رشته حقوق

تحلیل گفتمان انتقادی

دانلود پایان نامه

از جمله اندیشمندان تاثیر گذار بر نظریه گفتمان، و بویژه نظریهو روش گفتمانی لاکلاو و موفه، آراء فوکو است. میشل فوکو به تاسی از نیچه فیلسوف پست‏مدرن قرن نوزدهم آلمان بر این اعتقاد است که میان نظامهای قدرت و دانش ارتباط وجود دارد. نیچه تنها این ارتباط را شرح می‏دهد اما فوکو به صورت جزیی‏تر این موضوع را با روش تحلیل گفتمان در تاریخ اروپا بررسی می‏کند.فوکو بر این باور است هر نظام قدرت نظام دانش خاص خود را می‏سازد و این امر در قالب گفتمان عمل می‏کند. به عنوان مثال تا قرن 16 و 17 مقابله با مجرمان به شیوه شکنجه جسمی آنان بوده است اما با ورود به دوران جدید و برآمدن علوم جدیدبدن موضوع مطالعه علوم قرار می‏گیرد و شکل جدیدی از کنترل بر بدن حاکم می‏شود و شکلی از معرفت جای خود را به شکل جدیدی می‏دهد.
روش تحلیل گفتمان فوکو چند ویژگی دارد:اولا در هر دوره‏ای یک گفتمان حاکم است و ما با تنوع گفتمانی روبه‏رو نیستیم. ثانیا خارج از چارچوب گفتمانی چیزی وجود ندارد و هر چه هست در چارچوب گفتمان است. و نکته سوم اینکه در هیچ نظم گفتمانی کنشگر فعال و مختار نقشی ندارد و این ویژگی تحلیل فوکو است.
شیوه تحلیل گفتمانی که مد نظر پژوهش حاضر است، بر اساس نظریات ” فرکلاف، لاکلاو و موفه” است. البته مراد تلفیق کامل آرای این سه اندیشمند نیست، بلکه تلفیق برخی از عناصر آن‏هابر حسب ضرورت و به منظور تحلیل جامع‏تر صورت می‏گیرد. در توضیح این نظریه لاکلاو و موفه، باید افزود که برای تبیین تحولات اجتماعی، آن‏هادر نظریه و روش تحلیل گفتمانی خود، از زبان‏شناس معروف، سوسور اقتباس کردند. بدین ترتیب که سوسور رابطه بین زبان و جهان را به صورت مثلثی شامل سه ضلع دال، مدلول، و مصداق نشان می‏دهد. از نظر سوسور، نشانه متشکل از دال و مدلول است و رابطه ذاتی میان نشانه و مصداق یا جهان خارج وجود ندارد. یعنی معنای نشانه‏ها نه با ارجاع به جهان مصداق‏ها، بلکه به واسطه رابطه‏ای که میان خود نشانه‏ها درنظام درون ‏نشانه‏شناختی برقرار می‏شود، بدست می‏آید.نظریه تشکیل معنا سوسور که بر اساس نظام تفاوت‏ها در درون نظام نشانه‏شناختی زبان و بدون ارجاع به جهان خارج بود گام مهمی بود که لاکلاو و موفه در نظریه گفتمانی خود بسط داده‏اند(سلطانی، 1383:100).
اگر چه لاکلاو و موفه رابطه‏ای بودن نظام نشانه شناختی را از سوسور وام گرفته‏اند، اما ثابت بودن رابطه بین دال و مدلول را نمی‏پذیرند، در این خصوص از دریدا تبعیت می‏کنند. دریدا دوگانگی دال و مدلول سوسور در هم می‏شکند، ازنظر او، زبانمجموعه‏ایازدال‏های بدون مدلول است(سلطانی، 1383). در واقع در شرایط مختلف اجتماعی و سیاسی مدلول‏های مختلفی به یک دال منتسبمی‏شود و همواره این که یک دال خاص متضمن چه مدلوهایی است، همواره مورد مناقشه است.
لاکلاو و موفه، در ادامه بحث، به طرح مباحثی از قبیل مفصل‏بندی، دال برتر، دال‏های شناور، و توضیح تثبیت موقتی بین دال و مدولول، و مقوله هژمونی می‏پردازند. “دال شناور” در نزد آنها، دالی است که در حقیقت مدلول آن شناور است(سلطانی، 1383). در واقع در بستر‏های مختلف سیاسی و اجتماعی دال خاصی مثل عدالت،تامین اجتماعی یا بازنشستگی، ممکن است مدلول‏های یا معانی گوناگون پیدا کنند.
در شیوه تحلیل گفتمان لاکلاو و موفه، به دال‏های شناوری که هنوز در درون یک گفتمان جای نگرفته‏اند و معنای آنها تثبیت نشده است، ” عنصر” گفته می‏شود، که گفتمان‏های گوناگون سعی می‏کنند تا بر اساس منافع خود به آن معنا بخشند. و دالی که از بین دال‏ها بتواند انسدادی در معنای خود ایجاد کند دال برتر نامیده می‏شود که تمامی دال‏ها، پیرامون آن وحدت می‏یابند و به عبارت دیگر، مفصل‏بندی می‏شوند و کلیت معنادار گفتمان را می‏سازنند(یورگنسن و فیلیپس، 1389: 57). بین مفصل‏بندی و هژمونی رابطه‏ای تنگاتنگ وجود دارد. در دیدگاه این دو اندیشمند، ساخت گفتمان هژمونیک نتیجه عمل مفصل‏بندی است. مفصل‏بندی کنشی است که رابطه‏ای را میان عناصر گوناگون ایجاد می‏کند، به گونه‏ای که هویت آن‏هادر اثر این کنش تغییر می‏کند(لاکلاو و موفه، 1993:105).
شکل 3-1 فرایند روش لاکلاو و موفه را نشان می‏دهد.
شکل (3-1) فرایند روش‏شناسی لاکلاو و موفه(غلامی، 1391)
درحالی که در شیوه گفتمان انتقادی فرکلاف، با رویکرد بینارشته‏ای، فرکلاف به عوامل غیر گفتمانی اعتقاد دارد. تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف، روش‏های خاص خود را مطرح می‏کنند. براین اساس، گفتمان صرفاٌ یکپدیده سازنده نیست، بلکه در عین حال محصول سایر پدیده‏ها نیز است. موضوع محوری فرکلاف، این است که گفتمان گونه‏ای مهمی از پرکتیس اجتماعی است که دانش، هویت‏ها، و روابط اجتماعی از جمله مناسبات قدرت را بازتولید کرده، و تغییر می‏دهد و هم‏زمان سایر پرکتیس‏ها و ساختارهای اجتماعی به آن شکل می‏بخشد. در واقع، گفتمان رابطه‏ای دیالکتیکی با سایر ابعاد اجتماعی دارد(فرکلاف، 1992: 64). در چهارچوب نظریه فرکلاف، دو جنبه را باید مدنظر قرار داد:
1. رویداد ارتباطی
2. نظم گفتمانی
یک رویداد ارتباطی نمونه از کاربرد زبان است مثلا یک مقاله، یا یک مصوبه و..یک رویداد ارتباطی هستند.نظم گفتمان به ترکیب‏بندی گونه‏های گفتمانی در یک نهاد اجتماعی یا یک حوزه اجتماعی باز می‏گردد.فرکلاف الگوی خود را در سه سطح متفاوت مطرح می‏سازد. سطح اول، گفتمان به مثابه متن، سطح دوم، که وسیع‏تر از اولی است، گفتمان به مثابه تعامل بین فرایند تولید و تفسیر متن، و سطح سوم که کلان است، گفتمان به مثابه زمینه است. شکل 3-2 فرایند تحلیل در روش فرکلاف را نشان می‏دهد.
متن
فرایند تفسیر
فرایند تولید
کنش متقابل
شرایط اجتماعی تولید
شرایط اجتماعی تفسیر
بافت یا زمینه

مطلب مشابه :  صورت اول

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید