رشته حقوق

تاریخ صدر اسلام

دانلود پایان نامه

وات در واکنش به «موضع لامنس- بِکِر»، تلاشی اولیه برای اثبات واقعیت (تاریخیتِ) رویدادهای اصلی مرتبط با سیره انجام داد. وی بیست سال بعد، در کنفرانس استراسبورگ در مورد زندگانی پیامبر(ص)، با اشارهی صریح به بحثهای اخیر راجع به اعتبار مجموعهی تمامی منابعِ تاریخ صدر اسلام، بار دیگر نظر خود را مطرح نمود.
طبق نظر وات، چارچوبی اساسی برای سیره وجود دارد که وی آن را «بدنهی مغازی» (Magazi Material) مینامد، که شامل اطلاعات زیر است: «فهرست مغازی، سپاهیان دشمن که مسیر هر یک تعیین شده، فرمانده و تعداد شرکتکنندگان و در برخی موارد اسامیشان، نتایج جنگ، و تاریخ تقریبی و موقعیت نسبی ترتیب وقایع». این مطالب اساسِ سیرهی ابن اسحاق را تشکیل میدهد و چارچوب زمانی آن را تعیین میکند. گزارشهایی که ابن اسحاق معمولاً بدون اِسناد نقل میکند، پیش از آنکه توسط علما جمعآوری و ساماندهی شوند، مجموعاً توسط جامعه یا حداقل به وسیلهی برخی از مسلمانان حفظ میشد. این مطالب همواره مقبولیتِ عام یافته و معتبر و واقعی فرض شده بود، و باید از حکایات مربوط به جزئیات کماهمیتی که توسط ابن اسحاق در متن وارد شده و اسناد بر آن افزوده شده است کاملاً متمایز گردد. این حکایات که معمولاً به جزئیات رویدادها میپردازد و میتوان آنها را تحت عنوان احادیث طبقهبندی نمود، غالباً میتوانستند جعلی و بیاساس باشند. البته این مطالب در هیچ یک از زندگینامههای مهم اروپایی راجع به حضرت محمد(ص) به میزان قابلتوجهی استفاده نشده است. این خطای عمده که وات به لامنس و بِکِر- و اخیراً به کوک و کِرونِه- نسبت میدهد، ناتوانی بر ایجاد این وجه تمایز اساسی میان مطالب اصیلِ مغازی و مطالب مشکوکِ احادیث و حکایات است.
رودُلف زِلهایم (Rudolf Sellheim/متولد 1928م) از جمله سنتگرایانی است که معتقد به وجود لایههای مختلف برای مطالب مربوط به سیرهی پیامبر(ص) است که منعکسکنندهی دو نوع شخصیت متفاوت از حضرت محمد(ص)، یعنی شخصیت تاریخی و شخصیت آرمانیسازیشده هستند، که در تحقیق وی بسیار برجسته است. او کوشیده است وجود این دو نوع شخصیت را در خبر ابن اسحاق راجع به رحلت پیامبر(ص) نشان دهد. زِلهایم در تلاش خود برای درک عناصر تاریخی در سیره، نظریهای با عنوان «نظریهی لایهای» (Stratification Theory) ارائه داد که طبق آن میتوان سه لایه برای مطالب ابن اسحاق تصور نمود که بر روی هم قرار گرفتهاند: 1. رویدادهای تاریخی؛ 2. مطالب اسطورهای؛ 3. وقایع ناشی از اختلافات حزبی یا عقیدتی. لایهی تاریخی تا حدی با نظریهی «بدنهی مغازیِ» ویلیام مُنتگمری وات مطابقت دارد، که فهرستها و رویدادهای مهم زندگانی حضرت محمد(ص) در مدینه را دربرمیگیرد. این لایه همچنین شامل قطعههایی تاریخی است که وات با کمی اختلاف، آنها را کاملاً معتبر و موثق میدانست و به عنوان «منبعی مستند» میشناخت، نظیر «منشور مدینه». زلهایم همچنین قطعههایی توصیفی (Descriptive) را که «همراه با جزئیات و نزدیک به واقعیت» میداند، به این مجموعه اضافه میکند.
مناخیم ی. قسطر (Menachem J. Kister) و برخی از شاگردانش، به خصوص مایکل لِکِر (Michael Lecker/متولد 1982م)، در تلاش خود برای رسیدن به قدیمیترین لایه از روایاتِ مربوط به زندگانی پیامبر(ص) موفقتر بودهاند. آنان احادیث و گزارشهایی را کشف کرده و مورد مطالعه قرار دادند که با تفکرات جزمیِ متأخر در مورد مسائل حساس کلامی مخالف بودند؛ بنابراین، مطالبی که جمعآوری شده، به احتمال زیاد قدیمی و برخی قسمتهای آن نیز معتبر است. قِسطِر و شاگردانش رویکردی را دنبال کردند که پیشتر توسط یوهان فوک (Johann Fuck/ متولد 1894م)، اسلامشناس بزرگ آلمانی پیشنهاد داده شده بود. فوک در تحقیق کلاسیک خود با نام «نقش سنتگرایی در اسلام» از روش یکسانی برای استدلال و دفاع از ایدهی خود راجع به «هستهای معتبر برای روایات اسلامی» استفاده کرد. فوک همچنین اولین دانشمند غربی بود که در مورد «اصالت پیامبر عرب» سخن به میان آورد و قافلهی تحقیق را که راهی ترکستان بود بازگرداند.
با وجود این، قسطر نتوانست از بررسی چند روایت مستقل فراتر رود و به لحاظ نظری استدلالی قوی و مورد قبول همگان بر روش خود اقامه نماید. قسطر در تحقیقات خود دربارهی روایات سیره به دنبال نسخههای کمیاب و نادر میگردد که به توصیف وقایع پرداختهاند و معتقد است این نسخهها شکل اولیهی خبر را نشان میدهند، پیش از آنکه در نسخههای جدید دستخوش تغییر شوند. وی در مجموعه مقالات طولانی خود به دنبال بازسازی سیر تحولات نیست، چه تحولاتی که بر مبنای دورههایی است که آثار در آن ادوار به وجود آمدند و چه تحولاتی که بر مبنای سلسلهی روات است؛ بلکه وی به دنبال تحقیق دربارهی مدارکی است که به موضوعات خاصی مربوط میشوند. این تحقیقات نیازمند استفاده از مجموعه آثار گستردهای است که هم آثار متأخرین و هم آثار شیعی را دربرمیگیرد. آثار متأخرین یا صرفاً به عنوان تأیید مضاعف مدارکی است که شامل آثار اولیه میشود و یا به عنوان تأیید مدارک نخستین از آن آثار استفاده میشود. در آخرین مورد، این نظر تلویحی که بخش اعظمِ نخستین آثار عربی مفقود شده است و ازاینرو، آثار متأخرین باید حفظ شود، به نظر مورد قبولِ همگان قرار نگرفته است. استفاده از آثار شیعی، قسطر را قادر ساخت که در خصوص هر موضوعی موضع طرف دیگر را نیز ارائه دهد یا بالعکس، یکپارچگی بین نظرات اهل سنت و شیعه را نشان دهد. در هر دو مورد، تلاش برای یافتن رابطه میان مدارک اهل سنت و شیعه به ندرت صورت میگیرد.
پژوهش‏های قسطر را میتوان به‏ دو دستهی کلی تقسیم نمود: نخست، تحقیقاتی که به بررسی و تحلیل حوادث سیاسی- اقتصادی قبل از زمان بعثت پیامبر(ص) می‏پردازد؛ دوم آثاری که در آنها مسائل زمان پیامبر(ص) بررسی شده است. مهم‏ترین دغدغهی قسطر در این تحقیقات، سعی وی در تحلیل‏ علت و راه‏هایی است که مکه را به شهری مهم در نیمهی قرن دوم هجری/ ششم میلادی تبدیل کرد. با وجودی که اشارات اندکی در منابع به این‏ نکته می‏توان یافت، این مسأله متفقاً در منابع مورد تأکید قرار گرفته‏ که تجارت مکه از زمان هاشم بن عبدمناف به بعد گسترش‏ یافته و قبل از آن، به مکه و ایام حج محدود بوده است. با این حال، رهبران خردمند مکه توانستند در تلاشی پیگیر تجارت مکه‏ را گسترش دهند و ارتباط خود با قبایل را محکم کنند. ارتباط مکه با قبایل دیگر، به‏ویژه مراکز مهم اقتصادی- سیاسی آن دوره، یعنی حیره‏ و یمن، از نکات مهم مورد نظر قسطر می‏باشند. مقالهی «مکه و تمیم» در ابعادی از ارتباط آنها به بررسی رشد و گسترش مکه می‏پردازد. اما آنچه هنوز نیازمند پژوهش بیشتر است، تغییرات رخداده در خود مکه می‏باشد. شرایط جدید، اوضاع مکه را دگرگون کرده بود. قسطر این مسأله را در مقالات «اخباری چند در باب مکه از جاهلیت تا اسلام»، «مکه و قبایل عربی؛ نکاتی چند در روابط بین مکه و قبایل‏ عربی» و «غرباء و حلفاء در مکه» بررسی کرده است. از نظر قسطر جنبه‏های اقتصادی عاملی مهم‏ در برخورد پیامبر(ص) با یهود بوده است. با وجودی که قدرت اقتصادی یهود در مدینه و شبه‏جزیرهی عربستان مهم بوده است، اما به نظر نمی‏رسد این‏ تنها عامل برانگیزانندهی پیامبر(ص) در حمله به آنها بوده باشد. توجه به جنبه‏های اقتصادی در تحلیل برخی برخوردهای بین پیامبر(ص) و مخالفانش- اعم از یهود و قریش- تنها در آثار قسطر مورد توجه قرار نگرفته است.
مایکل لکر پژوهش‏های خود راجع به سیره را به نقش یهود در شبه‏جزیرهی عربستان اختصاص داده است. مجموعه‏ای از مقالات وی در مورد یهودیان مدینه با عنوان «مسلمانان، یهود و مشرکان، مطالعاتی در تاریخ آغازین مدینه» در سال 1995م به چاپ رسیده است. روبرت هویلند در معرفی این تحقیقِ لکر نوشته که این کتاب اثری مقدماتی است که لکر معتقد است پیش از نگارش‏ اثری جامع دربارهی زندگانی پیامبر(ص) می‏بایست انجام شود. با وجودی که وی‏ اثر تک‏نگاری قبلی خود را به قبیله‏ای خاص معطوف داشته بود، تمرکز در این نوشتار بر منطقه‏ای‏ جغرافیایی، یعنی منطقه العالیه در جنوب مدینه است. بعد از ذکر خلاصهی کتاب لکر، هویلند بحث خود را متوجه مسألهی وثاقت متون کرده، می‏نویسد که هیچ اثری جدی در باب سیره نمی‏تواند مشکل نقد منابع را در نظر نگیرد. لکر معتقد است که می‏توانیم بنیاد ثابتی از واقعیات را پدید آوریم. از این حیث، وی‏ بازتاب‏دهندهی دیدگاه‏های وات و دیگران است. روش وی جمع‏آوری‏ اخبار پراکنده و کنار هم قرار دادن آنهاست؛ مثل کنار هم قرار دادن‏ قطعات یک پازل که در نهایت، یک تصویر کامل را در اختیار ما قرار می‏دهد. مرور دیگر بر تحقیق لکر را اَندرو ریپین نگاشته‏ است. وی ضمن ارائهی فشرده‏ای از محتوای کتاب، به نکات دیگری‏ اشاره کرده که هویلند از آنها سخن نگفته است. ریپین تذکر می‏دهد که منبع مهم لکر در این تحقیق خود، کتاب «وفاء الوفاء» نگاشتهی سمهودی است که از متونی سود جسته که امروز در اختیار ما نیست.
آدرین لیتس (Adrien Leites) معتقد است که رویکرد قسطر گستردگیِ زیادِ روایات سیره را نشان میدهد، اما هیچگونه مفهوم روشنی از ساختار و سیر تطور آن به دست نمیدهد. به نظر لیتس، مشخصهی رایج رویکردهای غربی پرهیز از تفسیر است، که دو دیدگاه میتواند علت این پرهیز را توجیه کند. از یک سو، متونی که سیره در آن آمده است غالباً ویژگی نقلی دارند و بدینسان دارای مفهوم روشنی هستند. رهیافت این نوع متون به راحتی قابل شناسایی است و بدینرو، یافتن مسائل فرامتنی اصلاً اهمیتی ندارد. از سوی دیگر، این مسأله که سیره متشکل از متون است، این معنا را به ذهن متبادر میسازد که اعتبار هر بحثی منوط به متون و نصوصِ آن بحث است. ازاینرو، بهرغم اینکه ممکن است مفهوم سیره دشوار و پیچیده باشد، اما نباید هیچ معنایی را در فراسوی متون سیره جستجو نمود. از اظهارات لیتس این مسأله برمیآید که کار تفسیر مستلزم عدول آشکار از دو ویژگی تحقیقات غربی است: توجه ویژه به ویژگیهای روایی و اتکای صرف به شواهد متنی.
گروهی از پژوهشگران غربی معتقدند منابع اسلامی دارای دو سطح تفکیکپذیر هستند: اصیل و اسطورهای، و اینکه شخصیت آرمانیسازیشدهی حضرت محمد(ص) فقط در منابع اسطورهای منعکس شده است. مشهورترین محققِ این گروه، تور آندرائهی سوئدی (Tor Andrae/1885-1947م) است که کتابی در مورد شخصیت آرمانیسازیشدهی حضرت محمد(ص) منتشر کرده و در آن به بررسی عوامل اسطورهای در منابع رواییِ سیره پرداخته و به نوشتههای برخی از متکلمان مسلمانی که در قرون وسطی میزیستند نیز ارجاع داده است. اما همین نویسنده اثری نیز در مورد شخصیت تاریخیِ حضرت محمد(ص) منتشر کرده که در آن شخصیت پیامبر(ص) را عمدتاً براساس قرآن بازآفرینی کرده است. به بیان دیگر، تور آندرائه از نظرگاه روانشناختی تجربهی حضرت محمد(ص) را بررسی کرده و بدین نتیجه رسیده که این تجربه، راستین بوده و اینکه او برای روزگار و نسل خود پیام پیامبرانهی وحیانی داشته است. از دیدگاه آندرائه، مرز میان واقعیت تاریخی و اسطوره بسیار روشن است؛ وی تصریح میکند «تاریخ معتبر در مورد حضرت محمد(ص) با ظهور او به عنوان یک پیامبر در مکه آغاز میشود. آنچه مربوط به اوایل زندگانی یا تجربیات نخستین (Earlier Experience) اوست، عمدتاً اسطوره است»، که شامل «اسطورههای پرهیزکاری» است که «به معنای واقعی کلمه بیشتر متعلق به تاریخ اعتقادات پیروانش میباشد، تا زندگینامهی پیامبر(ص)». برخی محققان بر این باورند که کاوش اصلی آندرائه در زمینهی وضعیت دینی و عقاید جاهلیت قبل از ظهور پیامبر اسلام(ص) در عربستان بوده، به طوری که تلاش میکرده است مدرک و مستندی برای شباهت بین اسلام نخستین و راهبیت شامی پیدا نماید. آندرائه حضرت محمد(ص) را به عنوان یک اصلاحگر راستین دینی و اجتماعی که چشماندازهای تازه و شیوههای نوین تفکر را به قومش نشان داد توصیف میکند. به نظر او، حضرت محمد(ص) با الهام از فرامین الهی رسالت خود دانست تا آن دگرگونی اجتماعی و فکری را که معتقد بود جامعهاش از آن محروم است و در حسرت آن به سر میبرد، در آن جاری سازد. آندرائه همچون اشپرنگر شخصیت حضرت محمد(ص) را بیهیچ غرضورزی و تعصبی در بافت اجتماعی زمان و عصر خود مورد بررسی قرار داده است.
یکی از دستاوردهای آندرائه این بود که نشان دهد شخصیت حضرت محمد(ص) موجب پدید آمدن دو تصور متنافر از نبوتش شد: بنابر نخستین تصور، پیامبر(ص) صرفاً انسانی است که در برههای خاص از زندگی مسئولیت پیامبری بر عهدهاش گذارده شد؛ و بنابر دومین تصور، حضرت محمد(ص) یک موجود فوق بشری است که حیات خاکیاش با یک انتخاب به نبوت متصف شد. از تحقیقات آندرائه اینگونه پیداست که تصور نخست که در واقع در قرآن آمده، باب طبع علمای اهل سنت است؛ و تصور دوم در اصل محصول تفکرات شیعی صوفیانه است، اما از همان اوایل در روایات اهل سنت نیز راه یافته است. تمایزی که آندرائه بین این دو تصور از پیامبری حضرت محمد(ص) ارائه داده است، و آدرین لیتس به آن به عنوان پیامبری کارکردی و هستیشناسانه اشاره میکند، مبنای تفسیر او را فراهم ساخته است. اما باید توجه داشت که آندرائه با مطالعهی مدارک قطعی و شواهد روایی که مستقیماً با موضوعات قطعی مرتبط است، این تصورات را شناسایی نمود. ارتباط تمایز آندرائه بین دو تصور از حضرت محمد(ص) با سیره که محتوای آن را در واقع نمیتوان به اصول اعتقادی تقلیل داد، در معیارهای «تاریخ نجات» که در این مورد به ظهور رسید قرار دارد. منظور لیتس از «تاریخ نجات»، تصور تاریخ است، آنچنان که ارادهی نجات خداوند آن را حیات بخشیده است که خود با اجرای طرح کاملی برای هدایت به منصهی ظهور رسیده است. در حالی که این تصور، تعمق دربارهی نفس نبوت و پیامبر(ص) را به دنبال دارد، اما با تحقق تاریخیِ نبوت او بیارتباط نیست. از این دیدگاه خاص است که تمایز آندرائه میان دو تصویر از نبوت پیامبر(ص) باید مورد بازنگری قرار گیرد. ازاینرو، این نگاهی متفاوت به ماهیت نبوت حضرت محمد(ص) نیست، بلکه فهم تاریخی متمایزِ آن است که تشکیلدهندهی هستهی هر یک از این دو تصور است، هنگامی که در سیره جستجو میشود.
دیوید ساموئل مارگلیوث (David Samuel Margoliouth/1858-1940م) در سال 1905م زندگینامهای دربارهی پیامبر(ص) منتشر کرد که هدف آن در اصل مبرا ساختن حضرت محمد(ص) از اتهاماتی بود که نویسندگان اروپایی متعلق به سدههای گذشته بر پیشانی او حک کرده بودند. او به موضوع حساس ازدواجهای پیامبر(ص) که مورد انتقادهای فراوان اروپا نیز قرار گرفته است میپردازد. مارگلیوث در پرتو پژوهشهای خود متقاعد شد که هیچیک از این ازدواجها با هدف بهرهجویی مادی یا جنسی صورت نگرفته بوده است: «ازدواجهای متعدد حضرت محمد(ص) پس از مرگ حضرت خدیجه(س) از سوی بسیاری از نویسندگان اروپایی به شهوتی خارقالعاده و عجیب نسبت داده شده است؛ اما چنین به نظر میرسد که این ازدواجها عمدتاً از انگیزههای نابتری فرمان گرفته باشند. چندین مورد از وصلتهای او از ماهیتی سیاسی برخوردار بودهاند. پیامبر (ص) بسیار مشتاق بود تا پیوند پیروان خود را با خود هرچه نزدیکتر سازد. بیشک هدف او از ازدواج با دختران ابوبکر و عمر همین بود. در حالی که در ازدواجهای او با دختران رقبای سیاسی یا دشمنان شکستخوردهاش انگیزهی سیاسی از نوعی متفاوت به چشم میخورد». او در عین حال، بیهیچ محابایی حضرت محمد(ص) را متهم میکند که از روی علم و به عمد مردم را سردرگم کرده است و اشاره میکند که در تاریخِ معنویت انسانهایی که قوای خارقالعاده داشتهاند، سر از شیادی درآوردهاند.
در سال 1892م، هوبرت گریمه (Hubert Grimme/1864-1942م) کوشید که در زندگینامهی خود دربارهی پیامبر(ص) نشان دهد که حضرت عمدتاً یک اصلاحگر جامعهگرا بوده که از دین به منظور برآوردن اهداف اصلاحگرانهاش استفاده کرده است. به نظر او، دین اسلام وضعیتی شبه سوسیالیستی بود که آرمان اساسی آن، به تحقق رساندن مساوات مادی بین پیروانش بود. این نوع تفسیر از تاریخ صدر اسلام در میان اسلامشناسان وقت هم مجادلهانگیز بود. این فرضیه مورد انتقاد و تخطئهی شدید محقق هلندی، کریستیان اسنوک هورخرونیه (Christiaan Snouck Hurgronje/1857-1936م) قرار گرفت، که بر آن بود حضرت محمد(ص) نه تنها عمدتاً و قبل از هر چیز رهبر دینی بوده، بلکه انگیزهای که او را پیش میبرده، تصور روز قیامت و احوال و اهوال آن بوده است. این برداشت در بعضی محافل علمی به ویژه آنجا که آخرتشناسی مورد توجه بود، با استقبال روبرو شد. مسألهی آخرتشناسی در کتاب «زندگینامهی پیامبر(ص)» نوشتهی تور آندرائهی سوئدی برجستگی و اهمیت یافته است. ریچارد بل نیز اذعان کرد که اندیشهی قیامت و حساب و کتاب به یک معنی از آغاز در وحی قرآنی ظهور داشته، ولی بر آن بود که توصیفات اهوال جهنم بعداً به میان آمده و در واقع، پس از توصیفات مربوط به کیفرهای خاص کسانی که به پیامبران بیاعتقاد بودهاند، مطرح گردیده است.
معیار دیگری که محققان غربی برای شناخت سیره و شخصیت تاریخی پیامبر(ص) به کار بردهاند، «معیار عقیدتی و کلامی» است که با آن میتوانستند واقعیتها را حتی در دورهی مکی بیابند. ازاینرو، آرتور جفری (Arthur Jeffery/1892-1959م) در تحقیق خود دربارهی سالهای نخست زندگانی حضرت محمد(ص) در مکه به روایاتی توجه داشته که در آن پیامبر(ص) پیش از رسیدن به نبوت، [نعوذ بالله] در حال پرستش بتها به تصویر کشیده شده است و بیان میکند که این روایات «به احتمال زیاد صحیح هستند»، زیرا «بعید است تصور شود این روایات پس از شروع دورهی ارائهی تصویر آرمانیسازیشده از پیامبر(ص) ساخته شده باشند. در واقع، در آن زمان دلایل کافی برای جلوگیری از نشر این روایات وجود داشته و سخت است پذیرفته شود که اگر قدیمی و واقعاً اصیل نبودند به دست ما میرسیدند». پیش از او محققانی چون فرانتس بوهل (Frants Buhl/1850-1932م) روایاتی را که مضمون مشابهی داشتهاند به عنوان روایات واقعی پذیرفتهاند؛ مثلاً روایتی که طبق آن حضرت محمد(ص) پسری داشته که از همسر اولش حضرت خدیجه(س) متولد شده و نامش عبد مناف بوده که این نام توسط مشرکان مکه نامگذاری شده است. فرانتس بوهل در زندگینامهی پیامبر(ص) برای اولین بار موفق شد از کهنترین متون که همگیِ آنها در زمان چاپ تصحیح شده بودند، بهرهبرداری کند و بدین ترتیب، پیچیدگی روایات را به خوانندگان اروپایی عرضه کند. بوهل البته به عنوان یک روحانی پروتستان نگاهی انتقادی و نه چندان بیطرف نسبت به شخصیت حضرت محمد(ص) داشت. او همچنین بر اهمیت تاریخی و تأثیرگذار نهضت دینی که پیامبر(ص) آغاز کرد تأکید نموده است.
یولیوس ولهاوزن (Julius Wellhausen/1844-1918م) و روبرت برترام سرجینت (Robert Bertram Serjeant/1915-1993م) بررسیهای مفصلی دربارهی متن «منشور مدینه» که پیمانی میان پیامبر(ص) و قبایل ساکن مدینه و خاصه قبایل یهودی بوده است، انجام دادهاند. بعد از ولهاوزن، لئونه‏ کایتانی، آرنت جی‏ ونسینک، ویلیام مُنتگمری وات و اُری رُبین نیز در آثار خود به بررسی این مسأله پرداختهاند. به نظر لکر هم، بهرغم ضعیف بودن روایت ناظر به منشور مدینه‏ و انعقاد قراردادی با یهودیان، وجود آن با توجه به شرایط و لزوم‏ موضع‏گیری پیامبر(ص) در برابر گروه‏های مختلف در مدینه کاملاً محتمل‏ است. وی می‏گوید بندی که در آن منشور به عدم تعرض هریک‏ از دو طرف به دیگری اشاره کرده، تنها بندی است که می‏توانیم از بودنش در آن قرارداد اطمینان حاصل کنیم. در حقیقت، این بند، نخستین موضع پیامبر(ص) را در برابر یهود نشان می‏دهد.
از موضوعات مهمی که در سیره مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته، سیر تاریخی منازعات، مغازی و نبردهای پیامبر(ص) با کفار و قبایل مشرک جزیرهالعرب بوده است که مارسدن جونز (J. M. B. Jones/1920-1992م) به تفصیل بدان پرداخته است. او در مقالهای با عنوان «مقالهی ابن اسحاق و واقدی، رؤیای عاتکه و حمله بر نخله، مسألهی اقتباس و سرقت مطالب» نتیجه می‏گیرد که بخش اعظم مطالب سیره، پیشتر (یعنی قبل از زمان واقدی و ابن اسحاق) در قرن دوم هجری تدوین‏ شده بود و نویسندگان بعدی نکات تفسیری را بر آن افزودند. آنها مطالب را براساس مفاهیم ذهنی خود تنظیم کردند و نکاتی بر آن‏ روایات افزودند. بحث در مورد مبدأ تاریخ‏نگاری اسلامی تقریباً بر این‏ نکته تمرکز دارد که آیا هیچ متن تدوین یا گردآوریشده از قرن اول هجری‏ موجود است؟
مطالعهی ابعاد اسطورهای تاریخ زندگانی حضرت محمد(ص) هدف محققان دیگری نیز بوده است که در ابتدای قرن بیستم میلادی به نشر آثار خود پرداختهاند. در این مطالعات است که تأثیر مدلهای ادبیِ یهودی و مسیحی از تاریخ مقدس در روایات اسلامی کشف میشود، چون محققان تلاش کردند فرآیندی را که در طی آن این عناصر وارد سیره شده بودند و زمان آغاز این فرآیند را اثبات کنند. مهمترین آثارِ این حوزه، مقالات پی. جِنسِن (P. Jensen) و یوزف هوروویتس (Joseph Horovitz/متولد 1926م) است. این محققان تأکیدی خاص بر وجود عناصری از کتاب مقدس (Bible) و پسا-کتاب مقدس (Post-Biblical) در داستانهای سیره دارند و به این نکتهی مهم نیز پرداختهاند که این عناصر مستقیماً از منابع یهودی و مسیحی، و نه از طریق قرآن وارد سیره شدهاند. جِنسِن حتی معتقد بود که برخی از این عناصر در دورهی قبل از اسلام به بخشی از سنت عربی تبدیل شده بود؛ اما هوروویتس این مطلب را رد میکند، چون معتقد است عناصر یهودی و مسیحیِ موجود در سیره در بهترین حالت متعلق به چند دهه پس از رحلت حضرت محمد(ص) میباشد.
یکی دیگر از منابع اطلاعاتی محققان امروزی برای شناخت پیامبر اسلام(ص)، اشعار عربی است و تلاش برای شناخت اشعار جاهلی و اشعاری که در ادوار بعدی ساخته شده، از موضوعات مورد توجه محققان بوده است. هوروویتس به اصالت برخی اشعار مندرج در «سیرهی ابن اسحاق» و کهن بودن آنها نظر دارد که در نوشتههای ولید عرفات نیز مورد تأکید قرار گرفته است. تحقیق عالمانهی دیوان حسان بن ثابت از سوی ولید عرفات بیگمان اثری ارزشمند است.
بسیاری از داستانهای سیره که به قرآن اشاره میکنند، در نهایت به عنوان اسباب النزول یا «شأن نزول» شناخته شدند؛ اَندرو لورنس ریپین (Andrew Lawrence Rippin/متولد 1950م) که به مطالعه و بررسیِ این حوزهی خاص در بافت تفسیر قرآن پرداخته است، معمولاً این دیدگاه را تکرار میکند که اسباب النزول نتیجهی بسط تفسیری قرآن است. این مسأله میتواند تلویحاً بدین معنا باشد که تمامی روایات سیره که اشاره به قرآن دارند، ریشه در خود آیاتی دارند که ظاهراً این روایات در تفسیر آنها وارد شدهاند.
آنه ماری شیمل، استاد مطالعات و پژوهشهای اسلامی دانشگاههای بن، آنکارا و هاروارد معتقد است که در کتب سیره و زندگینامههای پیامبر(ص) پیرامون هستهی مرکزیِ مطالب واقعی، افسانههای بیشماری تبلور یافته است، اما محبوبیت الهیِ رهبر دینی راستین را از روی این افسانهها بهتر میتوان شناخت تا از روی واقعیات خشک دوران زندگی وی؛ چرا که همیشه این احتمال وجود دارد که سیرهنویس، آن واقعیات را موافق دیدگاه خاص خود تفسیر کند. تاریخهای مربوط به شرح زندگانی پیامبر(ص) در میان تاریخهای مربوط به سرگذشت همهی بنیانگذاران بزرگ ادیان همیشه از همه روشنتر بوده است؛ با این حال، حتی در نخستین روزگاران اسلام، «زندگینامهای مقدس» که به طور مسلّم رویدادهای عمدهی ظاهری زندگانی پیامبر(ص) را در دل خود حفظ کرده است، در میان مسلمانان انتشار یافت که تا زمان ما سالم مانده است. این زندگینامه به زبانهای مختلف کشورهای اسلامی شرح و بسط یافته و به نثر و شعر بازگو شده، و حتی گهگاه به تصویر مزین گشته است. همانطور که تحقیقات بیشمار مربوط به زندگانی پیامبر (ص) نشان میدهد، پژوهش در زندگی او به شیوهی رایج تاریخ، از قرار معلوم، تکلیفی ناممکن است؛ اما بیآنکه بر آن باشیم تا پردهی لطیف نورانی افسانهها را از زندگینامهی حضرت محمد(ص) کنار زنیم، میتوانیم شرح تاریخوار زندگی وی را به صورت خلاصه بیان کنیم.
آنه ماری شیمل میگوید در روزگار ما که مواجههی مسلمانان با علم و تکنولوژی غرب و نیز آداب و عادات غربیان، شیوهی زندگی چندین قرن آنان را با تهدید روبرو ساخته، مسألهی اصالت احادیث در صف اول اهمیت قرار گرفته است. محققان اروپایی از زمان ایگناتس گلدتسیهر به بعد، احادیث را شدیداً به چشم خردهگیری نگریستهاند. اما مسلمانان پارسا این خردهگیری را مردود میدانند، چون برآنند که منظور از این اقدام، اگر نابودی اسلام نباشد، لرزان ساختن پایههای آن هست. سید حسین نصر، یکی از اندیشمندان بزرگ عصر ما که در دانشگاه هاروارد درس خوانده است، در کتاب تفکرانگیز خود به نام «آرمانها و حقایق دین اسلام»، در فصل “پیامبر و احادیث نبوی” مینویسد: «آنان که بر احادیث خرده میگیرند و مدعیاند که کارشان هم مبنای علمی دارد و از روش مشهور- یا بهتر بگوییم نامشهور- مبتنی بر تاریخ استفاده میکنند که همهی حقیقتهای دینی را تا حد واقعیتهای تاریخی تنزل میدهد، بدین نتیجه رسیدهاند که این متون حدیث از پیامبر(ص) نیست، بلکه نسلهای بعدی آنها را ساختهاند. آنچه در پشت نمای این ساختمان به ظاهر علمی نهفته است و در این خردهگیریها به وضوح پدیدار است، همان پندار باطل علت به معلول است که اسلام را وحی الهی نازل از سوی خداوند نمیداند … اگر این کسان که بر حدیث خرده میگیرند همین را میپذیرفتند که پیامبر اسلام(ص) پیامآور خداست، دیگر بحث علمی معتبر در مخالفت با مجموعهی اصلی احادیث مفهوم نداشت».
آنه ماری شیمل معتقد است هیچ گوشهی دیگری از زندگانی پیامبر(ص) نیست که بیش از معراج و سیر آسمانی علاقهی خاورشناسان و مورخان ادیان را به خود معطوف کرده باشد. چنین مینماید که این سیر آسمانی به نوعی نخستین مرحلهی آغاز راه باشد و بدین سبب در برخی روایتها با تطهیر قلب پیامبر(ص) پیوند یافته است. ضمن اینکه مقایسهی سیر شبانهی پیامبر(ص) با رؤیاهای مکاشفهای یهود و نصارا نظایر جذابی را ارائه داده است.
آنه ماری شیمل در مصاحبهای تلویزیونی سلمان رشدی را به خاطر جریحهدار کردن احساسات مسلمانان «به گونهای اهریمنی» به شدت مورد انتقاد قرار داد. او معتقد است نویسندگان وظیفه دارند که به اعتقادات مذهبی دیگران احترام بگذارند. آنه ماری شیمل در یکی از آثار اصلیاش تحت عنوان «ابعاد عرفانی دین اسلام» اینگونه مینویسد: «در غرب هرکه در زمینهی اسلام به مطالعه و تحقیق میپردازد و یا تصویرگری سنتی از حضرت محمد(ص)- آنچنانکه طی سدهها نفرت و دشمنی در جهان مسیحیت گسترش یافته است- خو میگیرد، با مشاهدهی خصوصیات عرفانی و معنوی نیرومندی که از سوی سنت صوفیگری به این مرد نسبت داده شده شگفتزده خواهد شد؛ مردی یک اروپایی معمولی عادت کرده او را به عنوان سیاستمداری حیلهگر و شهوتران و در بهترین حالت به عنوان بنیانگذار بدعتی که از مسیحیت نشأت میگیرد بشناسد. حتی تازهترین پژوهشها در مورد پیامبر اسلام(ص) که صداقت و نگرش عمیقاً مذهبی وی را نشان میدهند، هیچ چیزی از عشق عرفانی را که پیروانش نسبت به او احساس میکنند فاش نمیکند. پیامبری که تا این اندازه به این اصل که او خود فرستادهی خداست اطمینان داشت، بیگمان میبایست بزرگمردی عبادتپیشه باشد؛ چرا که او درست از طریق دعا و نیایش موفق شده بود بارها و بارها حضور خدایی را که وی را فرستاده بود درک کند». تلاش شیمل در سرتاسر این اثر بر آن است که اهمیت هستهای شخصیت حضرت محمد(ص) را در تفکر و شیوهی عمل اسلامی نشان دهد و روشن کند که حضرت محمد(ص) به عنوان اصلیترین شخصیت مذهبی در اسلام تا چه اندازه مورد تقدیس و احترام است. در نظر اکثریت مسلمانان معمولی، پیامبر(ص) سرمشقی است برای چگونه زیستن، سرچشمهای که از آن فیض الهی و رستگاری جاری است و آنچنانکه مولانا جلالالدین رومی عارف مسلمان سدهی سیزدهم میلادی گفته است: «او دلیل و گواه هستی خداست».
کارل ارنست (Carl W. Ernst/متولد 1950م) معتقد است به لحاظ تاریخی، اروپاییان عادتشان بر آن بود که برای اشاره به دین پیروان حضرت محمد(ص) واژهی «محمدی» را به کار برند، هرچند مسلمانان آن را برچسبی ناچسب به حساب میآوردند. در اوایل قرن نوزدهم میلادی، مستشرقانی چون ادوارد ویلیام لین (Edward William Lane/1801-1876م) صراحتاً با معیار قرار دادنِ برداشت مسیحیتِ جدید از دین، واژهی «اسلام» را وارد زبانهای اروپایی کردند. «اسلام» درست همسان «هندوئیسم» و «بودیسم»، واژهای نوساخته در اروپا بود. کاربرد واژهی «اسلام» توسط محققان غیرمسلمان با تکرار روزافزون این واژه در مباحث دینی کسانی که امروزه «مسلمان» نامیده میشوند همخوانی دارد؛ یعنی همزمان یا کمی پس از متداول شدن واژهی «اسلام» در بین مستشرقان اروپایی، این واژه در محافل اصلاحطلبان دینی و پیشگامان بنیادگرایی اسلامی نیز رواج یافت. بنابراین، مفهوم «اسلام» در تقابل با «غرب» به همان اندازه که برساختهی استعمار اروپاست، پاسخی از جانب مسلمانان به توسعهطلبی اروپاییان نیز میباشد. برخلاف دیدگاههایی که برای تحلیل منازعات امروز در مورد اسلام به تاریخ قرون وسطی متوسل میشوند، در واقع، طی دو قرن گذشته بود که شرایط چنین منازعاتی فراهم آمد. برای فهم جهان واحدی که همهی ما در آن شریکیم، ادراک روندی که منجر به ظهور زبان تقابل و تخاصم شد ضرورتی اساسی است.
از دیدگاه کارل ارنست، در دوران قرون وسطی نویسندگان مسیحی تمام آن فضایلی که حقانیت حضرت محمد(ص) را در چشم مسلمانان نشان میداد واژگونه کردند و به شکل عیب و نقص درآوردند. این امر صرفاً به خاطر این بود که ایشان این دیدگاه را برنمیتافتند که بعد از حضرت مسیح(ع) پیامبری آمده باشد. از دیدگاه سنتی مسلمانان، امّی بودن حضرت محمد(ص) بر منشأ الهی داشتنِ کتابی دلالت دارد که او آورده بود، اما از نظر مسیحیان، دالّ بر این بود که وی باید یک شیاد باشد. اینکه تبار حضرت محمد(ص) به حضرت اسماعیل(ع) میرسد جزء تبارشناسی سنتی عرب محسوب میشد و مسلمانان آن را تأییدی دیگر بر منزلت حضرت محمد(ص) به حساب میآوردند، اما مسیحیان این ادعا را کاملاً دروغ میپنداشتند. کارل ارنست معتقد است که مهمترین انتقاداتی که مسیحیان نسبت به پیامبر اسلام(ص) داشتند یکی به فعالیتهای نظامی وی مربوط میشد و دیگری به تعدد زوجات. مسیحیان مجرد بودن حضرت عیسی(ع) و رویکرد غیرخشونتآمیز وی را جزء ویژگیهای ضروری معنویت حقیقی میدانند. درگیر شدن حضرت محمد(ص) در جنگ و تعدد زوجات او برای بسیاری از مسیحیان، دلیلی است آشکار بر اینکه وی به لحاظ تعالی معنوی همسطح حضرت عیسی(ع) نیست. منتقدان مسیحی پیامبر(ص) عموماً وی را فردی توصیف میکنند با انگیزههایی برآمده از جاهطلبی سیاسی و شهوات جسمانی که دور از شأن یک پیامبر است. اما مسلمانان از زاویهای کاملاً متفاوت به این موضوع مینگرند. از نظر آنان، حضرت محمد(ص) نمونهای است آرمانی از پیامبری که به امت خویش الگوی عملی میدهد و چگونگیِ زیستن را در خویش متبلور میسازد.
اختلاف این دو نگاه دینی در باب حضرت محمد(ص) به سختی میتواند فروکش کند. اما همچنین بودهاند نویسندگان مسیحیای که از زندگی حضرت محمد(ص) روایاتی درست و نامغرضانه به دست دهند، ولی گرایش عمومی آنان به سمت منفیگرایی افراطی است، به حدی که حتی شامل خیالبافی و دروغهای فاحش نیز شده است؛ مثلاً برخی از نویسندگان مسیحی با علم به اینکه شریعت اسلام گوشت خوک و شراب را حرام میداند، وقیحانه در باب وفات حضرت محمد (ص) خبرهای دروغی منتشر کردهاند مبنی بر اینکه [نعوذ بالله] وی مست از دنیا رفت و یا اینکه گوشت خوک باعث مرگ او شد. این داستانپردازی را به سختی میتوان بر چیز دیگری جز غرضورزی حمل نمود.
برخی از دیدگاههای مستشرقان که در قرن نوزدهم میلادی رایج شد، در پیدایش طرز تلقیهای کلیشهایِ امروز علیه اسلام دخیل بوده است. یکی از این دیدگاهها آن است که فرهنگهای شرقی صرفاً حیاتی دینی و معنوی دارند. مفهوم «شرق عرفانی» که برخاسته از عصر روشنگری است، این گرایش را تقویت کرد که وجود عوامل دنیوی همچون فناوری، اقتصاد و اجتماع را در فرهنگ شرق نادیده بگیرند. همچنین دانشمندان مستشرق تمایل داشتند نظریههای نژادی قرن نوزدهم میلادی را تردیدناپذیر بدانند، چنانکه میکوشند بیشتر تاریخ خاور نزدیک را در قالب نزاعهای بین اقوام سامی، هندی و آریایی (مثلاً نزاع اعراب علیه ایرانیان) تفسیر کنند. به علاوه، این اعتقاد بین آنان عمومیت داشت که ویژگیهای زبان تأثیری عمیق و اساسی بر دین و فرهنگ دارد، به نحوی که میتوانیم با مطالعه در باب زبان عربی، ماهیت دین اسلام و فرهنگ عربی امروز را به نحو کامل ادراک نماییم. کارل ارنست میگوید از این مطالب میتوانیم دریابیم که فرضیات مستشرقان در مورد اسلام چگونه توانست در توجیه استعمار اروپایی نقش بازی کند. او معتقد است مهمترین عامل خلق اندیشههای کلیشهای در مورد اعراب و مسلمانان در تاریخ معاصر، جنبش صهیونیسم و نزاع اعراب و اسرائیل بوده است. از عجایب است که صهیونیسم که در آغاز جنبشی اجتماعی با رهبری یهودیان سکولار بود، امروزه به صورت عنصر شاخص هویت دینی یهود درآمده است.

مطلب مشابه :  حسابداری محافظه کارانه

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید