رشته حقوق

تعریف وسایل ارتباط جمعی و کارکردهای آنان

دانلود پایان نامه

وسایل ارتباط جمعی

در دنیای امروز، با پیشرفت تکنولوژی، ارتباطات گسترش یافته است. در گذشته به دلیل سادگی روابط (رودررو) نیازی به وسایل فنی و پیچیده نبود ولی امروزه بعد مکان و زمان و گستردگی اطلاعات باعث شده است که روز به روز بر پیچیدگی و تنوع وسایل ارتباط جمعی افزوده شود که در قالب وسایل صوتی و تصویری شامل رادیو، تلویزیون و سینما و نوشتاری شامل کتاب، مطبوعات مطرح می‌باشند.

اصطلاح وسایل ارتباط جمعی به مجموعه فنون، ابزار و وسایلی که از توانایی انتقال پیام‌های ارتباطی، حسی و یا اندیشه ای در یک زمان به تعداد زیادی از افراد مخصوصا با فاصله‌های طولانی برخوردارند اطلاق می‌شود. این ابزار موجب انفجار زمان و مکان می‌شوند و در یک لحظه تمام فضاها را تحت سیطره خود می‌گیرند و موجب بقا و انباشت اندیشه‌ها و حفظ آن در تاریخ می‌شوند. (بیرو، 1370: 219)

علت اهمیت رسانه‌ها نزد متفکرین، کاربرد این وسایل در جامعه است. رسانه‌های جمعی در سه زمینه شناخت و ادراک، تغییر عقیده و ارزش و تغییر رفتار، بر مخاطب اثر می‌گذارند؛ به این معنا که وسایل ارتباط جمعی می‌توانند در سطوح فرد، گروه و سازمان تاثیر بگذارند و در این راستا تاثیرات، در زمینه‌های شناختی (در ارتباط با دانش و عقیده)، عاطفی (در ارتباط با گرایش‌ها و احساسات) و رفتاری صورت می‌گیرد. در نتیجه وسایل ارتباط جمعی باعث تغییرات خواسته یا ناخواسته، تغییرات کیفی، تسهیل در تغییرات، تقویت اطلاعات موجود (بدون تغییر) و یا اساسا مانع هرگونه تغییری می‌شوند.

معتمدنژاد در باب اهمیت رسانه‌های جمعی می‌گوید: “رسانه‌ها یا وسایل ارتباط جمعی چون روزنامه، رادیو، تلویزیون و سینما با انتقال اطلاعات و معلومات جدید، مبادله افکار و عقاید عمومی، در راه پیشرفت فرهنگ و تمدن بشری نقش بزرگی را بر عهده گرفته‌اند” و از این روست که دوران معاصر تاریخ بشر را “عصر ارتباطات” نامیده‌اند. (معتمدنژاد،1383: 9)

بررسی تاثیرات و کارکردهای وسایل ارتباط جمعی از منظر نظریه‌پردازان و اندیشمندان ارتباطات

در این بخش لازم است به بررسی تاثیرات وسایل ارتباط جمعی از جمله تلویزیون بپردازیم. و از منظر نظریه‌پردازان و اندیشمندان این عرصه، اهمیت رسانه و تاثیرات آن بر ابعاد مختلف فردی و عرصه‌های گوناگون اجتماعی از جمله فرهنگ، ارزش‌ها، عقاید، اخلاق و رفتار شناخته شود.

می‌توان گفت فرهنگ امروزه از طریق رسانه‌ها تولید و منتشر می‌شود. نماد یا الگوی لباس، آرایش، سخن گفتن، رفتار و سلوک فردی از طریق رسانه ارتباطی تبلیغ می‌شود. از سوی دیگر با تولید و عرضه محصولات، زمینه برای کالاهایی فراهم می‌شود که الگوهای تبلیغ شده را گسترش می‌دهند. برانگیختن افکار و احساسات عمومی، سوق دادن مردم به حمایت از اشخاص و نهادهای مورد نظر، شکل دادن گرایش‌ها به حوادث و رویدادهای ویژه، نشانه قدرت رسانه‌های ارتباطی در عصر کنونی است. فرهنگ، هرچند امری معنوی است که ریشه در اعماق تاریخ هر قوم و ملّتی دارد و بررسی و شناخت آن نیازمند مطالعه تاریخی عناصر و ترکیب‌های فرهنگی است، اما امروزه بر اثر پدیده ارتباطات، نه تنها وضعیت‌های جدید فرهنگی شکل می‌گیرد بلکه حوزه و گستره فرهنگ نیز گسترش می‌یابد. (گران‌پایه، 18:1377)

رسانه و ارتباطات، بر فرهنگ، ارزش‌ها، موضع‌گیری‌ها، روش‌ها و راه‌های زیستی تاثیرگذارند و انقلاب فناوری در جهان ارتباطات و نوآوری‌های فراوان و پی‌درپی باعث تاثیرگذاری هر چه بیشتر و ژرف‌تر آن‌ها می‌شود. رسانه می‌تواند در ساخت یا نابودی انسان‌ها، در تحکیم یا تخریب ارزش‌ها، در پاک‌سازی و یا انحطاط جوامع سهیم باشند؛ همان طور که قادر است بین جوامع بشری تفاهم به وجود آورد یا باعث تضاد بین آنه‌ها شود و در جهت نامین خواست‌ها و مصالح جامعه‌ای به تخریب و قلب واقعیت‌های جامعه بپردازد.(فراج،14:1380 )

دنیس مک‌کوئیل از سطوح مختلف تاثیر، سخن گفته است. به اعتقاد وی وسایل ارتباط جمعی می‌توانند بر سطوح مختلفی از فرد، گروه یا سازمان تاثیر بگذارند :

الف) تاثیرات شناختی که با دانش و عقیده مرتبط است.

ب) تاثیرات عاطفی که با گرایش‌ها و احساسات مرتبط است.

ج) تاثیرات رفتاری که به نوع عملکرد و رفتار مرتبط است.

با اندکی دقت می‌توان فهمید این سه سطح تاثیر ناظر به همان سه بعد متعلق به شخصیت انسان است که دین برای هر یک فرامین و دستوراتی را دارد. یعنی عقاید، اخلاق و احکام که به ترتیب با بخش الف، ب، ج متناظر است. (آذری بروجنی،1389 :90)

مک‌کوئل معتقد است “وسایل ارتباط جمعی می‌توانند باعث ایجاد تاثیرات خواسته شوند، باعت ایجاد تاثیرات ناخواسته شوند، تاثیرات اندکی را موجب شوند، تغیر را تسهیل سازند، الگوها و ارزش‌های موجود را تقویت کنند و یا مانع ایجاد تغییر شوند”.(مک‌کوئیل،1382: 28)

بررسی تاثیرات و کارکردهای تلویزیون

تلویزیون وسیله‌ای است که استفاده از آن به هیچ تخصص و دانش ویژه‌ای نیاز ندارد به طوری که کلیه گروه‌های سنی و جنسی در اجتماع به آسانی به آن دسترس دارند و متناسب دانش، تجربه، نیازها و علایق خود از آن بهره‌مند می‌شوند، شاید بتوان از تلویزیون به عنوان همدم همیشگی انسان امروزی نام برد که از دوران کودکی تا کهن‌سالی او را رها نمی‌کند. (پویا،1380 :16) و در اقصی نقاط عالم کمتر جایی را می‌توان یافت که مردم از چشم دوختن به صفحه شیشه‌ای تلویزیون لذت نبرند و ساعاتی از زندگی خود را با دیدن برنامه‌های آن سپری نکنند. (بیروکف،1372 :7) به هر حال شکی نیست که تلویزیون می‌تواند نقش‌های مثبت و منفی داشته باشد که فرهنگ‌پذیری و صدور ارزش‌ها قسمتی از آن‌ها است. به همین دلیل دانشمندان علوم اجتماعی نیز توجه خاصی به ارتباطات به طور اعم و ارتباطات جمعی به طور اخص کرده‌اند. بی‌گمان دلیل توجه دانشمندان به نظام ارتباطات اجتماعی ناشی از این واقعیت است که ارتباطات اجتماعی و به تبع آن وسایل ارتباط جمعی عاملی در جهت ساخت و انتقال ارزش‌ها و به تعبیر دیگر دارای یک نقش افزایش‌دهنده با ثبات در شکل دادن به محیط نمادین است.(Gerbner,1979,P.197)

مطلب مشابه :  قتل ترحم آمیز داوطلبانه (اختیاری) در فقه

کامستاک می‌گوید: تلویزیون علاوه بر اینکه بر ارزش‌ها و ادراک عمومی تاثیر می‌گذارد، بر همگن‌سازی و شبیه‌سازی هم‌تاثیر دارد. وی معتقد است تاثیر تلویزیون را می‌توان چنین دسته‌بندی کرد: 1- تاثیر بر زندگی خانوادگی و جامعه‌پذیر ساختن اطفال 2- تاثیر بر روی دین 3- تاثیر بر تقویت قوانین، ارزش‌ها و هنجارها 4- تاثیر بر نحوه گذران اوقات فراغت 5- تاثیر بر نوع و میزان امنیت عمومی 6- تاثیر بر سیاست. وی معتقد است این مهم که تلویزیون عقاید، ارزش‌ها و انتظارات افراد را تحت تاثیر قرار می‌دهد امری بدیهی و واضح است اما آنچه مبهم است میزان تاثیر است. این مهم است که آیا این تاثیرات در جهت مثبت است یا منفی.(Comstock.j,1987,p.121)

گربنر معتقد است: تلویزیون با گسترش عظیم خود طی دو دهه گذشته حیات توده مردم را دگرگون کرده است. عادات روزانه آن‌ها را تغییر داده، شیوه زندگی نسل‌های جدید را متحول ساخته، هر حادثه یا اتفاقی را به یک پدیده جهانی تبدیل کرده و سیل اطلاعات و ارزش‌ها را پخش و به منازل تمام مردم منتقل ساخته است. به عبارت روشن‌تر بر مراحل اجتماعی شدن مردم اثر گذاشته است.(Gerbner,1976,174)

در نهایت و با جمع‌بندی دیدگاه‌های صاحب‌نظران این حوزه می‌توان چنین نتیجه گرفت که رسانه و ارتباطات بر فرهنگ، ارزش‌ها، موضع‌گیری‌ها، روش‌ها و راه‌های زیستی تاثیر گذارند و انقلاب فناوری در جهان ارتباطات و نوآوری‌های فراوان و پی‌در‌پی باعث تاثیرگذاری هر چه بیشتر و ژرف‌تر آن‌ها می‌شود.

الف) وظایف و نقش‌های تلویزیون

تلویزیون با توجه به جایگاه حساس و ویژگی‌های خاص خود به عنوان یکی از گسترده‌ترین وسایل ارتباط جمعی می‌تواند نقش‌های مهمی را در جامعه ایفا نماید از جمله :

1-  تلویزیون به عنوان گروه مرجع

گروه مرجع گروهی است که فرد رفتار خود را با آن منطبق می‌کند یا گروهی که فرد سعی داشته باشد به نحوی عقاید و کردار اعضای آن را الگوی خود قرار داده و از آنان تبعیت کند، چه فرد عضو آن گروه باشد یا نباشد. تلویزیون به عنوان یک منبع ارسال پیام می‌تواند الگوهایی بیافریند که دختران، آرایش مو، راه رفتن و صحبت کردن را از او تقلید کنند، یا از طریق بزرگنمایی ورزشکاران کاری کنند که پسرها حرکات آن ورزشکاران را ملاک خویش قرار دهند.( آذری،1371 :14)

به هر حال شخصیت‌های محبوب تلویزیونی بر رفتار بینندگان تاثیر می‌گذارند.( رانستاین و دیگران،1371 :13) خلاصه اینکه اگر تلویزیون به گونه‌ای بر الگوهای زندگی مردم تاثیر بگذارند که آن‌ها بسیاری از فعالیت‌های خود را پیرامون برنامه‌های تلویزیونی تنظیم کنند، در ان صورت می‌توان گفت که تلویزیون به صورت گروه مرجع قوی درآمده است.(گیدنز، 1373 : 35)

طبق این قاعده هر چه تلویزیون بتواند به صورت گروه مرجع مثبت در بیاید، تاثیر و نفوذ بیشتری بر بینندگان خود خواهد داشت که این نفوذ از طریق تغییر نگرش‌ها، گرایش‌ها، باورها، ارزش‌ها و یا رفتار اشخاص دیگر صورت می‌گیرد. (فرهنگی، 1373 : 35) این نفوذ منجر به تغییر رفتار بر اثر تقلید می‌شود که دانشمندان از آن به برانگیختن مخاطبان به عمل یاد کرده‌اند. (فرهنگی،1373 :46)

2- تلویزیون به عنوان عمل جامعه‌پذیری

جامعه‌پذیری هم‌نوایی فرد است با هنجارهای گروهی و هر یک از اعضای جدید گروه به حکم جامعه‌پذیری رفتار خود را موافق مقتضیات گروه درآورد و دانسته یا ندانسته راه و رسم زندگی گروهی را می‌پذیرد. (آگ برن، 1375 : 155) این جریان از طریق کنش متقابل اجتماعی صورت ‌می‌گیرد و مردم به وسیله آن شخصیت خود را به دست آورده و شیوه زندگی جامعه خود را می‌آموزند. جامعه‌پذیری فرد را به آموختن هنجارها، ارزش‌ها، زبان، مهارت‌ها، عقاید و الگوهای فکر و عمل که همگی برای زندگی اجتماعی ضروری می‌باشد، قادر می‌سازد. (رابرتسون، 1373 : 112) در جریان جامعه‌پذیری افراد از طریق تلویزیون، هنجارهای گروهی زیر به افراد اموخته می‌شود:

الف) آداب اجتماعی : شامل غذا خوردن، نشستن، تعارف کردن . تجربه نشان داده است که تلویزیون در انتقال سنت‌ها و آداب و رسوم موفق است.

ب) شعائر اجتماعی : مناسک دینی، آداب تشریفات یک آیین خاص که دارای قدمت و اهمیت فراوان باشد.

ج) اخلاق اجتماعی : رسوم اجتماعی مهمی که جامعه نقض آن‌ها را ناپسند بشمارد.

د) مقررات اجتماعی : رسومی که جامعه با خواست و آگاهی به وجود می‌آورد مثل مقررات راهنمایی و رانندگی.(آگ‌برن، 1375 :156)

درنتیجه یادگیری این آموزش‌ها که جملگی بر اثر امکان یادگیری اجتماعی حصل از تماشای تلویزیون است، شخص با جامعه هم‌نوا و هم‌رنگ شده، ارزش‌ها و هنجارهای مذکور را درونی کرده و به نظم جامعه کمک می‌کند. ( آگ‌برن، 1375 : 159)

3- تلویزیون به عنوان عامل ایجاد و جلب اعتماد اجتماعی

طبیعی است که انسان پیام‌های مورد نظر خود را از دوستان قابل اعتمادش دریافت می‌دارد ( رانستاین و دیگران، 1371 : 42) جلب اعتماد و همدلی سایرین یکی از کارکردهای مثبت اجتماعی تلویزیون است .( کازنو، 1364 :133) جلب اعتماد مردم و مشارکت آنان از دو راه امکان‌پذیر است:

مطلب مشابه :  قانون مدنی ایران

الف) مجبور و وادار کردن دیگران به زور برای اشتراک مساعی و پیروی از آنچه که یک پدیده اجتماعی مانند تلویزیون، حکومت و … القا می‌کنند.

ب) بالا بردن میزان درک و دانش مردم و درنتیجه ایجاد بصیرت در انان و اشتراک و اعتماد داوطلبانه (فیاد، 1355: 57) مشارکت بیننده با پدیده‌ای چون تلویزیون از راه دوم، هنگامی رخ می‌دهد که بیننده با شخصیت‌های تلویزیونی هم دردی کرده و در نهایت دچار هم‌ذات پنداری با آن‌ها می‌شود.

تلویزیون به دلیل به راحتی در دسترس قرار گرفتن و سهولت استفاده و هم چنین لذت سرگرم شدن و زیستن در جهان خیالی برای افراد، باعث می‌شود تا بیننده به طور مستقیم خود را ماجراها شریک بداند و از این طریق بیش از سایر رسانه‌ها به تلویزیون اعتماد کند.( آذری : 1370، 13)

4- تلویزیون به عنوان عامل تقویت روابط اجتماعی

انسان به طور فطری به روابط اجتماعی به عنوان یکی از نیازهای اساسی نیازمند است.(رفیع‌پور، 1370 :50) به دلیل گستردگی نهادها، این روابط در عصر حاضر پیچیده‌تر شده‌اند . از آن جا که به گفته کازنو رسانه‌ها شیوه فعالیت و روابط انسان‌ها را شکل می‌دهند و درجات آن را نیز تعیین می‌کنند. (کازنو، 1364 : 37) لذا تلویزیون به عنوان یک رسانه گسترده نقش ویژه‌ای در هر چه بهتر و سریع‌تر ارضا شدن این نیاز فطری انسانی بر عهده دارد. این رسانه هم‌چنین می‌تواند به افرادی که از شیوه‌های ارضا نیاز خود در جوامع پیچیده، اطلاعات چندانی ندارد کمک کرده و موجب افزایش دانش و آگاهی و در نتیجه وسعت افق دید آنان شود.

ب) انواع کارکردهای تلویزیون از نگاه هارولد لاسول

هارولد لاسول از پژوهشگرانی است که به طور جدی به نقش و کارکرد وسایل ارتباط جمعی در جامعه توجه کرده است. وی سه کارکرد را برای وسایل ارتباط جمعی ذکر کرده است:

الف) نظارت بر محیط : کارکرد نظارت شامل اخباری است که رسانه‌ها فراهم می‌کنند و برای اقتصاد و جامعه ضروری است مثل گزارش وضعیت سهام، ترافیک، شرایط آب و هوایی

ب) همبستگی اجتماعی : دومین کارکرد، انتخاب و تفسیر اطلاعات و محیط است، رسانه اغلب شامل انتقادات و تجویزهایی برای چگونگی و واکنش افراد نسبت به حوادث است. بنابراین همبستگی، محتوای سرمقاله‌ها و محتوای تبلیغاتی رسانه‌ها است. کارکرد همبستگی، تقویت عادات اجتماعی و حفظ اتفاق آرا به وسیله انحرافات و برجسته کردن افراد برگزیده است و به عنوان ناظر بر عملکرد دولت است.

ج) انتقال میراث اجتماعی از یک نل به نسل دیگر : رسانه‌ها در حکم انتقال دهنده فرهنگ، برای انتقال اطلاعات، ارزش‌ها، هنجارها از یک نسل به نسل دیگر و از افراد جامعه به تازه واردها، کاربرد دارند. آن‌ها از این طریق با گسترش بنیان تجربه مشترک، انسجام اجتماعی را افزایش می‌دهند ( سورین، تانکارد، 1381 :450)

4.2.2           انواع رسانه‌ها

رسانه دینی

هدف رسانه و برنامه دینی آگاهی مخاطبان از مبانی دینی با استفاده از روش‌هایی چون اطلاع‌رسانی، سخنرانی، استدلال، بحث‌های دینی و نیز ترغیب مخاطبان به انجام عملی دستورات فردی و اجتماعی دین است. رسانه دینی نه‌تنها سعی در پنهان کردن اهداف دینی خود ندارد، بلکه آن‌ها را آشکارا مطرح کرده و در انواع قالب‌های آشنا تشریح و تبیین می‌کند. (راودراد،1386: 203)

رسانه ایدئولوژیک

هدف رسانه ایدئولوژیک تثبیت وضعیت سیاسی است که رسانه مشغول به فعالیت در آن است. موضع‌گیری رسانه ایدئولوژیک همواره به نفع طبقه حاکم جامعه است؛ اگرچه در نقش اصلاح‌گر و کمک کننده نظام، نقدهایی را بر آن وارد می‌آورد. رسانه ایدئولوژیک سعی در پنهان کردن موضع سیاسی خود و اقناع مخاطب دارد به ‌نحوی که مخاطب با قبول بی‌طرفی آن به محتوایش اعتماد و رفتار خود را بر اساس اطلاعات به دست آمده تنظیم کند. نگاه و چشم‌انداز رسانه دینی، به معنویات در این جهان و رستگاری در جهان دیگر معطوف است؛ درحالی که نگاه و چشم‌انداز رسانه ایدئولوژیک به مادیات و لوازم آن (پول و قدرت) در این دنیا و تحت کنترل درآوردن مخاطب در این جهت معطوف است. (راودراد،1386: 204)

رسانه دینی-ایدئولوژیک

چنان‌چه دو هدف متضاد رسانه دین و رسانه ایدئولوژیک، در رسانه‌ای با هم ترکیب شوند، نتیجه بروز تضاد و تناقض در تولیدات رسانه‌ای، اهداف، روش‌ها و نوع رابطه با مخاطب است که تنها در یک نقطه به نتیجه می‌رسد و آن هم قشری‌گری دینی و استفاده ابزاری از دین در رسانه است.

اگر هدف رسانه دینی، دین‌دار کردن مخاطب و هدف رسانه ایدئولوژیک همراه نمودن اوست، هدف یا کارکرد رسانه دینی-ایدئولوژیک استفاده از دین برای همراه کردن مخاطب است. از آنجا که دین در ماهیت خود نفی قدرت‌های بشری و تسلیم به  قدرت خداوند را دنبال می‌کند و این با اهداف ایدئولوژیک رسانه دینی-ایدئولوژیک قابل جمع نیست، پس قلب می‌شود و پوسته ظاهری آن به جای ماهیت واقعی‌اش گرفته می‌شود. ترویج و تشویق این پوسته ظاهری نه‌تنها به قدرت طلبی صاحبان اصلی رسانه‌ها و کنترل توده توسط آن‌ها آسیبی نمی‌زند، بلکه با پنهان شدن در پشت این ظاهر دینی، قدرت‌ها به واسطه رسانه مشروعیت کسب کرده و هرگونه نقد بر روش‌ها و شیوه‌های عملی خود در رسانه را نه نقد به خود، بلکه نقد بر دین شمرده و آن‌را محکوم می‌کنند. (راودراد،1386: 204)

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید