رشته حقوق

تاریخ صدر اسلام

دانلود پایان نامه

1-9-2-3. مدخلهای وات در دایره المعارف اسلام (Encyclopaedia of Islam)، چاپ لایدن
ویلیام مُنتگمری وات در نگارش دائره المعارف اسلام نیز مشارکت داشته و مدخلهاى گوناگونى را براى این دانشنامه به نگارش در آورده است، از جمله:
جلد سوم: مدخلهاى أحابش (ص8)؛ حلیه بنت ذوئیب (ص94)؛ همدان (ص123)؛ حنیف (ص165)؛ هاشم بن عبد مناف (ص260)؛ هوازن (ص285)؛ هجرت (ص366)؛ حراء (ص462)؛ حدیبیه (ص539)؛ حمص (ص578)؛ ابن فورک (ص767)؛ ابن هشام (ص800)؛ عجل (ص1023)؛ ارم (ص1270)؛
جلد چهارم: اسحاق (ص109)؛ اسکندر مقدونى (ص127)؛ کعب الاشراف (ص315)؛ خدیجه (ص898)؛ خندق (ص1020)؛ خزرج (ص1187)؛
جلد پنجم: کلاب بن ربیع (ص101)؛ کنان بن خزیمه (ص116)؛ قریش (ص434ـ436)؛ معد (ص894)؛ مدینه (ص994ـ998)؛
جلد ششم: مکه (ص144ـ147)؛
جلد هفتم: مؤاخات (ص253)؛ مهاجران (ص356)؛ مسیلمه (ص664)؛ نوفل (ص1045)؛
جلد هشتم: رقیه (ص594)؛ سعد بن بکر (ص697)؛ سعد بن عباده (ص698). در جلد نهم، دهم و یازدهم مدخلى ندارد.
1-9-2-4. معرفی اجمالی مهمترین آثار وات پیرامون اسلام و سیرهی پیامبر(ص)
نگاهی گذرا به آثار وات و مروری بر تاریخ تألیف آنها، حاکی از یک سیر منطقی در مطالعات اوست. او ابتدا به شناخت تاریخ صدر اسلام و وقایع عصر پیامبر(ص) به عنوان بنیانگذار دین مبین اسلام و سپس به شناخت مبانی اندیشه و تعالیم دین اسلام پرداخته است، و پس از آن به عنوان استاد مطالعات عربی و اسلامی از یک سو و یک عالم و کشیش مسیحی از سوی دیگر، به مطالعهی تطبیقی دین اسلام و مسیحیت و ارتباط آن دو همت گمارده است.
نخستین تألیفات وات، آثار تاریخی وی میباشد؛ او مهمترین کتابهای تاریخی خود دربارهی اسلام و عصر نبوی را در سالهای 1953م (محمد در مکه) و 1956م (محمد در مدینه) نگاشته و خلاصهی این دو کتاب را در اثری با عنوان «محمد پیامبر و سیاستمدار» در سال 1961م تدوین نموده است. پس از آشنایی با تاریخ صدر اسلام و عصر نبوی، به شناخت دین اسلام و آموزههای آن پرداخت و در سال 1962م کتاب «فلسفه و کلام اسلامی» و در سال 1968م کتاب «تفکر سیاسی اسلام» را به رشتهی تحریر در آورد. وات بعد از شناخت تاریخ اسلام و اندیشهها و مبانی فکری این دین آسمانی، به تأثیر آن در اروپا و واکنش آنان در قبال این اندیشهی جدید پرداخت و کتابهای «اسپانیای اسلامی»، «تأثیر اسلام بر اروپای قرون وسطی»، «اسلام و مسیحیت در عصر حاضر» و «برخورد آرای مسلمانان و مسیحیان؛ تفاهمات و سوء تفاهمات» را در فاصلهی سالهای 1965م تا 1991م تألیف نمود.
وات همچنین مقالات متعددی را در حوزههای مختلف در همایشهای بینالمللی و مجلات و ژورنالهای مطرحِ جهان اسلام و غرب، و به ویژه در «دایره المعارف اسلام» لایدن به رشتهی تحریر در آورده است که نشان از جایگاه والا و جامعیت علمی وی در عرصهی علوم اسلامی و تاریخ اسلام در غرب دارد. اینک به معرفی اجمالی مهمترین آثار وات پیرامون اسلام و سیرهی پیامبر(ص) میپردازیم:
1-9-2-4-1. «محمد در مکه» و «محمد در مدینه»
ویلیام مُنتگمری وات در این دو کتاب به تفصیل به بیان زندگانی حضرت محمد(ص) و وقایع صدر اسلام میپردازد و به نحو اعجابانگیزی از تأثیر اسلام بر دلها و از قهرمانی حضرت محمد (ص) یاد میکند و به خصوص دربارهی عظمت آن حضرت و زیبایی خلق و خوی او سخن میگوید. در کتاب «محمد در مکه» حوادث مربوط به دوران زندگانی آن حضرت در مکه، قبل از هجرت، ولادت، نسب حضرت، دوران طفولیت و جوانی تا بعثت آن حضرت، مهاجرت مسلمانان به حبشه و علل آن، سفر حضرت به طائف، و هجرت مسلمانان به مدینه را مطرح و بررسی میکند و بحث کاملی را دربارهی وحی، تحلیل مسلمانان از وحی و دیدگاه خویش دربارهی وحی را مطرح مینماید؛ و در کتاب «محمد در مدینه» نیز سایر وقایع، از جمله جنگهای پیامبر(ص) و جزئیات آن، برخورد و جنگهای حضرت با یهودیان، فتح مکه و سایر مسائل تاریخی آن دوران را مورد بررسی و مداقه قرار میدهد.
این دو کتاب با رویکردی تاریخی نگاشته شدهاند و مؤلف در صدد بیان وقایع و تحلیل آنها براساس اسناد و روایات تاریخی بوده است. گفتنی است این دو کتاب به زبان عربی ترجمه شده است و از نظر محتوا، در مجموع شامل نکات مثبت و باارزش و در عین حال، دارای نواقصی میباشد که در اینجا به اختصار به هر دو جنبهی آن میپردازیم:
1-9-2-4-1-1. امتیازات این دو کتاب
1. توجه به منابع اصلی: مؤلف دانشمند، نخست، توصیفی از مصادر و منابع این دو کتاب خود را ارائه میدهد که بیانگر آن است که در نوشتن کتابهای خویش به منابع اصلی سیرهی پیامبر(ص) مانند طبقات ابن سعد، مغازی واقدی، سیرهی ابن هشام و تاریخ طبری اعتماد کرده است. او تلاش دارد که از «قرآن» به عنوان منبعی موثق در تحقیق تاریخ پیامبر(ص) در «دورهی مکه» استفاده کند، جالب اینکه در متن کتاب به آیات مربوط به زندگانی پیامبر(ص) اشاره میکند. بدون شک این نکتهی مثبتی است که وات بدان توجه کرده، اما از نظر بیشتر سیرهنویسانِ مسلمان مخفی مانده است؛ زیرا نویسندگان سیره در رابطه با زندگانی پیامبر(ص) کمتر از آیات قرآنی بهره میبرند.
2. تحقیق در منابع: مؤلف در مورد منابع سیرهی پیامبر(ص) تحقیق کرده و با دیدی اجتماعی آنها را ارزیابی نموده و پس از نقد و بررسی اظهارنظر مینماید. برای مثال، نخستین سیرهنگار پیامبر(ص) «عروه بن زبیر» است که به جهت انتساب به خاندان ابیبکر (که نوهی دختری وی بوده است)، در رسالهی خود نسبت به بنی امیه خالی از حزبگرایی نبوده است، و نیز در مورد فضایل امیرالمؤمنین(ع) تعصب خاصی نشان میدهد.
3. شرح تفصیلی از قبایل عرب: از ویژگیهای بارز و مثبت نویسنده این است که موقعیت اجتماعی و سیاسی هر یک از قبایل عرب ساکن مکه و مدینه را به تفصیل بیان میکند و خصوصیات قبیلهای هر کدام را توضیح میدهد و نیز به طور مبسوط بیان میکند که چه مقدار از مسلمانان از چه گروهی و در چه سن و تیپی بوده و از هر قبیلهای چند نفر اسلام آورده است.
4. تفسیر اجتماعی: نکتهی جالب توجهی که در پژوهش ویلیام مُنتگمری وات به چشم میخورد، تحقیق ارزشمندی است که وی در مورد طبقات ایمانآورندگان و تبیین موقعیت اجتماعی- اقتصادی آنان انجام داده است و بر این نکته تأکید نموده که تفسیر اقتصادی پیدایش اسلام (چنانکه مارکسیستها میگویند) کاملاً غیرمنطقی بوده است و شمار افراد متوسط اقتصادی با آمار مستضعفان و محرومانی که اسلام را پذیرفتهاند، تقریباً همسان میباشد و به طور کلی، تحلیل اقتصادی پیدایش اسلام را بدون در نظر گرفتن عامل دینی، غیرمنطقی و بیدلیل میداند. او به صراحت تأکید میکند که اسلام یک حرکت انقلابی است که از سوی اکثریت جوانان استقبال شده است، به گونهای که بیشترین پیروان حضرت محمد(ص) جوانانی بودهاند که بین 8 تا 36 سال داشتهاند.
جالب اینکه این روش تحقیق وات در بعضی نویسندگان معاصر مسلمان تأثیر گذاشته است، از جمله دکتر نبیه عاقل، استاد تاریخ دانشگاه دمشق، در کتاب خود با نام «تاریخ العرب القدیم و عصر الرسول» فصل مبسوطی را بدین بحث اختصاص داده و به پیروی از وات، طبقات اقتصادی- اجتماعی مؤمنان صدر اسلام را مورد تحقیق قرار داده و خاطرنشان ساخته است که مسلمانان از چه گروه و قبیلهای بوده و از نظر اجتماعی و اقتصادی چه موقعیتی داشتهاند و نیز مانند وات، با استفاده از طبقات ابن سعد اذعان میدارد که تمام مسلمانان اولیه محروم و نادار نبوده، بلکه در میان آنان از طبقات متوسط اقتصادی به معیار آن روز عربستان نیز وجود داشته است، و بالأخره تز تفسیری طبقاتی بودن اسلام طبق نظریهی ماتریالیسم تاریخی، بدون دلیل و منطق محکم میباشد.
5. بیطرفی منصفانه: امتیاز دیگر مؤلف کتاب «محمد در مکه»، تلاش در حفظ بیطرفی در قضاوت میباشد و اینکه آیات قرآنی بیانکنندهی عقاید مسلمانان است، بیآنکه اشارهای داشته باشد که آیا این آیات، وحی مُنزَلاند یا فرمودههای خود پیامبر(ص). تعبیرهایی که او در این زمینه دارد اینگونه است: «قرآن چنین میگوید» و یا «در قرآن چنین آمده است».
6. عدم تأثیر مفاهیم مسیحیت بر اسلام: از قرنها پیش این تهمت و افترا وجود داشته که پیامبر اسلام(ص) اساس تعالیم خویش را از ادیان پیشین، یعنی مسیحیت و یهودیت اخذ کرده و تکمیل نموده است. گفتهاند: «او در هنگام سفر به دمشق در کاروان خدیجه با راهبی به نام «بحیرا» ملاقات کرده و اصول تعالیم خود را از این راهب مسیحی فرا گرفته است». وات این قضیه را به دقت مورد بررسی قرار میدهد و عالمانه دربارهی آن به بحث میپردازد.
وات در ذیل عنوان «اسلام و مسیحیت» در کتابش «محمد فی المدینه» چنین مینویسد: «مهم این است که از خود بپرسیم چرا [حضرت] محمد[ص] مسیحیت را نپذیرفت؟ برای پاسخ به این سؤال ضرورت دارد که به بعضی از مسائل بغرنج پاسخ دهیم؛ گاهی به نظر میرسد که [حضرت] محمد[ص] در عصر خود با اضطراب اجتماعی و سقوط اخلاقی روبرو بوده و میدانسته که این سقوط اجتماعی دقیقاً به جهت یک عامل دینی بوده که جامعه آن را از دست داده است، پس نزدیکترین و آسانترین راه برای او این است که یکی از دو دین پیشین، یعنی مسیحیت یا یهودیت را بپذیرد و مردم را به پذیرش آنها دعوت کند و اما سؤال این است که آیا او این کار را انجام داده است؟!
پاسخ به قسمت اول این سؤال این است که [حضرت] محمد[ص] هرگز دین مسیحی یا یهودی را نپذیرفت، بلکه از اول ادعا داشت توحیدی که او مردم را به سوی آن فرا میخواند، عیناً به مانند توحید یهودی و مسیحی است که در عصر او وجود دارند. عقیدهی پیامبر[ص] در اصلِ خود دین جدیدی نبود، بلکه چیزی که نو و تازه بود دعوت مکیان به این آیین بود و ممکن بود که [حضرت] محمد[ص] با مسیحیان و یهودیان ارتباط داشته باشد؛ البته مسیحیان در مکه بسیار کم بودند، اما از طریق ورقه بن نوفل- پسرعموی [حضرت] خدیجه[س]- این ارتباط ممکن بود و ورقه میتوانست تأثیری در افکار او داشته باشد. بیشتر مسیحیانی که در مکه حضور داشتند و ممکن بود با آنان ارتباط برقرار شود، بردگان حبشی بودند و اطلاع بردگان از دیانت خود، یعنی مسیحیت بسیار بسیار کم بوده است. شکی نیست که [حضرت] محمد[ص] بعضی مسیحیان را در راه شام دیده بود، اما او قبل از آمدنش به مدینه با یهودیان ارتباط نداشته است و انتظار داشت که در مدت اقامت سهماههی خود در مدینه، یهودیان به آیین او خواهند آمد و لذا انگیزهی او برای ارتباط با مسیحیان قبل از هجرت، همان دعوت آنان به دین جدید بود.
به همین جهت، [حضرت] محمد[ص] هرگز از خود نپرسید که آیا ضرورت دارد مسیحیت را بپذیرم؟ یا اینکه آیا ضرورت دارد که به دیدار یک عالم مسیحی بروم و از او در مورد «الله» سؤالاتی بپرسم؟! اینجا هیچ دلیلی وجود ندارد که [حضرت] محمد[ص] از مسیحیانی چون ورقه بن نوفل اطلاعاتی کسب نکرده باشد، اما محال است که بتواند مدت زیادی در دیر سوری «بحیرای راهب» یا نزد یکی از راهبان مسیحی اقامت کند، زیرا این دیدارها علاوه بر مشکلات مالی و اقتصادی، شایعهی بدفرجامی به همراه داشت و کسی که با مسیحیان همنشینی میکرد، از جهت سیاسی متهم میگردید؛ زیرا مسیحیت در نظر اعراب حجاز، دین حبشیها و بیزانسیها بوده است و آنها نزد اعراب منفور بودند.

مطلب مشابه :  ناسخ و منسوخ

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید