رشته حقوق

تحلیل گفتمان انتقادی

دانلود پایان نامه

رویکردهای معطوف به اقتصاد سیاسیاز قبیل دولت رانتیر، به عینیت‏گرایی تمایل دارند، و مباحث ذهنی و ساختاجتماعی واقعیت‏ها با منشاء ذهنی، را کمتر مورد توجه قرار می‏دهند. رویکردهای معنابخشی که بر ساخت اجتماعی واقعیت و خلق معنا تأکیدمی‏کند، کاستی رویکردهای عینیت‏گرا را ندارند اما در سطح سازمان مطرح هستند وسوژه‏ها رابطور کامل مختار در نظر می‏گیرند، در حالیکه مباحث سیاست‏گذاری عمومی از جمله سیاست‏گذاری بازنشستگی را نمی‏توان مستقل از گفتمان‏های حاکم بر سوژه‏ها در نظر گرفت. بنابراین سوژه در ساخت اجتماعی واقعیت اگر چه ممکن است در شرایطی نقش داشته باشد، اماعمدتاً در درون گفتمان ساخته می‏شوند، و هویت سوژه‏های از گفتمان‏هاکسب می‏گردد. بویژه در مراحلی تسلط گفتمان‏ها، گفتمان‏هانقشسوژه‏هاراتعیین می‏کند. کاستی که رویکرد معنابخشی دارد، این است که همواره سوژه را مختار فرض می‏کند. بنابراین چهارچوبی باید انتخاب شود که هم تلاقی عین و ذهن باشد، هم عوامل برون‏سازمانی را نشان دهد، هم نقش سوژه و هم نقش گفتمان را بطور متوازن تبیین کند.
از این‏رو، نظریات گفتمان لاکلاو و موفه و فرکلاف به عنوان چهارچوب نظری این پژوهش انتخاب می‏شود. البته مراد، تلفیق کامل آرای این سه اندیشمند نیست، چراکه از منظر مبانی و مبادی هر کدام ویژگی‏های خاص خود را دارند. اما از منظر دیگر، این تفاوت‏هامی‏تواند امکان تحلیل جامع‏تری را فراهم سازد. لذا در راستای استفاده از ظرفیت‏های نظریه گفتمان و بر حسب ضرورت، برخی از عناصر هر دو نظریه با هم تلفیق می‏شود و مورد استفاده قرار می‏گیرد. برغم تفاوت‏های بنیادین در نظریات فرکلاف و لاکلاو و موفه، وجوه مشترکی نیز می‏توان یافت، که امکان تلفیق این آراء را فراهم می‏سازد. مثلا اگر چهدر رویکرد لاکلاو و موفه، گفتمان بیش از هرچیزی بر سوژه تسلط دارد، و نقش فاعلیت و عاملیت کم‏ رنگ است، اما در مرحله از جاشدگی، نقش سوژه برجسته‏می‏شود. از طرف دیگر، فرکلاف نیز، بر اساس نظریه برساختی یا تشکیل‌دهنده گفتمانمعتقد است که گفتمان برساخته می‏شود. بنابراین نقش سوژه در مرحله از جاشدگی،یکی از وجوه مشترکاین نظریات است.
تاملبرمساله بازنشستگی نشان می‏دهد، که این پدیده را نمی‏توان در سطح درون صندوق‏های بازنشستگی، سازمانتامین اجتماعی خلاصه و محدود کرد، چراکه بسیاری از مشکلاتی که در درون صندوق‏ها و در صطح لایه مشهود پدیده، ظاهر شده است،نه به دلیل کارشناسی و تکنیکی بوده، بلکه در لایه‏های عمیق تر، یعنی گفتمان‏های سیاسی و اجتماعی ریشه دارند. بر همین اساس، برای غلبه بر اغواگری‏های فریبنده، و قیل و قال‏های محل ظهور، و فهم عمیق‏تری از عوامل اساسی‏تر که ناپیدا هستند، نظریه گفتمان مورد استفاده قرار می‏گیرد.
برهمین مبنا، در این تحقیق تلفیفی از نظریات لاکلاو و موفه، و فرکلاف استفاده می‏شود. نظریه لاکلاو و موفه، به این دلیل استفاده می‏شود که از طریق نظام پدیده نشانه شناسی می‏توان تحولات معنایی را در سیر تاریخی آن مورد بررسی قرار داد.موقتی بودن سرشت رابطه دال و مدلول دراین نظریه، ما را به این آگاهی رهنمود می‏سازد، که تثبیت معناها امر طبیعی نیست، بلکه برساختی است، بنابراین با درک موقتی بودن ماهیت وضع موجود، امکان برسازی‏های تازه و بدیع، و گشودن آینده‏های بدیل وجود دارد.همچنین درک دال‏های تهی و به حاشیه رانده شده در میدان گفتمانی، درباره ظهور آینده‏های متفاوت، دلالت‏های ارزشمندی را به همراه دارند.و نظریه فرکلاف به این دلیل استفاده می‏شود که پدیده را د رهر دوره مستقل از سایر دوره‏هامورد بررسی قرار می‏دهد. در این نظریه می‏توان رابطهدوسویه عوامل گفتمانی و غیرگفتمانی را در ساخت اجتماعی واقعیت‏های اجتماعی مورد بررسی قرار داد. اما دلیل دیگری که موجب می‏شود تا از تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف به عنوان ابزار تحلیل بهره گرفته شود، این است که تحلیل انتقادی فرکلاف در سطحتوصیف(سازوکارها) باقی نمی‏ماند، بلکهبه سطح تبیین(چرایی)با توجه به ساختار اجتماعی نیز می‏رسد.
نظریه گفتمان لاکلاو و موفه اگرچه ارجاعات ارزشمندی به معنا و نشانه دارد، اما دارای ابزاری برای تحلیل‏های معنایی نیست. شاید اصلی‏ترین کاستی نظریه لاکلاو و موفه همین باشد. تحلیل معنایی بدون تحلیل متن، مسیر نامطمئن و لغزنده‏ای است که موجب افزایش خطای تحلیل‏گرمی‏شود. در حقیقت، برای نشان دادن منازعات معنایی میان گفتمان‏ها، ضرورتاً باید به متونی مانند کتاب‏ها، سخنرانی‏ها، قوانین برنامه، مصوبات مجلس و غیره مراجعه کرد، اما نظریه لاکلاو و موفه، فاقد روشی برای تحلیل متون است، در مقابل روش تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف، به دلیل این که در زبان‏شناسی ریشه و تبار دارد، دارای ابزارهای کارآمدی برای تحلیل متن است.بنابراین در این پژوهش از تلفیق نظریات لاکلاو و موفه، و فرکلاف بهره گرفته می‏شود.
خروجی‏های تحلیل گفتمان، ورودهای آینده‏های بدیل و ساخت آینده‏ی مطلوب خواهد بود.
روابط قدرت
(دولت و مجلس)
ترسیم فضای گفتمانی
چهارچوب‌بندی سیاست‏های بازنشستگی
دال‏ها نشانه‏ها
سطوح تحلیل سیاست بازنشستگی
توصیف تفسیر تبیین
مفصل بندی گفتمان حاکم بر سیاست‏های بازنشستگی
ساخت اجتماعی واقعیت (آینده بازنشستگی)
شکل(2-10) مدل ریشه‏یابی ساخت اجتماعی آینده بر اساس ساخت اجتماعی واقعیت سیاست‏های بازنشستگی در دولت‏هاو مجالس ( اقتباس از صفری شالی، 1392)
لذا با توجه به مباحث مطرح شده در خصوص سیاست‏های بازنشستگی، می‏توان ریشه ساخت آینده را در ساخت اجتماعی واقعیت جستجو کرد. پدیده بازنشستگی را می‏توان را به مثابه یک ساخت اجتماعی واقعیت در هر یک از دولت‏ها و مجالس شورای اسلامی در نظر گرفت که به ساخت آینده‏های متفاوت منجر می‏گردد. بنابراین اگر بخواهیم ساخت آینده را در ساخت اجتماعی واقعیت ریشه‏یابی کنیم از مدل 2-10 استفاده می‏کنیم.
با توجه به این که متغیر اصلی در تحقیق حاضر، گفتمان سیاست‏های بازنشستگی در دولت‏های بعد از انقلاب است، به عبارت دیگر بازنشستگی به عنوان دال شناور در ترسیم فضای گفتمانی حاکم بر سیاست‏گذاران(دولت و مجلس) مورد مطالعه قرار می‏گیرد، بنابراین تفاوت دال‏ها و نشانه‏ها در هر دوره گفتمانی مد نظر است. بدین ترتیب می‏توان مدل نظری تحقیق با رجوع به شکل 2-11 را به صورت زیر تبیین کرد.
ترسیم فضای گفتمانی دولت‏ها و مجالس بعد از انقلاب

مطلب مشابه :  کارشناسی ارشد

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید