رشته حقوق

تلقی حجاب به عنوان یک تحمیل واجبار دولتی یا رسمی

دانلود پایان نامه

:تلقی حجاب به عنوان یک تحمیل واجبار دولتی یا رسمی(نظریه کنترل اجتماعی وواکنش اجتماعی)

گفتار اول:نظریه کنترل اجتماعی وواکنش اجتماعی

نظریه کنترل از نظریه‌های مطرح در حوزه جامعه‌شناسی انحرافات اجتماعی محسوب می‌شود .نظریه  کنترل درتحلیل وتبیین کج رفتاری های  اجتماعی  مورد استفاده  قرار گرفته  و از نظریه های  با نفوذ حوزه  جامعه شناسی  انحرافات  اجتماعی  و جرم  بوده  است فرضیه اصلی این نظریه ارضا نشدنی بودن ماهیت انسان است. هم چنانکه فروید گفته :« افراد به  طورطبیعی تمایل به کج رفتاری دارند، و اگر تحت  کنترل  قرار نگیرند چنین می کنند». جامعه شناسان براین عقیده بودند که مردم از قوانین و هنجارهای اجتماعی پیروی می کنند مگر اینکه تحت تاثیر معاشرت،قرارگرفتن در محیط نامناسب یا حتی تحت تاثیر نظارت اجتماعی ،کجرفتار شوند اما دیدگاه کنترل اجتماعی بر این عقیده است که افراد اصولا دارای قابلیت بهنجار یا نابهنجار بودن هستند. نکته اصلی این است که جامعه چه رفتاری با فردباید داشته باشد. رفتار بهنجار یا نا بهنجار تنها در درون  جامعه دارای معنی است و هر جامعه ای سعی می کند که هنجارهای خود را بر فرد تحمیل کند ناهمنوایی و کجروی اجتماعی، نتیجه کمبود یا فقدان کنترل اجتماعی اعم از رسمی (قضات، ضابطین قضایی، پلیس، زندان و…) و غیررسمی (خویشاوندان، دوستان، همسایگان، همکاران و…) می‌باشد.

کنترل اجتماعی به نحو اختصار به شیوه هایی اطلاق می شود که جامعه برای واداشتن اعضایش به همنوایی و جلوگیری از ناهمنوایی به کار می برد.[1] .

دراین نظریه بیان گردیده است که کج رفتاری  اشخاص ، بیش  از آنکه  ناشی  از نیروهای  محرک  به  سوی  نابهنجاری  باشد محصول  عدم  ممانعت  است  .این  درست  نقطه  مقابل  فرض  نظریه یادگیری  است  که  کج رفتاری  را ناشی  از شرایط  اجتماعی  خاص  (شکاف  اهداف  و ابزار مقبول  اجتماعی  و تجربه  یادگیری  از دیگران ) می دانند. نظریه یادگیری  مستقیماً می پرسد، علت  کج رفتاری  چیست  اما نظریه  کنترل  مستقیماً می پرسد، علت  همنوایی  چیست ، زیرا آنچه  موجب  کج رفتاری  است  فقدان  همان  چیزی  است  که  باعث  همنوایی  می شود، پاسخی  که  به  این  سؤال  مهم  داده  شده  این  است  که  آنچه  موجب  همنوایی  است ، اعمال  کنترل  اجتماعی  بر افراد است  که  جلوه کج رفتاری  را می گیرد. بنابراین  فقدان  یا ضعف  کنترل  اجتماعی  علت  اصلی  کج رفتاری  است  که  در بخش های  زیر توضیح  داده  خواهد شد[2].

این گرایش از سال 1960 به بعد در جرم شناسی به وجود آمد و معتقد است که این واکنش اجتماعی است که سبب انحراف و بزهکاری فرد و پدیده مجرمانه می‌شود. (پدیده مجرمانه اعم است از جرم و انحراف) نه اینکه بزهکاری ناشی از عوامل ارثی و برونی و درونی و اجتماعی باشد لذا باید واکنش اجتماعی بالاخص در قالب نهادهای کیفری (مجازات) را دید و بررسی کرد. با این ترتیب واکنشها باید جنبه پیشگیرانه داشته باشد یعنی غیر کیفری باشد مانند: عملکرد نهاد خانواده – مدرسه – همسایه – مسجد – روحانی و …، و این عوامل را در این پیشگیری باید مطالعه کرد. جرم‌شناسی واکنش اجتماعی طرفدار محدود کردن قلمرو مداخله نظام کیفری است.

یکی از  عوامل تأثیرگذار در رفتار و فرهنگ جامعه، مسأله کنترل و نظارت اجتماعی است. امروزه دانشمندان غربی به ویژه اندیشمندان اجتماعی، به طور جدی آن را مطرح و پیگیری می‏کنند و در نیم قرن  اخیر مسأله کنترل اجتماعی بسیار جدی در حوزه فکر و اندیشه صاحب نظران تعقیب می‏شود.
چنانکه دورکیم می‏نویسد:

«انسان هر چه بیشتر داشته باشد، بیشتر هم می‏خواهد و برآورده شدن هر نیازی به جای کاستن از آرزوهای انسان، نیازهای تازه ‏ای را برمی‏انگیزد. از این سیری‏ ناپذیری طبیعی نوع بشر، چنین برمی‏آید که آرزوهای انسان را تنها با نظارت‏های خارجی، یعنی با نظارت اجتماعی می‏توان مهار کرد[3].».

دورکیم در ضرورت کنترل تا آنجا پیش می‏رود که یکی از عوامل ناهنجاری را عدم نظارت و کنترل اجتماعی می‏داند. لوئیس کوزر به نقل از دورکیم می‏نویسد:

«هر گاه نفوذ نظارت کننده جامعه به گرایش‏های فردی، کارآیی خود را از دست بدهد و افراد جامعه به حال خود واگذار شوند جامعه به بی‏هنجاری دچار خواهد شد[4]».

 

گفتار دوم:کنترل اجتماعی در اسلام

در آموزه‏های دین اسلام هم مسأله نظارت و کنترل اجتماعی به صورت خیلی جدی مطرح شده است. از رسول اکرم(ص) و امیرالمؤمنین(ع) و امام صادق(ع) در این خصوص روایات متعددی وارد شده است. از جمله این روایت  را امام صادق(ع) از رسول اکرم(ص) نقل کرد که رسول خدا(ص) فرمود:
«هرگاه هنجارشکنی، حریم‏شکنی و معصیت خدا به صورت علنی و آشکار صورت پذیرد، هر چند هنجارشکنان اندک و اکثریت مردم، افرادی قانونمند و هنجارمند باشند، ولی این اکثریت نظارت و کنترل را رها کنند، عذاب خواهند شد.»

آن گاه امام صادق(ع) خود دلیل عذاب اکثریت بی‏توجه به نظارت اجتماعی را این چنین بیان فرمود:
«و ذلک انه یذل بعلمه دین الله و یقتدی به اهل عدوه الله[5]». یعنی خدا اکثریت هنجارمند، ولی بی‏توجه به نظارت اجتماعی را به این دلیل عذاب می‏کند که آنان با ترک نظارت و کنترل بر افراد هنجارشکن، به کجروان جامعه فرصتی می‏دهند تا به صورت علنی و آشکار، دین خدا و عقاید و باورهای عمومی مسلمانان را به تدریج ضعیف و هنجارشکنان احساس پیروزی کنند و فرهنگ دینی به حاشیه برود و فرهنگ کجرو غالب گردد.

حضرت علی بن ابی‏طالب(ع) نیز در وصیت خویش به فرزندانش در خصوص بی‏توجهی به نظارت و کنترل انحرافات یادآور می‏شود که هرگاه نظارت بر رفتارها را رها کنید، نتیجه آن تسلط انسانهای هنجارشکن و کجرو و منحرف بر جامعه صالحان است. در آن صورت طلب خیر و استمداد از خدای سبحان سودی ندارد و خدا پاسخ مثبت نخواهد داد. زیرا تسلط افراد کجرو و منحرف بر فرهنگ جامعه، نتیجه سستی و بی‏توجهی شما به وظیفه اجتماعی خود، یعنی نظارت و کنترل اجتماعی می‏باشد.[6]

در نامه 31 نهج البلاغه حضرت بخصوص ضرورت کنترل و نظارت همسران به عنوان مدیر خانه بر خانم‏ها  ودختران را به فرزندشان امام حسن(ع) سفارش می‏کند:«زنان را در پرده حجاب نگاهشان دار تا نامحرمان را ننگرند [از اختلاط‏های فسادآور مانع شوید]، زیرا که دقت در پوشش، عامل سلامت و استواری آنان است. بیرون رفتن [و تبرّج و خودنمایی آنان در اجتماع] زنان بدتر از آن نیست که افراد غیرصالح را در میانشان آوری.[7]»

همان­طورکه ملاحظه می‏کنید این رهنمود امام ضرورت کنترل و نظارت بر خانواده را گوشزد می‏کند.

گفتار سوم:بررسی عدم رعایت حجاب شرعی از منظر نظریه کنترل اجتماعی وواکنش اجتماعی

به هر حال بر صاحبان فکر و اندیشه این مسأله پوشیده نیست که هر جامعه‏ای برای آن که از سلامت لازم برخوردار باشد و بتواند فرهنگ اصیل خود را حفظ نماید، باید از نظارت و کنترل اجتماعی برخوردار باشد. و اگر مرزهای کشور به سوی تمامی ابزارهای حرمت‏شکن، باز باشد و مسئولان کشور هیچ گونه محدودیت و کنترل بر ورود فرهنگ بیگانه در کشور نداشته باشند، طبیعی است که نتیجه این سهل‏انگاری غلط چیزی جز به نابودی کشاندن حیات فرهنگی آن جامعه از طریق دشمنان نخواهد بود.
با تبیین نظریه کنترل اجتماعی حال به بررسی نظریه واکنش اجتماعی یکی دیگر از نظری های مطرح درزمینه آسیب شناسی انحرافات اجتماعی میپردازیم.

هر نظام اجتماعی برای حفظ ارزشها و هنجارهایش مکانیسم هایی را تعبیه میکند، تا کنشگران اجتماعی بدون هیچ احساس فشاری نسبت به هنجارهای اجتماعی پایبند شده و از معیارهای پذیرفته شده جامعه عدول نکنند.

واکنش­های اجتماعی که پس از تخطی فرد نسبت به هنجارهای اجتماعی بوجود می آید دارای مراحلی است.یعنی گروه های اجتماعی  یا کجروی را تحمل می کنند ویا درصدد مجازات فرد کجرو بر می آیند. که این واکنش های  گوناگون گروههای اجتماعی را در بر می دارد. که از جمله می توان تنفر،خشم،بی علاقگی را نسبت به فرد کجرو در آنان مشاهده کرد ویا گروه اجتماعی فرد کجرو را ازخود میرانند ویا ازحقوق گروهی محروم می سازند جامعه نیز با تنبیهات بدنی،دستگیری،اخذ جرایم تخلف وبالاخره زندانی کردن با آنها مبارزه می کند.کجروی ها درجوامع گوناگون به گونه های مختلف ارزیابی می شود ودر نتیجه نمی توان جنبه یکسان به همه این کجروی ها داد وبازخوردهای جامعه نیز نسبت به کجروی ها متفاوت خواهدبود[8].

ازآنجا که موضوع مورد مطالعه  جرمشناسی وجامعه‌شناسی، «کنش اجتماعی» می‌باشد، لازم است حجاب را به عنوان یک کنش اجتماعی بررسی کنیم. از دیدگاه «ماکس‌وبر»:« کنش انسانی، در صورتی اجتماعی است که فرد یا افرادی که رفتار می‌کنند، برای آن، معنای ذهنی قائل شده و رفتار دیگران را مد نظر قرار ‌دهند و در این جریان، خود از آن متاثر ‌شوند[9]» بر این اساس تعریف درباره مفهوم حجاب با نگاه جامعه‌شناسی عبارت است از اینکه: حجاب به مثابه کنش اجتماعی است که فرد کنشگر برای آن معنایی ذهنی و ارزشی نمادین قائل است و عمل یا کنش او در ارتباط با دیگران در عرصه ارتباطات میان فردی و تحت تأثیر دریافت انتظارات دیگران در حوزه عمومی می‌باشد.

حجاب (پوشش) کنش اجتماعی است که مبتنی بر چهار لایه مفهومی اصلی است که عبارتند از: باورها، ارزش‌ها، هنجارها و نمادها، به طوری که باورها، ارزش‌ها و هنجارها دارای وجوه ذهنی و اعتباری است و برای درک عینیت حجاب و تحلیل آن باید به آنها مراجعه و استناد کرد. بدین ترتیب که باورها (اعتقاد به هست‌ها و نیست‌ها) مشروعیت بخش ارزش‌ها (ملاک قضاوت درباره خوب‌ها و بدها) و ارزش‌ها نیز توجیه کننده و مشروعیت بخش هنجارها (بایدها و نبایدها) و نمادها نیز نماینده و تجلی هنجارها هستند که در رفتار و کنش اجتماعی عینیت می‌یابد و از سوی دیگر رفتار و کنش اجتماعی به انضمام نمادهای مربوط به آن مشخص‌کننده هنجارها و هنجارها مشخص‌کننده ارزش‌ها و به همین ترتیب ارزش‌ها مشخص‌کننده باورها هستند.

لذا باور به این موضوع که حجاب زنان توصیه صریح قرآن به زنان مؤمنه است، در واقع توجیه کننده ارزش و کرامت زن و اهمیت حفظ حیاء و عفاف است و مشروعیت بخش این هنجار است که زنان در ارتباطات میان فردی باید حجاب را رعایت کنند. البته نوع پوشش و ارتباطات غیر کلامی (لحن کلام، زبان بدن، نوع نگاه، طرز راه رفتن و…) زنان در عرصه عمومی، مشخص کننده میزان نهادینه شدن آن باورها، ارزش‌ها و هنجارها در جامعه است.

ارزش‌های مذهبی در جامعه اسلامی ما از ارزش‌های محوری است که آحاد جامعه متعهد به حفظ و دفاع از آن می‌باشند؛ اما به گفته دکتر شریعتی «برای خراب کردن یک حقیقت، خوب به آن حمله مکنید، بد از آن دفاع کنید[10]» تاریخ گواه است که دین با حمله خوب، عقب نرفته، بلکه جلوتر آمده است، آن چه دین از آن زیان دیده، دفاع بد از آن است و عرضه ضعیف آن[11].استاد شهید مطهری منشأ انحطاط مسلمین را اعتقاد غلط نسبت به مفاهیم دینی می‌داند و آسیب‌شناسی در این قلمرو را ضروری می‌شمارد .کنترل اجتماعی- اعم از رسمی یا غیررسمی- در مسأله حجاب، همواره در معرض آسیب نگرش غلط به مسأله، دفاع بد و سوء عملکرد و… می‌باشد، لذا آنچه مهم است نقد همدلانه و درون گفتمانی برای بهبود بخشی نوع رویکرد و شیوه‌های عمل در مقابل آن است که در اینجا به برخی از دیدگاه‌های انتقادی درباره نوع برخورد با مسأله حجاب اشاره می‌گردد.[12]

گفتار چهارم:آسیب شناسی کنترل اجتماعی رسمی والزامی حجاب وتاثیر آن در عدم رعایت حجاب شرعی

بند اول: آسیب شناسی کنترل اجتماعی رسمی والزامی حجاب

1.از جمله آسیب‌ها و آفت‌های کنترل اجتماعی رسمی در مسأله حجاب، تفکیک عفاف و حجاب از یکدیگر است؛ «به نظر می‌رسد امروز پیش از عفاف به حجاب توجه می‌شود که این امر از درون خطر آفرین است، چرا که ممکن است با برخی از الزام‌ها، بتوان پوششی به شکل پوسته‌ای نازک بر پدیده ناسالم بدحجابی کشید، اما از درون فاسد می‌نماید[13]»

  1. آفت دیگر در کنترل اجتماعی رسمی حجاب، دولتی شدن فریضه امر به معروف و نهـی از منکر است؛ به‌طوری که آیت‌الله حائری شیـرازی اظهار می‌دارد: «در امر به معروف و نهی از منکر، مردم باید متولی آن باشند و اجرای این فریضه را بدست بگیرند، زیرا امر به معروف و نهی از منکر دولتی به جایی نخواهد رسید و نتیجه مطلوب ندارد»[14]
مطلب مشابه :  تری گلیسرید

اساساً همان گونه که دولتی شدن و فربه شدن آن در حوزه‌های اقتصادی بدون توجه به بخش خصوصی فسادآور است عدم توجه به گروه‌های مدنی و نیروهای اجتماعی در حوزه‌های فرهنگی و اجتماعی نیز فسادآور، بلکه خطرناک‌تر است، زیرا موجب واکنش‌های منفی و احساس بیگانگی جامعه نسبت به اهداف فرهنگی و دینی خواهد شد، وضعیت امروز جوامع غربی از لحاظ بحران معنویت و فساد اجتماعی آن در نتیجه افراط و تفریط‌های قرون وسطی می‌باشد، که شاهد خوبی برای این مسأله است.شاید اگر کلیسا (که در دوران قرون وسطی دارای قدرت سیاسی بود)، ازدواج را امری مغایر با معنویت محسوب نمی‌کرد و روحانیت را مستلزم پرهیز از ازدواج نمی‌دانست، امروزه شاهد داغی بازار سکس و برهنگی و کالا شدن زن در تمدن جدید غرب نبودیم. باید قبول کرد که لازمه هر تفریطی یک افراط است .به طوری که در نتیجه این افراط و تفریط‌های قرون وسطی «بیش از چهار قرن است که در اروپا، خدا از صحنه زندگی غایب شده و در کلیسا عزلت گزیده است، معنویت به حاشیه زندگی خزیده و استخوان‌بندی فرهنگ و تمدن غربی یک استخوان‌بندی مادی شده است[15]»

3.تاثیرپذیری افراد از پدیده‏ها و کنش‏های سیاسی، امری انکارناپذیر است. به موجب این امر، فرد زمانی که به هر علت – بجا یا نابجا – با موجودیت‏سیاسی حاکم مخالف شود یا بخشی از عملکرد آن را نپسندد و از سویی نتواند واکنشی ستیزه جویانه پیش گیرد، مخالفت‏خود را در رفتارهای اجتماعی‏اش ظاهر می‏سازد و اگر حاکمیت‏سیاسی و اجتماعی با مذهب گرایان است، او سعی می‏کند هر چه نشان مذهب دارد از خود دور سازد و بر ضد آن، موضع‏گیری کند.

امروزه این پدیده، پوشش بانوان را نیز در برگرفته است و گروهی از کم حجابان سعی دارند با بی‏توجهی به حجاب، به ارزش‏های موجود در نزد مذهب گرایان حاکم بی‏اعتنایی کنند. مردان نیز گاه به همین انگیزه سعی در کم حجابی همسران خود دارند، تا بدین وسیله به نوعی، رنجش خود را از طرز تفکری خاص، التیام بخشند.

حقیقت آن است که به هیچ شیوه نمی‏توان از تاثیرپذیری این پدیده جلوگیری کرد، جز آن که به شیوه‏هایی می‏توان از فراگیر شدن آن کاست.

نخستین گام ثمربخش این است که به افراد تفهیم شود که آدمی نباید در ستیز با نوعی طرز تفکر، همه خوبی‏های آن را نادیده انگارد. لجاجت و مخالفت نباید سبب شود که فرد سود وزیان خود را در نظر نیاورد و پیوسته به راهی گام بردارد که برای وی و جامعه‏اش آسیب آفرین است.

دوم: گروهی که حاکمیت‏سیاسی را بر عهده دارد و نیز هواداران ایشان، پیوسته باید جوانب رفتارهای خود را در نظر گیرند تا مبادا کرداری از ایشان مشاهده شود که افراد را از پذیرش عقاید صحیح نیز دور سازد و ناخواسته به پیمودن راه باطل سوق دهد.

سوم: همواره نباید میان تمامی «سیاست‏های جاری‏» و «دین‏» پیوندی قطعی برقرار دانست، به طوری که افراد بپندارند که مخالفت‏با هر شیوه جاری سیاسی در حقیقت نوعی مخالفت‏با دین است و آنگاه که با پدیده‏ای سیاسی مخالف شوند گمان کنند که برای نپذیرفتن آن پدیده، چاره‏ای جز مخالفت‏با فرامین دین ندارند و همین امر سبب شود که رفته رفته اعتقاد ایشان به اصول مذهبی سست گردد و راهی برای بازگشت‏خود نیابند.

4.آسیب دیگر کنترل اجتماعی بیرونی و رسمی در مقوله حجاب، غفلت از کار فرهنگی و نگاه فرهنگی به مسأله و درونی‌سازی حجاب به مثابه ارزش انسانی و دینی و باور قلبی است. چنانکه گفته شده: «اساساً پوشش مسأله‌ای است که جنسش فرهنگی است و کار زیربنایی و اساسی در این حوزه، کار فرهنـگی است.[16] »

همچنین بیان گردیده است: «در برخورد با مقوله‌های جوان، حجاب، عفاف و مسایل تربیتی و نظیر آن که از جنس مسایلی فرهنگی هستند، نگاه غیر فرهنگی و حتی برخوردهای فیزیکی ناکارآمد است و باید نگاه فرهنگی، تربیتی، اخلاقی، خصوصاً دینی به مسایل مانند رابطه دختر و پسر، حجاب و… حکم‌فرما شود که این خود باید با اعتدال و لطافت انجام شود[17]» یکی از نمایندگان مجلس نیز با اشاره به مصوبه توسعه فرهنگ حجاب و عفاف در شورای عالی انقلاب فرهنگی تاکید می‌نماید: «به طور کلی در این مصوبه توجه دادن به رعایت و باور پوشش نه به عنوان یک اجبار اجتماعی، بلکه به عنوان یک ارزش انسانی، دینی و معنوی و یک باور قلبی جهت مصونیت از زشتی‌ها و آسیب‌های اجتماعی مورد تاکید قرار گرفته است»[18]

در همین ارتباط ضمن تاکید کردن بر پرهیز از یک‌جانبه‌نگری و نگرش یک سویه به مسأله حجاب و عفاف زنان بایستی اظهار داشت: «وضعیت عفاف و حجاب از ابتدای انقلاب تاکنون دستخوش تغییرات و فراز و نشیب‌هایی شده که عوامل مختلفی از جمله سلیقه‌مداری، افراط و تفریط در امر حجاب، نبود هماهنگی و وحدت رویه میان دستگاه‌های مختلف، نبود برنامه‌‌های درازمدت و اصولی، ارایه الگوهای متضاد و ضعف معرفت جوانان و خانواده‌ها از حجاب و فلسفه آن، دخالت داشته است»[19] غفلت از بسترسازی فرهنگی و عدم توجه به مقتضیات زمان و مکان نیز از دیگر آسیب‌های کنترل اجتماعی رسمی محض است.

«در مسأله حجاب ۵۰ درصد تقصیر متوجه سازمان‌هایی نظیر سازمان تبلیغات اسلامی، وزارت ارشاد و آموزش عالی و… است که بستر مناسب فرهنگی را فراهم نکرده‌اند… هنجاری که مستمراً شکسته می‌شود از حیثیت یک مسأله می‌افتد…. لذا باید حجاب را بازتعریف نموده و قوانین را بازخوانی کنیم و اساساً هنجارهای مربوط به عرصه عمومی باید با توجه به مصلحت زمان و مکان و سیره نبوی از نو تعریف شود»[20]

صادق طباطبایی طی مقاله‌ای تحت عنوان «شل حجابی»با مقایسه جامعه ایران با برخی کشورهای دیگر، روش‌های سلبی و قهری در مقابل مسأله حجاب را زیر سؤال می‌برد که خلاصه‌ای از نکات عمده آن به شرح ذیل است:

«… باید پرسید در کشورهایی مانند لبنان، سوریه و الجزایر که از ناحیه حکومت اعمال فشاری برای حفظ شعارهای دینی و سنن مذهبی وجود ندارد، یا در ترکیه با وجود حکومت لائیک، یا در اروپای امروز علی‌رغم محدودیت‌های شغلی، آموزشی و اجتماعی، شاهد گسترش گرایش به حجاب و کیفیت حجاب مبتنی بر عمق باور دینی زنان مسلمان هستیم، در هیچکدام از این کشورها، ماهواره‌های تصویری، اثرات تربیت دینی جوانان را خنثی نساخته است و ناهیان منکر هم به رویکرد سلبی توسل نمی‌جویند و با وجود همه گونه امکانات و ابزار و شرایط طرب و عیش و عشرت و بی‌بندوباری، دختران و زنان مسلمان متعهدانه در پی حفظ حجاب خود هستند، ولی در جامعه‌ای مانند ایران که هیچکدام از این عوامل مهیا نیست یا حداقل رایج نیست و بدون هزینه گزاف فراهم نمی‌گردد و از آن طرف تمامی امکانات رسانه‌ای، انتشاراتی، تبلیغی، آموزشی و تربیتی و…[21]»

در کنار ابزارهای برحذر دارنده و مجازات کننده، سرزنش‌های روحی و احتمال محرومیت‌های تحصیلی، مالی، شغلی و… چرا هر از چندی باید به شیوه‌های کنترل سلبی متوسل شویم؟ اگر تاکنون این روش‌های قهری کارساز بوده‌اند، چه نیازی به تکرار آنها وجود دارد[22]؟ رفیع‌پور در کتاب آنومی یا آشفتگی اجتماعی با تاکید بر توسعه اقتصادی برون‌زا، نابرابری، فساد اقتصادی و جابه جایی ارزش‌ها، سیستم کنترل بیرونی را بی‌اثر دانسته و می‌نویسد: «این تصور که بتوان با نیروهای انتظامی این فرآیند «آنومی یا آشفتگی اجتماعی» را کنترل نمود مانند دادن قرص‌های مسکن، اما بی‌تأثیر به بیماری پردرد است»[23]

5.از آسیب‌های دیگر کنترل اجتماعی بیرونی و رسمی، مقوله ظاهرگرایی و قالب‌گرایی و غفلت از محتوا است[24]  ظاهرگرایی که در عمق خود نشانه ای ازنوعی عدم همبستگی با ارزش ها وآرمانهای جامعه نهفته است ، چنانچه این کنترل رسمی بدون جذب مشارکت‌های عمومی مردم و مشارکت سازمان‌های مردم نهاد و مشارکت سازمان‌های دولتی باشد، به هدف مطلوب خود نخواهد رسید؛ چرا که سازمان متولی کنترل رسمی و بیرونی جامعه بایستی متکی و دلگرم به این مشارکت‌های سه گانه باشد. برای مثال وقتی دستگاه دولت خود را مبرا از برخوردهای کنترلی و انتظامی در زمینه ناهنجارهای پوششی می‌داند چگونه می‌توان به این رویکردهای کنترلی برای حفظ و گسترش هنجار حجاب امیدوار بود هر چند با قصد و نیت دلسوزانه و ارزش‌مدارانه باشد[25].

بنابراین، به نظر می‌رسد برای اینکه حجاب که یکی از ضرورت‌های دین اسلام است به عنوان یک باور و ارزش اجتماعی در جامعه تثبیت و در شخصیت دختران و زنان مسلمان درونی شود، بایستی از رویکرد قهری و اجباری پرهیز نمود، بلکه از طریق راهکارهای فرهنگی و جلب مشارکت‌های عمومی، مدنی و دولتی حجاب را به عنوان یک مسئولیت خطیر و حقی مسلم در نگرش آنان وارد کرد، چرا که حجاب با اجبار و بدون عقیده، به یک یونیفرم سنگین تبدیل می‌شود و ماهیت معطوف به عفاف خود را از دست می‌دهد. اجبار بدون اقناع و فرهنگ‌سازی موجب لجبازی و عناد یا نفاق و دورویی و ظاهرگرایی و غفلت از محتوا می‌گردد. جان کلام این که گسترش امر فرهنگی و دینی با رویکرد سلبی و اجباری نه تنها با روح دین منافات دارد، بلکه با وفاق عمومی و انسجام اجتماعی نیز متعارض است و با ایده جهانی شدن جامعه دینی فرسنگ‌ها سال نوری فاصله دارد.

بنددوم: تاثیر کنترل رسمی والزامی حجاب در ترویج عدم رعایت حجاب شرعی

مسأله حجاب در واقع در بستری از روابط اجتماعی شکل می‌گیرد که در چارچوب مسائل زنان دارای ابعاد فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی و همچنین مؤلفه‌های مذهبی- معنوی، منزلتی، شخصیتی و رفتاری است که از پارادایم و منظرهای مختلفی قابل بررسی است. مسأله حجاب زنان در واقع به عنوان یک پدیده فرهنگی است که در قالب اختلالات هنجاری جامعه به اشکال قطبی شدن هنجاری، تضاد هنجاری، ناپایداری هنجاری، ضعف هنجاری و بی‌هنجاری پدیدار می‌گردد و در فرآیند تغییرات ارزشی از فرامادی به مادی حاصل توسعه سریع، برون‌زا و نامتوازن بعد از پایان جنگ تحمیلی در گفتمان امنیتی قابل تبیین و تفسیر می‌باشد.

درواقع، مسأله بدحجابی ازجمله آسیب‌های اجتماعی است که درسطح ولایه‌های رویین جامعه نمایان است و علامت و نمادی از آسیب‌ها و مسائل اجتماعی است در عمق و لایه‌های زیرین جامعه می‌باشد. در زمینه چالش‌های نیروی انتظامی در برخورد با مسأله حجاب، دریک تحقیق علمی دیدگاه فرماندهان انتظامی، مسئولین قضایی، روحانیون در امور اجرایی ذی ربط و گروهی از اساتید دانشگاه‌های تهران، بررسی گردید و مشخص شد بین متولیان و مسئولین جامعه در رابطه با کنترل بدحجابی و حدود حجاب، وحدت نظر وجود ندارد و متولیان و مسئولین ذی ربط در رابطه با کنترل بدحجابی معتقدند که قانون از شفافیت لازم برخوردار نیست و بین قوانین موضوعه و عرف جامعه با حدود حجاب هماهنگی وجود ندارد. همچنین از جمله نتایج دیگر تحقیق مذکور عبارتند از:

1- بین دیدگاه‌های چهار گروه مذکور در زمینه برخوردهای سلیقه‌ای با پدیده بدحجابی و ابهامات قانونی هم‌پوشانی وجود دارد.

۲- در زمینه نوع مجازات، گرایش‌های مطرح شده عمدتاً به سمت کاهش سخت‌گیری است.

۳- اکثریت قریب به اتفاق پاسخگویان ضمن موافقت با مسأله بدحجابی به عنوان یک پدیده فرهنگی، تأکید کرده‌اند که کنترل آن نیز باید به شیوه‌های فرهنگی انجام شود.

۴- ۱/۹۵درصدمسئولین قضایی، ۵/۹۲ درصدروحانیون،۱/۸۷ درصد فرماندهان انتظامی و ۵/۷۶ درصد دانشگاهیان مورد مطالعه معتقدند که ناجا می‌بایست از طریق روش‌های ارشادی و آگاهی دهنده اقدام نماید.

۵- بالاخره این که اکثر پاسخگویان، اعتقاد خود را به عدم وحدت نظر میان مسئولین و متولّیان جامعه در رابطه با کنترل بدحجابی، ابراز داشته‌اند. [26]

پلیس به عنوان بخشی از دولت، باید نقش نظارت و کنترل بیرونی و رسمی در مدیریت امنیت عمومی جامعه‌ داشته باشد و لذا نقش و کارکرد پلیس، ویژگی‌ها و مسئولیت‌های اجتماعی و مشکلات پلیس در برخورد با انحرافات اجتماعی و چالش‌های پلیس در به کارگیری شیوه‌های تصمیم‌گیری در اجرای قوانین از موضوعات تحقیقات جامعه‌شناسی است.[27]

درهمین رابطه بایستی افزود که برخورد با بد حجابی یکی از موارد سیاست طرح امنیت اجتماعی  بود. طبق نظریه لمرت برخورد  قهرآمیزنیروهای پلیس  با منحرفان اجتماعی به اصطلاح «بدحجابان» یک واکنش اجتماعی است. این واکنش نشان می دهد که آن شخص، بد حجاب است پس انگیزه جرم و انحرافات دیگر در آن شخص تقویت می گردد. ساترلند انگیزه برای ارتکاب جرم را آموختنی می داند. نوع رفتارها با توجه به نوع الگو صورت می گیرد. رفتارهای جنایی آشکار نیازها و ارزش هاست. علت بزهکاری از نظر ساترلند نوع تعامل شهروندان با یکدیگر و فرهنگ غالب بر جامعه است. از همین رو اصلاح بزهکاران را در جایگزینی رفتار مطلوب و مطابق قانون بجای رفتار نامطلوب می داند.پوشش مناسب را باید به افراد آموخت. نه با برخوردهای تند، انتظار بهبود آنرا داشت. این آموزش از طریق رسانه های جمعی چون تلوزیون و در رسانه ها باید شکل بگیرد.بخاطر نبود معیار در تشخیص بد حجابی، امنیت روانی از بین خواهد رفت چون هر کس می تواند واهمه ی این را  داشته باشد که بدحجاب معرفی شود. برخورد با بدحجابی (برخورد صوری و انتظامی) افراد  را ریا پرور می کند. افراد جلوی نیروهای ارشاد محجبه شده و دور از چشم آنها بد حجاب خواهند شد. از دیگر انحرافات موجود در این زمینه، می توان به زیر زمینی شدن انگیزه های ناسالم و جذب افراد به گروههای فاسد و  تبهکار اشاره کرد. محدودیت های شدید باعث انحرافاتی چون مصرف مواد مخدر، روابط ناسالم اخلاقی، ایجاد زمینه های فرار از خانه، ایجاد زمینه های خشونت خانوادگی و … اشاره کرد.

مطلب مشابه :  الگوی زیستی افسردگی

بندسوم:نظریه برچسب زنی وآسیب شناسی آن در ترویج عدم رعایت حجاب شرعی

ساترلنددررابطه با برخورد غیرمسالمت جویانه دولت درقبال گروههای مخالف معتقد است، دولت عدم مدارا را به جامعه آموزش می دهد. این برخورد ها موجب از بین رفتن الگوهای فکری شناخته شده می شود و الگوهای فکری غیر شناسنامه دار را که بیشتر محافل زیر زمینی و بسته هستند را رواج می دهد. همین امر موجب می شود زمینه برای جرایم سیاسی سنگین ایجاد شود.

طبق نظر لمرت(نظریه برچسب زنی ): وقتی به یک دانشجو یا یک فعال زنان می گویند تو  بدحجابی وبا بد حجابیت ضد نظام هستی و مخربی و … شخص طبق آن برچسب فعالیت می کند. این برخورد زمینه را برای فعالیت سالم افراد در چارچوب قانون می بندد و آنها را در ورطه جرم و انحراف می اندازد.

واضع این گرایش آقای لمرت می‌باشد. وی می‌گوید فرق منحرف و غیر منحرف آن است که منحرف به واسطه حکم دادگاه منحرف (مجرم) شناخته شده و دیگری در این حالت قرار نگرفته است. فلذا بر وی برچسب انحراف زده شده و همین امر موجب می‌شود که او دیگر نتواند و یا به سختی قادر باشد که به حالت و موقعیت قبلی خود برگردد. به خصوص اگر این برچسب بر فرد بیگناهی زده شده و سپس او را با نهاد زندان و پلیس آشنا نمایند. لذا اشخاص با وجود این برچسب به سمت تکرار جرم و انحراف سوق داده می‌شوند.نظریه بر چسب زنی با رویکردی تقریباً تضادی به مسائل آسیب شناسی و انحرافات می نگرد .  از طرفداران بر جسته این دیدگاه می توان هوارد بکر و ادوین لمرت را ذکر کرد . نظریه بر چسب معتقد است هیچ عملی ذاتاً انحراف نیست بلکه آن به فضا ومکان و زمان بستگی دارد . یعنی رفتار انحرافی در اثر عکس العمل افراد و مردم صاحب قدرت ، انحراف نامیده می شود . در حقیقت انحراف حاصل برداشت و واکنش مردم (واکنش اجتماعی ) نسبت به یک رفتار است . در این فرآیند است که جریان رفتار شکل می گیرد . وبه نوعی ناهنجاری و انحراف تبدیل می گردد.

در این نظریه اشاره می شود که کوشش برای ممانعت از وقوع کجرفتاری یا مجازات آن خود باعث پیدایش کجرفتاری می شود ومنظور این است که خود جریان مبارزه با کجرفتاری باعث پیدایش گروهی از افراد   می شود که حتی اگر در ابتدا تعهد جدی به کجرفتاری نداشته  اند پس از برچسب خوردن ومشخص شدن به شکل تدریجی بیشتر به این نوع رفتار متعهد و وابسته می شوند یعنی جریان نظارت وکنترل اجتماعی خود باعث پیدایش تصویر از خود منفی در افراد کجرو می شودو این برچسب خوردن خواه ناخواه فرد را به سوی کجرفتاری بیشتر سوق می دهد[28] .

کسی که رفتار انحرافی بد حجابی وعدم رعایت حجاب و عفاف را پی می گیرد حتی اگر در درون یک خرده فرهنگ کجرو قرار داشته باشد با توجه به این که کجرفتاری بدحجابی  در جامعه از بازخوردهای مشخصی برخوردار است انتخابی انجام می دهد وبه تعبیری دیگر این نوع رفتار را آگاهانه و با اراده خود انجام می دهد. حال اگر پس ازاین انتخاب برخوردهای شدیدی هم با این فرد شود،ممکن است تمایل او به این انتخاب تقویت شود پس چاره کار دراین خواهد بود که با تغییرنگرش فرد انتخاب های او را بصورت ارادی وآگاهانه در جهت مسیر جریان های هنجارجامعه  همچون حفظ حریم حجاب و عفاف وخویشتن داری به موقع حضور در اجتماع وآثار مثبت حفظ این حریمها برای او و جامعه اش  تغییر داد. تا با نهادینه شدن این رفتار در فرد  فرد افراد کجروشاهد تغییر نگرش افراد بسیاری در این زمینه باشیم.

هیرشی معتقداست:« رفتار منحرفانه به عنوان مسئله ای اجتماعی باید به همان گونه که در اجتماع رخ می دهد یعنی در عرصه خانواده، محله، مدرسه، همسالان و سایر ارگان ها یا مؤسسات اجتماعی که نوجوان به نوعی در آنها عضویت دارد، بررسی شود»[29]. از دید جامعه شناختی این بررسی باید به مجموعه ای از اصول و تعاریف متکی باشد. برخلاف دیگر نظریه های بزهکاری که تأکید فراوان براین موضوع دارند که فرد منحرف می خواهد خود را تطبیق دهد ولی براساس فشارهای اجتماعی و اضطرارهای ساختاری برای رسیدن به موقعیت های اجتماعی ناچار می شود به کارهای خلاف و نامشروع دست بزند، هیرشی معتقد است که بزهکاری وقتی اتفاق می افتد که قیود فرد نسبت به اجتماع ضعیف شود یا به کلی از بین برود.

درادامه باتبیین نظریه نوین کنترل بیان میدارد، هرچه همبستگی بین اعضای یک جامعه بیشتر باشد، افراد تمایل بیشتری به تبعیت از مقررات آن جامعه دارند؛ کج رفتاری زمانی بروز می کند که پیوند و تعلق میان فرد و جامعه ضعیف باشد یا گسسته شود و هرچه افراد کمتر وابسته، متعهد، درگیر و معتقد باشند، پیوند آنها با جامعه سست تر است و احتمال کج رفتاری بیشتر خواهد بود. در واقع وابستگی به دیگران این احساس را در فرد به وجود می آورد که باید به انتظارات و خواسته های دیگران پاسخ دهد. به همین دلیل است که بیشتر افراد سعی می کنند رفتار آنها باعث ناراحتی و شرمندگی اقوام و آشنایانشان نشود. هیرشی همچنین معتقد است بین خود کنترلی ضعیف و کج رفتاری ارتباط وجود دارد و منشأ آن را در خانواده، دوران کودکی و جامعه پذیری ناکارآمد می داند. [30]

یک نوع پوشش وقتی صورت بهنجار به خود می گیرد که جامعه آن را مجاز و عادی بشمارد و با تشویق ها و توبیخ های خود دوام آن را تضمین کند. بخش وسیعی از آموزش ها و مراقبت های مربوط به پوشش از طریق نهادهای جامعه پذیری به ویژه خانواده صورت می پذیرد و خانواده نقش بی بدیلی در این زمینه دارد. به طور کلی باید بر روی کنترل های غیررسمی تاکید بیشتری صورت پذیرد و نهادهای مختلف جامعه پذیری روی یادگیری و درونی سازی ارزش عفاف و پاکدامنی و نقشی که حجاب می تواند در این زمینه داشته باشد تاکید مستمر داشته باشند. درونی سازی حجاب و مراقبت باطنی از آن، مهم ترین ضمانت برای حفظ آن است و این امر مستلزم متقاعد کردن افراد به اهمیت حیاتی ارزش عفاف است. این یادگیری عمدتا باید در دوره های اولیه جامعه پذیری و در سنین پایین صورت پذیرد. اجباری کردن پوشش، هیچ تضمینی را برای دوام آن ایجاد نمی کند و در هر فرصتی ممکن است نادیده گرفته شود. البته این بدان معنا نیست که هیچ کنترل رسمی و اجبارآمیزی نباید در این زمینه وجود داشته باشد. بلکه مقصود این است تاکید اساسی در این زمینه بر روی کنترل های غیررسمی باشد و کنترل های رسمی محدود به کنترل گونه های نابه هنجار پوشش و خارج از آستانه تحمل جامعه شود. این گونه نباشد که مثل شرایط فعلی، نهادهای عمده جامعه پذیری، مسئولیت اساسی خود را در زمینه یادگیری و کنترل حجاب به درستی انجام ندهند و از نیروی انتظامی انتظار داشته باشند، حجاب را کنترل کند و یا سازمان های دولتی بخواهند با اهرم های توبیخی، چنین کنندلذا برخورد انتظامی با پدیده فرهنگی ناهنجاری پوششی زنان بدون اتخاذ استراتژی و تاکتیک‌های عقلانی و همه‌جانبه وفقدان مشارکت عمومی، مشارکت مدنی ومشارکت دولتی، کارآمدی، اقتدار، مقبولیت ومحبوبیت پلیس را علی‌رغم تلاش‌ها وفداکاری‌های آن درجامعه تحت شعاع قرار می‌دهد[31] .

بنابراین، به نظر می‌رسد برای اینکه حجاب که یکی از ضرورت‌های دین اسلام است به عنوان یک باور و ارزش اجتماعی در جامعه تثبیت و در شخصیت دختران و زنان مسلمان درونی شود، بایستی از رویکرد قهری و اجباری پرهیز نمود.

از اشتباهات بزرگ مسوولان اجتماعی فرهنگی کشور درطول سال­های اخیر، تعیین شکل  پوشش و حجاب زنان به جای مشخص ساختن«حدود و چارچوب» آن است .اگر بتوانیم این اتهام را بپذیریم که بسیاری از کج روی ها و کج رفتاری هایی که در قالب جلوه های ویژه و ناپسند رفتاری که امروز در میان جوانان و نوجوانان شاهد هستیم ، واکنشی است در برابر کنش های ناسالمی که از سوی مسوولان ظاهر شده است ، آنگاه فرصت بروز هیجانات و زمینه تخلیه تنش ها و فشارهای روانی نوجوان به گونه یی مثبت فراهم می آید.

درپایان بایستی اظهارداشت که حجاب بهنجار باید در فرآیندهای اجتماعی غیراجبارآمیز، آموخته شود و درونی شود. نتیجه درونی کردن ارزش عفاف این خواهد بود که با رعایت نکردن حجاب، احساس گناه و تقصیر به افراد دست دهد. واین احساس گناه عامل اجبار درونی ای خواهدبودکه مانع از هرگونه انحرافات ونابهنجاری هادرجامعه خواهدبود.

همانطور که مشاهده می شود، بر اساس نظریه های مختلف  جرمشناسی وروانشناختی و جامعه شناختی، عوامل خانوادگی واجتماعی و روانشناختی در عدم رعایت حجاب وشئونات شرعی نقش بسزایی دارند..پس امید است مسولان با نگاهی همه جانبه وعلمی به بررسی و ارائه راه حل آن بپردازند .تا شاهد کاهش چشمگیر مسئله های اجتماعی باشیم تا ظهور وبروز پدیده ها ومسائل اجتماعی دیگر.

1 . ممتاز ،فریده؛انحرافات اجتماعی،نظریه ها ودیدگاه ها؛تهران،شرکت سهامی انتشار،1381،ص50

1 .جرج ولد،برنارد توماس،همان، ص90

2 . کوزر، لوئیس، زندگی و اندیشه بزرگان جامعه شناسی، ترجمه محسن ثلاثی، انتشارات علمی، چاپ ششم، 1376ٌص191

3 .همان

1 . غفاری فر ،حسن ؛نظارت و کنترل اجتماعی، مجله کتاب زنان، شماره 17

2 .همان

3 .همان

  1. 1. فرجاد،محمد حسین؛جامعه شناسی انحرافات ومسائل اجتماعی؛تهران،مرکز مطبوعات و انتشارات قوه قضاییه،1383،ص30

2روشه، گی، کنش اجتماعی؛ ترجمه هما زنجانی زاده، مشهد، دانشگاه فردوسی، ۱۳۷۹،ص۲۱

  1. 1. شریعتی: علی، علی (ع)، تهران، نیلوفر، ۱۳۶۱،ص84

2 . اسفندیاری، محمد، سوء تبلیغ و تبلیغ سوء، ماهنامه خرد نامه همشهری، ش۷، ۱۳۸۵،صص ۴۵-۴2

3 . محبوبی منش، حسین ،تحلیل اجتماعی مساله حجاب،مجله کتاب زنان ، زمستان ۱۳۸۶ – شماره ۳۸

1 .صنایع، محمد، عفاف، مجله راه رشد، ش ۸۷،ص۲

2 .محبوبی منش، حسین ،همان

3حدادعادل، غلامعلی، فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، چاپ هفدهم، تهران، سروش، ۱۳۸۶،ص۲۷

1 . ایوبی، حـجت الله، نگذاریم مـسائل اجـتماعی، امنیتی شود، روزنامه شرق، ش۸۸۳، 2/6/1386،ص ۲۲

  1. 1. گلزاده، مصاحبه با خبرگزاری قرآن (ایکنا)، مجله راه رشد، شماره ۸۷، خبرنامه ضمیمه ش۲۷، تیرماه ۱۳۸۵،ص۷

2 . شایق، عشرت، مصاحبه با خبرگزاری ایسنا،www.Isna.com، ۱۳۸۵

3 کی‌نژاد، محمدعلی به نقل از سایت بازتابwww.Baztab.News.com، ۱۳۸۵

  1. 4. صدیق سروستانی،رحمت الله؛آسیب شناسی اجتماعی؛تهران ،انتشارات سمت،1386،ص23
  2. 1. طباطبایی، صادق :«شل حجابی»، سایت بازتاب( Baztab News. Net)، ۱۳۸۵/

2 .همان

3.رفیع‌پور، فرامرز، آنومی یا آشفتگی اجتماعی، تهران، سروش، ۱۳۷۸،ص۱۵۸

4 .افروغ، عماد، جامعه‌شناسی انحرافات در حکومت دینی، فصلنامه کتاب زنان، سال پنجم، ش ۱۸، ۱۳۸۱

  1. 5. میری اسفندآبادی ،سید حسین ،تاثیرسیاستهای دولت درایجاد بزهکاری درجامعه،سایت تخصصی فقه وحقوق،1387

1 ذوالفقاری، حسین، موانع و مشکلات ناجا در کنترل بدحجابی، فصلنامه مطالعات مدیریت انتظامی، سال اول، ش اول، ۱۳۸۵

  1. 1. محبوبی منش، حسین، تأملی کوتاه درباره آسیب‌های اجتماعی به عنوان مسأله امنیت عمومی، فصلنامه دانش انتظامی، سال هفتم، شماره سوم، ۱۳۸۵/

1 .ممتاز ،فریده؛انحرافات اجتماعی،نظریه ها ودیدگاه ها؛تهرانشرکت سهامی انتشار،1381،ص54

1 پیکا، ژرژ ، جرم شناسی، ترجمه دکتر علی حسین نجفی ابرند آبادی، تهران انتشارات دانشگاه شهید بهشتی، چاپ اول.صص98

2 . پیکا، ژرژ ، همان،.صص100_105

1 محبوبی منش، حسین،همان

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید