رشته حقوق

تحقیق رایگان با موضوع مسئولیت اجتماعی

دانلود پایان نامه

عالی برخوردار نیستند ولی به دلیل هوش هیجانی بالا به این خوشبختی دست یافته اند پژوهشهای متعددی نشان داده که هوش هیجانی می تواند سبب افزایش میزان سلامتی ، رفاه ، ثروت ،‌ موفقیت و عشق و شادی گردد
مولفه های هوش هیجانی :

هر چند هوش هیجانی با هوش شناختی IQ ارتباط دارد ولی از لحاظ مفهوم نظری و عملکرد کاملا با آن تفاوت دارد مولفه های هوش هیجانی به قرار زیر است :
درون فردی : شامل خود شکوفایی به استقلال و خود آگاهی عاطفی
بین فردی : همدلی و مسئولیت اجتماعی
سازگاری : شامل توان حل مسائل و آگاهی به واقعیت
مدیریت استرس : شامل کنترل تکانه ها و تحمل فشارها
خلق و خوی : شامل شادکامی و خوش بینی
عوامل هوش هیجانی
خود آگاهی عاطفی ( هیجانی ) (ES) : میزان آگاهی فرد از احساسات خویش و درک و فهم این احساسات را بررسی می کند
جراتمندی (AS) : ابراز احساسات ، باورها ، افکار و دفاع منطقی و مطلوب از حق و حقوق خویشتن را مورد بررسی قرار می دهد
حرمت نفس (SR): توان خود آگاهی و درک و پذیرش خویش و احترام به خود را بررسی می کند
خود شکوفایی (SA) : توانایی تشخیص استعدادهای ذاتی و استعداد انجام دادن کارهایی را که شخص می تواند و می خواهد و از انجام دادن آنها لذت می برد ، بررسی می کند .
استقلال(IN) : توانایی خود رهبری به خویشتن داری فکری و عملی و رهایی از وابستگی های هیجانی را بررسی می کند
هم حسی (EM): توان آگاهی از احساسات دیگران و درک و تحسین آن احساسات را بررسی می کند
مسئولیت اجتماعی (RE) : توانایی فرد را در معرض خود به عنوان عضوی مفید و سازنده و دارای حس همکاری در گروه اجتماعی خویش را مورد بررسی قرار می دهد .
روابط میان فردی (IR) : توانایی ایجاد و حفظ روابط رضایت بخش متقابل که نزدیکی عاطفی ، صمیمت و داد و ستد مهرآمیز از ویژگیهای آن است ، بررسی می کند
آزمون واقعیت (RT): توانایی ارزیابی رابطه بین تجربه عاطفی و عینیت های موجود را بررسی می کند
10- انعطاف پذیری (FI) : توانایی کنار آمدن با هیجان ها ، افکار و رفتارهای فرد را در شرایط و موقعیت متغیرهای مختلف بررسی می کند
11- حل مسئله (PS) : توانایی تشخیص و تعریف مشکلات و خلق و کارست راه حلهای موثر را مورد مطالعه قرار می دهد
12- تحمل تنش ها (ST) : توان تحمل فرد را در برابر رویدادهای ناخوشایند و شرایط تنش زا و هیجان های شدید بررسی می کند
13- کنترل تکانه ها (IC) : توانایی مقاومت فرد را در برابر تنش ها یا وسوسه و کنترل هیجان های خویش بررسی می کند

پایان نامهاینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

14- خوش بینی (OP) : توانایی توجه به جنبه های روشن تر زندگی و حفظ نگرش مثبت را حتی هنگام وجود احساسات منفی و ناخوشایند مورد بررسی قرار می دهد
15- نشاط (HA) : توانایی احساس رضایت از زندگی ، احساس رضایت از خود و دیگران ، سرزندگی و ابراز احساسات مثبت را بررسی می کند . متاسفانه در نظام فعلی ارزشیابی تحصیلی توجه چندانی به اندازه گیری هوش هیجانی در نتیجه تقویت آن در دانش آموزان نمی شود امید می رود رویکرد به ارزشیابی کیفی و مقیاس های کیفی و استفاده از فنون ارزشیابی توصیفی در تدوین برنامه درسی و ارزشیابی تحصیلی در آموزش و پرورش کشور به تدریج به اهمیت جنبه های غیر شناختی هوش در موفقیت تحصیلی دانش آموزان پی برده شود برای این کارهمانگونه که جلالی توصیه کرده تهیه و تدوین ابزارهای لازم جمعیت سنجش هوش هیجانی به منظور برنامه ریزی و هدایت دانش آموزان برای کسب موفقیت بیشتر لازم است لذا پیشنهاد می شود این امر در دستور کار وزارت آموزش و پرورش قرار گیرد .
سنجش برای هوش هیجانی
با فکر کردن به باهوش ترین افرادی که می شناسید احتمالا چند خصیصیه ی بارزشان را به خاطر می آورید به احتمال زیاد این افراد با کمترین تلاش بالاترین نمره ها را در مدرسه می گرفتند آنها شغل های خوبی دارند ولی در ارتباط با همکارانشان موفق نیستند و یا اینکه دوستان زیادی دارند ولی در روابط جدی و شخصی شان کند عمل می کنند از موفق ترین افراد در زندگی شخصی تان نظاره کنید بی شک دایره ی دوستان این افراد بزرگ و متنوع است ارتباطات شخصی شان قوی زندگی خانوادگی شان مملو از افتخار و کامیابی است آنها نسبت به دیگران حتی نسبت به کسانی که تازه ملاقات می کنند علاقه نشان می دهند آنها رضایت بیشتری از شغل خود دارند ،احترام همسالانشان را بر می انگیزند و به خاطر خوب انجام دادن مسئولیت شغلشان از سرپرست خود امتیاز و ترفیع می گیرند .
این افراد دارای عواطف بدون ریا ، احساسات بدون نخوت و اعتماد به نفس عاری از هر خود نمایی است تفاوت بین این افراد در میزان IQ که یا ضریت هوش و چیزی است که آن را EQ یا هوش هیجانی نامیده می شود هوش هیجانی شیوه ای پذیرفته شده برای ارزیابی موفقیت یک فرد است شیوه ای که امروزه در آمریکا روبه گسترش است .
در اندازه گیری هوش هیجانی بیشتر به توان بالقوه انجام کار توجه می شود تا حاصل کار یعنی بیشتر به فرآیند ها توجه داریم تا پیامدها نتایج پژوهشهای انجام شده در خصوص هوش هیجانی در خارج از کشور نشان داده است که مدارس موفق هستند که به ایجاد رابط مناسب بین دانش آموزان ، دانش آموزان و معلمان و دانش آموزان و سایر اعضای مدرسه کمک می کند . ( حدابی 1381)
این نتایج با یافته های پژوهش دیگری در خصوص فرهنگ مدرسه در داخل کشور مشابهت دارد ( مغنی زادی 1380) دریافته های این پژوهش که در مقاله ای تحت عنوان : « ارتقای فرهنگ مدرسه بنایی برای اصلاح مدرسه در فصلنامه تعلیم و تربیت منتشر شده است بر این نکته تاکید شده است که مدرسه صرفا یک سازمان آموزشی نیست بلکه جامعه ای کوچک است که از طریق فعالیت و مشارکت دانش آموزان خود به عنوان عناصر اصلی بزرگسالان مدرسه سمت و سو و فرهنگ خاص خویش را پیدا می کند و دارای هویت است ( مغنی زاده 1381) با توجه به اهمیت هوش هیجانی و تازگی مطالب طرح شده بخشی از مقاله که در آن تعریف و بررسی پیشینه نظری هوش هیجانی و پیشینه ی مطالعات تجربی هوش غیر شناختی و تعریف مختصری از مولفه های اصلی هوش هیجانی و اجتماعی و عوامل تشکیل دهنده ی آن ارائه شده است ( جلالی 1381)

مطلب مشابه :  رویکرد فرهنگی

جایگاه هیجانات :
در انسان بادامه مغز خوشه ای بادامی شکل از ساختارهای به هم پیوسته ای است که در بالای ساقه مغز نزدیک انتهای حلقه لیمبیک قرار گرفته است در هر یک از دو نیمکره مغز یک بادامه قرار دارد که در طرفین سر جای گرفته اند بادامه مغز انسان در مقایسه با نزدیک ترین بستگان تکاملی آن یعنی نخستین ما تا حدودی بزرگتر است ( گلمن 1383)
هیپوکامت بادامه مغز دو قسمت مهم « مغز بویایی » اولیه بودند که در جریان تکامل موجب پیدایش قشرمخ و سپس قشر تازه مخ گردیدند هنوز هم این ساختارهای لیمبیک اکثر کارهای مربوط به یادگیری و به خاطر سپاری را انجام می دهند تخصص بادامه مغز در مسایل هیجانی است هر گاه بادامه مغز از سایر قسمت های مغز جدا شود بدین می انجامد که فرد به ناتوانی چشمیگیری در سنجش معنای هیجانی وقایع دچار شود که گاهی اوقات به این وضعیت کوری عاطفی می گویند (‌گلمن 1383) افرادی که به این حالت دچار می شود ارزیابی هیجانی و تسلط بر خویش را از دست می دهند بادامه مغز به عنوان مخزن خاطرات هیجانی عمل می کند و از همین رو اهمیت دارد زندگی بدون بادامه مغز زندگی ای عاری از معنای شخصی است فقط عاطفه نیست که به بادامه مغز وابسته است تمام هیجانهای انسان به آن بستگی دارد حیوان هایی که بادامه مغزشان برداشته شده یا پیوندهایش قطع شده است فاقد ترس و خشم هستند میلی به رقابت یا همکاری ندارند و دیگر جایگاهشان را در سلسله مراتب اجتماعی گونه خود را درک نمی کنند در این حیوان ها ، هیجان کم اثر می شود و یا از بین می رود ترشح اشک که نشانه ای هیجانی و مختص بشر است به وسیله بادامه مغز و ساختاری نزدیک آن به نام شکنج کمربندی تحریک می شود .
ما در مغز دو فکر و دو نوع هوش داریم ، هوش عقلانی و هوش هیجانی آنچه را در زندگی انجام می دهیم هر دوی آنها تعیین می کنند فقط هوشبهر مطرح نیست بلکه هوش هیجانی نیز حائز اهمیت است .
در واقع هوش نمی تواند بدون هوش هیجانی به بهترین وضع کار کند علی القاعده این که سیستم لیمبیک و قشر تازه مخ و نیز بادامه مغز و قشر پیش پیشانی مکمل هم می باشند به این معناست که هر کدام از آنها در زندگی فکری ما همکاری کامل دارند وقتی این همکاران به خوبی کنش متقابل داشته باشند هوش هیجانی و نیز قوای عقلانی پدیدار می شود ( گلمن 1383) با آگاهی بر این مطلب باور کهن کشاکش میان منطق و احساسات وارونه می شود این درست نیست که مانند اراسموس بخواهیم هیجان ها را کنار بگذاریم و منطق را جایگزین آن سازیم بلکه می خواهیم تعادلی هشیارانه میان این دو به وجود آوریم . کمال مطلوب باور کهن ، عقلی رها از نفوذ هیجان است اما باور جدید ما را به هماهنگ ساختن عقل و احساس توصیه می کند برای اینکه بتوانیم این مطلب را به خوبی در زندگی خود به کار گیریم باید در ابتدا دقیقاً دریابیم که استفاده از هوش هیجانی به چه معناست ( گلمن 1383)
چگونه حوزه هوش عاطفی شکل گرفت ( چگونه رواج پیدا کرد ) ؟
بحث های فلسفی در مورد رابطه بین تفکر و عاطفه در فرهنگ مغرب زمین به بیش از 2000 سال قبل بر می گردد در این جا ما به فعالیت های روان شناسی از سال 1900 میلادی تا کنون اشاره می نماییم این سالها را می توان به 5 دوره تقسیم کرد :
1- سالهای 1969-1900 دوره ای که در آن مطالعات روان شناختی مربوط به هوش و عاطفه جدا و مستقل از یکدیگر صورت می گرفت .
2- سالهای 1989-1970 دوره ای که طی آن روان شناسان به بررسی چگونگی تاثیر عواطف و تفکر بر یکدیگر می پرداختند
3- سالهای 1993-1990 دوره ای که در آن هوش عاطفی به عنوان یک موضوع مورد مطالعه و تحقیق مطرح گردید
4- سالهای 1997-1994 دوره ای که طی آن مفهوم هوش عاطفی رواج یافت
5- از سال 1998 تاکنون دوران اخیر که دوران انجام مطالعات شفاف سازی در مورد مفهوم هوش عاطفی است
دوره ی اول یعنی سالهای 1969-1900 دوره ای بود که تحقیقات پیرامون هوش و عاطفه در حوزه هایی جداگانه صورت می گرفت در حوزه ی هوش اولین آزمون ها ساخته و توسعه پیدا کردند هوش به عنوان عاملی در نظر گرفته می شد که در برگیرنده ی توانایی انجام صحیح امور و استدلال کردن است در این دوره هم چنین اساس زیست شناختی هوش مورد مطالعه قرار گرفت .
در بررسیهای مربوط به عواطف پژوهشگران درگیر موضوع مرغ و تخم مرغ بوند بدین ترتیب که شخصی که با یک موقعیت استرس آور مواجه می شود ( مثلا دیدن خرس ) ابتدا پاسخ فیزیولوژیکی هیجان از خود نشان می دهد ( مثلا افزایش ضربان قلب ) و سپس احساس هیجان می کند یا ابتدا احساس هیجان در او شکل می گیرد و سپس تغییرات فیزیولوژیکی دراو بروز پیدا می کند مسئله دوم در بررسی عواطف این بود که آیا عواطف مفهومی عام وجهان شمول است یا به وسیله ی عوامل فرهنگی تعیین و تفکیک می شود داروین عقیده داشت که عواطف در بین همه حیوانات و از جمله انسان مشترک است این عقیده در تضاد با فلسفه شک گرایی روان شناسان اجتماعی بود که معتقد بودند عواطف در فرهنگهای مختلف به اشکال مختلف بروز پیدا می کند دومین دوره یعنی سالهای 1989-1970 دوره ای بود که طی آن پیشرفت های چندی در زمینه ی هوش عاطفی صورت گرفت هوش و عاطفه که قبلا حوزه ی جداگانه ای بودند در این دوره در یک حوزه ی جدید به یکدیگر نزدیک شدند و حوزه ی جدیدی را با عنوان شناخت و احساس ( تفکر عاطفه ) تشکیل دادند در این حوزه ی جدیدتر پژوهشگران به دنبال یافتن قوانین مناسبی در این مورد بودند که عواطف به چه چیزی اشاره دارد و چه زمانی بروز می کنند برخی از پژوهشگران نظر داروین مبنی بر این که عواطف در بین افراد یک گونه یکسان است و این که عواطف تظاهرات بیرونی احساسات درونی در مورد روابط می باشند در تایید کردند در این دوره هم چنین تاثیر عاطفی بر تفکر افراد افسرده و افرادی که قبلا به اختلال دو قطبی ( مانیک – دپرسیو ) مبتلا بودند مورد بررسی و آزمایش قرار گرفت پژوهشگرانی که درباره هوش مصنوعی مطالعه می کردند ، علاقمند به دانستن این موضوع شدند که آیا لازم است نظام های ویژه را به شکل برنامه های رایانه ای طراحی کنند تا بتوانند احساسات شخصیت های داستانی را درک نمایند تحقق این امر مستلزم تهیه و تدوین تعدادی از قوانین اساسی عواطف و نیز تعیین مصادیق و معنای آنها بود که در بررسی و مطالعه ی موضوع شناخت و عاطفه مورد توجه قرار گرفته بود این موضوع گرچه کم اهمیت به نظر می رسد اما نیازمند تبادل نظر بین محققان هوش مصنوعی و کسانی بود که در مورد عاطفه و شناخت مطالعه می کردند .
مقیاسهای مبتنی بر روشها و رویکردهای اندازه گیری :
جدا از مدل یا تعریف هوش عاطفی که مقیاسها بر اساس آنها متمایز می شدند دومین عامل عمده ی تفاوت در بین مقیاسها، شیوه ی اندازه گیری شان بود بسیاری از مقیاسهای فوق الذکر شیوه ی خویشتن داوری را مورد استفاده قرار می دادند مثلاً از نظر هوش عاطفی خود را چگونه ارزیابی می کنید شیوه های خویشتن داوری با اندازه گیری حاصل از مقیاسهای درجه بندی مشاهده گر متفاوت می باشد ( مثلا یک مشاهده گر شما را از نظر هوش عاطفی ارزیابی می نماید ) هر دوی این مقیاسها نسبت به آزمون های توانایی که پاسخ دهندگان به آن درست یا غلط پاسخ می دهند ( مثل منظور از حسد چیست ؟ ) چیزهای متفاوتی را اندازه می گیرند اگر شخصی هوش عاطفی را به عنوان مجموعه ای از ناتوانایی خاص و مرتبط با صفات شخصیت در نظر بگیرد در آن صورت شیوه های خویشتن داری موثر است به عنوان مثال مقیاس اسکات و همکارانش ( نقشه ضریب هوش عاطفی ) و نیز پرسشنامه هوش عاطفی تعداد زیادی سئوال مشابهه می پرسند ، مثلا آیا شما با عواطف خود صادق و روراست هستید ؟ آیا توانایی خوبی به حل مساله دارید ؟ و آیا خلق و خوی شما مثبت است چنین مقیاسهایی که همبستگی بسیار بالایی با خلق و خوی خوشایند ( و البته همبستگی منفی و خلق و خوی ناخوشایند ) دارند به طور اساسی احساسی بهزیستی و کامیابی خود ادراک شده ی شخص را اندازه گیری می نماید حقیقت این است که این مقیاسها روی مثبت بودن تاکید داشته و بیشتر این مقیاسها ، همسبتگی بسیار بالایی با ویژگی مثبت ( از نظر عاطفی ) دارند ( 8% r تا 5%= r بسته به مقیاس مورد استفاده ( سیاروچی و همکاران 1384 )
به دلیل اینکه از نظر عاطفی مثبت بودن ، چیزهای خوب زیادی را پیش بینی می نماید بنابر این ممکن است تعداد زیادی از این مقیاسهای جدید نمونه ای از یک چرخه ی ازنو شکل گرفته شده باشد هنوز شواهد کافی در دست نیست تا نشان دهد که پیش بینی های مبتنی بر مقیاسهای ترکیبی ، فراتر از پیش بینی هایی که از طریق مثبت بودن عاطفی بدست آمده اند مشکل دیگری که در مورد فنون خود سنجی وجود دارد این است که این فنون باهوش اندازه گیری شده ی واقعی ارتباط چندانی ندارد حداقل در حوزه ی هوش IQ اندازه گیری شده همبستگی بالایی با مقدار هوش حاصل از فنون خود سنجی ندارد ( قبلا بین 3% = r 0=r ) این حالت مثل این است که ما کلاسی را در نظر بگیریم که در این کلاس دانش آموزانی باهوش متوسط وجود دارند که فکر می کنند از دیگران باهوش تر هستند هم چنین دانش آموزانی دراین کلاس هستند که با هوش می باشند ولی به اندازه ی نسبت به خود بدبین اند که نمی توانند تواناییهای بالقوه خود را آشکار سازند و نیز دانش آموزانی وجود دارند که از توانایی ذهنی کمی برخوردار می باشند و نمی توانند مطالب را به خوبی درک نموده به سوالها پاسخ دهند یعنی بین IQ واقعی این سه گروه ارزیابی هایی که خود آنان از هوششان به عمل می آمدند هیچ تناسبی وجود ندارد (‌ سیاروچی و همکاران 1384)
دومین رویکرد در زمینه ی اندازه گیری هوش عاطفی ، بهره گرفتن از مقیاسهای درجه بندی توسط مشاهده گر می

مطلب مشابه :  بهینه سازی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید

دیدگاهتان را بنویسید