رشته حقوق

تحقیق رایگان درمورد حکمرانی مطلوب

دانلود پایان نامه

اعتباری‌اند و فاقد ارزش هستند. نکته دیگر اینکه قانونمندی، آباد کردن شهرها و تأمین امنیت، رفاه عمومی و گسترش معنویات از جمله اهداف حکمرانی خوب اسلامی است. با تأمل در تاریخ اسلام متوجه می‌شویم که اغلب نکات فوق در همان دوره حکومت کوتاه امیرالمؤمنین(ع) تا حد زیادی محقق شده است. بنابراین، حکمرانی و هدف حکمرانی مطلوب همان همکاری عمومی، توسعه پایدار انسانی و به حداکثر رساندن رضایت و اعتماد شهروندان و همچنین رفع نیازهای اساسی آن‌ها و حمایت از حقوق و آزادی‌های عمومی دانست(Kaufman,2003: p.4).
1. تعامل و حقوق متقابل حکومت و مردم در حکمرانی مطلوب شهری اسلامی
در اندیشه امیرالمؤمنین(ع) تاکید زیادی بر کیفیت رابطه حکومت با شهروندان شده است، ایشان جوهری‌تر مفهوم دموکراسی‌های امروزی را مورد غفلت قرار نمی‌دهد و بر این مفهوم حتی به مراتب بیشتر از دموکراسی‌های سکولار و البته در ذیل و چارچوب حاکمیت الهی تاکید می‌کند و حکمرانان را به رعایت حقوق مردم و به زبان امروزی، حقوق شهروندی توصیه و ملزم می‌سازد؛ نکته شایان ذکر آن که امیر (ع) بر ورای تقسیم بندی‌های امروزی از جامعه به شکل اقتدارگرا و دموکراتیک، در بستر جامعه توحیدی و به صورت فرازمانی و مکانی بر رعایت حقوق مردم و عدالت و مفاهیم مرتبط دیگر با حکمرانی خوب تاکید می‌کند و 25 سال سکوت می‌کند تا فرصت برای تحقق حکمرانی مطلوب اسلامی و توحیدی و البته با پذیرش مردمی برای اجرایی شدن و نه ثبوت این حکومت فرا رسد.
در ارتباط با حقوق مردم به یکی از کارگزاران خود چنین می‌فرمایند:«دوست داشتنی‌ترین چیزها در نزد تو در حق، میانه‌ترین و در عدل فراگیرترین و در جلب رضایتمندی مردم گسترده‌ترین باشد که همانا خشم عمومی مردم، رضایتمندی خواص (نزدیکان) را از بین می‌برد اما خشم خواص را رضایتمندی همگان بی اثر می‌کند. خواص جامعه همواره بار سنگینی را بر حکومت تحمیل می‌کنند. زیرا در روزگار سختی یاری‌شان کمتر و در اجرای عدالت از همه ناراضی‌تر و در خواسته‌هایشان پافشارتر و در عطا و بخشش‌ها کم سپاس‌تر و به هنگام منع خواسته‌ها دیر عذرپذیرتر و در برابر مشکلات کم استقامت‌تر می‌باشند. در صورتی که ستون‌های استوار دین و اجتماعات پرشور مسلمین و نیروهای ذخیره دفاعی عموم مردم می‌باشند. پس به آن‌ها گرایش داشته باش و اشتیاق تو با آنان باشد.»(دشتی،پیشین: 405).
در این فرمایش بسیار زیبای حضرت امیر (ع) مفهوم محوری مردم و مردم داری را به عنوان پیش شرط مهم مشروعیت و رضایت عمومی از حکومت در بستر و جهان بینی الهی و اسلامی تصریح می‌کند و فلسفه حکومت و حکمرانی شهری را در درجه نخست برای اهداف والایی مانند رعایت حقوق مردم و عدالت می‌داند و نگاه وی به این دو مقوله و سایر مقوله‌ها کاملاً در چارچوب الهی، فراگیر، عادلانه، اخلاقی و بدون تبعیض و نگاه‌های سودمحورانه و تنگ‌نظرانه فردی و گروهی یا طبقاتی امروزی است.
حضرت امیر (ع) در نهج‌البلاغه به صورت پیشینی و پیش دستانه و در چارچوب جهان بینی اسلامی، بحث‌های امروزی پیرامون حکمرانی خوب بر مبنای لزوم تعامل حکومت و مردم و گروه‌ها، مسئولیت پذیری و حقوق متقابل مردم و حکومت و لزوم استفاده و مشاوره حکومت با مردم و عقلا و اقشار گوناگون جامعه برای مدیریت و اجرایی شدن حکومت در جامعه اسلامی را مورد تاکید قرار می‌دهد. امیرالمؤمنین(ع) در باب حقوق متقابل حکومت و مردم می‌فرمایند:
ای مردم! مرا بر شما و شما را بر من حقی است اما حق شما بر من آن است که از خیر خواهی شما دریغ نورزم و بیت‌المال شما را در راه شما صرف کنم، و شما را تعلیم دهم تا از جهل و نادانی نجات یابید و تربیتتان کنم، تا فرا گیرید و اما حق من بر شما این است که در بیعت خویش با من وفادار باشید و در آشکارا و نهان‌خیرخواهی را از دست ندهید. هر وقت شما را بخوانم اجابت نمایید و هر گاه فرمان دادم‌ اطاعت کنید(همان، 61).
امیرالمؤمنین(ع) در این فرمایش خود به چهار حق اساسی و کلیدی(حق مردم بر حاکم) تصریح می‌کند که عبارتنداز: 1. خیرخواهی حاکم نسبت به مردم 2. تنظیم مسایل اقتصادی 3. تعلیم و آموزش عمومی 4. تربیت و پرورش مردم که دو مورد اخیر، امروزه به عنوان پیش شرط مهم برای استمرار مردم سالاری و حکمرانی مطلوب تلقی می‌شوند.
این چهار حق می‌تواند زیر بنای تمام حقوق مردم قرار بگیرند و رعایت این حقوق از سوی حاکم تضمین کننده‌ی رشد و پیشرفت ملت و جامعه، شکوفایی مسایل اقتصادی و علمی و پایبندی به اصول اسلامی و انسانی خواهد بود.
2. قانون گرایی، حق محوری و ظلم ستیزی
امیرالمؤمنین(ع) بر لزوم حکومت و قانونمندی در بستر یک جامعه توحیدی و دینی تاکید می‌کند و پیش‌تر گفته شد که وجود حکومت جائر را بر نبود حکومت و نبود قانون ترجیح می‌دهد. بدون تردید، ایشان قانون و محتوای آن در شکل سکولار را نمی‌پذیرد و لذا در یک جامعه دینی نباید تصمیمات و قوانین با اسلام و قرآن کریم ناسازگار باشند. ایشان معتقدند که غایت دینی حکومت می‌طلبد که قوانین و حقوق برای شهروندان و دولت بایستی به نحوی باشد که زمینه تحقق احکام الهی را در شهر بگسترد و با رعایت این حقوق، نه حکمی تعطیل گردد و نه فسادی در دین پدید آید و نه سنتی از سنت‌های الهی بر زمین بماند(سروش،1380: 52). البته با کمی تأمل متوجه می‌شویم که در نهج‌البلاغه، تعارض بین سنت و قانون در بستر حکمرانی خوب شهری اسلامی وجود ندارد، از یک سو، محتوای قانون نمی‌تواند در تعارض با کتاب خدا و سنت پیامبر(ص) باشد و از دگر سو، کسب رضایت عامه مردم ایجاب می‌کند که قانون با توجه به خردورزی، مشورت، عدالت و انصاف وضع شود؛ مضافاً اینکه قرآن و سنت پیامبر(ص) و نهج‌البلاغه سرشار از توصیه و تاکید به حکمرانان و مردم برای عدالت ورزی، تأمین امنیت، مبارزه با فساد و قانونمندی و مانند آن است(سردارنیا،1392: 33).
در اجرای قانون به عنوان شاخصه و جوهره مهم حکمرانی خوب شهری و آرمانی اسلامی بر برابری همه در مقابل قانون و عدم نقض آن تاکید و تصریح داشت، برخورد قاطعانه وی با برادرشان(عقیل) که سهم بیشتری از بیت‌المال می‌خواستند، بیان کننده جدیت ایشان در پایبندی به قوانین الهی بود. در همین ارتباط خطاب به مالک اشتر می‌فرمایند: «همیشه حق را گرچه بر نزدیک و دور باشد اجرا کن و اعمال خود را به حساب خداوند بگذار، گرچه اجرای حق به تو زیان برساند و همیشه به عاقبت حق بیندیش.»(لنکرانی،1373: 187).

حضرت همگان را به رعایت حقوق مردم دعوت می‌نمود و مخصوصاً کارگزاران خویش را، چنان که به مالک اشتر می‌فرماید: «باید محبوب‌ترین امور نزد تو میانه‌ترین آنان در حق باشد.»(دشتی،پیشین: 405). در خطبه متقین یکی از اوصاف انسان پرهیزکار را چنین می‌نماید که: «به باطل نمی‌گرایند و از حق خارج نمی‌شوند.»(همان، 289). در کلام دیگری بر انسانِ یاریگر حق، رحمت می‌فرستد: « خدا رحمت کند کسی را که حقی را دید پس بر آن یاری کرد یا جوری را دید پس آن را رد کرد و یاریگر حق بود برای صاحبش.»(همان،305).
امیرالمؤمنین(ع) قانون و حق مداری را ملازم یکدیگر می‌دانند و معتقدند که مصلحت گرایی ممکن است باعث انحراف از عدالت و دین شود؛ ایشان در خطبه 215 چنین می‌فرمایند: «به خدا سوگند، اگر هفت اقلیم را با آنچه در زیر اسمان ها است به من دهند تا خدا را نافرمانی کنم در این که پوست جویی را از موریانه‌ای به ناروا بگیرم، هرگز چنین نخواهم کرد.»(ماندگاری،1381: 63).
3. عدالت ورزی و عدالت گرایی کارگزاران شهری
عدالت از جمله موضوعاتی است که از دیرباز از دغدغه‌های بشر، اندیشمندان و ادیان الهی بوده است. پس از حاکمیت قانون، عدالت واژه یا مفهوم بسیار مهم و در واقع، جوهره دیگر حکمرانی خوب شهری محسوب می‌شود؛ عدالت عامل قوام بخش و مشروعیت بخش به حکمرانی و حکومت شهری، عامل مهم در استمرار همبستگی بین جامعه و حکومت و نیز در سطح جامعه و نیز عامل مهم برای کارآفرینی و تلاش همه اجزای جامعه برای توسعه پایدار است. عدالت به معنی دادن حق به صاحبان حق، ایجاد فرصت‌های برابر برای همه مردم، شهروندان و گروه‌های تشکیل دهنده جامعه و توزیع عادلانه منابع در همه سطوح در جامعه با پشتوانه‌های جدی قانونی و ضمانت اجرایی قوی و مستمر است. بدون عدالت و قانونمندی، به هیچ وجه نمی‌توان سلامت حکومت و حکمرانی را تایید کرد و حکومت با بحران مشروعیت و انواع نارضایتی‌ها، شورش‌ها و در نهایت انقلاب مواجه خواهد شد و حکمرانی خوب محلی از اعراب نخواهد داشت؛ به عبارت دیگر، قانون مندی و عدالت دو ستون بسیار مهم برای خیمه نظام سیاسی و جامعه مهم‌ترین عناصر و شاخص‌های حکمرانی خوب هستند.
عدالت و حق محوری یا ظلم ستیزی در واقع دو تا از مهم‌ترین عنصر افتخار بخش حکومت علوی و شاخصه بسیار مهم علی (ع) چه در ساحت نظری به ویژه در نهج‌البلاغه و چه در ساحت عملی آن حضرت و امامان معصوم (ع) بوده است؛ همین ویژگی منحصر به فرد در علی (ع) است که ایشان را تا به امروز شهره همه آفاق و اعصار کرده است و تعداد قابل توجهی از نویسندگان مسیحی از ایشان به بزرگی تمام یاد کرده‌اند.
امیرالمؤمنین(ع)، عدالت را الفبای اصلاح در جامعه به اعم و جامعه شهری به طور خاص می‌دانند زیرا ضعف‌ها، بی نظمی‌ها، ناکارآمدی‌ها همه، ناشی از خروج امور از موضع و مکان خود می‌داند. ایشان معتقدند: عدالت هر چیزی را در جای خود می‌نهد، باعث تعادل در جامعه بین اقشار گوناگون می‌شود و همچنین عدالت تدبیر عمومی مردم است.(دشتی،پیشین: 527) در نگرش ایشان، یکی از جنبه‌های مهم عدالت، جبران ظلم و بی عدالتی اعمال شده بر افراد و تعیین موقعیت اشخاص براساس تلاش و کوشش آن‌ها می‌باشد در این راستا می‌فرمایند: « تلاش و رنج هر یک از آن‌ها را شناسایی کن و هرگز تلاش و زحمات کسی را به حساب دیگری مگذار.»(همان، 411).

امیرالمؤمنین(ع) در نامه‌ای به مالک می‌فرمایند: «بهترین چیزی که کارگزاران را شادمان می‌کند اجرای عدالت و برپایی آن در شهرها و آشکار ساختن دوستی مردم است و دوستی مردم آشکار نمی‌شود مگر موقعی که دل‌هایشان از کینه و خشم خالی شود و دلسوز نمی‌مانند مگر وقتی که زمامداران خویش را برای کارهای خود نگاه دارند و ادامه حکومت آنان را سنگین نشمارند و نخواهند که هر چه زودتر این حکومت تمام شود. بنابراین آرزوهای مردم را برآورده کن و آن‌ها را به خوبی یاد کن و تلاش و همت اشخاصی که مورد امتحان قرار گرفته‌اند و سختی‌هایی را متحمل شده‌اند، یادآوری نما، زیرا که یادآوری کارهای نیک نیکوکاران، انسان شجاع را تهییج می‌کند و به تلاش وادار می‌نماید(همان،409).
4. پاسخگویی و مسئولیت پذیری در مقابل شهروندان
پاسخگویی یک امر حیاتی برای حکمرانی خوب شهری است، البته پاسخگویی بدون وجود شفافیت و قانونمندی قابل اجرا نیست. پاسخگویی و مسئولیت پذیری حکومت در مقابل مردم و نیز مسئولیت پذیری مردم در مقابل حکومت و جامعه، عنصر مهم در ایجاد و رابطه دوسویه و همکاری جویی و عدم شکاف بین حکومت و جامعه است که پیش‌تر گفته شد امروزه به دلیل پیچیده شدن جوامع و گسترش نیازها، این دوسویگی و تعامل برای ایجاد و استمرار حکمرانی ضروری است.
در اندیشه حکومتی حضرت امیر(ع) به شکل فرازمانی و فرامکانی و بدون لحاظ سطح توسعه یا مدرن و سنتی بودن جامعه، پاسخگویی به مثابه ضرورت و یک شاخص جاویدان و همیشگی برای ایجاد و استمرار حکمرانی مطلوب است، به گونه‌ای که نبود آن را منشأ تباهی حکومت می‌داند. پاسخگویی در نهج‌البلاغه به دو صورت بیان می‌شود: نخست، پاسخگویی کارگزاران در برابر خداوند؛ دوم پاسخگویی به مردم. به این معنی که مسئولین علاوه بر پاسخگویی به مردم در روز رستاخیز بایستی در برابر خداوند پاسخگوی عملکرد خود باشند.

مطلب مشابه :  سیاستگذاری عمومی

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

امیرالمؤمنین(ع) می‌فرمایند: « هرگز گمان مبرید که مطلب و سخن حقی(انتقاد کردن از ایشان) که به من می‌گویید به رایم سنگین باشد و از آن ناراحت شوم و گمان مدارید که من در فکر بزرگ جلوه دادن خویشم؛ زیرا کسی که شنیدن و عرضه حق و عدالت بر او دشوار باشد، عمل به آن برایش دشوارتر خواهد بود. بنابراین از گفتن حق و یا مشورت به عدل با من، خودداری مکنید؛ زیرا من شخصاً خویش را مافوق آن که اشتباه کنم نمی‌دانم و از آن در کارهایم ایمن نیستم، مگر اینکه خداوند مرا حفظ کند.»(همان،317). خداوند متعال، در قرآن کریم، مافوق سؤال بودن را از صفات اختصاصی خویش برشمرده و فرموده است: «لایسئل عما یفعل و هُم یسئلون خداوند از آنچه که می‌کند مورد سؤال واقع نمی‌شود و آنان مورد سؤال واقع می‌شوند.»(سوره انبیاء آیه23). بر این اساس هر فرد و یا نظام حکومتی که خود را پاسخگو نداند، پای خویش را از مرز بندگی فراتر نهاده و به نحوی ادعای الوهیت کرده است.
در نگرش امیرالمؤمنین(ع)، آگاهی از امور کشور حق مردم است و تنویر افکار عمومی و پاسخ به پرسش‌ها و شبهات مردم وظیفه حاکم شمرده می‌شود. حکومت‌ها همیشه در معرض انواع شایعات و اتهامات قرار دارند، این آفت در حکومت‌های دینی به تهدید اصل حکومت و خدشه وارد ساختن به قداست دین می انجامد. لذا، آگاه ساختن مردم می‌تواند کمک بزرگی به از میان بردن این خطر ایفا کند. حضرت امیر(ع) در همین راستا به مالک اشتر می‌فرمایند: «هرگاه مردم تصور کردند که تو از راه حق منحرف شده و ظلمی به آنان روا کرده‌ای، آشکارا با آنان سخن بگو، عذر خویش را درباره‌ی آنچه که باعث بدبینی شده با آنان در میان گذار و با آشکار شدن در میان مردم، آنان را از بدگمانی برهان.»(دشتی،پیشین: 417).
همچنین امیرالمؤمنین(ع) حق پرسش از حکومت و کارگزاران را برای مردم به رسمیت می‌شناسد و در همین راستا در بخشی از نامه خود به مالک می‌فرمایند: «… برای کسانی که به تو نیاز دارند ، زمانی معین کن که در آن فارغ از هر کاری به آنان بپردازی. برای دیدار با ایشان به مجلس عام بنشین، مجلسی که همگان در آن حاضر توانند شد …در برابرشان فروتنی نمایی و بفرمای تا سپاهیان و یاران و نگهبانان و پاسبانان به یک سو شوند ، تا سخنگویشان بی‌هراس و بی‌لکنت زبان سخن خویش بگوید. که من از رسول الله (ص) بارها شنیدم که می‌گفت: پاک و آراسته نیست امتی که در آن امت، زیردست نتواند بدون لکنت زبان حق خود را از قوی دست بستاند. پس تحمل نمای، درشت‌گویی یا عجز آن‌ها را در سخن گفتن. و تنگ حوصلگی و خودپسندی را از خود دور ساز تا خداوند درهای رحمتش را به روی تو بگشاید و ثواب طاعتش را به تو عنایت فرماید. اگر چیزی می‌بخشی، چنان بخش که گویی تو را گوارا افتاده است و اگر منع می‌کنی، باید که منع تو با مهربانی و پوزش خواهی همراه بود.»(همان،415).
5. مبارزه و اقدام قاطعانه و مستمر علیه فساد
عدم سوء استفاده از قدرت عمومی و مبارزه قاطع با تمامی ظواهر فساد از مؤلفه‌های حکمرانی خوب شهری شمرده می‌شود. فساد یعنی سوء استفاده از قدرت عمومی یا حکومت در جهت منافع فردی، گروهی یا طبقاتی است و می‌تواند مصادیق مختلفی از جمله فساد اداری، استخدامی، اقتصادی، سیاسی و مانند این‌ها در برگیرد. فساد ستیزی و اهتمام بسیار جدی به حفظ بیت‌المال و اموال عمومی چه در ساحت نظر و بیان و چه در ساحت عمل، یکی دیگر از ویژگی‌های بسیار شاخص علی (ع) است که او را شهره همه آفاق و اعصار کرده است. فساد باعث تخریب حکومت، بی اعتمادی سیاسی و بحران مشروعیت، شکاف و جدایی مردم و جامعه از دولت و ضعف و بی انسجامی یا واگرایی شدید در جامعه می‌شود.
امیرالمؤمنین(ع) معتقدند که وقتی منابع جامعه در اختیار کارگزاران قرار می‌گیرد، این خطر وجود دارد که آنان برای استفاده‌های شخصی، گروهی و غیر مشروع از منابع عمومی وسوسه شوند(کردبچه و دیگران،1391: 753). ایشان در بسیاری از خطبه‌ها و نامه‌هایشان خطاب به حاکمان بر مسئله مقابله با فساد و عدم سوء استفاده از اموال عمومی و برخورد قاطع با افراد فاسد بسیار تاکید می‌نمایند.: « نبایستی در آنچه متعلق به مردم است

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید

دیدگاهتان را بنویسید