رشته حقوق

تفاوت های زن و مرد در خلقت

دانلود پایان نامه

«وَ یُعَذِّبَ الْمُنَافِقِینَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْمُشْرِکِینَ وَالْمُشْرِکَاتِ الظَّانِّینَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ عَلَیْهِمْ دَائِرَهُ السَّوْءِ وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ وَلَعَنَهُمْ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ وَسَاءتْ مَصِیرًا»
«و مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرک را که به خدا گمان بد برده‏اند عذاب کند بد زمانه بر آنان باد و خدا بر ایشان خشم نموده و لعنتشان کرده و جهنم را براى آنان آماده گردانیده و چه بد سرانجامى است» (قرآن کریم، فتح:6).
2- تفاوت های زن و مرد در خلقت
با عنایت بر این حقیقت مهم که زن و مرد در انسانیت دارای شان و جایگاه برابر می باشند نکته ی مهم و قابل تامل در مبانی انسان شناختی دینی این است که زن و مرد در ساحت آفرینش و خلقت دارای تفاوت ها و تمایزات تکوینی می باشند که «با توجه به اصل گوناگونی راه های رسیدن به کمال در میان انسان ها، این تفاوت های تکوینی نه تنها منشاء نابرابری و تبعیض بلکه نشان از حکمت و تدبیر خداوند است تا شرایطی ایجاد گردد که زن و مرد هم در مسیر کمال متناسب با شرایط و ویژگی های خاص خود طی طریق نمایند و هم برای یکدیگر نقش مکمل را ایفا نمایند» (رئوف،76:1377 ؛ میرخانی،94:1380).
تفاوت های ذاتی میان زن و مرد امری است که به جز نظریه پردازی های سطحی و افراطی، هیچ اندیشمند و هیچ مکتب فکری که طریق عدالت و انصاف را در ابراز نظر رعایت می کند، وجود آنها را انکار نمی کنند. انکار تفاوت های تکوینی زن و مرد که مانند انکار روشنی روز و سیاهی شب است، تنها از سوی یک عده از نظریه پردازان افراطی مکتب فمینیسم ابراز شده (ریتزر ،480:1384 ؛ میل،76:1379 ؛ بدانتر :1377). و یا ادعا می شود که این تفاوت ها منشاء تکوینی و ذاتی نداشته و صرفا امری اکتسابی و برساخته ی محیط و جامعه است (روزن بام ،56:1367 ؛ رید ،115:1379 ؛ میشل،160:1372 ؛ فالودی ،13:1372). این عده از فمینیست ها با تفاوت گذاشتن میان دو مفهوم جنس و جنسیت ادعا می کنند که مفهوم جنس به صفات زیستی و مختصات فیزیولوژیکی زن و مرد که منشاء طبیعی دارند اشاره دارد مانند تفاوت در اندام تناسلی و کارکرد در تولید مثل و… و جنسیت به تفاوت هایی اشاره دارد که زائیده فرهنگ و اجتماع می باشند. مانند صفات احساساتی، ترسو، ضعیف، وابسته، غیر منطقی، جزء نگر و صفاتی از این قبیل (Alexander, 1997:83).
این گونه تفسیر کردن تفاوت های زن و مرد تنها در دیدگاه های فمینیستی افراطی به چشم می خورد و در سال های اخیر غالب گرایش های فمینیستی تغییر نظر داده و به تفاوت های گسترده تری میان زن و مرد قائل شده اند (اسمیت ،211:1385 ؛ گرت ،1380 ؛ توحیدی،43:1376). البته فمینیست ها قائل به این هستند که بر فرض وجود تفاوت های تکوینی و طبیعی زن و مرد، این تفاوت ها نباید تاثیری در تشریع و اعمال تفاوت در نقش ها بگذارد و مرد و زن به رغم تفاوت های طبیعی که با هم دارند می بایست از حقوق یکسانی برخوردار باشند (فریدمن :1381 ؛ فیگز ، 1388 ؛ نجم عراقی،1377 ؛ نجم آبادی:1377).
برخلاف دیدگاه های افراطی فمینیست ها، در دیدگاه اسلامی این اعتقاد وجود دارد که «اشتراک و وحدت در هدف و کمال لزوما به اشتراک و وحدت در راه های رسیدن به آن نمی انجامد و چه بسا در یک مجموعه براى همه اعضا هدف مشترکى در نظر گرفته شود، اما در درون مجموعه، فعالیت ها متناسب با استعدادها به گونه اى تقسیم شود که هر عضو با انجام کارهاى خاصى به آن هدف نزدیک شود» (انصاریان،246:1376).
در واقع اینطور است که در هر مجموعه ای این وضعیت وجود دارد که عناصر آن مجموعه وظایف و رسالات متفاوت و متمایزی را برعهده دارند و این تمایزات نیز از تفاوت های در ویژگی ها و استعدادهای آن عناصر و ارتباط آنها با اهداف و استراتژی های مجموعه مورد نظر ناشی می گردد. باید توجه داشت که این تفاوت در نقش ها هیچ بار ارزشی نداشته و مطلوب بودن یا نبودن در ارتباط با نسبت میان اهداف و کارکردهای عناصر تعریف می گردد. در بحث تفاوت های زن و مرد نیز وضع به همین ترتیب است. تصور کنید اگر همه انسان ها زن و یا همه آنها مرد بودند چه اتفاقی در هستی می افتاد؟ یا اگر زنان مانند مردان عمل می کردند و یا برعکس، آیا جامعه انسانی که مقدمه رشد انسان ها و رسیدن آنان به کمال است، شکل می گرفت؟ پس یقینا اینگونه است که تفاوت ها منشاء نیاز متقابل و نیاز متقبل عامل شکل گیری ارتباطات و تعاملات اجتماعی بوده و برای فراهم شدن شرایط اجتماعی رشد انسان ها، باید زن و مرد نقش های متفاوت و در عین حال مکمل هم ایفا نمایند.
«نَحْنُ قَسَمْنَا بَیْنَهُم مَّعِیشَتَهُمْ فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِیَتَّخِذَ بَعْضُهُم بَعْضًا سُخْرِیًّا»
«ما وسایل معاش آنان را در زندگى دنیا میانشان تقسیم کرده‏ایم و برخى را بر برخی دیگر برتری دادیم تا یکدیگر را به تسخیر درآورند» (قرآن کریم،زخرف:32).
لذا «تمایزها و تفاوت های تکوینی زن و مرد که باعث تفاوت های تشریعی و ملاحظات مربوط به مسیر کمال آنها می گردد، از مبانی اصیل نگرش اسلام به انسان است و از تدابیر حکیمانه و عالمانه خالق انسان به شمار می آید و صرف وجود این تفاوت ها در زن و مرد دلیلی بر برتری و یا فروتری کسی نسبت به دیگری نیست» (احسان بخش،66:1374). و همانطور که قبلا به آن اشاره گردید نحوه به کار گیری این تمایزات و مختصات جنسیتی در راه رسیدن به هدف مشترک انسانی تنها ملاک و معیار ارزشگذاری و برتری تلقی می گردد. شهید مطهری در این باره می نویسد:
دستگاه خلقت برای اینکه به هدف خود برسد و نوع را حفظ کند، جهاز عظیم تولید نسل را به وجود آورد و نر و ماده را طالب همزیستی با یکدیگر قرار داد و برای اینکه این طرح کاملا عملی گردد و جسم و جان آنها را کاملا به یکدیگر پیوند دهد، تفاوت های عجیب جسمی و روحی در میان آنها قرار داده است و همین تفاوت هاست که آنها را بیشتر به یکدیگر جذب می کند (مطهری،181:1385).
این تفاوت های تکوینی هم شامل ویژگی ها و شرایط جسمی و فیزیولوژیکی و هم شامل ویژگی های روحی و روانی مانند خلقیات، خردورزی، خلاقیت های هنری، عاطفه و احساس و… زن و مرد است. به عبارت دیگر آنچه از ملاحظه مجموع آیات و روایات به دست ‌می‌آید آن است که زن و مرد نه تنها در بعد جسمى بلکه در ابعاد گوناگون احساسى، روحى، ذهنى و رفتارى به گونه اى از هم متمایزاند.
«…وَلَیْسَ الذَّکَرُ کَالأُنثَى..»
«…و مرد مانند زن نیست..» (قرآن کریم، آل عمران:36).
«الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاء بِمَا فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنفَقُواْ..»
«مردان سرپرست زنانند چرا که خداوند بعضی از انسان ها را بر بعضی برتری داده..» (قرآن کریم، نساء:34).
در ادامه به اهم ویژگی های خلقت زنان که از تفاوت های تکوینی آنان با مردان است، اشاره می کنیم.
2-1- نقصان عقل
برای استدلال به فزونی درک عقلانی مردان، بسیاری از مفسّران و اندیشمندان دینی به آیه فوق استناد می کنند. با توجه به اینکه انجام نقش مدیریتی در خانواده نیازمند نگرشی منطقی و خردمندانه به قضایا در امور زندگی است، گذاشتن چنین مسئولیتی در کانون خانواده بر عهده مرد، از رجحان نوع مردان در برخورداری از این نگرش حکایت می کند. آیت الله مصباح یزدی در باب این آیه معتقدند که:
تسلّط بر خود، ضبط و مهار عواطف و احساسات، شرط اول تفکر صحیح و سنجش و داوری درست است و زن در این زمینه آسیب پذیرتر و ناتوان تر است، زیرا شدت عاطفه در زنان مانعی جدّی از نگرش عقلانی به مسئله است، اما مرد چون عواطف ضعیف تری دارد، با سهولت بیشتری می تواند بر خود تسلّط یابد و با فرو نشاندن گرد و غباری که عواطف و احساسات برمی انگیزند، به روشنی و وضوح واقعیات را ببیند و از سر واقع بینی حکم و داوری کند. به تعبیر دیگر، تفکر واقع بینانه و ژرف نگرانه و درست فقط در فضای خالی از عواطف و احساسات روی می نماید. بنابراین، پیش از هر کار، باید این عوامل مزاحم را از صحنه خارج کرد. در زن، این طرد و اخراج با دشواری بسیار صورت می پذیرد و در مرد، با صعوبت کمتر. اینکه قدرت تعقّل در مرد بیشتر است ناشی از قوّت خود مرد نیست، بلکه معلول صفت دشمنان تعقّل در اوست (مصباح یزدی،92:1378).
در واقع می توان گفت: «قدرت تعقّل در هر دو جنس وجود دارد، ولی در مرد به لحاظ اینکه مانع کمتر است، اقتضای تعقّل بیشتر است. مطالب به دست آمده در علوم جدید نیز این توجیه را تأیید می کنند. این علوم عوامل متعددی را در تفاوت ادراک مؤثر می دانند. از جمله این عوامل، علاقه و رغبت های شخص ادراک کننده است» (رابینز،203:1385).

مطلب مشابه :  سیستم های اطلاعات

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید