رشته حقوق

تاریخ ادبیات

دانلود پایان نامه

اگرچه قرن نهم هجری آغاز انحطاط تاریخ ادبیات است، اما شخصیت جامی در این قرن دنبالۀ شاعران نام‌آور گذشته است. وی ازنظر فضل و دانش و تعداد آثار، سرآمد همتایان زمانه خویش است. جامی توانست با نوشتن آثار و شروح مختلف بر آثار عارفان نامی، عرفان ایرانی را که رو به ابتذال بود از خطر نابودی نجات دهد.
درزمینۀ تصحیح متون نیز کار وی ارزشمند است. وی بنا به درخواست وزیرش بر آن شد تا متن مصحح لمعات فخرالدّین عراقی را فراهم آورد. وی پس از یافتن نسخه‌های مذکور آن‌ها را مغلوط و نامضبوط یافت. کمک گرفتن از شرح‌ها نیز گرهای از کار او نگشود؛ بنابراین، با دست یافتن بر مبانی تفکر عراقی نه‌تنها صورتی راست و مضبوط از آن متن ارائه کرد بلکه شرحی دقیق
بر آن رساله نوشت.
طبق آنچه از بررسی زندگی، آثار و اندیشههای جامی برمیآید باید گفت جامی یکی از
بزرگترین و دانشمندترین شعرای زبان و ادب فارسی است و تبحر وی در اکثر علوم کم نظیر است و از نظر فضل و دانش سرآمد معاصران خود است. زندگی عارفانه و صوفی مسلک و دردمردم داشتن و به فکر مردم بودن او را نزد عوام و خواص محبوب کرده بود. باید گفت در بین شاعران کسی به اندازهی جامی از عزّت و احترام در بین مردم و حکومت برخوردار نبوده است. جامی نه تنها در سرزمین ایران بلکه در سایر ممالک از احترام ویژهای برخوردار بود و علمای زمان وی هیچیک به اعتبار جامی نائل نشدند.
فصل سوم:
بررسی علم کلام و معرفی فرقههای کلامی
3-1- علم کلام
قبل از پرداختن به مسائل و مباحث علم کلام لازم است ابتدا در باب کلام و معنای آن در لغت و در اصطلاح، وجه‌تسمیه و انواع آن و برخی مباحث که به شناخت بهتر این علم کمک میکند مطالبی ذکر شود که در این قسمت به بررسی دیدگاههای صاحبان فن در خصوص این مباحث پرداخته میشود.
«کَلْم در لغت به معنی زخم زدن (فرهنگ آنندراج، ذیل کلمه) از کَلَمَ، یَکْلِمُ و کلمه به معنی سخن، حرف معنی‌دار، خطبه و قصیده به‌کاررفته (المنجد ذیل کلمه) کلام به معنی سخن و حرف استعمال شده است».
کلام در اصطلاح به علمی گفته میشود که مسائل نقلی و اعتقادی را با ادلۀ عقلی و استدلال اثبات کند. در باب وجه‌تسمیۀ علم کلام نظریات مختلفی وجود دارد که به برخی از این نظریات اشاره میکنیم.
علم کلام در ابتدا به‌صورت یک علم منظم که دارای چهارچوب خاص و قواعد و ویژگیهای منحصربه‌فرد باشد نبود و فقط مباحث اعتقادی توحید صفاتی مثل علم، سمع و بصر و…بود و کسی را که در این مباحث بحث میکرد میگفتند: «تَکَلُّم فی …» و چون این مباحث بحث در برابر مخالفان بود شخص از استدلال و دلایل عقلی استفاده میکرد؛ بنابراین به آن شخص که به مناظره میپرداخت «متکلّم» گفته میشد و به همین سبب خود بحث و استدلال در این امور اعتقادی به «کلام» معروف شد.
دیدگاه دیگر در سبب نامگذاری این علم به کلام بر این است که چون مهمترین مسائل این علم مربوط به حدوث و قدم قرآن و اینکه آیا کلام خدا مخلوق است یا خیر، این علم به کلام منسوب شد.
نظر دیگر در باب وجه‌تسمیۀ علم کلام این است که «در نام‌گذاری این علم، نظر به معنی لغوی این علم بوده است؛ چراکه کَلم در لغت به معنی جرح و زخم واردکردن است و چون در مباحثات کلامی، طرفین با زخم‌زبان به جدال با هم میپرداختهاند، این نام را بر آن نهاده‌اند. همچنین، شاید متکلّمان به انگیزه رقابت با فلاسفه که یکی از فنون علمی خود را منطق نامیده بودند، اصطلاح علم کلام را وضع کردهاند؛ زیرا واژۀ منطق و کلام مترادف با یکدیگر هستند».
نظر دیگری که در مورد تسمیۀ علم کلام مطرح است این است که: «در این علم، تکلّم و گفتوگو با مخالفان بیش از دیگر علوم مطرح است و به سبب قوی بودن دلایل، تنها علمی است که شایستۀ این نام (کلام) است…و کلام حقیقی و استوار منحصراً در این علم طرح و اثبات میشود».
گروهی دیگر بر این باورند که کلمۀ «کلام» مأخوذ از مشتقات قرآنی است که مفاهیم متفاوتی را در قرآن شامل میشود مانند حرف، سخن، پیامبر، کلمۀ طیبه، کلمۀ خبیثه و… اما این دیدگاه به نظر اشتباه است و علم کلام اسلامی مأخوذ از این مفاهیم نیست.
البته شاید بتوان در وجه‌تسمیۀ این علم به علم کلام، دو زبان یونانی و سریانی را نیز مؤثر دانست؛ زیرا در زبان یونانی کلمۀ لوگوس(logos) هم به معنی کلمه و کلام (سخن) و هم به معنی استدلال است. در زبان سریانی نیز کلمه مَلَل (mallal) نیز به معنی سخن و استدلال است؛ و تئولوژی (theology) به زبان اروپایی که مأخوذ از اصل یونانی آن است به معنی خداشناسی و استدلال دربارۀ خداست. پس علم کلام یعنی علم سخن گفتن یا استدلال دربارۀ خدا.
علم کلام علاوه بر این اسم، بانام‌های دیگری نیز نامیده میشود. ازجمله: علم الهیات، علم اصول دین، علم النظر و الاستدلال، علم التوحید و الصفات، فقه اکبر و در زبان عربی به زبان لاهوت نیز معروف است.
از دلایلی که باعث شد مسلمانان به علم کلام و دفاع از مبانی ایمانی اسلام روی بیاورند میتوان به دو دلیل اشاره کرد: نخست اینکه قرآن مجید «تَعَبُّد» بدون تعقل و تفکر را سفارش نمیکند، لذا بر تعقل و تفکر در اصول دین تأکید میکند. دلیل دوم آنکه با گسترش اسلام و روی آوردن اقوام مختلف به آن، آراء و اندیشههای آنان نیز بر روی افکار مسلمانان تأثیر گذاشت و همزیستی مسلمانان با ادیان مختلف چون: یهودیان، مسیحیان و مجوسان، سبب مجادلات مذهبی و رواج اندیشهها و مباحث جدید شد و مسلمانان را بر آن داشت تا از عقاید خود با ایراد دلایل و حجتها به مقابله با این اندیشهها بپردازند و همین امر باعث شد که برخی درصدد فراگیری این فن روی بیاورند و همین باعث ظهور متکلّمان در قرن سوم و چهارم گردید.
در یک تقسیمبندی علوم و معارف اسلامی به سه بخش تقسیم میشوند: «الف) عقاید: مشتمل بر مسائل و معارفی که باید آنها را شناخت و به آنها معتقد بود و ایمان آورد مثل مسألۀ توحید، صفات ذات باری‌تعالی، نبوت عامه و خاصه و…ب) اخلاق: مسائل و دستوراتی که دربارۀ چگونه بودن انسان ازنظر صفات روحی و خصلتهای معنوی بحث میکند از قبیل عدالت، تقوا، شجاعت، عفت، حکمت، استقامت، وفا، صداقت، امانت و غیره. ج) بخش احکام مشتمل بر مسائل مربوط به کار و عمل که پیرامون امور شرعی است مثل نماز، روزه، حج و… علمی که به بخش اول مربوط میشود علم کلام است».
تاکنون از سوی صاحبنظران تقسیم‌بندی‌های مختلفی در باب علم کلام صورت گرفته است.
در یک تقسیم‌بندی میتوان علم کلام را به دو قسمت نقلی و عقلی تقسیم کرد: کلام نقلی که از مشاجرات فرقههای اسلامی و اختلاف آرای آنان به وجود آمد و مطالب از طریق وحی الهی و سخن پیامبر اثبات میشود و این بخش شامل مطالبی است که باید به آن معتقد بود و از عقل و استدلالات عقلی کمتر استفاده میشود؛ مانند مسائل مربوط به امامت. قسم دوم آن مربوط به کلام عقلی است که برای مبارزه با فلسفه ایجاد شد؛ و مباحثی چون جواهر و اعراض، ترکیب جسم از
اجزاء لایتجزی و… در آن موردبحث است.

مطلب مشابه :  توسعه صادرات غیرنفتی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید