده و در نتیجه متحمل هزینه های مضاعف شوند، به لحاظ حفظ منافع اقتصادی و تکنیکی می توانند با توافق یکدیگر در قالب قرارداد یکی سازی، مبادرت به توسعه میدان به شکل میدان واحد کنند . در میان کشور های جهان جمهوری آذربایجان دارای مقررات یکی سازی اختیاری است. تعریف یکی سازی اختیاری در مورد موافقت نامه های بین المللی میان کشورها در زمینه بهره برداری از میادین فرامرزی نفت و گاز بر اساس این مدل، به جهت حاکمیت اصل آزادی اراده نیز صدق می کند.
مبحث پنجم : موافقت نامه یکی سازی
بهره برداری از میادین مشترک نفت و گاز به روش یکی سازی ،مستلزم انعقاد موافقت نامه یکی سازی است. به لحاظ پیچیدگی و طولانی بودن مذاکرات، معمولاً قبل از موافقت نامه اصلی، موافقت نامه پیش یکی سازی منعقد می شود که شامل مطالعات فنی مشترک برای کمک به تعیین اندازه و حدود مخزن و میزان نفت و گاز موجود در آن و احیاناً حفاری مشترک می گرددو به طور کلی موضوعاتی چون حدود و ثغور مخزن، ویژگی های فنی و مکانیکی آن، تعریف و تحدید مخزن، شکل و ساختار آن، دورنمای کلی بهره برداری، نصب متصدی عملیات اولیه و … می باشد.در این موافقت نامه در این موافقت نامه ها تعاریفی چون واحد ،حوزه واحد و قطعه به روشنی باید تعریف شوند.واحد، منبع نفت یا گازی است که در امتداد مزهای دارندگان امتاز قرار دارد و عملیات یکی سازی بر روی آن انجام می شود.حوزه واحد محدوده جغرافیایی است که واحد در آن قرار دارد و قطعه بخش کوچکتری از واحد است و یک واحد می تواند مشتمل بر چند قطعه باشد.
پس از شناسایی مخزن و ابعاد و مختصات آن و توافق طرفین در بهره برداری به نحو یکی سازی، موافقت نامه یکی سازی اصلی منعقد می شود. در این موافقت نامه ها معمولاً حاوی بخش های مختلف است؛ در ابتدا اصطلاحات و تعاریفی چون مخزن واحد، سهم طرفین، درصد سود واحد، باز تعیین، ذخایر فسیلی و … تبیین می گردد. هدف از این موافقت نامه ها اصولاً بهره برداری از مخزن واحد به حساب مشترک تمامی طرفین و تقسیم هزینه ها، مسئولیت ها، تولید و منافع بر اساس درصد سهم طرفین بر طبق شروط قرارداد است. در این موافقت نامه ها محدوده موضوع قرارداد، بر اساس نقشه های پیوست موافقت نامه تعریف می شود. این تعریف محدوده، بر مبنای اطلاعات بدست آمده قبل از انعقاد قرارداد و ارزیابی های فنی و زمین شناختی صورت می گردد. از آنجا که این منطقه تا حدودی فاقد قطعیت می باشد، برای جلوگیری از ورود به محدوده اکتشافی سایر دارندگان حقوق یا اجتناب از ورود به محدوده ای خارج از محدوده یکی سازی، یک منطقه حائل در اطراف منطقه تعریف شده معین می شود. مدت قرارداد نیز یکی از عناصر موافقت نامه های یکی سازی بوده وبه فراخور توافق طرفین، و ممکن است برای مدت معین یا به مدت حیات مخزن تعیین شود.
موافقت نامه یکی سازی ممکن است ناظر به نفت یا گاز یا هردو به طور همزمان، یا حتی در مواردی که نفت و گاز به شکل توأم وجود دارد، معطوف به یکی سازی یکی از این منابع معدنی باشد. یکی از مسائل مهم در موافقت نامه های مذکور تعیین سهم طرفین است و ممکن است برمبنای میزان کمی نفت وگاز قرار گرفته در زیر هر قطعه مربوط به هریک از طرفین، یا بر اساس میزان کمی نفت و گاز قابل برداشت قرار گرفته در هر قطعه مربوط به هریک از آنها باشد. به طور کلی الگوی واحدی در این زمینه وجود ندارد و تعیین سهم و منافع طرفین تابع توافق و اراده طرفین است. در قراردادهای یکی سازی، معمولاً طرفین در خصوص باز تعیین منافع توافق می کنند. از آنجا که با گذشت زمان این امکان وجود دارد که هریک از طرفین احساس کنند که منافع و حقوق آنها مراعات نمی شود، در طول مدت اجرای قرارداد می توانند با توافق در سهم و منافع ارزیابی مجدد و تجدیدنظر نمایند. طرفین قرارداد، قبل از امضای آن باید توافق نمایند که چه کسی متصدی مخزن باشد. ممکن است طرفی که بیشترین سهم را دارد یا طرفی که دارای توان تکنیکی بالاتری است یا نهایتاً شخص ثالث به عنوان متصدی مخزن تعیین شود. این متصدی یا اپراتور در واقع یک نهاد یا شرکت یا موسسه تجاری است که توسط صاحبان حقوق در موافقت نامه یکی سازی منصوب می شود. و عهده دار انجام عملیات بر اساس طرح عملیات است ودر یکی سازی بین المللی باید به تایید دولتها نیز برسد. علاوه بر این طرفین کمیته یا کمیسیونی متشکل از نمایندگان خود در جهت بازبینی و کنترل و عملیات بهره برداری براساس اصول قرارداد و طرح بهره برداری مصوب طرفین تعیین می کنند .در صورت انعقاد قرارداد یکی سازی، هریک از طرفین، مالک مشاعی درصدی از تولید بر مبنای موافقت نامه می شود. تمام مواد، دارائی ها و اموال تخصیص یافته جهت اجرای عملیات یکی سازی به دارائی طرفین به نسبت سهم آنها مبدل می شود.یکی دیگر از نهادهای حقوقی که در ضمن موافقت نامه های یکی سازی ایجاد میشود ومورد توافق قرار می گیرد قرارداد عملیات مشترک است.
مبحث ششم: قراردادهای عملیات مشترک
زمانی که دو یا چند کمپانی نفتی قصد انجام عملیات اکتشاف یا استخراج یا توسعه میادین نفت و گاز به صورت مشترک در یک منطقه تعریف شده را داشته باشند، این اقدام آنان عملیات توسعه مشترک نامیده می شود . مبنای حقوقی عملیات مشترک، قرارداد عملیات مشترک می باشد که شرایط عملیات، وظایف هریک از طرفین، نحوه تسهیم هزینه ها و منافع، منطقه عملیات و … را تعریف می نماید . عملیات مشترک ممکن است توسط شرکت های نفتی یک کشور در قلمرو آن صورت پذیرد و همچنین ممکن است توسعه یک یا چند شرکت خارجی با مشارکت شرکت ملی نفت یاز گاز یک کشور سرمایه پذیر در قلمرو آن کشور انجام شود. ریسک سرمایه گذاری و مزایای آن میان کلیه طرفهای عملیات مشترک تقسیم می گردد .
قراردادهای عملیات غالباً متضمن تشکیل یک رکن اجرایی اداره کننده به نمایندگی از طرفین قرارداد است. به عبارت دیگر، اطراف قرارداد با توافق یکدیگر یک اپراتور واحد را تشکیل می دهند که تصمیم گیرنده اصلی به نمایندگی از آنها در انجام عملیات اکتشاف، استخراج یا توسعه می باشد. وظایف و اختیارات این نهاد با توافق طرف های قرارداد عملیات تعریف می شود. کمپانی که عهده دار وظایف عامل یا اپراتور واحد است در پرتو قرارداد میان کمپانی ها با دولت میزبان قرارداد عملیات، انجام وظیفه کرده و مسئولیت هدایت و کنترل عملیات در بلوک های مشخص نفت و گاز را برعهده دارد. نمایندگان کمپانی های طرف قرارداد به نسبت حقوق خود در قرارداد بر اساس سیستم رأی گیری نظریات خود را اعمال می کنند و ممکن است در برخی از بلوک ها به یکی سازی رأی دهند. قراردادهای مذکور، ممکن است از سوی شرکت های سرمایه گذار در قلمرو یک کشور و با موافقت دولت میزبان منعقد شود. در این حالت کل عملیات در مناطق خاص جغرافیایی یا بلوک های مشخص تعریف شده صورت می گیرد. همچنین ممکن است در چارچوب موافقت نامه های یکی سازی بین المللی صورت پذیرد که در این صورت در موافقت نامه اولیه میان دولتهای ذیربط شرایط و مقررات آن تعریف می گردد و طرفین قرارداد عملیات، شرکت های دارای مجوز بهره برداری از سوی دو کشور می باشند.

مطلب مشابه :  قانون تجارت الکترونیکی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید