2-2- تحصیلات جامی
جامی، تحصیلات خود را از همان اوان کودکی آغاز کرد به گونهای که از چهارسالگی خواندن را یاد گرفته بود. «جامی تا اوان بلوغ شرعی (اندکی پیش از چهارده‌سالگی) در جام زیسته است. در نزد پدرش آموزش‌دیده و صرف و نحو عربی را از او آموخته است. اینکه جامی در دوران کمال مدعی است که: ما به حقیقت شاگرد پدر خودیم که زبان از وی آموختیم؛ از تأثیر آموزههای پدر بر او حکایت دارد». وی در سن 12 سالگی از جام به هرات آمد و در محلۀ نظامیه به مجلس درس جنید اصولی حاضر شد و به مطالعۀ مختصر تلخیص مطوّل و حاشیۀ آن باآنکه هنوز به حد بلوغ شرعی نرسیده بود پرداخت. وی منطق و حکمت و اکثر علوم عقلی را نزد خواجه علی سمرقندی و شهاب‌الدّین محمّد جاجرمی فراگرفت.
در سن 22-23 سالگی «پس از آموختن علوم ادبی و کلامی در هرات به‌قصد فراگیری بیشتر به سمرقند رفت و نزد قاضی‌زادۀ رومی (که یکی از دانشمندان رصدخانۀ الغ‌بیگ محسوب بود) به تحصیل علم نجوم و هیئت پرداخت».
جامی در طول دوران تحصیل به آموختن علوم دیگر نیز همت گماشت و به یادگیری موسیقی و مطالعۀ کتب تاریخی و ادبی پرداخت. تبحّر و احاطۀ جامی در علوم مختلف، شاید تأثیری از محیط وی باشد؛ زیرا «دانشیان عصر او، محوریّت دانش مقبولشان را در فضای دایرۀ وسیع معارف گم‌کرده و سطحیّت دایره‌المعارفی را بر محوریّت تخصصی دانش ترجیح میدادهاند. او هم یکی از دانشوران چنین عصری محسوب است با دانشی دایره‌المعارفی که دربارۀ بیشترینۀ دانشهای شناختۀ قرن 9 ه.ق از تفسیر، حدیث، سیره و تاریخ دینی، فلسفه، عقاید، کلام، فقه، لغت و دستور زبان، زمینههای ادبی، موسیقی، عرفان و تصوّف شرقی و غربی در جهان اسلام قلم ‌زده است».
2-3- ویژگی‌های اخلاقی جامی
یکی از ویژگیهای بارز اخلاقی نورالدّین عبدالرّحمن جامی حس انسان‌دوستی و ترحم و شفقت نسبت به اقشار مختلف مردم است و بر همین اساس است که بیشتر درخواستهایی که از دستگاه سلطنت میکند مربوط به قشرهای مختلف از طبقات بالاگرفته تا طبقات زحمتکش است.
در منابع تاریخی آمده است که: «او مردی وارسته و دارای عزّت نفس و استغنا به شمار میرفته و بسیار ساده زندگی میکرده و در نیکوخواهی و ذوق و خوش طبعی و ظرافت و گشاده‌رویی و کرم در زمان خویش مشهور بوده است».
جامی همواره پادشاهان را از ظلم کردن در حق مظلومان بازمی‌دارد و با نصیحت کردن ملوک آنان را به عدل و انصاف فرا می‌خواند. در اشعارش نمونههای فراوانی از نصایح و پندهای اخلاقی که صفت‌های خوب را ترویج میکند و از خصلتهای بد بازمی‌دارد وجود دارد. «از دیگر صفات حمیدۀ جامی که ممکن است ناشی از ملکۀ غرور وی باشد اباء نفس وی از مدح و چاپلوسی در قبال أغنیاء و أقویاست و این صفتی است که نزد شعرای زمان کمتر یافت میشده».
دیگر از صفات پسندیدۀ این عارف بزرگ، تواضع و فروتنی بود به‌گونه‌ای که «در هر مجلس که وارد میشد، بی‌هیچ تکلّف، هر جا که دست میداد مینشست. درنهایت درویشی و سادگی بود. خانه‌ای ساده و جامه‌ای بی تکلّف داشت. کسی که او را با قبای ساده و عمامۀ محقّر میدید، نمیتوانست تصوّر کند که حشمت و نفوذ این مرد در تمام قلمرو سلطان مورد رشک و حسرت امیران و وزیران وقت است».
مطایبت، شوخ‌طبعی، تجرّد و تک‌روی، گوشه‌نشینی، عدم تظاهر و خودنمایی، دستگیری ضعیفان، لطف بر زیردستان و دستگیری از بینوایان از دیگر صفات پسندیدۀ این شاعر عارف و
نامی است به‌گونه‌ای که در این صفات سرمشق همگان بود.
تمام آنچه از صفات و ویژگیهای این شاعر ذکر شد، نشان‌دهندۀ سرشت و حس انساندوستی این شاعر فرهیخته است. جامی این صفات را در وجود خود به اعلی درجۀ کمال رسانده بود. وی در طول حیاتش همواره به خدمت خلق مشغول بود. حتی از مال خود مسجد، پل، مدرسه و… میساخته که همگی این کارها گواهی بر حس انساندوستی وی است. علاوه بر این، «هیچگاه، داعیۀ مرشدی از او به ظهور نرسید. شاید همین بینیازی خود یکی از موجبات جایگاه بلند معنوی او بود».
2-4- سفرهای جامی
نورالدّین عبدالرّحمن جامی در طول زندگی‌اش سفرهای چندگانهای به بلاد خراسان و ماوراءالنهر کرد. در ادامه به خلاصهای از سفرهایی این شاعر بزرگ میپردازیم.
جامی در دوران نوجوانی اولین سفر خود را به همراه پدرش و به شهر هرات انجام داد و در مدرسۀ نظامیّه آنجا اقامت گزید و در محضر بزرگانی چون: مولانا جنید اصولی و مولانا علی سمرقندی تلمّذ کرد.
در سفر دوم خود از هرات به سمرقند رفت و نه سال در آن دیار اقامت گزید و از محضر مولانا فتح‌الله تبریزی استفاده کرد.
در زمان سلطنت سلطان حسین بایقرا از سمرقند به هرات بازگشت. در هرات با علاءالدّین علی قوشجی ملاقات کرده و نزد وی به تحصیل پرداخت.
سفر چهارم از هرات به مرو بود در این سفر بود که به زیارت خواجه عبیدالله احرار نائل آمد و در این سفر بود که روش نقشبندیه را پذیرا گشت.
در سفر پنجم برای بار دوم به سمرقند رفت. این سفر در سال 870 ه.ق رخ داد و این سفر را برای دیدار مجدّد خواجه عبیدالله انجام داد.
در سال 884 ه.ق برای سومین بار به سمرقند رفت و این بار نیز برای دیدار خواجۀ احرار رنج سفر را برای خود هموار کرد.
اما مهمترین سفر جامی که در سال 877 ه.ق اتّفاق افتاد و ارزش شایستهای دارد سفر وی به سرزمین حجاز است. او در این سفر از شهرهایی چون: همدان، کردستان، بغداد، کربلا، نجف، مدینه، مکه، دمشق، حلب و تبریز دیدن فرمود.
در این سفرها جامی اتّفاقاتی برایش رخ داد مثلاً در بغداد گرفتار اعتراض شدید شیعۀ بغداد شد تا به دخالت قاضی‌القضات و مقصود بیگ برادرزادۀ اوزون حسن و خلیل بیگ برادر زوجۀ او از بلای اعتراضاتی که آنان بر قسمتی از ابیات سلسلهالذهب داشتند… رهایی یافت ولی از بغدادیان آزرده‌خاطر شد. در این سفرها همچنین موردتوجه شاهان نیز واقع میشد. «گویند در دمشق بود که سلطان محمّد فاتح پادشاه عثمانی درصدد جلب او به قسطنطنیه برآمد، اما جامی قبل از آنکه پیام سلطان را دریافت کند و در محظور افتد از دمشق خارج شد».
بعد از سفر حجاز و بازگشت به هرات، «عبدالرّحمن جامی، اغلب در هرات زیسته، خیلی به‌ندرت به دیههای اطراف آن و شهرهای اطراف آن و شهرهای نزدیک به جام و خرگرد رفت‌وآمد میکرد ولی در سال 883 ه.ق باز عازم سمرقند شد».

                                                    .