رشته حقوق

تحقیق رایگان درمورد مدیریت مشارکتی

دانلود پایان نامه

مردم و گروه‌های اجتماعی، دیگر معنی نمی‌دهد و حکومت‌ها به ناچار ملزم به ایجاد و گسترش رابطه دو سویه و مستقیم با شهروندان و نهادهای مدنی هستند؛ مدیریت امور شهری نیز نمی‌تواند از این امر، مستثنی باشد.
بر اساس مدل سیستمی، در حکمرانی خوب شهری، تصمیم گیری از سوی مدیران شهری به صورت یک جانبه و بدون شناخت و دریافت اطلاعات از جامعه شهری صورت نمی‌گیرد بلکه در گرو مدیریت مشارکتی، درگیر سازی یا مشارکت دادن شهروندان، گروه‌های اجتماعی، اصناف شهری و نهادهای مدنی در تصمیم گیری‌ها است. در واقع مدیران بدون شناخت صحیح از مشکلات و کم و کیف نیازهای خدماتی شهروندان، نمی‌توانند در امر مدیریت سیستمی شهری موفق و کارآمد باشند؛ بنابراین شناخت واقعی حاصل نمی‌شود مگر از طریق مشارکت فراگیر شهروندان و ارتباط نزدیکتر مدیران با مردم و تشکلات مدنی و صنفی شهری.
یکی از فرض‌های اصلی آن است که بر خلاف تصورات رایج- نبایستی گروه‌های ذی‌نفع(مردم و نهادهای مدنی و صنفی) به عنوان مزاحم و کرم روده دولت و مدیریت امور شهری تلقی شوند بلکه بایستی آن‌ها را مکمل برای مدیریت امور شهری تلقی کرد و حکمرانی خوب شهری در گرو ایجاد و گسترش رابطه دو سویه بین مدیران و جامعه مدنی و صنفی و به طور کلی شهروندان است. این رابطه دو سویه، از یک سو باعث تصمیم گیری‌های به هنگام، مطلوب و سنجیده بر مبنای نظرخواهی و شناخت و دریافت اطلاعات از مردم و نهادها و گروه‌های شهری می‌شود و از سوی دیگر، منجر به افزایش مشروعیت مدیران در نتیجه توجه آن‌ها به واکنش و بازخوردهای مردم و در نهایت استمرار حکمرانی خوب شهری می‌شود.
برخی بر این نظرند که اگر چه حکمرانی مطلوب و قوی ممکن است در کوتاه مدت، کارا باشد ولی نبود مشارکت عمومی ممکن است رسیدن به اهداف عمومی در بلند مدت را به خطر اندازد(Hause & Klausen,2011: p257). بر اساس مدل سیستمی، هیچ سیستمی از جمله سیستم مدیریت شهری نمی‌تواند در غیاب حمایت‌های معنوی، مادی و مالیاتی و مانند آن به تقاضاها پاسخ مطلوب دهد، البته حمایت، بدون مبنا صورت نمی‌گیرد مگر اینکه مدیران با گسترش فضاهای مشارکتی و درگیرسازی مدنی شهروندان، تقاضاها و خواسته‌های آنان را از نزدیک و رودررو بشنوند و پاسخ مطلوب دهند. در عصر حاضر، مشارکت‌های نمادین، فرمایشی و غیر واقعی یا تصنعی دیگر نمی‌توانند شهروندان را قانع کنند لذا بایستی بسترهای واقعی و صادقانه برای مشارکت فراگیر و پاسخ به خواسته‌ها و تقاضاهای مردم فراهم شوند.
در «نشست تخصصی سازمان ملل متحد پیرامون اسکان بشری» در استانبول در 1996، از اصطلاح «شهر فراگیر» استفاده شد. شهر فراگیر یکی از غایت‌ها و شاخص‌های مهم و در واقع جوهره حکمرانی خوب شهری تلقی شد. منظور از شهر فراگیر، ایجاد حوزه یا عرصه عمومی منصفانه، عادلانه و برابری طلبانه برای حضور و مشارکت فراگیر همه گروه‌ها، طبقات و اصناف شهری به ویژه فقرا در اظهار نظرها پیرامون مسائل مختلف شهری و امکان تأثیرگذاری برابر آن‌ها بر تصمیمات مدیران شهری بود(UNCHS,2000: p.199) بر این اساس نباید گروه‌ها و اقشار ضعیف و کم درآمد شهری از عرصه نفوذ بر تصمیمات و اظهار نظرها محروم شده و به حاشیه رانده شوند(Sheng,Yapkioe,2010: p.131). هر چند این بحث‌ها تا حد زیادی، جنبه ایده آل دارند ولی طرح این بحث‌ها و لزوم کنش گری فعالانه گروه‌ها و اقشار ضعیف‌تر شهری می‌توانند در آینده نه چندان دور، این آرمان را تا حد قابل توجهی به واقعیت نزدیک سازند. از دید این نشست، حکمرانی خوب شهری مستلزم مشارکت فراگیر و حضور نماینده همه گروه‌ها در فرایند تصمیم گیری‌های شهری و نیز مستلزم پاسخگویی، سلامت و شفافیت در تصمیمات، کنش‌ها و دنبال کردن اهداف مشترک بود.
مشارکت گسترده شهروندان، گروه‌ها و اصناف متعلق به بخش خصوصی و مشارکت بخش عمومی یکی از مهم‌ترین ابزارها برای برنامه ریزی موثر شهری و مدیریت جامع شهری است. در مدیریت عمومی جدید از جمله در مدیریت امور شهری و شهرداری بر جایگزینی روابط افقی بین مدیران و گروه‌ها، نهادهای مدنی، صنفی و انجمن‌ها به جای روابط و مناسبات یک سویه و عمودی پیشین برای تصمیم‌گیری مطلوب تأکید می‌شود(Poppelaars,Ibid: p.6) مدیریت جدید منجر به افزایش اعتماد به نفس شهروندان، گروه‌های شهری، بسیج منابع مادی، معنوی و سیاسی و تصمیم‌گیری سنجیده و مبتنی بر شناخت صحیح مسائل و مشکلات شهروندان می‌شود.
برخی معتقدند: مشارکت در عرصه حکمرانی شهری به دو صورت است. یکی مختص به همکاری بخش خصوصی با شهرداری، بر مبنای کسب سود اقتصادی است و دوم، همکاری بخش مردمی است که بر مبنای نه انتفاع مالی بلکه انگیزه اجتماعی و فرهنگی صورت می‌گیرد و اعضای این بخش در سازمان‌های غیر دولتی سازمان‌های داوطلبانه خصوصی و سازمان‌های مبتنی بر جامعه محلی متشکل شده‌اند و هدف این بخش همیاری و خوداتکایی است(لاله پور،1386: 65). دسترسی کافی به اطلاعات همیشه شرط مشارکت است(نجاتی حسینی،1383: 179). همچنین لازم به ذکر است که، امر مشارکت همراه با تحولات سیاسی و اجتماعی سازگار می‌شود و با رویکردها و نگرش‌های هر جامعه، و نیازها و نهادهای آن انطباق دارد. هر چه جامعه سمت و سوی دموکراتیک به خود بگیرد، اهمیت مشارکت و همچنین نقش و جایگاه آن در فرایند تکامل اجتماعی بیشتر آشکار می‌شود. مشارکت فرایندی از خودآموزی اجتماعی و مدنی است، زیرا فعالیت برای مشارکت، مستلزم تغییر حالت ذهنی و روانی در تمامی سطوح اجتماعی است. این تغییر موجب برقراری مناسبات اجتماعی و انسانی جدید می‌شود. خودگردانی، تجسم دموکراسی مشارکتی است(ارجمندنیا،1380: 29).
در حکمرانی خوب شهری، مشارکت عمومی شهروندان و گروه‌های ذی‌نفع در مسائل شهری به روش‌های ذیل انجام می‌شوند:
– اظهار نظر صریح و مستقیم و بیان مطالبات توسط شهروندان و گروه‌ها ذی‌نفع در همایش‌ها و کنفرانس‌هایی که توسط شهرداری یا شورای شهر برگزار می‌شود.

– مشارکت و تأثیر گذاری غیر مستقیم شهروندان از طریق گروه‌ها و تشکلات مدنی و صنفی
– مشارکت و تأثیرگذاری مستقیم شهروندان بر تصمیمات شهری از طریق رسانه‌ها و مطبوعات
– مشارکت مستقیم شهروندان از طریق فضای سایبری و الکترونیکی
– مشارکت مستقیم شهروندان از طریق تماس تلفنی یا تماس‌های مستقیم و رودررو برای بیان مشکلات و خواسته‌ها و مانند آن(سردارنیا،درآمدی بر جامعه شناسی…پیشین: 159).
به هر حال برای مشارکت شهروندان و گروه‌های ذی‌نفع بایستی بسترهای لازم برای تحقق آن فراهم باشد از جمله این بسترها عبارتنداز؛
– اطلاع رسانی در عمق مشارکت نهفته است و تقسیم عادلانه آن تا حدودی معادل با سهیم شدن در قدرت است.
– کارایی و اثر بخشی مشارکت به سطح آموزش، و صلاحیت کسانی که در این گفت و گو شراکت دارند. و همچنین به حجم و کیفیت اطلاعات ارائه شده، و به زمانی که به بررسی هر موضوع خاص آن اختصاص می‌یابد، بستگی دارد.
– مشارکت مستلزم تجدید مناسبات اجتماعی است.
– وجود راهبردهای لازم برای مشارکت شهروندان در روند تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری شهری.
– وجود انجمن‌ها و سازمان‌های غیردولتی در زمینه مسائل شهری.

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

– آگاهی شهروندان از حقوق و وظایف خود؛ به مفهوم دیگر، آگاهی شهروندان از جایگاه خود در رشد و توسعه شهری.
آگاهی شهروندان که محور اساسی مشارکت است در ایران آن طوری که باید و شاید هنوز وجود ندارد. مشارکت نیازمند بستری قانونمند، آگاه و مشارکت طلب است(ارجمندنیا،پیشین: 31).
7. آموزش و تقویت نیروهای انسانی متخصص و متعهد مورد نیاز شهرداری و شورای شهر
یکی از شاخص‌های مهم حکمرانی خوب شهری، برخورداری مجموعه شهرداری و شورای شهر از کارمندان و مدیران متخصص و متعهد برای راهبری و مدیریت مطلوب شهری و ارائه خدمات بهینه به شهروندان است. در مدیریت مطلوب سیستم شهری، مدیران رده بالا از جسارت و اقتدار بالا برای کادر سازی قوی از مدیران شایسته، کاردان و متعهد در رده‌های میانی و پایین برخوردارند، در جهت عکس، در حکمرانی ضعیف شهری، مدیران رده بالای شهرداری و اعضای شوراهای شهری تمایلی به کادر سازی قوی از مدیران شایسته و قوی در رده‌های میانی و پایینی ندارند، لذا مقتدر بودن مدیران رده بالا نباید به معنی دیکتاتوری و خودسر بودن آن‌ها تلقی شود. پیچیده‌تر شدن جوامع در جهان امروز و گسترش آگاهی‌های سیاسی و اجتماعی شهروندان به حقوق شهروندی خویش از عوامل مهمی هستند که حضور مدیران مقتدر و شایسته و کادر سازی قوی به منظور جلب رضایت شهروندان و برآورده کردن تقاضاهای فزاینده و روزآمد آن‌ها را بیش از گذشته ضروری ساخته‌اند.
اعضای شورای شهر و شهرداران در حکم مغزها و گردانندگان راهبردی و اصلی سیستم مدیریت و خدمات رسانی شهری هستند و حفظ سیستم شهری و استمرار خدمات رسانی در بهترین شکل ممکن در درجه نخست به سطح بالایی از کادر سازی از نیروی انسانی متخصص و مدیران شایسته میانی و پایینی از سوی مدیران رده بالا وابسته است. پاسخگویی و مسئولیت پذیری سیستم شهرداری حاصل نمی‌شود مگر آنکه کادر سازی قوی صورت گیرد.
با عنایت به نظریه سیستم‌ها برای مدیریت مطلوب شهری می‌بایستی اعضای شورای شهر و شهرداران بر همه روندها و اجزای سیستم نظارت و احاطه کاملی داشته باشند که عبارتنداز: ورودی‌ها یا تقاضاها، کنش‌گران در سطح ورودی، فرایند پردازش تقاضاها به تصمیم سازی بهینه، نحوه اجرای تصمیمات توسط مدیران میانی و پایینی، بازتاب و بازخورد یا واکنش شهروندان به خروجی‌ها یعنی خدمات و تصمیمات شهرداری‌ها و شورای شهر، سطح رضایت عمومی نسبت به مدیران و خدمات گوناگون، ارتباطات درون سازمانی و برون سازمانی و مانند آن. تصمیم سازی بهینه و مطلوب توسط شورای شهر و شهرداران منوط به نظارت، هوشیاری و حساسیت آن‌ها نسبت به کل سیستم و اجزا آن و شناخت کافی آن‌ها نسبت به کم و کیف تقاضاهای شهروندان است.

شوراهای شهر در هدایت سیستم شهرداری و تحقق حکمرانی خوب شهری می‌توانند نقش به سزایی داشته باشند، این امر، منوط به آن است که شهروندان، کاندیداهای شایسته‌تر، مقتدر و کاردان را در انتخابات برای شوراهای شهری انتخاب کنند. شوراهای شهر با انجام کارویژه‌هایی مانند انتخاب شهرداران کارکشته، کاردان و مقتدر، مشاوره و راهبرد دهی قوی به شهرداران و نظارت کامل بر آن‌ها می‌توانند در تحقق مدیریت مطلوب شهری و خدمات رسانی، بسیار تأثیر گذار باشند(سردارنیا،شاخص‌های حکمرانی خوب در چارچوب…پیشین: 153- 151).
استفاده از نیروهای آموزش دیده در شهرداری و شوراهای شهر به عنوان بازوان فکری- مشورتی و استمرار انسجام بین آن‌ها و شهرداران و جلب نظر مشورتی و اصلاحی آن‌ها برای اصلاحات نهادی و عملکردی در حکمرانی شهری و مدیریت شهری بسیار ضروری است(Hause & Klausen,2011: p.258). با استفاده از تعبیرهای هابرماس، اصلاح نهادی و عملکردی در مدیریت شهری یا حکمرانی خوب شهری باید به عنوان هدف عام و مشترک تلقی شود که در نتیجه گفتگو و مشورت عام بین مدیران، رهبران و کادر قوی نیروی انسانی و اقدام مشترک آن‌ها برای تحقق این هدف حاصل می‌شود. در «نشست دوره‌ای سازمان ملل متحد برای اسکان بشری» در 1996(در استانبول) تأکید شد که توانمند سازی رهبران در حکومت‌های شهری و اعمال اقتدار عمومی در همه سطوح موجب تضمین شفافیت، پاسخگویی، عدالت و حکمرانی کارآمد شهری در شهرداری‌های بزرگ و کوچک می‌شود(UNCHS,2000: p.198).
8. کارایی و اثربخشی مدیران شهری در انجام وظایف محول شده
این اصل از اصول حکمرانی خوب شهری است که تضمین کننده اعطای خدمات به عموم شهروندان با مصرف بهینه دنبال می‌کند. کیفیت تهیه و تدارک خدمات عمومی، چگونگی نظام اداری، میزان استقلال خدمات عمومی از فشارهای سیاسی، قابلیت، صلاحیت و شایستگی کارگزاران نظام شهری در سیاست گذاری، قانونگذاری و تصمیمات مدیریتی در ارتباط با حاکمیت قانون، پاسخگویی، شفافیت و امثال این‌ها اشاره دارد(کریمی و پارسا،1391: 254-253).
حکمرانی خوب به شهری به این مفهوم است که فرایندها و نهادها منجر به نتایجی می‌شود که نیازهای جامعه را تأمین می‌کنند و در عین حال بهترین بهره برداری از منابع بشود. کارایی شورای شهر و شهرداری‌ها مستلزم وجود کاهش بروکراسی اداری، کارآمد سازی سیستم اداری آن در شهرداری‌ها است. جنین دستگاهی پاسخگوی نیازهای شهروندان، تقویت کننده عدالت اجتماعی و متضمن دست‌یابی تمامی شهروندان به خدماتی که شهرداری‌ها ارائه می‌دهند خواهد شد. برای محاسبه مؤلفه‌ای کارایی و اثربخشی دولت گروهی از مؤلفه‌های مرتبط از قبیل کیفیت خدمات عمومی، چگونگی بروکراسی و تشریفات اداری کارمندان، عدم وابستگی خدمات اجتماعی به فشارهای سیاسی و میزان تعهد دولت به اجرای سیاست‌ها(سامتی و دیگران،1390: 194)، میزان کارایی قوانین و مصوبات شورای شهر و شهرداری‌ها با توجه به مقتضیات زمان و مکان، میزان در دسترس بودن خدمات شهری و بالاخره میزان رضایت شهروندان از خدمات ارائه شده توسط مدیران شهری در نظر گرفته می‌شود. برخی بر این عقیده هستند که، حکمرانی شهری زمانی می‌تواند کارا و اثربخش باشد که؛ با نهادسازی مناسب، حفظ و تأمین حقوق شهروندان در دسترسی مساوی به خدمات عمومی، ایجاد راهبرد مناسب و کارا برای جلوگیری از رانت خوری و سودجویی برخی از افراد سودجو در عرصه شهری، همچنین به روز کردن قوانین شهری و در نظر گرفتن نیازهای شهروندان در تصمیمات اتخاذ شده توسط مدیران شهری.
برخی از مؤلفه‌های کارآمدی حکمرانی شهری عبارتنداز:
– رضایتمندی شهروندان از ارائه خدمات توسط مدیران شهری.
– برگزاری دوره‌های آموزشی برای ارتقای صلاحیت مدیران شهری.
– تنوع و توسعه دامنه خدمات شهری.
– وجود استانداردها و رعایت آن توسط دست اندر کاران شهری در ارائه خدمات شهری.
– استفاده از فناوری‌های نوین در ارائه خدمات به شهروندان.
در ضمن لازم به ذکر است، کارایی زمانی کاهش می‌یابد یا تهدید می‌شود که دوباره‌کاری‌های مکرر و غیر ضروری در عرصه فعالیت‌های خدمت رسانی روی می‌دهد. همچنین، اثر بخشی هنگامی کاهش می‌یابد که مرزهای شهرداری، قلمرو فعالیت و عملیات خدمات رسانی عمومی( مانند آتش نشانی) را تحت تأثیر قرار می‌دهد و یا زمانی که مکانیزمی برای هماهنگی خدمات رسانی و برنامه ریزی بر پایه و گسترده یک منطقه یا ناحیه وجود ندارد(آخوندی و دیگران،1386: 8).
9.مدیریت مشارکتی با فرصت سازی برای مشارکت و نظرخواهی از شهروندان به شکل حضوری و اینترنتی
10. مدیریت مشارکتی با فرصت سازی برابر برای تبادل نظر با اصناف و گروه‌های ذی‌نفع شهری
امروزه با هدف چاره‌جویی برای حل و فصل مسائل و مشکلات عدیده ی شهری، رویکرد عدم تمرکز در سازماندهی مورد توجه قرار گرفته است. در این رویکرد، ابتدا از مفهوم حکمرانی خوب شهری به معنی مشارکت هم‌زمان و همراه شهروندان، نهادهای دولتی و غیردولتی به عنوان بازیگران جدید توسعه شهری یاد می‌شود. در نگرش جدید به مدیریت شهری، ایجاد سازمان‌های محلی افقی و فرابخشی به منظور تحقق اهداف جامعه مدنی و تقسیم وظایف بین حکومت مرکزی و صلاحیت دار کردن شهروندان از اصول اساسی می‌شوند(کریمی و پارسا،پیشین: 263). حکمرانی خوب شهری در پی آن است که، از طریق تعامل دو سویه حکمرانان و شهروندان به ایجاد فرآیند تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری کمک کند. به عبارت دیگر جابه‌جایی اصطلاح حکمرانی با حکمرانی شهری بدین معنی که مدیریت شهری تنها وظیفه نهادهای عمومی نیست بلکه تعامل دوسویه و ایجاد فرصت‌های مناسب برای مشارکت بهتر شهروندان نیز شامل می‌شود(Hause & Klausen,2011: p.256).
11. بسترسازی لازم برای اطلاع رسانی و کسب اطلاعات
لازمه بسترسازی لازم برای اطلاع رسانی مواردی مانند وجود یک رسانه مستقل زنده که اساساً برای ارتقای شفافیت از طریق چاپ و انتشار نقطه نظرات، موضوع‌ها و افکار عمومی و همچنین ارتقای پاسخگویی با افشای موارد فساد، نبود

مطلب مشابه :  ناخودآگاه
برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید

دیدگاهتان را بنویسید