تحلیل گفتمان انتقادی

اسطوره بوجود می آید. بنابراین اسطوره نظام نشانه شناختی مرتبه دوم است.» زبان (اباذری،139:1380) اسطوره
بارت برای بیان دیدگاه خود به مبانی نظام نشانه شاختی دست میزند که در آن دال با عنوان معنا-شکل، مدلول با عنوان مفهوم و نشانه با عنوان دلالت نامیده می شوند… «پس بارت فرمول مشهور سوسور یعنی دال/ مدلول/ نشانه را به معنا-شکل/ مفهوم /دلالت تبدیل می کند» اباذری،140:1380). براساس جدول فوق، نشانه نظام اول به دال نظام دوم بدل می شود و به همین شکل تا بی نهایت میتوان پیش رفت و نظام نشانه شناسی مرتبه n ام را مشخص کرد.
تفاوت مهمی در نشانه شناسی سوسوری و بارتی قابل ذکر است. در نشانه شناسی سوسوری نسبت میان دال و مدلول دلبخواه است اما در اسطوره نسبت میان معنا- شکل و مفهوم امری کاملا انگیزشمند است و این انگیزش دارای ریشه های کاملا ایدئولوژیک است.
دلالت های مستقیم و ضمنی در ارتباط با مدلول ها مطرح می شود. در دلالت های مستقیم به تمایل به ارایه معنای معینی، «محفوظ»، «آشکار» یا «مطابق عقل سلیم» برای نشانه وجود دارد. در نشانه های زبانی، معنای مستقیم همانی است که معمولا در لغت نامه ها می توان یافت. اصطلاح دلالت ضمنی برای ارجاع به معناهای اجتماعی- فرهنگی و «شخصی» نشانه بکار می رود و به طبقه، سن، جنسیت و نژاد تفسیرگر بستگی دارد. این امر مبین نگاه خاص بارت به نشانه ها است که ماهیت نشانه ها را چند معنایی می داند.
فیسک معتقد است «دلالت مستقیم، چیزی است که به تصویر در آمده و دلالت ضمنی چگونگی این به تصویر درآمدن است.» بارت در تحلیل متون ادبی واقع گرا به این نتیجه رسید که دلالت ضمنی تولید کننده امر موهوم دلالت مستقیم، توهم شفافیت رسانه و توهم اینهمانی دال و مدلول است. پس دلالت مستقیم خود یک دلالت ضمنی بیش نیست.» (چندلر،208:1386) در چنین دیدگاهی می توان دلالت مستقیم را صرفاً به عنوان معنای «طبیعی» مشاهده کرد. در مقابل دلالت ضمنی به فرایند طبیعیسازی می پردازد.
پنج رمزگان بارتی دخیل در روایت:
1- رمزگان هرمنوتیکی(HER): رمزگانی که روایت را پیش میبرد و مترادف با سؤال و جواب و طیف متنوعی از رویدادهای تصادفی است که ممکن است سوالی را صورتبندی کنند و یا پاسخ آن را ارایه دهند و یا معمایی را پیش بکشند. طبق نظر هاوکس، «این رمزگان اغلب دارای نظم ترکیبی و نحوی است و می توان آن را از شکل عام رمزگان تشخیص داد؛ فرایندهای همزمان ایجاد ابهام همراه با دلالتهای مبتنی بر ابهامزدایی که با تعلیق و در ادامه با تعلیقزدایی همراه است.» (هاوکس،94:2003). این رمزگان مؤلفه های سوال، ابهام، معما و تأخیر معنایی را صورتبندی می کنند و در نهایت نقاط بازگشت در روایت را شکل می دهد که همانا بازگشایی جوابها و سازماندهی خطی جواب های معماهایی است که پیشتر مطرح شده اند.
2- رمزگان واحدهای کمینه معنایی یا دال ها (SEM): در واقع همان رمزگان معناهای ضمنی است (بازی های معنایی) که از اشارات معنایی یا بازیهای معنایی تشکیل شده است.
چندلر (1386) این رمزها را همان «رمزگان وابسته به رسانه» می داند. این رمزگان به مجموعه تفاسیر خاصی از نشانه هایی اطلاق می شود که دارای دلالتهای ضمنی درباره شخصیتها، موضوعات و موقعیتهایی هستند که با بافتهای گسترده اجتماعی مرتبطند. بارت این رمزگان را به شکل گستردهتری در اسطوره شناسی ها بسط داده است که امکان تحلیلی و نظری مناسبی برای مطالعات نشانه شناختی فراهم می کند که در صفحات بعدی مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
3- رمزگان نمادین(SYM): این رمزگان گروهبندی یا ترکیببندی های قابل تشخیصی است که به طور منظم در متن تکرار می شوند و سرانجام ترکیب بندی غالب را می سازد. مهمترین کارکرد رمزگان نمادین وارد کردن تقابل ها در متن است. این رمزگان در برگیرنده مضمونها است.
4- رمزگان کنشی(ACT): ریشه در مفهوم «توانایی عقلانی تعیین نتیجه عمل» دارد و خود بهخود و به طور ضمنی به ختم رویداد اشاره می کند. این رمزگان در برگیرندۀ کنشها و رویدادهاست که همان زنجیره رویدادها را در بر می گیرد. مثلا سکانس قتل در رمان سارازین که همان اجراهای اصل روایت را بر عهده دارد و در برگیرنده توالی خطی از کنشهایی است که بیانگر علیت خطی و تعمدی بودن متن است. این توالیها الزاماً از درون متن نشأت نمی گیرند، بلکه خواننده به متون مشابه نیز رجوع می کند که قبلا در ساختارهای مشابه وجود داشتهاند و بنابراین ساختار کلی متن را به مثابه یک کل بهم پیوسته حدس میزند. براین اساس، این رمزگان دارای مشخصه های گفتمانی است.
5- رمزگان فرهنگی یا ارجاعی(REF): به مثابه صدایی اخلاقی، جمعی، بینام و مقتدر درباره فرد پذیرفته شده سخن می گوید. برای بارت این رمزگان نمایانگر «نظام تثبیت شده اقتدار سنتها و اخلاقیات پدرسالارانه» است. رمزگان فرهنگی ارجاع به بیرون دارد و به قلمرو ایدئولوژیک و اسطورهها ارجاع می دهد که سعی میکند تا باورهای مطرح شده در متن را طبیعی و مطابق با عرف نشان دهد. عناصر و مولفههای رمزگان ارجاعی را میتوان از اسطورهها، ضرب المثلها، کلیشهها یا گفتمانهای تکنیکی خاص بدست آورد که برمبنای دانش اجتماعی پیشینی شکل می گیرد.
«اغلب رمزگان 2 و3 به آسانی قابل تفکیک از همدیگر نیست» (هاوکس،95:2003). هاوکس در ادامۀ تحلیل خود از کارکردهای نظامهای رمزگانی متفاوت دخیل در متن از نظر بارت، میگوید: رمزگان های 1و4 عامل حرکت متن به سمت جلو و ایجاد توالی در متن هستند و رمزگان های 2، 3 و 5 اطلاعات پایه ای (اساسی) را برای متن فراهم می کنند (همان). [از آنجایی که در این تحلیل به دنبال ارایه تحلیل روایی نیستیم، رمزگان های 2، 3 و 5 مورد نظر ما قرار خواهد گرفت]. با این وجود رمزگان های 1و4 یعنی رمزگان هرمنوتیکی و کنشی را برای کامل شدن الگوی بارتی ارایه خواهیم کرد.
«در رسانه های [تصویری]، درجه رسمیت در اندازه نماها بازتاب می یابد؛ نمای نزدیک دلالت بر وجوه خودمانی یا مشخص دارد. نمای متوسط نشانگر وجه اجتماعی است و نما دور برد جمعی غیرمشخص دلالت دارد (چندلر،273:1386).» بر اساس نوع و زاویۀ دوربین، نگاه از بالا یا پایین به سوژه ها دارای معانی متفاوتی هستند؛ به گونه ای که نگاه کردن از بالا به کسی اِعمال نمادین قدرت بر روی آن است و نگاه کردن از پایین به بالا از سوی تماشاگر نشان دهندۀ آن است که فردِ نمایش داده شده قدرت نمادینی روی تماشاگر دارد. به فرد از زاویۀ هم سطح چشم نشان دهندۀ برابری است. از آنجایی که در الگوی رمزگان بارت به این نشانهها اشاره نشده برای رسیدن به یک تعریف ومعنای مشخص از این نوع نشانهها که در پژوهش هم به آن اشاره شده است به جدول شماره 3-1 و 3-2 ارجاع خواهد شد.
3-3-2 الگوی چند روشی پیشنهادی برای تحقیق
با بررسیهای انجام شده از سوی پژوهشگر، این نتیجه حاصل شد: از آنجایی که فیلم متنی است چند وجهی که در آن هم می توان وجوه ادبی، تصویری و وجوه خاص سینمایی را یافت که در هنرهای دیگر وجود ندارد، لذا تحلیل همه جانبۀ فیلم که مد نظر پژوهشگر بوده با هیچکدام از الگوهای پیشنهادی اولیه سازگار نیست. بنابراین از الگوی چند روشی که ترکیبی از نشانهشناسی و تحلیل گفتمان انتقادی است در این پژوهش استفاده میشود که برای این منظور در نشانه شناسی، الگوی رمزگان بکار گرفته خواهد شد.
در مرحلۀ آخر برای کاربست تحلیل گفتمان انتقادی، الگوی وندایک مد نظر خواهد بود. در نهایت بستر کلی تحقیق بر تحلیل متن، بینامتن و فرامتن است که نگاهی پساساختگرایانه می باشد.

3-4 جمع بندی فصل سوم
در حقیقت نشانه های موجود در فیلم تحت تأثیر نظامهای نشانهای هستند که حاکم بر جامعهای است که فیلم در آن شاخته شده است. از این روست که هر پدیدۀ اجتماعی از جمله فیلم، رسانههای جمعی، جنبشهای اجتماعی را با بهرهگیری از این نظریهها بهطور یکدست و یکجا میتوان تحلیل کرد. بر اساس این نظریهها میتوان ادعا کرد که همۀ پدیدههای اجتماعی گفتمانی بوده و نمودی از منازعات معنایی میان گفتمانها هستند. به این ترتیب است که میتوان فیلمها را در بافتهای وسیعتر اجتماعی قرار داد و بررسی کرد که فیلمها برای تولید و برجسته ساختن و حاشیه راندن چه نظام معنایی تولید شدهاند.
این فصل دارای دو بخش می باشد. در بخش اول فیلم طعم گیلاس عباس کیارستمی با تحلیل گفتمان چند وجهی به عنوان تنها فیلم دارنده نخل طلای بهترین فیلم جشنواره کن بررسی می شود و سپس در بخش دوم فیلم جدایی نادر از سیمین اصغر فرهادی، تنها فیلم برنده جایزۀ اسکار به روش فیلم قبلی تحلیل می گردد. تحلیل گفتمان چندوجهی ارائه شده در تحقیق ترکیبی از نشانهشناسی و تحلیل گفتمان انتقادی میباشد. بنابراین این تحلیلها به صورت دو بخش برای هر فیلم صورت میگیرد.
مقدمه

                                                    .