مدینه‏ی تغلب (مشتق از غلبه) جامعه‏ای است که حکومت آن خودکامه، مستبد، و به تعبیر امروزی‏تر، دیکتاتور است.
مدینه‏ی جماعیه جامعه‏ای است که حکومت آن تابع رأی و رضایت مردم است و به تعبیر امروزی «دموکراتیک» است. به نظر فارابی چنین جامعه‏ای می‏تواند سودمند باشد و به تحقق مدینه‏ی فاضله منجر شود و می‏تواند زیان آور باشد و به مدینه‏ی ضاله بیانجامد. (فارابی، 1359 ، ص201)
اخوان الصفا (395ق)
اِخوان الصّفا و خِلّان الوَفا جمعیت سری فلسفی و عرفانی است که در سده ۴ق در بصره و بغداد توسط ایرانیان تشکیل شد. هدف این گروه ترویج برادری و صفا بین مردم و رفع اختلاف فکری و مذهبی از شیوه گسترش حکومت عقل و تلفیق بین فلسفه و مذهب و ایجاد یک گونه آرمان‌شهر بوده‌است.
آنها شروع به نوشتن مقالاتی بدون گوشزد نام نویسنده نمودند و خود را اِخوان الصّفا و خِلّان الوَفا نامیدند. آنها گرچه در پژوهش به روش یونانیان مانند اقلیدس و نیکوماخوس بودند، ولی پژوهش‌ها و نظریات آنها در زمینه حل مسئله‌های مربوط به صوت از یونانیان پیشتر رفت. به گفته شفیعی کدکنی عقاید آنها توفیقی در کشف نظام موسیقیایی جهان داشته‌است. در رساله پنجم، بخش ریاضی، در باب موسیقی سخن رفته‌است.
اخوان الصفا به عنوان روشنفکران دینی، با درک صحیح موقعیت زمانی خویش، سعی کردند تا با استفاده از عقل و فلسفه، تبیین و تحلیلی جدید از معتقدات دینی ارائه دهند که در سایه آن، تمامی افراد جامعه را از هر طبقه و هر دین و مذهب، و بخصوص کسانی را که به علوم جدید رو آورده اند، به دین اسلام دعوت کنند و در این راستا حقانیت و کامل بودن این دین را ثبت کنند (رسائل اخوان الصفا، 1363، ج4، ص126).
آنها با اعتقاد به هماهنگی کامل میان عقل و دین، هدف غایی فلسفه و شرایع دینی را یکی می دانستند و با استفاده از کتابهای دانشمندان یونانی و ایرانی، که در زمینه علوم مختلف نوشته شده بود و نیز کتابهای مقدس آسمانی، جهان بینی خود را به گونه ای تنظیم کردند که تمامی معتقدات دین اسلام، اعتقادات تعریف نشده سایر ادیان و مطالب حکمت آمیز فلاسفه را دربرداشت، و بضی از اعتقادات باطل ادیان و مذاهب و افراد را نیز نفی می کرد (همان، ج3، صص29-31).
اهداف سیاسی و کلامی
این گروه هدف اساسی خود را تصفیه نفس و کمالات اخلاقی ذکر می کنند (همان، ج1، ص75؛ ج2، صص22و 23؛ ج3، ص34). حرکت آنها در واقع به یک انقلاب اخلاقی در جامعه شباهت دارد. دومین هدف آنها تغییر نظام سیاسی آن روز بوده است، هر چند خود به این موضوع تصریح نکرده اند و فقط یادآور شده اند که دولت زمان، دولتی فاسد است و هدف ما اصلاح دنیا و آخرت انسانهاست و باید سعی کنیم مدینه ای فاضله به این منظور ایجاد کنیم (رجبی، 1382، ص72).
منشا زندگی اجتماعی
اخوان الصفا در باب منشا زندگی اجتماعی، به نقش زیست جمعی در تداوم زندگی و رسیدن به کمالات انسانی تکیه کرده اند، ولی ایشان دایره کمالات را از محدوده زندگی این جهانی فراتر برده، معتقد شده اند که کمالات اخروی انسان نیز، در گرو زندگی اجتماعی است (رجبی، 1382، ص77). آنان در این زمینه می نویسند: پس همانگونه که بتنهایی نمی توان جز در سختی و بیچارگی زندگی کنی و زندگی سهل آسان را جر با تعاون و همکاری اهل مدینه و همنشینی شرافتمندانه با ایشان نمی یابی، همانطور باید در نظر داشته باشی و بدانی که به برادران [دوستان] همکار و باصداقتی نیازمندی، تا با وساطت و شفاعت ایشان از آتش دوزخ نجات یابی و با کمک آنان به ملکوت آسمان صعود کنی (رسائل اخوان الصفا، 1363، ج2، صص 139 و 140؛ ج1، صص 99و100).
و در جای دیگر می نویسد: بدان که این دو امر [اصلاح دنیا و سعادت آخرت]، جز با تعاون و همکاری فراهم و تمام نشوند و تعاون جز بین دو نفر یا بیشتر تحقق نیابد. برای دستیابی به تعاون، چیزی بهتر از این نیست که توان پیکرهای پراکنده گرد هم آمده، نیروی واحدی را تشکیل دهند تدابیر جانهای الفت یافته همسو و همراه گشته، تدبیر واحدی شوند، تا آنجا که گویا همه یک پیکر و یک روحند (همان، ج4، ص170)
از آنجا که احتیاج انسانها یک امر قراردادی نیست و نشات گرفته از ذات انسان است، می توان گفت اخوان الصفا انسان را فطرتا اجتماعی می دانند. به این معنی که اجتماعی زیستن، در متن خلقت طرحریزی شده است .
تعاون و همبستگی اجتماعی
اخوان الصفا براساس بینش مذهبی خویش، تامین بهترین شیوه زندگی را- ضامن سعادت دنیوی و اخروی انسانهاست- در گرو تعاون می دانند و بر این باورند که همبستگی اجتماعی، برترین سبب فراهم آمدن تعاون جتماعی است. آنان معتقدند که داشتن باورها و ایدئالهای مشترک، عامل همبستگی اجتماعی است و محبت، رحمت، دلسوزی، مدارا و رعایت مساوات از سوی افراد، همبستگی اجتماعی را تداوم می بخشد. بر این اساس، در بینش اجتماعی اخوان الصفا عامل همبستگی اجتماعی، یک عنصر فرهنگی و پیامدهای آن است و به همین دلیل آنان از دین حق، اخلاق و وابستگی اجتماعی، یک عنصر فرهنگی و پیامدهای آن است و به همین دلیل آنان ازدین، اخلاق و وابستگی به گروه خاص به عنوان عوامل همبستگی اجتماعی یاد کرده اند. اخوان الصفا بر این باورند که فزونی جهالتها (افول فکری و معرفتی جامعه)، سبب می شود که نسل بعدی از دوران کودکی نسبت به فساد اخلاقی، اجتماعی شود و فساد اخلاقی سبب پدید آمدن آراء و معتقدات نادرست و باطل گردد و در نیتجه بروز نابهنجاری رفتاری شود. در چنین شرایطی، نظام اجتماعی از هم گسیخته می شود (رجبی، 1382، صص82-83).
تقسیم کار اجتماعی
از منظر اخوان الصفا، انسان برای اینکه بتواند به خوشی و راحتی زندگی کند، نیامند صنایع مختلف است. از آنجا که انسان به تنهایی نمی تواند به تمامی صنایع دسترسی پیدا کند و عمر کوتاه و صنایع بسیار است، بنابراین اسنانها در هر شهر یا روستا دست به تقسیم کار زدند. آنان به منظور ایجاد همکاری اجتماعی، گروهی به تحارب و گروهی دیگر به معماری و ساختمان سازی و جماعتی به امور سیاسی و دسته ای به تعلیم و تربیت اشتغال یافتند و گروهی دیگر خدمتکار جمع شدند. اخوان اعتقاد دارند که مردم جامعه، مانند برادرانی از یک پدر هستند که در منزل واحدی زندگی می کنند هر یک باید به سهم خود این خانواده را اداره کنند. برای اینکه تقسیم کار استحکام یابد و هر یک در کار خود تلاش بیشتری بکنند و نیز از نظر مزد و اجرت عمل نیز به حق خود برسند، کیل و وزن و مزد را وضع کردند، که به این ترتیب ارزش کارها مشخص و مشاغل درجه بندی شدند (رجبی، 1382، ص83).
تقسیمات فرهنگ
اخون الصفا، تمامی صنایع و معارف بشر را به دو دسته تقسیم می کند: 1) دسته ای که مربوط به تامین ضروریات جسم انسان هستند؛ 2) دسته ای که مربوط به اصلاح نفس انسان بعد از این جهان هستند.
دسته اول را می توان فرهنگ جسمانی و دسته دوم را فرهنگ معنوی یا روحانی نامید. آنان صنایع را به لحاظ منشا پیدایی آنها به چهار دسته تقسیم می کنند: 1) صنایع برخاسته از ضروریات زندگی مادی؛ 2) صنایع تابع و خادم صنایع ضروری؛ 3) صنایع متمم و کمل صنایع ضروری؛ 4) صنایع برخاسته از زیباطلبی و آراسته خواهی انسان (رسائل اخوان الصفا، 1363، ج1، صص284و285).
دین و توسعه
اخوان با اینکه براساس بینش دینی شان، هدف اساسی خود را صفای باطن عدم علاقه قلبی به دنیا ذکر می کنند، با الهام از معارف دینی، یاران خود را به توسعه و آبادانی دنیا تشویق کرده، آن را عبادتی شرعی می دانند: بدان ای برادر که تمام عبادت، نماز و روزه نیست، بلکه آباد کردن دین و دنیا با هم است؛ زیرا خداوند اراده کرده که هر دو آباد باشند. پس هر کسی که سعی در آباد کردن یکی یا هردوی آنها داشته باشد، اجر او با خداست… دوستدارترین بندگان، کسانی هستند که سعی در مصالح بندگان او و آباد کردن هر دو جهان او دارند. بدترین بندگان او کسانی هستند که سعی در فساد هر دو جهان یا یک جهان دارند، هماتگون که خداوند در قرآن می فرماید: همانا جزای کسانی که با خدا و رسول او جنگ می کنند و سعی در فسادانگیزی روی زمین دارند، این است که کشته شده یا به دار کشیده شده شوند یا اینکه دست و پای آنها از خلاف بریده شود یا تبعید شوند (همان، ج1، ص124و125).
دنیا گریزی و بی تفاوتی نسبت به دنیا و توسعه و پیشرفت علمی و فنی، در دیدگاه اخوان الصفا جایی ندارد. آنان به یاران خود سفارش می کنند که تمامی علوم و صنایع را یاد بگیرند و یکی از شرایط برادری و عضویت در گروه را یادگیری تمام علوم- به گونه ای که از بیگانگان بی نیاز شود- می دانند. اگر کسی به این بی نیازی نرسد، او را از اهل صفا می دانند(همان، ج4، صص411و412). از دیدگاه اخوان، توسعه کامل زمانی حاصل می شود که در جامعه، توسعه مادی و معنوی، تواما به وجود آمده باشد(رجبی، 1382، ص94).
مدینه فاضله اخوان الصفا

                                                    .