رشته حقوق

تحلیل نشانه شناختی

دانلود پایان نامه

دلالت اولیه و دلالت ثانویه (ضمنی)
در نشانه شناسی «مراتب دلالت» متفاوتی وجود دارد. نشانه شناسان بین دو سطح دلالت اولیه (یک نشانه به جای چیست) و دلالت ثانویه (تداعی های فرهنگی آن چیست؟) تفاوت می گذارند. دلالت اولیه دلالت در مرتبه اول است و دلالت ثانویه دلالت در مرتبه دوم. برای مثال، دلالت اولیه تصویر یک سگ ولگرد کثیف در یک محله، خود سگ به عنوان یک حیوان است. اما دلالت ضمنی این سگ به کیفیت زندگی مردم ساکن در این محله (زندگی سگی) است. به نظر برخی از نشانه شناسان این تفکیک قدری صوری است. زیرا، انتقال از دلالت ثانویه (ضمنی) چنان سریع رخ می دهد، که ما متوجه چنین انتقالی نمی شویم. دلالت های ثانویه متضمن ارزشهای اجتماعی- فرهنگی و تفاسیر ایدئولوژیکی است که در یک جامعه وجود دارد. کاربران نشانه ها می کوشند که دلالت های ضمنی نشانه ها را از طریق فرایندی که بارت آن را طبیعی سازی می خواند، پنهان کنند. بارت به دلالت های ایدئولوژیکی که در پس نشانه ها نهفته است، اسطوره می گوید. هدف نشانه شناس به زعم بارت، کشف همین اسطوره هاست. (کوثری، 1387 :38-39)
قرائت یا خوانش نشانه ها:
به فهم معنای نشانه ها قرائت یا خوانش نشانه گفته می شود. هر چه دلالت نشانه ها روشن تر باشد، مخاطب آن را با سهولت بیشتری می خواند. مخاطبان و نشانه شناسان هر دو در تلاش اند تا به خوانش نشانه ها بپردازند. اما، می توان گفت که تفاوت این دو گروه در آن است که نشانه شناسان به دنبال خوانش انتقادی نشانه ها هستند. آنها می خواهند بدانند که در پس نحوه بازنمایی نشانه چه ایدئولوژی ای نهفته است. این اصلی ترین هدفی بود که بارت برای نشانه شناسی خود قائل بود.
زنجیره های همنشینی و جانشینی:
در همه نظام های نشانه ای، به دو شیوه می توان ارتباط نشانه ها را با یکدیگر بررسی کرد: همنشینی و جانشینی. منظور از محور همنشینی آن است که از کنار هم نشستن نشانه ها در کنار هم چه معنایی حاصل می شود. محور یا زنجیره همنشینی به ما می گوید که از ارتباط نشانه ها با یکدیگر است که معنای نهایی حاصل می شود. هر یک از رسانه ها به شیوه های متفاوت کار همنشینی نشانه ها را انجام می دهند. برای مثال، در سینما سه شات مختلف به ترتیب لانگ شات، مدیوم شات و کلوزآپ یک زنجیره همنشینی را تشکیل می دهند. معنای این سه شات به ترتیب بالا، حرکت از کلیت به تمرکز بر یک چهره یا شخصیت خاص است: یعنی فردی که بر روی او تمرکز می کنیم برای داستان فیلم از اهمیت برخوردار است. از نظر زبان سینمایی هر یک از این شات ها یک نشانه محسوب می شوند.
تنها از طریق همنشینی نیست که معنای نشانه ها تعیین می شود. اگر یک نشانه را برداریم و نشانه دیگری جای آن بگذاریم نیز معنا تغییر خواهد کرد. به این کار محور عمودی یا جانشینی گفته می شود. زنجیره های جانشینی یا پارادایم ها نوعی طبقه بندی نشانه ها هستند. پارادایم یا زنجیره جانشینی، مجموعه ای از نشانه های وابسته به هم (متداعی) است که همه اعضای یک مقوله معین اند، اما در این مقوله هر نشانه بر معنایی متفاوت دلالت دارد. مجموعه لغات یک زبان یک پارادایم است و پارادایم های دستور زبان نیز وجود دارد، نظیر افعال و اسامی. پرادایم های فیلم شامل شیوه های تغییر شات ها است. ژانر (وسترن، عشقی، بلند داستانی، ترسناک) مورد استفاده در یک رسانه خاص نیز پارادایم هستند، زیرا ژانرها به شیوه های مختلف درصدد بیان داستان خود هستند. در هر ژانر دال یکسان باقی می ماند، اما خود نشانه تقریباً با زنجیره ای از فریم هایش تغییر می کند. (کوثری، 1387 :40)
استعاره و کنایه
نشانه ها گاه به جای آنکه به یک مدلول شناخته شده دلالت کنند، به مدلولی دیگر که دور از ذهن است، اشاره می کند. چنین کاری را استعاره می گویند. در واقع، استعاره بیان امر ناشناخته بر حسب امر شناخته است. برای مثال، دندان گردی استعاره ای از خست طبع است. همان گونه که دیده می شود ظاهراً ربطی بین گردن بودن دندان و خست طبع وجود ندارد و همین امر استعاره را جالب توجه می کند. فهم استعاره ها مستلزم کوششی است برای تصور رابطه دور از ذهنی که نشانه می خواهد آن را بیان کند. زبان بصری چنان از استعاره ها خوب بهره می برد که می تواند هر لحظه استعاره ای نو خلق کند.
کنایه به معنای فراخوانی و احضار یک ایده یا چیز از طریق اشاره به جزئیات است. برای مثال تاج کنایه از سلطنت است. هر گونه تلاش برای بازنمایی واقعیت می تواند متضمن کنایه باشد. از این رو، کنایه تنها متضمن انتخاب و گزینش است. مجاز مرسل یکی از اشکال کنایه است که در آن بخشی از یک چیز نماینده کل آن است یا برعکس. کلیشه های فیلم (دزدها، قاچاق چی ها، دست و پاچلفتی ها) معمولاً بر همین نوع استوارند. فیسک استعاره را به عنوان بُعد جانشینی (گزینشی، متداعی) در نظر می گیرد و کنایه را به عنوان بعد همنشینی. (کوثری، 1387 :41)
رمزگان (کدها) و ایدئولوژی:
در هر متنی نشانه ها طبق برخی میثاق ها و قواعد در نظام های معناداری سازمان یافته اند که نشانه شناسان به آنها رمزگان می گویند. این میثاق ها نمایانگر یک بعد اجتماعی در نشانه شناسی هستند. یک رمز مجموعه ای از کردارهای آشنا برای کاربران رسانه است که درون یک چارچوب فرهنگی گسترده تر عمل می کند. فهم چنین کدهایی بخشی از آن چیزی است که به معنای عضو یک فرهنگ بودن است. هر نظامی از نشانه ها با یک رسانه مادی حمل می شود که اصول ساختار خاص خودش را دارد. برای نمونه، تلویزیون شامل رمزهای سمعی و بصری هر دو است، که طبق اصول متفاوت سازمان یافته اند. بعضی از رمزها برای یک رسانه خاص منحصر به فرد هستند یا وابستگی وثیقی به آن رسانه دارند. (برای نمونه، “فید به سیاهی” در سینما و تلویزیون)، برخی از این رمزها در تعدادی از رسانه ها مشترک و مشابه هستند و برخی از کردارها (برای نمونه زبان بدن) که وابسته به یک رسانه خاص نیستند، از فرهنگ ناشی شده اند. در رسانه های جمعی، پخش گسترده و پخش محدود نیز خود می توانند نوعی رمز به شمار روند. در پخش گسترده یک رمز میان تعداد زیادی از مخاطبان مشترک است. اما، در پخش محدود، رمزها تنها بین عده محددی از مخاطبان مشترک است. (کوثری، 1387 :42-43)
الگوی اساسی ارتباط در رسانه ها:
نشانه شناسی و سینما
«نشانه شناسی به این دلیل که تولید اجتماعی معنا از طریق نظام های نشانه ای زبان شناختی را مطالعه می کند، بر این نکته تاکید دارد که زبان به عنوان یک محصول فرهنگی، پدیده ای اجتماعی است نه فردی. با توجه به اینکه محصولات اجتماعی و فرهنگی دیگری به جز زبان وجود دارند، نشانه شناسی به ابزار مفیدی تبدیل می شود که به وسیله آن می توان فرایند های تولید معنا در نظام های نشانه ای چون ادبیات، سینما، تلویزیون، تبلیغات و در نهایت فرم های دیگر فرهنگ عامیانه را تحلیل کرد.» (هیوارد،1381 :348). حال سعی داریم از این روش به نشانه شناسی متون انیمیشنی بپردازیم. برای سهولت و سرعت کار و خوانش آسان متناسب با درک و انتظار مخاطبان از یک اثر انیمیشنی و توان سیاست گذاری در این زمینه به سراغ سه دسته اصلی از تقسیم بندی دلالت در نشانه شناسی خواهیم رفت:
سه رده دلالت وجود دارد:
1. دلالت آشکار: رده ساده و نخستین معنا. که اشاره خواهیم کرد به رمزگان فنی اثر انیمیشنی.
2. دلالت ضمنی: دلالت دارد بر همه معناهای تداعی گر و سنجشی . در این رده به رمزگان نمادین خواهیم پرداخت.
3. ایدئولوژی: از یک طرف واکنش های فردی ما متاثر از یا تحت نفوذ فرهنگی است که خود را در بطن آن می یابیم و از یک طرف دیگر آن واکنش دلالت بر تعلق ما به آن فرهنگ دارد. این دینامیک اصلی ترین طریق کار ایدئولوژی است. گفتمانی است که به یک فرهنگ معنا می بخشد. در این سطح نیز به رمزگان ایدئولوژیک اثر انیمیشنی خواهیم پرداخت.
مراحل تحلیل نشانه شناختی:
در این بخش می کوشیم که مفاهیم پیش گفته را با نظمی بهتر برای تحلیل نشانه شناختی انیمیشن به خواننده ارائه کنیم. توجه به این مراحل از آن جهت مهم است که نشانه شناسی چنان به روشی مکانیکی تبدیل شده است که دانشجویان و محققان می کوشند با استخراج سریع نشانه ها و فهم زنجیره های همنشینی و جانشینی به تحلیلی نشانه شناختی بپردازند؛ بدون آن که به بافت ارتباطی که در آن نشانه ها به کار رفته اند، توجه کافی مبذول شود. در این بخش می کوشیم که به صورتی روشمند مراحل نشانه شناسی را بررسی کنیم.
عناصر ساختاری و پارامتری تحلیل:
به طور کلی، در هر گونه تحلیل نشانه شناختی به دو دسته از عناصر باید توجه کرد: 1- عناصر ساختاری 2- عناصر پارامتری. منظور از عناصر ساختاری، همان نشانه ها و عملکرد آن ها در یک متن رسانه ای است. حال آن که منظور از عناصر پارامتری عناصری است که بر فرایند ارتباط از طریق نشانه ها اثر می گذارند. به بیان دیگر، پارامترها، عناصر محیطی ارتباط هستند که ارتباط در درون آن ها صورت می گیرد و بی توجهی به آن ها نشانه شناسی را فاقد دقت و عمق کافی می سازد. از این رو در تحلیل نشانه شناختی کامل یک متن رسانه ای، عناصر ساختاری باید در ارتباط تنگاتنگ با عناصر پارامتری بیان قرار گیرند. عناصر پارامتری فرامتنی بسیار متنوع هستند و از عناصر مرتبط با موقعیت اجتماعی و فرهنگی، ایدئولوژی و نیت تولید یا مصرف متن رسانه ای گرفته تا عناصر محیطی دیگر را در بر می گیرد.
فهرست کنترلی:

مطلب مشابه :  دانلود تحقیق در موردنقش برجسته

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید