رشته حقوق

تاریخ صدر اسلام

دانلود پایان نامه

اگر طرز فکر حضرت وحیانی و برگرفته از جنبهی دینی ایشان بوده، دیگر چه نیازی به مشورت با پیروان خود داشته است؟ آیا حضرت در همهی امور و تصمیمات براساس الهام رفتار مینمود یا در بعضی امور خاص؟ و آیا حضرت موظف بود براساس الهام عمل نماید و تحلیل عقلانی خود را کنار گذارد یا مختار بود؟ طرح این فرضیه از سوی وات، این سؤالات را به همراه دارد. ما معتقدیم که پیامبر(ص) موظف بود براساس دستورات الهی و وظایفی که خداوند بر عهدهی او نهاده بود عمل نماید و در عین حال، مانند سایر انسانها در زندگی اجتماعی با دیگران مشارکت داشت و با تجزیه و تحلیل و تبیین عقلانی مسائل زندگی میکرد. اگرچه در بعضی موارد خاص و بنابر مصالحی که وجود داشت خداوند از حضرت حمایت خاص مینمود و یا از مسائل پشت پرده او را آگاه میساخت، اما تصمیمات پیامبر(ص) همه عاقلانه و مبتنی بر تجزیه و تحلیلهای عقلانی ایشان بود. اما در مورد مشورت حضرت با ابوبکر و عمر باید گفت که این مطالب متأثر از منابع اهل سنت است که وات فقط نام این دو را ذکر میکند تا غیرمستقیم مشروعیت و حقانیت جانشینی آن دو پس از رحلت پیامبر(ص) را القا نماید و حال آنکه پیامبر(ص) همیشه در جنگها و جاهای مختلف با اصحاب خود مشورت مینمود و اختصاص به این دو نفر نداشته است و باز هم تحت تأثیر منابع اهل سنت نامی از حضرت علی(ع) نمیبرد، حتی در جایی اشاره میکند که حضرت علی(ع) از صلاحیت لازم در امور اجتماعی و یک سیاستمدار کامروا برخوردار نبود.
5-12. مسألهی رحلت پیامبر(ص) و جانشین پس از وی
در تحلیل دیدگاه وات در خصوص وقایع رحلت پیامبر(ص) و جانشین پس از وی باید گفت که وات هیچ اشارهی به جریان «حجه الوداع» و جانشینی حضرت علی(ع) پس از پیامبر(ص) و جریان «قلم و دوات» نمیکند، که این مسأله ظاهراً به دلیل اثرپذیری وات از منابع اهل سنت و مستشرقان پیشین بوده است و از انصاف علمی وات به دور است که با وجود طرح این دو جریان در منابع اهل سنت، حتی اشارهای هم به آنها نمیکند. مسألهی دیگر جان دادن پیامبر(ص) در دامن عایشه و نماز خواندن ابوبکر به جای پیامبر(ص) در آخرین روزها و حتی معرفی ابوبکر به عنوان امام جماعت و عدم معرفی جانشین از سوی پیامبر(ص) برای ادارهی حکومت اسلامی است که قابل تأمل است.
1. دو مسألهی اول با منابع شیعی و حتی منابع اهل سنت مانند «طبقات» ابن سعد سازگاری ندارد، بلکه تصریح شده که پیامبر(ص) در آخرین لحظات برادر خود حضرت علی(ع) را خواست و در دامان او جان سپرد و اینکه پیامبر(ص) برای ادارهی جامعهی اسلامی پس از خود کسی را معرفی نکرده باشد، نه با عقل سازگاری دارد که زحمات چندین سالهی خود را بدون معرفی جانشین با مشکل مواجه میساخت و نه با سیرهی آن حضرت که برای یک جنگ سه فرمانده را به ترتیب معرفی میکرد؛ حال چطور میشود که برای ادارهی جامعهی اسلامی چنین نکرده باشد.
2. گذشته از اینکه صحت چنین واقعهای ثابتشده نیست، اساساً در اینگونه مسائل صرفاً تکیه کردن بر بعضی از منابع تاریخی نمیتواند کاشف واقعیت باشد. بنابراین، هم منابع اهل سنت و هم منابع شیعی را باید بررسی کرد. مورخان اسلامی در نقل این واقعه همداستان نیستند. حتی نوشتهاند که چون پیامبر(ص) بر اثر شدت بیماری نتوانست به مسجد برود، فرمود: «کسی را در پی حضرت علی (ع) بفرستید و او را بخوانید تا پیش من آید». حفصه و عایشه نیز در پی پدرانشان کسی فرستادند. بنابراین، هر سه حاضر شدند. پیامبر(ص) نگاهی به آنان افکند و فرمود: «برگردید، اگر با شما کاری داشتم دعوتتان خواهم کرد». برخی از نویسندگان و تحلیلکنندگان تاریخ صدر اسلام نیز مطالبی قریب بدین مضمون نوشتهاند: «مسألهی نماز ابوبکر که در منابع اهل سنت و کتب تاریخیشان مانند تاریخ طبری آمده، حساسیت و انتقاد بسیاری را برانگیخته است. از قرائن برمیآید که حفصه و عایشه در همین ساعات زندگانی پیامبر(ص) به خوبی آگاه بودند که هرکس در واپسین روز به جای حضرت محمد(ص) با مردم نماز بگزارد، این نماز در کشمکش فردا به کارش خواهد آمد. خواننده به روشنی احساس میکند که پیامبر(ص) در این لحظات خود را در چه تنگنا و موقعیت حساسی مییابد. روایات در اینجا یکنواخت نیست. براساس برخی روایات، حضرت پس از آنکه حضرت علی(ع) را احضار کرد و دید هر سه حاضر شدهاند، نام کسی را نبرد و در جواب بلال که او را به نماز دعوت میکرد فرمود: «مروا من یصلی بالناس». عبدالله بن زمعه به مسجد میآید و چشمش به عمر میافتد و میگوید: «تو نماز بگزار». روایاتی دیگر نیز حاکی از آن است که پیامبر(ص) نام ابوبکر را به تصریح یاد کرده است. چون بعدها مسألهی نماز ابوبکر حساسیت بسیار یافت و از آن بهرهبرداری تبلیغاتی و سیاسی کردند و حتی این نماز را به انتصاب برای خلافت از جانب پیامبر(ص) تعبیر و تلقی نمودند، به نظر میرسد روایت نخست مطمئنتر و به صواب نزدیکتر و روایت دوم مشکوک باشد. برخی از مورخان و راویان گفتهاند پیامبر(ص) با وجود غلبهی بیماری سرانجام لحظاتی توانست از جای برخیزد و خود را به مسجد برساند. وقتی وارد شد، ابوبکر کنار رفت و پیامبر(ص) نماز خواند، ولی برخی دیگر گفتهاند پیامبر(ص) به او و نمازگزارانی که به هیجان آمده بودند دستور داد نماز را ادامه دهند و خود نیز نشست و نماز خواند.
3. حضرت علی(ع) خود هنگامی که در کنار بارگاه حضرت فاطمه(س) ایستاده بود و با او درد دل میکرد، به یاد پیامبر(ص) و روزگار گذشته افتاد و گفت: «پیامبر(ص) در حالی که سرش را میان سینه و گلوگاه من نهاده بود، جان به جانآفرین تسلیم کرد». از قول ابن عباس نیز گفتهاند که هنگام وفات، سر پیامبر(ص) در دامان حضرت علی(ع) بود.
5-13. سیاست و پیامبر(ص)
با مطالعهی آثار وات و با توجه به دیدگاه جامعهشناختی او باید گفت که وات بین دین و سیاست یا به بیان دیگر، بین آموزههای کلامی، اعتقادی و فقهی با آموزهها و تعالیم اجتماعی پیامبر(ص) تفکیکی قائل نیست و مطابق تحلیل او پیامبر(ص) در هر دو عرصه نقشآفرینی کرده و تعالیمی را ارائه نموده است. البته پیامبر(ص) در دورهی مکی پایه و اساس را آموزههای اعتقادی و دینی قرار داده و در دورهی مدنی بنا را بر ابعاد اجتماعی و سیاسی دین اسلام نهاده است. در مجموع، روح حاکم بر دیدگاه وات دربارهی سیاست پیامبر(ص) پذیرفتنی است. وات در آثار خود در سه حوزه به این موضوع پرداخته است: توجه تعالیم دین به مسائل اجتماع و سیاست، توجه پیامبر(ص) به این مسأله و اهتمام به آن در عمل (به ویژه در دوران مدینه)، و توجه مردم و مسلمانان به این موضوع و درک این واقعیت که اسلام یک دین اجتماعی است و همین مسأله به شعار «عدم جدایی دین از سیاست» در اسلام جامهی عمل میپوشد و این شبهه که دین فقط به امور اخروی و معنوی میپردازد صحیح و پذیرفتنی نیست.
5-14. ابعاد جهانی دین اسلام
وات با نگاه اجتماعی و جامعهشناختی خود به سیرهی پیامبر(ص) بر این باور است که پیامبر (ص) در آغاز رسالت در مکه در صدد دعوت مردم به اسلام بود، سپس در مدینه با تشکیل دولت اسلامی در صدد گسترش اسلام برآمد و پس از صلح حدیبیه با برطرف شدن موانع بزرگ از سر راه مسلمانان، اهداف پیامبر(ص) گستردهتر شد و از نشر و گسترش اسلام از چند قبیلهی اطراف مکه و مدینه به قبایل دیگر و کشورهای همسایه توسعه یافت. به بیان دیگر، وات با یک تحلیل عقلانی این اقدامات پیامبر(ص) را منطقی و عقلایی برمیشمرد که پس از هر موفقیت به دنبال موفقیت بیشتر و گستردهتر بوده است.
وات اگرچه اقدام پیامبر(ص) در ارسال نامه به سران کشورها را بر فرض قبول به درایت سیاسی و اجتماعی ایشان برمیگرداند، اما اسلام با توجه به تعالیم و آموزههایش دینی جهانی است. اگر مشکلات و حوادث داخلی حجاز در سالهای نخست بعثت پیامبر(ص) را مشغول نمیساخت، ایشان از همان ابتدای رسالت بدین وظیفه جامهی عمل میپوشاند؛ اما حملات قریش او را مجبور ساخت که از کیان اسلام دفاع نماید و لذا پس از صلح حدیبیه بدان اقدام نمود. با تأمل در آیات قرآن نیز میتوان به جهانی بودن قرآن و دین اسلام پی برد. خطابهای قرآنی عام است و اختصاص به عرب یا گروه خاصی ندارد. به عنوان مثال، آیات زیر بدین مطلب اشاره دارند:
« »؛ «ای مردم، من فرستادهی خدا به سوی همه شما هستم»؛ « »؛ «ای محمد، ما تو را برای همهی مردم بشارتدهنده و انذارکننده فرستادیم»؛ « »؛ «و ما کتاب تو را وسیلهی یادآوری برای جهانیان قرار دادهایم»؛ « »؛ «اوست که پیامبر خود را با هدایت و دین حق فرستاد تا پیامبر خود و آیین حق او را بر تمام ادیان غالب سازد و اگرچه مشرکان نخواهند».
لازمهی «خاتمیت اسلام» بنابر اعتقادات مسلمانان، جهانی بودن آن است، زیرا اگر قرار است دیگر پیامبری مبعوث نشود، دین اسلام باید قدرت پاسخگویی به نیازهای همهی انسانها در همهی زمانها و مکانها را داشته باشد. این آیات و روایات مستند که حاکی از فرستادن رسولانی برای سران مناطق اطراف است نشانههای جهانی بودن دین اسلام است و پیامبر(ص) نه از باب گسترش قدرت و حکومتش، بلکه برای انجام تکلیف الهی و ابلاغ رسالت اقدام نمود. بنابراین، مهمترین نشانهها و دلایل جهانی بودن دین اسلام را میتوان این موارد برشمرد: 1. سنت نبوی 2. آیات قرآن 3. اعتقاد به خاتمیت 4. تجربهی تاریخی حرکت اعراب مسلمان به سمت ایران و روم.
گفتنی است که شبههی تردید در جهانی بودن دین اسلام از سوی مستشرقانی چون سر ویلیام میور مطرح شده که وات با بیانی منطقی همراه با تحلیل عقلانی بدان پرداخته است و البته که از نظر ما پذیرفتنی نیست.
5-15. مسألهی جزیه در اسلام
در بررسی این مسأله باید توجه داشت که وات بیشتر به تبیین این مسأله پرداخته و به جایگاه جزیه و فلسفهی آن اشارهای ننموده است. تصویری که وات از جزیه در اسلام ترسیم نموده تا حدودی پذیرفتنی است و جزیه به دریافت مبلغی از اهل کتاب در مقابل تضمین امنیت در جامعهی اسلامی اطلاق میشود. اما آیا جایگاه واقعی جزیه همین است که مسلمانان مبلغی از اهل کتاب دریافت کنند و در مقابل، از آنان حمایت نمایند؟ باید گفت پاسخ منفی است. جزیه پیش از آنکه نمایانگر حمایت اسلام از آنان باشد، نشان از تفکر همزیستی مسالمتآمیز پیروان ادیان مختلف در کنار هم و برخورداری عمومی از جامعهی اسلامی و آیین اسلام دارد. به بیان دیگر، آزادی اندیشه و عقیده در اسلام محترم شمرده شده است. با اینکه اسلام معتقد است که کاملترین دین و بهترین اندیشه برای سعادت انسان، اسلام و آموزههای آن است، اما اجباری در پذیرش آن نیست؛ زیرا اعتقاد امری قلبی است و باید با خواست و ارادهی فرد حاصل شود، نه اجبار و اکراه، و پیامبر(ص) به هیچ وجه برای گسترش اسلام و افزایش تعداد مسلمانان برخورد تند و شدید نمیکرد. بنابراین، نکتهی مهم در این مسأله که از نظر وات دور مانده، تفکر همزیستی مسالمتآمیز در اسلام و برخورداری عمومی از امنیت در جامعه است، نه صرفاً تأمین امنیت در ازای دریافت مبلغی جزیه. هدف اسلام چیزی فراتر و عام است و دریافت مبلغی جزیه مهم نیست و از نشانههای آن اینکه امروز این معنای از جزیه اعمال نمیشود و برای مثال، در ایران از اهل کتاب جزیه دریافت نمیشود. بنابراین، اسلام در صدد گرایش قلبی افراد به اسلام، گرویدن به آن و یافتن راه سعادت است که وات بدان بپرداخته است.
5-16. امّی بودنِ پیامبر(ص)
نکات زیر در خصوص امّی بودنِ پیامبر(ص) شایان توجه است:
1. چنین‌ نیست‌ که‌ هر مردمی‌ که‌ پیرو یک‌ کتاب ‌آسمانی‌ نباشند به‌ آنها «امّی‌» گفته‌ شود، هرچند آن‌ مردم تحصیلکرده‌ و باسواد باشند. این‌ کلمه‌ به‌ مشرکان‌ عرب‌ از آن‌ جهت‌ اطلاق‌ شده‌ است‌ که‌ مردمی‌ بی‌سواد بوده‌اند. آنچه‌ مناط‌ استعمال‌ این‌ کلمه‌ دربارهی‌ مشرکان‌ عرب‌ است‌، ناآشنایی ‌آنها با خواندن‌ و نوشتن‌ بوده است،‌ نه‌ پیروی‌ نکردن‌ِ آنها از یکی‌ از کتب‌ آسمانی‌. به همین دلیل آنجا که‌ این‌ کلمه‌ به‌ صورت‌ جمع‌ آمده‌ و به‌ مشرکان‌ عرب‌ اطلاق‌ شده‌ است‌ این‌ احتمال‌ ذکر شده‌؛ اما آنجا که‌ مفرد آمده‌ است‌ و بر رسول‌ اکرم(ص)‌ اطلاق‌ شده‌ است‌، احدی‌ از مفسران‌ نگفته‌ که‌ مقصود این است‌ که‌ آن‌ حضرت‌ پیرو یکی‌ از کتابهای‌ آسمانی‌ نبوده‌ است‌. در آنجا بیش‌ از دو احتمال‌ به ‌میان‌ نیامده‌ است‌: یکی‌ ناآشنا بودن‌ آن‌ حضرت‌ با خط‌، و دیگری اهل‌ مکه‌ بودن‌؛ و چون‌ احتمال ‌دوم‌ به‌ ادلّهی‌ قاطعی‌ که‌ در ادامه‌ خواهد آمد مردود است‌، پس‌ قطعاً آن‌ حضرت‌ از آن‌ جهت‌ «امّی‌» خوانده‌ شده‌‌ که‌ درس‌ناخوانده‌ و خطنانوشته‌ بوده‌ است‌. آنچه‌ از اقوال‌ قدمای‌ مفسران‌ و اهل‌ لغت‌ استفاده‌ می‌شود، این‌ است‌ که‌ این کلمه‌ در حالت ‌جمع‌ (امّیّین‌) به‌ مشرکان‌ عرب‌ گفته‌ می‌شده‌ است‌، در مقابل‌ اهل‌ کتاب‌؛ بدین‌ علت‌ که‌ غالباً مشرکان‌ عرب‌ بی‌سواد بودند، و ظاهراً این‌ عنوان‌ تحقیرآمیز را یهودیان‌ و مسیحیان‌ به‌ آنها داده‌ بودند. ممکن‌ نیست‌ مردمی‌ فقط‌ به‌ خاطر اینکه‌ با زبان‌ و کتاب‌ مخصوصی‌ آشنایی‌ ندارند، ولی‌ به‌ زبان‌ خودشان‌ بخوانند و بنویسند به‌ آنها «امّیّین‌» گفته‌ شود؛ زیرا به‌ هر حال‌ ریشهی این ‌کلمه‌ بنابر این‌ تفسیر نیز کلمهی «ام‌ّ» یا «امّت‌» است‌ و مفهوم‌ باقی‌ بودن‌ به‌ حالت‌ اوّلی‌ و مادرزادی‌ را می‌رساند.
2. اصولاً در محیط‌ حجاز به‌ اندازه‌ای‌ باسواد کم‌ بود که‌ افراد باسواد کاملاً معروف‌ و شناختهشده‌ بودند. در مکه‌ که ‌مرکز حجاز محسوب‌ می‌شد، تعداد کسانی‌ که‌ از مردان‌ می‌توانستند بخوانند و بنویسند از 17 نفر تجاوز نمی‌کرد و از زنان‌ تنها یک‌ زن‌ بود که‌ سواد خواندن‌ و نوشتن‌ داشت‌. مسلماً در چنین‌ محیطی‌ اگر پیامبر امّی‌ نزد معلمی‌ خواندن‌ و نوشتن‌ را آموخته‌ بود، کاملاً معروف‌ و مشهور میشد و به‌ فرض‌ اینکه‌ نبوتش‌ را نپذیریم،‌ او چگونه‌ می‌توانست‌ با صراحت‌ در کتاب‌ خویش‌ این‌ موضوع‌ را نفی‌ کند. آیا مردم‌ به‌ او اعتراض ‌نمی‌کردند که‌ درس‌ خواندن‌ تو مسلّم‌ است‌؛ و این‌ قرینهی‌ روشنی‌ بر امّی‌ بودن‌ او است‌. به هر حال‌، وجود این‌ صفت‌ در پیامبر(ص‌) تأکیدی‌ در باب نبوت‌ او بود تا هرگونه ‌احتمالی‌ جز ارتباط‌ با‌ خداوند و جهان‌ ماوراء طبیعت‌ دربارهی‌ دعوت‌ او منتفی‌ گردد.
این‌ در مورد دوران‌ قبل‌ از نبوت‌ و اما پس‌ از بعثت‌ نیز در هیچ یک‌ از تواریخ‌ نقل‌ نشده ‌است‌ که‌ او خواندن‌ و نوشتن‌ را از کسی‌ فرا گرفته‌ باشد؛ بنابراین،‌ به‌ همان‌ حال‌ِ امّی‌ بودن‌ تا پایان‌ عمر باقی‌ ماند. ولی‌ اشتباه‌ بزرگی‌ که‌ باید در اینجا از آن‌ اجتناب‌ کرد، این‌ است‌ که‌ درس‌ نخواندن‌ غیر از بی‌سواد بودن‌ است‌ و کسانی‌ که‌ کلمهی امّی‌ را به‌ معنی‌ بی‌سواد تفسیر می‌کنند، گویا توجه‌ به‌ این‌ تفاوت‌ ندارند. هیچ‌ مانعی‌ ندارد که‌ پیامبر(ص‌) به‌ تعلیم‌ الهی‌، «خواندن» و یا «خواندن‌ و نوشتن»‌ را بداند، بی‌آنکه‌ نزد انسانی‌ فرا گرفته‌ باشد، زیرا چنین‌ اطلاعی‌ بدون‌ تردید از کمالات‌ انسانی‌ است‌ و مکمّل‌ مقام‌ نبوّت‌ است‌». شهید مطهری‌ در کتاب «پیامبر امّیِ‌» خود دربارهی‌ منشأ اعتقاد مسلمانان‌ به‌ درس‌ناخواندگی‌ِ پیامبر(ص‌) می‌فرماید: «اولاً، تاریخ‌ عرب‌ و مکه‌ی مقارنِ‌ ظهور اسلام‌ گواه‌ قاطع‌ بر درس‌ناخواندگی‌ پیغمبر است‌. وضع‌ خواندن و نوشتن‌ در محیط‌ حجاز مقارن‌ِ ظهور اسلام‌، آنچنان‌ محدود بوده‌ است‌ که‌ نام‌ فرد فرد کسانی‌ که‌ با این‌ صنعت‌ آشنا بودند، به‌ واسطهی‌ کثرت‌ اشتهار در متون‌ تواریخ‌ ثبت‌ شده‌‌ و احدی‌ پیغمبر را جزء آنان‌ به‌ شمار نیاورده‌ است‌. به فرض در قرآن‌ اشاره‌ و یا تصریحی‌ به‌ این‌ مطلب‌ نمی‌بود، مسلمانان‌ مجبور بودند به‌ حکم‌ تاریخ‌ قطعی ‌قبول‌ کنند که‌ پیغمبرشان‌ درس‌ ناخوانده‌ بوده است‌. ثانیاً، مفسران اسلامی‌ هرگز در مفهوم‌ کلمهی‌ «امّی» وحدت‌ نظر نداشته‌اند؛ در صورتی‌ که دربارهی‌ درس‌ناخواندگی‌ و آشنا نبودن‌ رسول‌ اکرم(ص)‌ قبل‌ از رسالت‌ با خواندن‌ و نوشتن‌، همواره ‌وحدت‌ نظر میان‌ همهی‌ مفسران،‌ بلکه‌ میان‌ جمیع‌ علمای‌ اسلامی‌ وجود داشته‌ و این‌ خود دلیل‌ قاطعی‌ است‌ که‌ منشأ اعتقاد مسلمین‌ به‌ درس‌ ناخواندگی‌ رسول‌ اکرم‌(ص) تفسیر کلمهی «امّی» نبوده‌ است‌».
شیخ صدوق(ره) در کتاب «عیون اخبار الرضا» می‌گوید: «حضرت‌ رضا(ع‌) در مناظره‌ی خویش‌ با ارباب‌ ادیان ‌خطاب‌ به‌ رأس‌ الجالوت‌ فرمود: «از جمله‌ دلایل‌ صدق‌ پیامبر(ص) این‌ است‌ که‌ شخصی‌ بود یتیم‌، تهیدست‌، چوپان‌، مزدکار، هیچ‌ کتابی‌ نخوانده‌ و نزد هیچ‌ استادی‌ نرفته‌ بود. کتابی‌ آورد که‌ در آن‌ حکایت‌ پیامبران‌ و خبر گذشتگان‌ و آیندگان‌ هست». موضوع‌ درسناخوانده‌ و خطنانوشته‌ بودن ‌پیامبر(ص‌) از نظر تاریخی‌ نیز مسلّم‌ است‌ و حتی‌ شرق‌شناسان‌ و مورخان‌ غیرمسلمان‌ نیز بر آن‌ صحّه‌ گذارده‌اند. شهید مطهری‌ نیز بر این باور است که یکی‌ از نکات‌ روشن‌ زندگی‌ رسول‌ اکرم‌(ص‌) این‌ است‌ که‌ درسناخوانده‌ و مکتب‌نادیده‌ بوده‌ است‌؛ نزد هیچ‌ معلمی‌ نیاموخته‌ و با هیچ ‌نوشته‌ و دفتر و کتابی‌ آشنا نبوده‌ است. ‌احدی‌ از مورخان‌، مسلمان‌ یا غیرمسلمان،‌ مدعی ‌نشده‌‌ که‌ آن‌ حضرت‌ در دوران‌ کودکی‌ یا جوانی‌، چه‌ رسد به‌ دوران‌ کهولت‌ و پیری‌ که ‌دورهی‌ رسالت‌ است،‌ نزد کسی‌ خواندن‌ یا نوشتن‌ آموخته‌ است‌، و همچنین‌ احدی‌ ادعا نکرده ‌و موردی‌ را نشان نداده‌ که‌ آن‌ حضرت‌ قبل‌ از دوران‌ رسالت‌ یک‌ سطر خوانده‌ و یا یک‌ کلمه‌ نوشته‌ است.‌

مطلب مشابه :  مقاله رایگان درموردتولید ناخالص ملی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید