رشته حقوق

تقدیر و سرنوشت

دانلود پایان نامه

درســـت از هـــمه کـــارش آگـــاه کــرد کـــه مــــــر شـــــاه را دیـــو بــیراه کرد
(همان،ب920).
و هنگامی که اسفندیار دربارهی رفتن یا نرفتن به دربار از او چاره میخواهد؛ جاماسپ چنین میگوید:
تـــو دانـــی کـــه خــشم پــدر بــر پـسر بـــه از جـــور مـهتر پـــــسر بـــــر پـــدر
ببـــایدت رفــــــت چــــنین اســت روی کـــه هـــر چـــه او کنـــد پادشاهــست اوی
(همان:672،ب927-926).
همچنین به دستور گشتاسپ؛ جاماسپ شخصاً به محل زندانی شدن اسفندیار میرود و با وعدهی تخت و تاج از سوی گشتاسپ و ذکر کشته شدن بزرگان سپاه به ویژه:
چـــــــــو آواز دادش ز فرشیـــــــــدورد دلـــش گـــشت پـــــر خــون و جان ز درد
(همان:681،ب251).
او را ترغیب میکند که به نبرد ارجاسپ پا نهد. پس آنگونه که روشن است هیچ نشانهای از بدکیشی یا احیاناً بیدینی جاماسپ نیست. و این صفت را میبایست مستقیماً در پیوند با شغل جاماسپ “ستاره شمار” دانست. جاماسپی که تاکید فراوانی به این مقوله دارد و تکیه بر سرنوشت و تقدیر زده:
اگــــر شــــاه گفــــتار مــــن بــــشنود بدیـــــن گـــــــردش اخـــــتران بگـــرود
(همان:679،ب159).
سخنان پشوتن به جاماسپ، (بیت دوم و سوم “ز گیتی ندانی…” و “میان کیان…”) گلایهای است غیر مستقیم نسبت به تقدیر و سرنوشت محتوم که جاماسپ بازگوکنندهی صرف آن است. و بیت “ندانی همی جز بد آموختن” نیز جنبهی عملی سرنوشت است که جاماسپ؛ کاردارِ ناخواستهی آن است. و به همین دلیل است که جاماسپ آرزوی بیدانشی میکند زیرا این خرد است که سبب شده او حامل خبرهای شوم شود:
کــــه مـــــیخواستم کــــــایزد دادگــر نـــدادی مـــــرا ایــــــن خــرد ویــن هـنر
مــرا گـــر نــــبود خـــــــرد شهـــــریار نکـــردی ز مـــــن بودنــــــــی خــــواستار
(همان:655،ب325-324).
در پایان نیز پشوتن با استفاده از صفاتی چون “پیر” و”کوتاه” ضمن بیان ویژگی فیزیکی جاماسپ، سعی در توهین به شخصیت او را دارد. در پایان داستان شاهد مسالهی بغرنج دیگری در حق جاماسپ هستیم. گشتاسپی که عمری بدون اجازهی جاماسپ به اصطلاح آب هم نمیخورد؛ اینک ضمن تمجید و تحسین از بهمن، به طور غیر مستقیم قصد تخریب شخصیت جاماسپ را دارد؛ در واقع گشتاسپ به نوعی از جاماسپ بد میگوید و خود را خوب جلوه میدهد:
نبـــیره کـــه از جـــان گرامـــــیتر است بـــه دانــــــش ز جــاماسپ نامـــیتر است
(همان:757،ب1652).
این در حالی است که پیش‌تر گشتاسپ، جاماسپ را چنین معرفی میکند:
بپـــرسید از او شــــاه و گفـــتا خــــدای تــــرا دیـــــن بــــــه داد و پــــاکیزه رای
چــــو تـــــو نیــست اندر جهان هیچکس جهانــــــدار دانـــش تـــــرا داد بــــــــس
ببــــایدت کــــردن ز اخــــتر شمـــــار بگویـــــی همـــــی مــــر مـــــرا روی کـار
(همان:655،ب319-321).

مطلب مشابه :  اندازه گیری

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید