رشته حقوق

توسعه سرمایه گذاری

دانلود پایان نامه

«لیعبدون» در این جا یعنی این که مطابق با شرع، عمل صالح انجام دهند؛ چه، در اسلام، ایمان تنها عقیده نیست، بلکه با عمل صالح در ارتباط است. «هر کس دیدار پروردگارش را امید دارد، باید کرداری شایسته داشته باشد».
اصل فراگیری در توسعه اسلامی ایجاب می‌کند که کلیه نیازهای بشری تأمین شود؛ نیازهایی چون: خوراک، لباس، مسکن، حمل و نقل، آموزشی، پزشکی و بهداشت، تفریحات، حق کار، آزادی بیان، عمل کردن به شعائر دینی و مذهبی و غیره. اسلام، توسعه سرمایه گذاری را که آزادی بیان را تضمین می‌کند، اما لقمه نان را تأمین نمی‌کند، نمی‌پذیرد؛ همچنین، توسعه سوسیالیستی را که نان را تضمین اما آزادی اندیشه را ملغی می‌کند، قبول ندارد.
تعادل
اسلام، مردم را به کار و افزایش و بهبود تولید تشویق می‌کند، خداوند می فرماید:
«بگو: عمل کنید، خدا و پیامبرش و مؤمنان اعمال شما را خواهند دید» .
و حضرت رسول اکرم (ص) می فرماید: «خداوند دوست دارد هرگاه بنده‌اش کاری انجام داد، آن را خوب انجام دهد».
اسلام، در عین حال به عدالت در توزیع نیز فرا می‌خواند، زیرا تولید فراوان همراه سوء توزیع، در واقع هموار کننده راه احتکار است که اسلام از آن نفرت دارد و عدالت در توزیع بدون تولید نیز دروازه فقر است که اسلام آن را نیز نمی‌پذیرد.
اسلام، حد کفایت (بسندگی) را برای هر فرد، برحسب نیازش تضمین می‌کند مگر در شرایط استثنایی همچون خشکسالی یا جنگ، که در این صورت، همگان باید به حد کفاف ملتزم باشند و این تضمین حد کفایت، حقی است که خداوند برای بندگانش قرار داد و بالاتر از همه حقوق است. پس از این حق، نوبت به این اصل می‌رسد که هرکس به اندازه کار و تلاش، سهم می‌برد.
اصل تعادل در توسعه اسلامی ایجاب می‌کند که همه خواسته‌ها و نیازهای توسعه متعادل باشند. اسلام آن توسعه را نمی‌پذیرد که مثلاً تنها به جنبه‌های اقتصادی اختصاص یابد و مسائل بهداشتی، یا فرهنگی، یا اجتماعی را نادیده بگیرد و یا در فرایند توسعه، صنعت بر کشاورزی ترجیح داده شود و یا بر ساختن ساختمانهای باشکوه و مؤسسات بسیار پیشرفته تاکید شود، نه مؤسسات عام‌المنفعه و تجهیزات زیربنایی، و یا تنها به توسعه شهرها اهمیت داده شود و نه روستاها.
واقع‌گرایی
واقعگرایی یعنی نگرش به مشکل از کلیه جوانب و بررسی کلیه ابعاد آن و ارائه راه‌حل‌های متناسب با واقعیت‌ها. در مقابل این مقوله، آرمان‌گرایی قرار دارد که سعی می‌کند مشکل را با تصوراتی حل کند که در بیشتر اوقات، امکان پیاده شدن و اجرا در دنیای واقعیت را ندارند.
در توسعه اسلامی، واقعگرایی، در عین حال آرمانگرایی نیز هست و عکس قضیه نیز درست است؛ یعنی آرمانگرایی در توسعه اسلامی همان واقعگرایی است، زیرا اسلام که وحی شده از سوی خداوند دانای آگاه است، نمی‌تواند اصولی آرمانی را وضع کند که به دور از تصورات و برداشتهای بشری در زندگی و در نتیجه، غیرقبال اجرا هستند.
نگرش واقعی و در عین حال آرمانی اسلان، از روشی استنباط می‌شود که در چگونگی برخورد اسلام با مشکل فقر و نفرت متقابل میان ثروتمندان و محرومان، چهره می‌‌نماید.
اسلام در اموال ثروتمندان، حقی مشخص برای فقیران تعیین کرده است. قرآن می فرماید: «و آنان که در اموالشان حقی است معین، برای گدا و محروم».
اسلام همچنین اختلاف طبقات را با برقراری مساوات میان بندگان حل کرد؛ از دیدگاه اسلام هیچ تفاوتی میان عرب و عجم و سیاه و سفید وجود ندارد. رسول اکرم (ص) می فرماید: «مردمان همچون دندانه‌های شانه برابرند؛ هیچ عربی بر غیرعربی و هیچ سفیدی بر سیاهی برتر نیست، مگر به سبب تقوا».
اسلام زکات را واجب کرد و مسئولیت توزیع آن را در میان فقیران و واداشتن ثروتمندان را به پرداخت زکات، در هنگام امتناع از پرداخت آن، به «اولی الامر» وانهاد. اسلام همچنین پرداخت کفاره‌های مختلف را واجب کرد و مسلمانان را از طریق وقف، وصیت، انواع نذر و صدقات، به کارهای خیر تشویق نمود.
جامعه اسلامی در برخی از مراحل تاریخی خود، به برکت همین واقعگرایی به سطح مطلوبی از کفایت زندگی و به بالاترین درجه برادری و همیاری اجتماعی و محبت رسید. در آن برهه‌ها، در جامعه اسلامی نه فقیری نیازمند به زکات وجود داشت و نه بیماری نیازمند به درمان و نه نابینایی بی‌سرپرست و نه حیوانی که در راهی مورد آزار قرار گیرد.
عدالت
شرعیت اسلامی در پیروی از آیه «خدا به عدل و احسان فرمان می‌دهد» و آیه «عدالت ورزید که به تقوا نزدیکتر است »، احکام خویش را بر پایه اصل عدالت ورزی در میان مردم، بنا کرده است. ابن‌قیم جوزی می‌گوید: «خداوند سبحان پیامبرانش را فرستاد و کتبش را نازل کرد، تا مردم در میان خود عدالت را برپادارند و آن، همان عدل است که زمین و آسمان بدان پابرجاست؛ پس هرگاه علائم و نشانه‌های عدالت نمایان شود و به هر شکلی چهره بنماید، شروع و دین خدا نیز همان‌جا خواهد بود».
اسلام بر تحقق عدالت، در همه امور میان مردم تأکید کرده است. مثلاً در زمینه مالیات، اسلام بر ثروتمندان واجب کرده است که مقداری محدود و عادلانه از مال خود را به فقیران بدهند، به میزانی که فقیران را کفایت کند و به ثروتمندان نیز زیان نرساند چنانکه در حدیث علی‌بن‌ابی‌طالب(ع) آمده است: «خداوند بر اموال توانگران به اندازه‌ای که فقیران را کفایت کند، سهمی واجب کرده است. پس اگر فقیران گرسنه یا برهنه شوند و یا در سختی افتند به سبب منع توانگران است. در این حال بر خداوند است که در روز قیامت، آنها را محاسبه و عذاب کند».
و اگر ضرر و زیان با چنین مالی از میان نمی‌‌رود، روانیست که منافع گروهی از مردم به نفع گروهی دیگر، ضایع شود.
اسلام همچنین بر کفار ذمی واجب کرده است که برای سرشان (حفظ جانشان) جزیه و برای زمینشان، به دولت اسلامی خراج بپردازند، تا در مالیات نیز میان مسلمانان و غیرمسلمانان عدالت رعایت شده باشد.
اما، در خصوص توزیع باید گفت که قانونگذاران برای توزیع عادلانه امکانات موجود میان مردم، ضابطه‌هایی خاص وضع کرده‌اند که مسلمانان و غیرمسلمانان از آنها بهره می‌جویند. مثلاً، در کتاب «الاموال» نوشته «ابوعبید» آمده است که «خلیفه عمربن خطاب به پیرمردی از کفار ذمی برخورد که بر در خانه‌های مردم گدایی می‌کرد. عمر وی را متوقف کرد و گفت: ما با تو به عدالت رفتار نکردیم؛ آنگاه که جوان بودی از تو جزیه گرفتیم و اکنون در کهنسالی رهایت کرده‌ایم. سپس دستور داد به مقداری که کارش سامان گیرد، سهمی از بیت‌المال برایش مقرر شود».

مطلب مشابه :  نهضت اصلاح دینی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید