رشته حقوق

تعهد سازمانی و رضایت شغلی

دانلود پایان نامه

2-3-3- رابطه شخصیت و تحلیل رفتگی
میان ویژگی‌های شخصیتی و نشانگان تحلیل‌رفتگی ارتباط‌هایی دیده شده است. برای نمونه بررسی‌های دپیو، گوردون و یودر (1999) نشان داده‌اند که تحلیل‌رفتگی، فشار روانی و ویژگی شخصیتی بردباری با هم ارتباط دارند و به گفته کوستانتینی، سولانو و دی ناپولی (1997) بردباری بیشتر، با فرسودگی هیجانی کمتری همراه است. بر اساس نتایج تحقیقات لاوانکو (1997) رفتارهای نوع الف ارتباط مثبتی را با تحلیل‌رفتگی در میان پرستاران نشان داده است. کوستانتینی و همکاران (1997) دریافتند که شناسایی ویژگی‌های شخصیتی در پیش‌گیری از تحلیل‌رفتگی پرستاران سودمند است. (الهی و دیگران،1383: 18-24)
با وجود این که ادبیات فعلی نشان می دهد که احتمال اینکه جنبه های فشار روانی‌زای محیط کار پیش بینی‌کننده‌های مهمتری نسبت به شخصیت در مورد تحلیل‌رفتگی باشد، برای محققان در نظر گرفتن تنوع فردی نیز موضوع مهمی است. در واقع، در طول دو دهه گذشته، چند مطالعه احتمال این که شخصیت نقش مهمی درافزایش تحلیل‌رفتگی داشته باشد را نشان داده اند. شافلی و انزمن (1998) بیش از 100 مطالعه در زمینه تحلیل‌رفتگی را بر می‌شمرند که شامل یک یا دو سازه از فهرست طولانی متغیرهای سطح پایین‌تر شخصیتی می‌شود. نمونه هایی از این متغیرهای شخصیتی سرسختی، منبع کنترل، رفتار نوع الف، اعتماد به نفس و انگیزه رسیدن به موفقیت می‌باشند.
به گفته هوگان (1990) مشکل اصلی مطالعات گذشته این است که معمولا شخصیت توسط مقیاس‌های قدیمی و اقدامات ساده و راحت اندازه گیری شده بود ضمناً به نظر می رسد گنجاندن متغیرهای خاصی از شخصیت در طرح پژوهش، در اغلب موارد بستگی به انتخاب محقق از نظریه شخصیت دارد. بنابراین تعجب آور نیست که هنوز هم در ادبیات علمی یک تصویر منسجم از رابطه بین شخصیت و تحلیل‌رفتگی یافت نمی‌شود. این حوزه به وضوح نیاز به مطالعاتی در خصوص مدل جدایی ناپذیر شخصیت از تحلیل‌رفتگی دارد. (بکر و دیگران، 2006: 34)
2-3-3-1 پنج عامل بزرگ شخصیت و تحلیل‌رفتگی
مطالعات مربوط به تأثیر عوامل اصلی شخصیت بر تحلیل‌رفتگی ممکن است به ما دید بیشتری را بدهد که آیا تحلیل‌رفتگی یک پدیده اجتماعی است یا بیشتر مربوط به تنوعات فردی است. علاوه بر این، چنین مطالعاتی به ما کمک خواهد کرد افرادی که در معرض خطر افزایش تحلیل‌رفتگی‌اند را شناسایی کنیم. به گفته دیگمن (1990)، جان (1990)، مک‌ری (1992) و مک‌ری و کاستا (1984) شخصیت را می توان در پنج عامل اساسی توصیف کرد که اغلب به عنوان پنج عامل بزرگ شخصیت نامیده می‌شوند. این عوامل به صورت دو قطبی مطرح می‌شوند و عبارتند از: (اول) برونگرایی در مقابل درونگرایی، (دوم) توافق‌پذیری در مقابل عداوت ، (سوم) وجدان کاری در مقابل فقدان وجدان ، (چهارم) ثبات عاطفی در مقابل روان آزرده و (پنجم) عقل / استقلال یا باز بودن نسبت به تجربه در مقابل فقدان عقل/ استقلال یا بسته بودن به تجربه. (بکر و دیگران، 2006، 34)
برونگرایی با خصوصیات اعتماد به نفس، غالب، فعال و در جستجوی هیجان شناخته می‌شود. افراد برونگرا احساسات مثبت، فراوانی و شدت تعاملات شخصی و نیاز بیشتر برای تحریک نشان می دهند. علاوه بر این به طور کلی برون گرایی، تمایل به خوشبینی دارد و تمایل به ارزیابی مجدد مشکلات با دید مثبت دارد. به طور کلی ممکن است خلق و خوی خونگرم و خوش مشرب افراد برونگرا باعث می‌شود آنها بر قسمت خوب و مثبت تجارب خود تمرکز کنند. علاوه بر این، برون گرایی با استفاده از منطق و استراتژی‌های مقابله حل مسئله همراه است و به دنبال حمایت اجتماعی و ارزیابی مجدد با دید مثبت می‌باشد (دورن و ماتیوز ، 1992 ؛ و هوبارد واتسون ، 1996). از این رو تعجب آور نیست که برخی از مطالعات رابطه منفی بین برونگرایی و تحلیل‌رفتگی را نشان داده است.
به طور خاص ایستبورگ، ویلیامسون، گورساچ و ریدلی (1994)، فرانسیس، لاودن و روتلج (2004)؛ میشلسن، ویلیامسون، کرون، دورایس و ون‌هک (2004)؛ و پیدمونت (1993) نشان داده اند که برون گرایی با خستگی عاطفی رابطه منفی دارد. با این حال زلارز، پریو و هوکواتر (2000) نشان داده‌اند که از پنج بعد بزرگ شخصیت ، تنها روان آزرده به طور قابل توجهی پیش بینی کننده خستگی عاطفی در نمونه ای از پرستاران شاغل در بیمارستان‌های شهرهای بزرگ آمریکا می‌باشد. (بکر و دیگران، 2006: 34-35)
فرانسیس و همکاران و زلارز و همکاران نیز ارتباط منفی بین برونگرایی و مسخ شخصیت یافتند. جالب است که بوهلر و لند (2003) نتیجه‌ای برخلاف بسیاری از تحقیقات به دست آورده‌اند و عنوان کرده‌اند بین برونگرایی و دو متغیر تحلیل‌رفتگی (خستگی عاطفی و مسخ شخصیت) در نمونه‌ای از پرستاران بخش مراقبت‌های ویژه رابطه مثبت وجود دارد.
بوهلر و لند، دی‌اری و همکاران (1996) ، ایستبرگ و همکاران، فرانسیس و همکاران ، و زلارزو همکاران همواره ارتباط مثبتی بین برونگرایی و موفقیت شخصی در ادبیات تحلیل‌رفتگی نشان داده‌اند. علاوه بر این، ایستبرگ و همکارانش دریافتند که پرستاران برونگرا نسبت به پرستاران درونگرا، برای جلوگیری از خستگی عاطفی نیاز به پشتیبانی بیشتر همکاران دارند. تمایل برونگرایان به تعامل بیشتر با افراد دیگر نیز ممکن است از فرآیندهای مسخ شخصیت جلوگیری کند. در واقع لینگارد ( (2003 عنوان می‌کند در میان مهندسین عمران برونگرایی اجتماعی و برونگرایی عمل با بدبینی رابطه منفی دارد.
تحقیقات نشان می‌دهد توافق پذیری و ثبات هیجانی با هر سه بعد تحلیل‌رفتگی رابطه معکوس دارند و میان وجدان کاری و کفایت شخصی رابطه مثبت وجود دارد. همچنین رابطه میان برونگرایی، توافق پذیری و وجدان کاری و ثبات هیجانی از یک طرف و سه بعد تحلیل رفتگی از طرف دیگر تحت شرایط فشار روانی قویتر از شرایط بدون فشار روانی است. (بکر و دیگران، 2006: 35- 38)
2-3-4- مراحل شکل‌گیری تحلیل‌رفتگی
هانز سلیه بیان می‌دارد که پاسخ معمول به رخدادهایی که فشار روانی وارد می‌کنند از یک الگوی نسبتا سازگار به نام «عوارض کلی انطباق » تبعیت می کند. عوارض کلی انطباق یک واکنش دفاعی نسبت به یک عامل فشار روانی است که نوعی تقاضای محیطی تهدید آمیز به شمار می‌آید. عامل فشار روانی می‌تواند یک میکروب، بار بیش از حد روی گروهی از عضلات، درجه حرارت بسیار زیاد، یک توهین و یا موعد مقرر برای انجام کاری باشد.

مطلب مشابه :  سازمان تأمین اجتماعی

نمودار2-11: عوارض کلی انطباق (رضاییان، 1387: 13)
مرحله ی اول: هشدار: فرض کنید ساعت چهار بعدازظهر تازه به شما گفته شود که برای ارائه گزارش مهمی به یکی از روسا در ساعت هشت صبح فردا آماده شوید. در آغاز ممکن است مانند بسیاری از افراد دچار هراس شوید و با بیان اینکه چنین کاری واقعا عملی نیست، واکنش ناموثری نشان دهید، پیش دیگران شکایت می‌کنید یا سعی می‌کنید دلایل چندی برای اینکه چرا نمی‌توانید تا آن موقع آماده شوید بیابید. این مرحله هشدار «عوارض کلی انطباق» که در آن بدن بسیج می‌شود تا با چالشی که عامل فشار ایجاد کرده مقابله کند. مغز یک پیام شیمیایی حیاتی برای تمام سیستم بدن می فرستد که موجب بالا رفتن فشار خون، افزایش ضربان قلب، بزرگ شدن مردمک چشم و کش آمدن عضلات می‌گردد. به‌دلیل هراسناک بودن تکانه آغازین، اثر بخشی انطباق قدری از دست می رود تا بدن بتواند واقعا دفاع خود را بنماید.
مرحله‌ی دوم: مقاومت: مانند بیشتر افراد، احتمالا بتوانید منابع ذهنی، جسمی و احساسی خود را به خدمت بگیرید و قدری خود را با عامل فشار انطباق دهید، یعنی برای ارائه آماده شوید. اکنون در مرحله‌ی مقاومت قرار دارید، یعنی هنگامی که واقعا دست به مبارزه می‌زنید (در آماده‌سازی گزارش فردا غرق گشته، شب هنگام در دفتر خود می مانید) یا از عامل فشار روانی فرار می کنید (سعی به تفویض کار به دیگری می‌نمایید)، هراس در مرحله هشدار به کوششی برای تدوین برنامه منطقی تبدیل گشته، انرژی شما را در جهت انطباق هدایت می‌کند. اگر مرحله‌ی مقاومت موفقیت‌آمیز باشد و شما بتوانید کار را به دیگر تفویض کنید یا مطالب خود را پیش از صبح آماده سازید می‌توانید با احساس رضایت برای چند ساعتی استراحت کنید. در غیر این صورت اضطراب، تنش و خستگی بر شما مستولی می‌شود و نشانه‌های مرحله هشدار باز می‌گردند.
مرحله سوم: تحلیل رفتن: انسان‌ها منبع انرژی محدودی برای مبارزه با فشار روانی دارند و قرار گرفتن در معرض فشار روانی برای مدت طولانی، بدون کاهش آثار منفی آن، به تحلیل‌رفتگی می‌انجامد. در این نقطه فرد به هم می‌ریزد و ممکن است در همان حال که خود را برای ارائه آماده می‌سازد پشت میز خود به خواب فرو رود یا آن را به طور کلی رها سازد. انطباق با عوامل فشار روانی تلاشی پر هزینه است. فعال شدن «عوارض کلی انطباق» جایگزین تقاضاهای فوق‌العاده از بدن می‌گردد. اگر مقاومت نسبت به یک بحران خاص زیاد باشد و بحران برای مدت طولانی ادامه یابد، انرژی کمی برای انطباق با سایر عوامل فشار روانی باقی می‌ماند. چنانچه فرد مدت طولانی در معرض فشار روانی قرار گیرد انرژی وی برای انطباق تحلیل می‌رود و این تحلیل رفتن به شکل‌های افسردگی و اختلال‌های ذهنی بروز و نمود می‌یابد. (رضائیان، 1387: 12-14)
تجزیه و تحلیل مرحله‌ای تحلیل رفتگی نیز سودمند است. در مرحله اول فرد احساسات خود را از دست می دهد؛ در مرحله دوم، زوال شخصیت و یا بی شخصیتی را تجربه می کند؛ پس از مرحله زوال شخصیت، فرد می‌پندارد که بی لیاقت و ناکار آمد و از کار بیزار است و تصور می‌کند که کسی قدر وی را نمی داند و احساس عدم موفقیت در وی شکل می گیرد. این سه مرحله موجب ایجاد نگرش‌های منفی، عجز و ناکامی، در ماندگی، بیچارگی، خستگی و انزوا می شود.
هرچند که هنوز صاحب‌نظران روی ترتیب این سه مرحله اتفاق نظر ندارند ولی یک فرا تحلیل توسط لی و اشفورث، (1996) نشان داد که مدل شکل گیری سه مرحله‌ای تحلیل رفتگی مورد تایید است. به‌علاوه در این مطالعه گسترده عنوان شد که تحلیل رفتگی با قصد ترک خدمت و عوامل فشار زای شغلی رابطه‌ی مثبت و با تعهد سازمانی و رضایت شغلی رابطه منفی دارد. مدیران باید به الزامات شغل و بار بیش از حد کار توجه کنند و به حجم کار کارکنان حساس باشند تا موجب تحلیل رفتگی نشود. (قلی‌پور، 1386: 273-274)
مدلی از تحلیل‌رفتگی در نمودار زیر ارائه شده است:

مطلب مشابه :  شرایط اختراع درقوانین ایران

نمودار 2-12: مدلی از تحلیل رفتگی(رضائیان، 1387: 61)
چرنیس (1992) حرکت به سوی تحلیل رفتگی را طی سه مرحله تعریف می کند که عبارتند از:

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید