تئوری ادراکی – حرکتی کپارت

رشد الگوهای حرکتی : اولین یادگیری فرد یادگیری حرکتیه یعنی واکنشای عضلانی و حرکتی. کودک در بین رفتار حرکتی در عمل دوطرفه با حهانه و دست به تجربیاتی دربارۀ اون می زنه . برابر نظر کپارت ، مشکل یادگیری ممکنه در همین مرحله شروع شه به خاطر این که پاسخای حرکتی کودک به شکل الگوهای مربوط به اون قرار نمی گیره . از اختلاف بین مهارت حرکتی و الگوی حرکتی به عنوان عامل مهمی در این تئوری یاد شده .

مهارت حرکتی ، یه عمل حرکتیه که ممکنه از دقت بسیار زیادی بهره مند باشه ، لکن منظور از اون اجرای یه عمل مخصوصا یا تکمیل و اتمام یه کار معینه . الگوی حرکتی از دقت کم ، اما از تغییر پذیری بیشتری برخورداره . هدف الگوی حرکتی وسیعتر و بالاتر از کارکرد صرفه ، از این رو بازخورد و اطلاعات بیشتری رو واسه فرد جفت و جور می کنه . مثلا ، انداختن توپ به حلقه ممکنه یه مهارت حرکتی باشه ، اما توانایی به کار گیری  این مهارت به عنوان بخشی از بازی بسکتبال یه الگوی حرکتیه (فریار ، رخشان ، ۱۳۷۹، ص ۱۴۰) .

تعمیمای حرکتی : وقتی چند الگوی حرکتی با همدیگه ترکیب شن ، گسترش حرکتی ایجاد می شه . به نظر کپارت چهار گسترش حرکتی خیلی خیلی مهمه :

 

  1. توازن و نگهداری وضع تن : این گسترش حرکتی با فعالیتایی سر و کار داره که به وسیلۀ اونا کودک با نیروی ثقل (گرانی) آشنا شده و رابطه اش رو با اون حفط می کنه .
  2. تماس : به وسیله گسترش حرکتی تماس ، کودک اطلاعاتی دربارۀ وسایل دور و بر خود از راه دخل و تصرف و دستکاری اونا بدست می آورد .
  3. حرکت و جابه جایی : حرکت و جابه جایی کودک رو قادر می سازه تا روابط بین یه وسیله رو با دیگه وسایل در فضا و مکان مشاهده کنه .
  4. گیرش و رانش : سه گسترش اشاره شده حالت ایستا دارن . در تعمیمای مزبور وسایل حالت ثابتی در مکان یا فضا دارن لکن گسترش گیرش و رانش حالت جست و خیز داره . اینجا کودک از راه فعالیتای حرکتی مثل کشیدن ، فشار دادن ، پرتاب کردن و زدن ، چیزایی در مورد حرکت وسایل در فضا و مکان یاد میگیره .

مقابلۀ ادراکی- حرکتی : به موازات اطلاعاتی که کودک از راه تعمیمای حرکتی دشت می کنه ، توجه خود رو به اطلاعات ادراکی  هم معطوف می کنه . از اونجا که نمی تونه همه کارها رو در شکل حرکتی اونا بفهمه تلاش می کنه بازیابی اونا رو از راه درک فراگیرد . داده های ادراکی وقتی معنی پیدا میکنن که با اطلاعات حرکتی پیش آموخته هم پیوند خورده و یکی شن . از این رو لازم میاد که اطلاعات ادراکی با ساخت اطلاعات حرکتی جفت و جور شن . فراگرد تطبیق و مقابله این دو قسم اطلاعات درون داد از طرف کپارت با اصطلاح مقابله ادراکی – حرکتی مشخص شده .

ساخت وقتی : تکامل ساخت وقتی هم با پاسخای حرکتی شروع شده و با اطلاعات ادراکی ادامه پیدا میکنه ، و بعد به صورت اطلاعات مفهومی درمی آید . کپارت سه جنبۀ اهمیت زمان رو در یادگیری به این توضیح مشخص کرده : همزمانی یا معنی توأمانی – و منظور از اون پدیده هاییه که با هم تو یه زمان اتفاق می افتن ؛ ریتم یا فاصله های وقتی مساوی ؛ و توالی یا ترتیب کارها در اندازه وقتی (فریار ، رخشان ، ۱۳۷۹، ص ۱۴۱) .