رشته حقوق

بیماری پارکینسون

دانلود پایان نامه

– رشد شخصی : احساس رشد ممتد داشتن، خود را در حال رشد و تحول دیدن، گشاده‌رو بودن برای تجارب جدید، داشتن حس تشخیص توان باقوه خود، در طول زمان تحول در خود و رفتار خود را دیدن، تغییر یافتن در جهتی که خودشناسی و کارآمدی بیشتر را منعکس نماید.
صرفنظر از دیدگاههای مختلف دربارۀ سلامت و ابعاد آن، عوامل و متغیرهای مختلفی وجود دارند که تأثیر مثبت یا منفی برآن می‌گذارند. از بین این عوامل می‌توان به دو نوع از آنها که تأثیر زیادی بر سلامت و بویژه سلامت روان‌شناختی افراد (در این تحقیق دانشجویان) می‌گذارند اشاره کرد که عبارتند از شیوه‌های حل مسأله و شیوه‌های مقابله با تعارض هر کدام از این عوامل خود دارای ابعاد و مؤلفه‌های مختلفی است که می‌توانند تأثیر متفاوتی بر همدیگر و همچنین سلامت روان‌شناختی بگذارند. برخی از آنها تأثیر مثبت و برخی دیگر تأثیر منفی دارند و ممکن است در افراد مختلف با توجه به زمینه‌های ارثی و ساختار شخصیتی یا پاره‌ای متغیرهای ناشناخته تأثیرهای متفاوتی داشته باشند.
2-9 افسردگی
اختلالی است که در آن خلق و نیروی فرد کاسته شده و انسان به نقطه پریشانی می‌رسد. در چنین شرایطی «خود» ممکن است بی‌ارزش به نظر برسد و جهان معنای خود را از دست بدهد و احساس بدبختی، ناامیدی و بیچارگی در فرد پدید آید (فرجاد، محمد حسین، 1377).
2-9-1 افسردگی، ناتوانی و کارآمدی شناخت درمانگری
کمپ، کورگیات و ژیل (1992)نشان دادند که یک دوره دوازده هفتگی شناخت- رفتار درمانگری گروهی با استفاده از فنون شناخت- رفتار درمانگری برای افرادی که مبتلا به انواع بیماریهای مزمن جسمی نظیر التهاب مفاصل، بیماریهای قلبی و ریوی هستند، موثر است. پیگیری شناخت – رفتار درمانگری اضطراب و افسردگی نشان داد که در پایان درمان، گروهی که ناتوان بودند و گروهی که ناتوانی نداشتند به نتیجه یکسانی دست یافتند. با این حال نتایج این درمان در گروه ناتوان در مقایسه با گروه دیگر تداوم پیدا کرد، اما نتیجه شش ماه پیگیری نشان داد که این گروه نتوانستند از دیگر روشهای درمانی فایده‌ای ببرند. کمپ کورگیات و ژیل(1992)دلیل استفاده از شناخت – رفتار درمانگری را در درمان افسردگی همراه با یک بیماری جسمی چنین بیان کردند که بیماریهای ناتوان کننده سبب آشفتگی روانی، کاهش دادن فعالیتهای لذتبخش، از دست دادن استقلال و پایین آوردن حرمت خود می‌شوند. این عوامل اغلب عوامل اسامی هستند که منجر به اختلال افسردگی می‌شوند و می‌توان به مبتلایان به این اختلال از طریق رواندرمانگری کمک کرد.
کیونیک و همکاران(2001) شواهدی ارائه دادند که بر آن اساس یک جلسه شناخت درمانگری در کاهش نشانه‌های افسردگی و اضطراب بیمارانی که تشخیص بیماری ریوی دارند موثرتر از روش آموزش روان شناختی به آنان است. در دیگر مطالعات روانشناختی ثابت شده که مداخله گریهای شناختی و رفتاری در افزایش فعالیتهای بیماران مزمن ریوی برای انجام وظایفشان (اتکینس و همکاران (1994)، بهبود کنش وری (ایزر و همکاران ،1997) وکاهش ادراک و اثرات بیماری موثر بوده است( لیسانکی و کلاف ، 1997).
دریستیک و همکاران (1999) طی یک مطالعه مقدماتی، شناخت درمانگری افسردگی را در بیماران مبتلا به پارکینسون به کار گرفتند. یافته‌های مقدماتی با تعداد محدودی از این بیماران این خوش بینی را ایجاد کرد که شناخت درمانگری، درمانی مناسب و مفید است. شناخت – رفتار درمانگری منجر به کاهش افسردگی و اضطراب در مبتلایان به بیماری پارکینسون شد. در حال حاضر پژوهشهای تصادفی کنترل شده ایدر مورد به کارگیری شناخت – رفتار درمانگری در درمان افسردگی همراه با بیماری پارکینسون وجود ندارد. گر چه کنش وری شناخت – رفتار درمانگری در افسردگی مبتلایان به بیماری پارکینسون همچنان تحت بررسی است، اما رواندرمانگری افسردگی با یافته‌های بالینی هماهنگ است ،‌چنانچه من یام (1997)اظهار می‌دارد هدف اساسی در تمام مراحل درمانی بیماری پارکینسون دستیابی به بهبود کنش وری این بیماران از طریق تجویز حداقل داروهای ممکن است. بنابراین تا اینجا می‌باید مشخص شده باشد که شواهد مربوط به کنش وری شناخت – رفتار درمانگری در درمان افسردگی واضطراب موجود در انواع بیماریهای جسمی هنوز در آغاز راه است از این رو به نظر می‌رسد کنش وری و فواید بالینی شناخت – رفتار درمانگری امیدوار کننده باشند. در واقع لازم است بیشتر مطالعات، ارزیابی درستی از کنش وری شناخت- رفتار درمانگری در درمان اضطراب و افسردگی موجود در مبتلایان به ناتوانیهای جسمی به عمل آورند. با این حال اگر افسردگی بیماران جسمی درمان نشده رها شود به ویژه اگر سالمندان افسردگی را به عنوان نوعی واکنشی و بنابراین پدیده‌ای قطعی بدانند این موضوع سبب طولانی تر شدن دوره بیماری جسمی خواهد شد. در بدترین شرایط، نتایج حاصل از آثار پژوهشی نشان می‌دهند که افسردگی درمان نشده در سالمندان می‌تواندمنجر به مرگ زودرس شود. در چنین حالتی درمان افسردگی در مبتلایان به بیماریهای جسمانی با استفاده از روشهای روانشناختی باید کاملاً الزامی باشد.
2-9-2 نظام طبقه بندی بین المللی کنش وری (ICF) سازمان جهانی بهداشت
در سال 1980 سازمان جهانی بهداشت نوعی نظام طبقه بندی را برای ارزیابی پیامد بیماریها به وجود آورد که در قالب واژه‌های آسیب، ناتوانی ،‌و معلولیت مورد استفاده قرار گرفت (جهت بحثهای بیشتر در مورد قابلیت کاربرد این مدل در رواندرمانگری با سالمندان به فصل اول این کتاب مراجعه کنید). در سال 2001 سازمان جهانی بهداشت در سطح گسترده‌ای این نظام طبقه بندی را مورد تجدید نظر قرار داد ،‌زیرا احساس شد که باید کمتر بر بیماری تاکید شود و در عوض نوعی طبقه بندی از مؤلفه‌های سلامتی شکل گرفت که، طبقه بندی بین المللی کنش وری ،‌ناتوایی و سلامتی (ICF) نامیده شد.
طبقه بندی بین المللی کنش وری، ناتوانی و سلامتی (سازمان جهانی بهداشت، 2001) نظام طبقه بندی انعطاف پذیری است که ارتباطات بین رشته‌ای را آسانتر می‌کند و بنابراین می‌تواند به عنوان ابزاری بالینی، آموزشی، پژوهشی و اجتماعی قابل استفاده باشد. این نظام طبقه بندی به دو بخش و هر بخش نیز به دو مولفه فرعی تقسیم شده است. بدین ترتیب بخش یک یعنی کنش وری و ناتوانی به دو مولفه فرعی کنشها و ساختارهای بدنی و مولفه‌های مربوط به فعالیت و مشارکت تقسیم شده است بخش دوم یعنی عوامل بافتاری شامل دو مولفه عوامل محیطی و عوامل شخصی است. هر مؤلفه از و یژگیهای مثبت و منفی برخوردار است.
به هنگام مداخله گریهای مربوطه به رواندرمانگری افسردگی یا اضطراب همراه با بیماریهای جسمی، نظام طبقه بندی کنش وری ،‌ناتوانی و سلامت، روابط درونی بین کنش وری و ناتوانی را مشخص می‌کند که با مدل شناخت – رفتاردرمانگری مطابقت دارد. مثلاً خانم دی که تنها زندگی می‌کند طی ده سال گذشته دچار تباهی لکه‌ای شبکیه شده و اکنون متوجه شده که نمی‌تواند بسیاری از کارها را مستقلاً انجام دهد. تباهی لکه‌ای شبکیه که وابسته به سن نیز هست منجر به کوری در سالمندان می‌شود. عنوان لکه‌ای در این بیماری به این دلیل است که این بیماری دقیقاً روی بخش مرکزی شبکیه اثر می‌گذرد بنابراین اساساً دید مرکزی آسیب می‌بیند. از دست دادن بینایی به تدریج اتفاق می‌افتد و هر دو چشم را مستقلاً تحت تاثیر قرار می‌دهد. دید پیرامونی خانم دی آسیب ندید و او فقط گاهی دچار نابینایی کامل می‌شد. حتی در صورت شدید بودن تباهی لکه‌ای شبکیه افراد توانایی استقلال خود را در جابجا شدن حفظ می‌کنندو از باقی مانده بینایی خودشان استفاده می‌کنند. خانم دی به دنبال مرگ سگ خود افسرده شد. در مورد شکل گیری افسردگی خانم دی تباهی لکه‌ای وابسته به سن نقش مهمی داشت. در این مورد بیماری تباهی لکه‌ای وابسته به سن تنها از این نظر مهم است که باعث شد فعالیتهای روزمره زندگی و توانایی خانم دی را به شرکت کردن در فعالیتهای مورد علاقه و مفید دچار اختلال کند (زئیس و همکاران ،‌1996 لونیسون و همکاران ،‌1985). در این مثال اختلال در کنش وری موضوع بسیار مهمی است که در مرحله آخر بیماری تباهی لکه‌ای شکل گرفت. موضوع مهم دیگر در فهم شکل گیری افسردگی در این مثال از دست دادن سگ خانم دی است : خانم دی به دلیل از دست دادن سگش دیگر به بیرون رفت و آمد نمی‌کرد و به همین ترتیب وقتی به تنهایی در محیط اطراف خود رفت و آمد می‌کرد احساس امنیت نداشت. شکل 1-10 :‌نشان می‌دهد که چگونه می‌توان از نظام طبقه بندی کنش وری در رواندرمانگری با سالمندانی که مشکلات جسمی دارند استفاده کرد.

مطلب مشابه :  دعوى مسئولیت ناشى از ورشکستگى شرکت

شکل 1- 10 :‌استفاده از نظام طبقه بندی کنش وری در عمل
نظام طبقه بندی کنش وری (شکل 1- 10) این واقعیت را در نظر می‌گیرد که افسردگی و درمان آن در صورت وجود یک بیماری مهم جسمی تباه کننده، پیچیده تر می‌شوند ،‌اما در اینجا بیماری تباهی لکه‌ای وابسته به سن تنها از این نظر مهم است که سبب اختلال اساسی در کنش وری فرد در رسیدن به نقشها و هدفهای مهم می‌شود ( به شکل 2-10 در مورد استفاده از مدل شناختی در سالمندان مراجعه کنید). عوامل شخصی نظیر سن خانم دی را نیز باید در نظر گرفت . خانم دی فکر می‌کرد چون 87 سال سن دارد دیگر آن قدر پیر شده که نمی‌تواند سگ دیگری بخرد ( در فصل دوم به هنگام صحبت از رواندرمانگری با سالمندان درباره این افسانه رایج بحث شده است). در این رابطه بحث و گفتگو با خانم دی به او امکان داد تا متوجه شود بر اساس اصل پیشگویی، خطاهای شناختی مربوط به سن پیری را مرتکب شده است. مثلاً این فرض را داشت که می‌داند چند سال یا چه مدت زنده خواهد بود. درمانگر با شوخی به او متذکر شد که هیچ کدام از ما نمی‌دانیم چه مدت زنده می‌مانیم. هیچ تضمینی وجود ندارد که درمانگر جوان بیشتر از او عمر کند. به دنبال این گفتگو خانم دی تصمیم گرفت از دخترش بخواهد تا با او به محل نگهداری سگها برود و به او کمک کند تا در آنجا سگ پیری را انتخاب کند و با خودش به منزل بیاورد (با تکرار این پیام به خود می‌گفت که سگهای پیر می‌توانند حیله‌های جدید را یاد بگیرند). بلافاصله بعداز این کار خلقش بهتر شد و استقلالش افزایش یافت. به علاوه در این مثال، مدل نظام طبقه بندی کنش وری رابطه منفی و متقابل بین افسردگی و بیماری تباهی لکه‌ای را نشان می‌دهد که به این طریق انگیزه خانم دی برای تحرک کاهش می‌یابد و افسردگی نیز احساس اعتماد او را در مقابله با مشکلش کاهش می‌دهد. نتیجه اینکه چنین فردی بیش از پیش منزوی و مستأصل می‌شود و این احساس را که می‌تواند اوضاع و احوال را تغییر دهد، به راحتی کاهش می‌دهد . با استفاده از نظام طبقه بندی کنش وری می‌توان مشکلات این بیمار را با تمرکز مؤلفه‌های مشارکت در فعالیتها و با تغییر دادن مواردی از عوامل محیطی و شخصی مورد بررسی قرار داد. به طور معمول ،‌میزان فعالیت و مشارکت در روابط بین فردی در پیشرفت و استفاده بهتر از روشهای شناختی- رفتاری مؤثر است، با این حال وقتی نوعی بیماری نظیر تباهی لکه‌ای وجود داشته باشد رواندرمانگران اغلب در مشخص کردن هدفهای مناسب درمانی احساس شکست می‌کنند. نظام طبقه بندی کنش وری به ما متذکر می‌شود که ابعاد مهم کنش وری متأثر از تغییرات رفتاری است و بنابراین مداخله گریهای روانشناختی در سلامت جسمی بسیار اهمیت دارند چه تاثیر مثبتی بر کیفیت زندگی فرد می‌گذارند.
افزون براین نظام طبقه بندی کنش وری با مدل شناختی سالمندان که در فصل سوم توضیح داده شده مطابقت دارد و همچنین نوعی معیار سنجش و ضابطه بندی در مؤلفه‌های فرعی مربوط به سلامت را فراهم می‌کند. شکل 2-10 تعامل بین مدل شناختی با سالمندان و استفاده از نظام طبقه‌بندی کنش وری را در مورد خانم دی نشان می‌دهد. بر اساس این تعامل می‌توان فهمید که مدل شناختی با سالمندان در مورد سلامتی و بیماری وقتی پیشرفت می‌کند که بیماریهای جسمی نقش مهمی در ضابطه درمانی شناخت – رفتار درمانگری داشته باشند.
اساساً سطح دیگری از تحلیل مدل شناختی در سالمندان به دلیل تایید عوامل خارجی شکل گرفت که نسبت به مدل سنتی شناخت درمانگری بِک برای متخصصان بالینی به این دلیل قابل استفاده است که به موضوعات مربوط به فهم چگونگی شکل گیری افسردگی در این نمونه بالینی و اساسا عوامل تداوم بخش افسردگی تاکید می‌کند.
از شکل 2-10 می‌توان فهمید که عوامل آغازگر و تداوم بخش کاملاً متفاوت هستند : فایده بالینی این شکل این است که به درمانگر امکان می‌دهد که در کار با بیمار تاثیر بیماری (در این مثال بیماری تباهی لکه ای) را بر اساس اثرات آن بر کنش وری مشخص کند تا بتوان بر اساس آن مداخله گریهای درمانی را تدوین کرد. بدون این ضابطه بندی درمانگر نمی‌تواند در پی بردن به عوامل جسمی مهمی که در ایجاد افسردگی نقش دارند به راحتی تبحر پیدا کند. در این مثال بالینی دلایل واضحی وجود دارد که چگونه خانم دی به ویژه در این زمان نسبت به افسردگی آسیب پذیر شد . دلایلی نظیر این باور که کسی از اعضای خانواده از او حمایتی نمی‌کرد و اینکه سالهای خوش زندگی او بسیار اندک بود که تمام شد. افزون بر این واضح است که وقتی به مسایل این مورد بالینی توجه کنیم در می‌یابیم که باورهای مربوط به سن در مشارکت دادن این زن به درمان امری بسیار مهم و اقدامی بجا و مناسب است.
2-9-3- اجرای عملی مدل شناختی با سالمندان وطبقه بندی بین اللملی :کنش وری در مورد افسردگی بیماران مبتلا به پارکینسیون
حدود صد هزار نفر در انگلستان و یک میلیون نفر در امریکا به بیماری پارکینسون مبتلا هستند. مثل بیماری آلزایمر ،‌تشخیص قطعی این بیماری به دنبال کالبد شکافی پس از مرگ امکان پذیر است، که بنظر می‌رسد بیش از 25 درصد از موارد به غلط بیماری پارکینسون تشخیص داده می‌شوند (تین تر و جن کوویک ،‌2001). بیماری پارکینسون چهار نشانه اساسی دارد که عبارتند از لرزش در موقع استراحت، کند جنبی (حرکات آهسته) ،‌سفتی عضلانی و اختلال در ژستهای بدنی (پنتلند ،‌1999) افزون بر این در شکل گیری این بیماری سه مرحله بالینی وجود دارد: مرحله نخستین، مرحله بدون نوسان و مرحله نوسانی (من یام، 1997). نشانه‌های بیماری پارکینسون در مرحله نخستین خفیف اند و عمدتاً با دارودرمانگری مهار می‌شوند. در مرحله نوسان، نشانه‌های بیماری آنچنان پیشرفت نمی‌کند که نیاز به استفاده از داروهایی نظیر اودوپا کاربامید (ال دوپا ) باشد. ال دو پا به دلیل عوارض جانبی آن و کاهش یافتن اثرات آن بعد از مصرف طولانی، خیلی کم استفاده می‌شود. بنابراین توصیه شده که تا حد ممکن درمان با ال دو پا به تاخیر بیفتد (بروکس ،‌2000). در مرحله بسیار نخستین این بیماری تا حد زیادی خطر شکل گیری کندی جنبی (نارساکنش وری حرکتی) و نشانه‌های روان گسستگی وجود دارد. در مراحل بعدی این بیماری ممکن است برای بیماران داروها به میزان حداکثر تجویز شوند، با این حال ممکن است تعدادی از بیماران نشانه‌های مراحل نهایی بیماری را روزانه به مدت چندین ساعت نشان دهند.
میزان شیوع افسردگی در مبتلایان به بیماری پارکینسون بالای 50 تا 60 درصد گزارش شده است (کامینگز و مسترمن ،‌1999 ،‌زیس ویکس و همکاران ،‌1999). وجود افسردگی در بیماران مبتلا به پارکینسون تشخیص و درمان دارویی این بیماران را مشکلتر می‌کند (پووه و یوگی نر ،‌1999). افسردگی در بیماری پارکینسون لزوماً به میزان اختلال بیماران یعنی آنچه که به عنوان مراحل بیماری ارزیابی می‌شود بستگی ندارد (شورگ ،‌جهانشاهی و کویین 2001 ؛‌زیس ویکس و همکاران، 1999؛ مک کارتی و براون 1989).
جهانشاهی متذکر شده که بنظر می‌رسد طول مدت بیماری ارتباط کمی با شکل گیری افسردگی داشته باشد. موضوع بسیار مهم در این بیماری میزان پیشرفت ناتوانی است(شورگ ،‌جهانشاهی و کویین، 2001). شروع و تباهی بسیار سریع بیماری پارکیسنون مشخصاً فرصت لازم برای بکارگیری روشهای جبرانی در مقابله با پیامدهای این بیماری را نمی‌دهد و در نتیجه می‌تواند با درجات شدیدتر افسردگی همراه شود. براون و جهانشاهی (1995) اظهارکردند که افسردگی در مراحل مختلف بیماری پارکنسیون شکل می‌گیرد. مثلاً در مراحل نخست تشخیص این بیماری وقتی نسبت به عوارض تباهی عصبی بیماری تردید و ترس وجود دارد منجر به افزایش سطح استیصال می‌شود. این استیصال می‌تواند فرد را به مرحله بدون نوسان بیماری بکشاند. طی مرحله نوسان بیماری فرد می‌تواند مجدداً انتظار افزایش استیصال را داشته باشد.
2-9-4 شناخت – رفتار درمانگری افسردگی در مبتلایان به بیماری پارکینسون
مثال بالینی زیر بر مواردی تاکید می‌کند که در کار در با بیماران مزمن جسمی نظیر مبتلایان به پارکینسون باید به آن توجه شود. آقای پی. اساساً به دلیل مجموعه‌ای از نشانه‌های اضطراب و افسردگی که به دنبال تشخیص بیماری پارکینسون در یک سال قبل در او شکل گرفته بود، توسط پزشک عمومی خودجهت شناخت – رفتار درمانگری معرفی شده بود. آقای پی، لرزش قابل ملاحظه‌ای در دست راستش داشت و تصور می‌شد که به بیماری پارکینسون مبتلاست . آقای پی، مشکل عمده خود را این گونه توصیف کرد که وقتی متوجه تشخیص احتمالی بیماری پارکینسون در مورد خودش شده نوعی احساس سر در گمی به وی دست داد ه است. آقای پی از همان ابتدای مطرح شدن این بیماری یعنی طی دوازده ماه گذشته بتدریج فعالیتهای مورد علاقه خود را متوقف کرد. او رفتن به آموزشگاه موسیقی شهر، دوچرخه سواری، کوهنوردی و میهمانی را قطع کرد و طی این یک سال چندان فعالیتی نداشت . ضمن اینکه بیمار تایید کرد که فعالیتهای ذکر شده را کاهش داده است.بعد از جلسه نخست درمان، برنامه فعالیت هفتگی به او داده شد تا به عنوان تکلیف خانگی انجام دهد.

مطلب مشابه :  فرهنگ اسلامی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید