رشته حقوق

تدوین استراتژی

دانلود پایان نامه

وایکروان‏شناس اجتماعی، معنابخشی را فرایند تبدیل محیط به موقعیت می‏داند که در آن موقعیت واژگان قابل فهم شوند. همچنین او معنابخشی را اولین ایستگاهی می‏داند که معانی شئ‏گونه می‏شوند. در تعریف دیگر از نظر وایک، معنابخشی توان یا تلاش افراد برای درک موقعیت‏های پیچیده، مبهم، و دوپهلو است. او برای معنابخشی ویژگی‏هایی قائل است. از جمله این که معنابخشی با هویت سر و کار دارد، در محیط‏های حساس رخ می‏دهد، بطور اجتماعی است، مستمر است، در پی کشف نشانه‏ها بوده و با احتمال درگیر است نه قطعیت(Weik, Sutcliff, &Obstfeld 2005). وایک بین معنابخشی و سازمان‏دهی ارتباط برقرار می‏سازد. او این رابطه را چنین توضیح می‏دهد، که بر اثر تغییرات محیطی، نظام معنایی سازمان‏ها دچار فروپاشی می‏شود، لذا سازمان‏ها برای بقاء خود نیازمند وضع معناهای جدید متناسب با محیط هستند، آنها برای تطابق با محیط،معناهای جدیدی را خلق می‏کنند. در مرحله دوم، نوبت انتخاب است چرا که همه معناهای وضع شده امکان انتخاب را ندارند، بنابراین سازمان‏ها با رجوع به نشانه‏ها و سرنخ‏هایی از گذشته، برخی از معناها را انتخاب می‏کنند. همچنین از معناهای انتخاب شده همه تثبیت نمی‏شوند، بلکه برخی از آنها به ثبات می‏رسند،این که کدام‏یک از معناها به تثبیت و تحکیم برسند، سازمان‏ها از هویتیکه به آن باور دارند، کمک می‏گیرند(همان منبع). شکل 2-8رابطه بین وضع، سازمان‏دهی، و معنابخشی را بر اساس دیدگاه وایک و همکاران نشان می‏دهد.
شکل (2-8) رابطه بین وضع، سازمان دهی، و معنابخشی(Wiek & Sutcliff, 2005: 414)
کورتزو اسنودن برای معنابخشی محیط‏های پرابهام چهارچوبی را به نام سی‏نفین معرفی می‏کنند. این چهارچوب حاصل سال‏ها پژوهش در مورد روایات و روش توصیف روایتی، تئوری‏های پیچیدگی در تصمیم‏‏گیری سازمانی، تدوین استراتژی، وسیاست‏گذاری است.شکل 2-9 نشان می‏دهد که این چهارچوب چهار حوزه که عبارتست از:
الف- حوزه شناخته شده: در این حوزه روابط علی و معلولی خطی است. به دلیل تکرارپذیری، امکان طراحی مدل پیش‏بینی وجود دارد، استفاده از تکنیک‏های ساختاریافته در این حوزه واجب است.
ب- حوزه قابل شناخت: در این حوزه اگرچه روابط علت و معلول قابل تکرار است، اما این روابط بر همه آشکار نیست،مساله این است آیا می‏توان منابع و زمان لازم را برای گذار از حوزه قابل شناخت به حوزه شناخته شده،فراهم کرد یا نه.
ج- حوزه پیچیدگی: در این حوزه تعداد عوامل و روابط مشخص نیست، الگوها قابل درک هستند، اما قابل پیش‏بینی نیستند. در این حوزه روش‏ها، تکنیک‏ها و ابزارهای حوزه‏ی نظم(شناخته شده، و قابل شناخت) کارایی ندارند، آنچه در این حوزه توصیه می‏شود ابزار توان‏مند روایت است.
د- حوزه آشوب: در این حوزه سیستم متلاطم است. رابطه علت و معلولی قابل درک نیست. در این حوزه مدیریت بحران کارایی دارد.چهارچوب سی‏نفین ریشه در ارتباطات و تعاملات انسانی در شرایط عدم قطعیت دارد(Kurtz,Snowden,2003).
دانسته
علت و معلول تکرارپذیر و قابل درک، و قابل پیش بینی هستند.
مشروعیت و اعتبار بهترین اقدام
رویه‏ها و روش‏های استاندارد.
مهندسی مجدد فرآیندها
حس – طبقه بندی – پاسخ
قابل دانستن
روابط علّی و معلولی در زمان و فضا جدا می‌شوند.
تحلیلی / تقلیل گرایی
برنامه ریزی سناریو
تفکر سیستمی
حس – تحلیل – پاسخ
پیچیده
روابط علی و معلولی تنها با گذشته‏نگری درآمیخته است و دیگر تکرار نمی‏شوند
الگوها مدیریت می‏شوند.
سیستم‏های پیچیده سازگارند.
آزمون – حس – پاسخ
آشوب

مطلب مشابه :  نتیجه

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید