رشته حقوق

تحلیل گفتمان انتقادی

دانلود پایان نامه

در کتاب بایگانی شناسی اش هنگام تعریف گفتمان آورده است که «ما مجموعه ای از احکام را تا زمانی که متعلق به صورت بندی گفتمانی مشترکی باشند، گفتمان می نامیم.» (فوکو،17:1972) گفتمان فوکو یک نظام معنایی است که نه تنها زبان بلکه کل حوزه اجتماع را در بر می گیرد. حکم از نظر فوکو، یک کلمه کلیدی در فهم گفتمان است.
میشل فوکو معنای بسیار گسترده ای برای گفتمان قائل است. او در دیرینه شناسی و تبارشناسی علوم اجتماعی و انسانی از گفتمان به عنوان مجموعه قواعد، اصول و صورتبندی هایی که به طور ناآگاهانه علوم اجتماعی و انسانی را احاطه کرده است یاد می کند. فوکو معتقد است تحلیل گفتمان درصدد کنار زدن ظواهر و پوسته های علوم اجتماعی و انسانی است تا به روی دیگر سکه این علوم برسد… خلاصه آنکه وقتی فوکو از گفتمان و کردارهای گفتمانی صحبت می کند، بحثِ متن و جمله نمی کند بلکه صحبت از تحلیل گفتمان به معنای وسیع کلمه آن می کند. فوکو از گفتمان، معنایی شبیه پارادایم توماس کوهن مد نظر دارد…(بهرامپور،53:1379) فوکو نشانه شناسی را به علم پزشکی برد و نشانۀ برخی از بیماری ها مثلاً جنون را تحقیق کرد. رولان بارت نشانه شناختی مدهای لباس زنان، آگهی های تبلیغاتی، مسابقات کشتی، آشپزی و غیره پرداخت (شمیسا،216:1386)
فوکو می خواهد دریابد منشا اقتدارهای بشر از کجاست و از کی پیدا شده است. اما این دغدغه را هم مطرح می کند که چگونه می توان از شائبه دانش های امروزی برکنار ماند و با دانش گذشته نگاه کرد. به هر حال برنامه فوکو هم قرائت های دیگرگونه از گذشته است. او به گفتمان های یک دوره توجه دارد و آنها را در ارتباط با اقتدار بررسی می کند. گفتمان های هر دوره به تاریخ آن دوره مربوطند (همان، 306)
برداشت فوکو از قدرت/دانش پیامدهایی برای برداشت او از حقیقت به همراه داشت. فوکو مدعی میشود که دسترسی به حقیقت مطلق ممکن نیست چون نمی توان از خارج از گفتمان چیزی گفت. نمی توان از چنگ بازنمایی گریخت… او در دوره تبارشناختی آراءاش پیوندی میان حقیقت و قدرت برقرار می کند که می گوید «حقیقت» در نظام های قدرت ریشه دارد و محصول آنهاست (یورگنسن و فیلیپس،38:1391) و نتیجه می گیرد دسترسی به حقیقت ممکن نیست.
نظریه فوکو درباره قدرت را تنها تحلیل گران معدودی چون لاکلا و موفه پذیرفته اند و اکثر آنها ترجیح داده اند که تعریف متعادل تری از مفهوم قدرت ارائه دهند.
مهمترین تفاوت فوکو و دیدگاه نشانه شناختی، نگاه گفتمانی فوکو است. او به جای زبان از گفتمان به مثابه یک نظام بازنمایی استفاده می کند. بنابراین مفهوم گفتمان از منظر فوکو صرفا یک مفهوم در زبان شناختی نیست بلکه «گفتمان فوکویی» تلاشی است برای فائق آمدن بر تمایز سنتی زبان و پراکسیس (هال،44:1997). او معتقد است که معنا و اشکال معنایی درون گفتمان ساخته می شوند بنابراین فوکو نیز دارای رویکرد بر ساخت گرایی است اما بر خلاف سوسور، توجه خود را به تولید دانش و معنی از خلال گفتمان معطوف می کند نه بواسطه زبان.
3-2-3 تحلیل گفتمان انتقادی وندایک
وندایک بر این باور است که بین ساختارهای گفتمان و ساختارهای اجتماعی رابطۀ مستقیمی وجود ندارد و آنها همیشه به واسطۀ شناخت فردی و اجتماعی به یکدیگر مرتبط میشوند و شناخت، حلقۀ گمشدۀ بسیاری از مطالعات زبان شناسی انتقادی و تحلیل گفتمان انتقادی است. از اینرو، او «مثلث جامعه-شناخت-گفتمان را ارائه میدهد.
در مثلث وندایک گفتمان در مفهوم گسترده، به رویداد ارتباطی اطلاق می شود که شامل تعاملات گفتاری، متن نوشتاری، حرکات بدن، تصاویر و سایر دلالتهای نشانهشناختی است. منظور از شناخت در اینجا شناخت فردی و اجتماعی، باورها، اهداف و ارزشیابیها، احساسات و سایر ساختارهای ذهنی یا حافظه، بازنماییها یا فرایندهای مرتبط با گفتمان و تعامل است؛ و بالأخره جامعه، هم تعاملات رو در رو و موقعیتی خرد محلی را در بر میگیرد و هم ساختارهای کلان سیاسی، اجتماعی، جهانی که بر اساس گروه و روابط گروهی (چون سلطه و نابرابری تعریف می شوند مانند جنبشها، نهادها، سازمانها، فرایندهای اجتماعی، نظامهای سیاسی و ویژگیهای انتزاعیتر جوامع و فرهنگها.
او در مطالعات بعدی (وندایک،2000-1998) با بهرهگیری از همین مثلث چند رشتهای، نظریهای چندرشتهای برای ایدئولوژی ارائه میکند و معتقد است مفهوم ایدئولوژی با روانشناسی اجتماعی و شناختی، جامعهشناسی و تحلیل گفتمان سروکار دارد. تعریف شناختی ایدئولوژی برحسب شناختهای اجتماعی تعیین میشود که میان اعضای یک گروه مشترک است. بعد جامعهشناسی به بیان انواع گروهها،روابط میان آنها و نهادهایی میپردازد که در گسترش و بازتولید ایدئولوژی سهیماند و بُعد گفتمان تبیین میکند که چگونه ایدئولوژیها، متون و گفتار روزانۀ ما را تحت تأثیر قرار میدهد، چگونه گفتمان را درک میکنیم و چگونه گفتمان در بازتولید ایدئولوژیها در جامعه ایفای نقش میکند (غیاثیان،1386).
مثبت نمایی «خود» و منفینمایی «دیگران»
به عقیدۀ وندایک «ایدئولوژیها، باورهای بنیادین هر گروه و اعضای آن هستند» و همین صورتهای بنیادین شناخت اجتماعی است که تعیین کنندۀ هویت گروه است. بر همین اساس او طرحوارهای ایدئولوژیکی برای هر گروه در نظر میگیرد که شامل بخشهای زیر است:
معیار عضویت: چه کسی متعلق به گروه است و چه کسی نیست؟
فعالیتهای شاخص: ما به عنوان اعضای گروه چه کارهایی انجام میدهیم؟
اهداف کلی: هدف ما از کارهایی که میکنیم چیست؟ چرا این کارها را میکنیم؟
هنجارها و ارزشها: چه چیزی خوب و چه چیزی بد است؟
جایگاه: گروه ما چه نوع ارتباطی با دیگران دارد؟
منابع: چه کسی به منابع گروه ما دسترسی دارد؟
اعضای گروههای اجتماعی نیز در راستای همین طرحوارۀ ایدئولوژیکی به قطببندی میان خودشان به عنوان «گروه خودی» و دیگران به عنوان «گروه غیرخودی» میپردازند و به هنگام صحبت، از ضمایر «ما» و «آنها» استفاده میکنند. در همین رابطه وندایک مربعی ایدئولوژیکی پیشنهاد میکند (همان:44) که اضلاع آن عبارتاند از:
تأکید بر نکات مثبت ما
تأکید بر نکات منفی آنها
رفع تأکید از نکات منفی ما

مطلب مشابه :  جاذبه های گردشگری

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید