لغت نامه ی دهخدا مهر را معادل واژه ی کابین به معنی نقد و جنسی که در وقت نکاح بر ذمه مرد مقرر کنند  و نیز معادل صِداق به معنی مال یا نفقه ای که انتفاع از آن شرعاً جایز باشد و آن را برای زن قرار دهند دانسته است( دهخدا، علی اکبر، ۱۳۳۴،ص ۱۲۵۸).

مهریه[۱] در معنای خاص نهادی است که معادل آن در حقوق غربی یافت نمی شود. با وجود این مهریه و احکام آن از نهادهای تأسیسی اسلام نیست، بلکه اسلام آن را، که در ملل و ادیان گذشته بوده امضا نموده است(مطهری، مرتضی ۱۳۸۱،ص ۱۸۹).

برخی در تعریف مهر گفته اند، مهر یا صداق مالی است که زن بر اثر ازدواج، مالک آن می گردد و مرد ملزم به دادن آن به زن است(صفایی، حسین، امامی، اسدالله، ۱۳۸۴، ص ۱۶۶).

ممکن است بر این تعریف ایراد شود که مهر را منحصر به مال کرده است، در حالی که مهر می تواند امر معنوی، فکری و ادبی باشد، مانند اموزش قرآن توسط مرد به زن(شیخ مفید، محمد ابن نعمان، ص ۴).

 

پایان نامه

اما این ایراد نیز مردود است زیرا، منظور از اموال صرفا اعیان اموال نیست، بلکه واژه مال در اصطلاح حقوقی اعم است از حقوق عینی، دینی و معنوی و می تواند به عنوان مهر قرار گیرد(کاتوزیان، ناصر، ۱۳۸۴،ص ۱۵).

فقهای امامیه مستند به برخی روایات وارده ، مهر را هر آن چیزی می دانند که زوجین بر، آن توافق نمایند؛ اعم از اینکه زیاده باشد یا اندک زیرا خداوند صداق را واجب نموده است، بدون آ نکه برای آن حداقل یا حداکثری قرار دهد(طوسی، محمد بن حسن، ۱۳۸۷ه.ق، ص۴۶۹).

 

                                                    .