3-5-6- عنصر، وقته، حوزه گفتمانگونگی
انسجام گفتمان‏هابه ثبات رابطه دال و مدلول از یک سو، وثبات رابطه دال‏ها با دال مرکزی از سوی دیگر وابسته است. دال‏هایی که حول دال مرکزی گرد هم می‏آیند” وقته” یا لحظه نامیده می‏شوند. ممکن است هر نشانه چندین معنا داشته باشد. هر گفتمان به طور طبیعی یکی از معانی را بر حسب هم‏خوانی با نظام معنایی خود تثبیت و مابقی را طرد می‏کند. معانی احتمالی نشانه‏هارا که از گفتمان طرد شده‏اند، حوزه گفتمانگونگی نامیده می‏شود. سرریز معانی یک دال یا نشانه به حوزه گفتمانگونگی با هدف ایجاد یک دستی معنایی در یک گفتمان انجام می‏شود(لاکلاو و موفه، 1985: 11 1 به نقل از کسرایی و پوزش شیرازی، 1388: 346).
یک وقته یا لحظه، قبل از ورود به یک مفصل‏بندی گفتمانی، در حوزه گفتمانگونگی قرار دارد و عنصر نامیده می‏شود. عناصر دال‏های شناوری هستند که هنوز ذیل هیچ گفتمانی قرار نگرفتهدر واقع از گفتمان مورد نظر طرد شده‏اند مثل انرژی درمانی در اوایل انقلاب یا توسعه سیاسی. از منظر لاکلاو و موفه گفتمان تلاشی است برای تبدیل عناصر به وقته‏هااز طریق تقلیل چندگانگی معنایی به یک معنای تثبیت شده(لاکلاو و موفه، 1985: 11 1 به نقل از کسرایی و پوزش شیرازی، 1388: 346).
3-5-7- ضدیت، غیریت
گفتمان‏ها در ضدیت وغیریت با یکدیگر شکل می‏گیرند. هویت یابی یک گفتمان، صرفاٌ در تعارض با گفتمان‏های دیگر امکان‏پذیر است. روز را تنها در تعارض با شب می‏توان شناخت. هویت روز، وابسته به هویت شب است. هویت گفتمان‏هامشروط و منوط به وجود غیر است. بنابراین گفتمان‏ها همواره در برابر خود غیریت‏سازی می‏کنند. گاه در برابر یک گفتمان، غیرهای متعددی وجود دارد، که آن گفتمان از آنها در شرایط گوناگونو برای کسب هویت‏های مختلف استفاده می‏کند(سلطانی، 1383:111).
3-5-8- برجسته‏سازی و حاشیه‏رانی
مفهوم غیریت، در ذات خود با مفاهیم برجسته‏سازی و حاشیه رانی همراه است. برجسته‏سازی دال‏های مورد نظر و حاشیه رانی نظام معنایی و دال‏ای گفتمان رقیب است. این فرایند شامل بیان قوت‏های خود و کاستی‏های رقیب است. در واقع برجسته‏سازی و حاشیه رانی نوعی استراتژی است برای هژمونی کردن یک گفتمان.(صفری شالی،1392: 152)
3-5-9-هژمونی و تثبیت معنا
هژمونی، یعنی ایجاد اجماع و توافق بر سر معنایی خاص در یک جامعه، به گونه‏ای افکارعمومی آن معنای مشخص را برای آن دال، هرچند به طور موقتی بپذیرند و آن معنا مدتی تثبیت شود. با تثبیت معنا، و هژمونیک شدن دال‏های یک گفتمان، کل آن گفتمان هژمونیک می‏شود. تثبیتموقت هویت، اصلی‏ترین کارویژه هژمونی در گفتمان است. مفهوم هژمونی یا استیلا حول این موضوع است که در ساحت سیاست و اجتماع، چه کسی و کدام نیرو برتر است و در جامعه چه معانی مسلط خواهد و چه کسانیبه تصمیم و سیاست‏گذ اری خواهند پرداخت(کسرایی و پوزش شیرازی، 1388: 350).
3-5-10-بی‏قراری
تثبیت و انسداد در معنای نشانه‏ها دایمی نیست، بر همین اساس لاکلاو و موفه برای نشان دادن موقتی بودن معنای دال‏ها، از واژه وقته استفاده می‏کنند. در حالتی که معنای تثبیت شده یک وقته متزلزل شود، این تزلزل را بی‏قراری نامیده می‏شود(کسرایی و پوزش شیرازی، 1388: 363).
3-5-11-اپیزودهای معنایی
منظور از اپیزودهای معنایی این است که متن چه درکی از جهان به دست می‏دهد، عقاید ودانش‏هایی که در متن نشان داده شده است، چند موردند، به بیان فرکلاف ارزش‏های تجربی متن کدامند.
3-6 – روش‏های جمع‏آوری اطلاعات
در پژوهش حاضر، از ابزارو مفاهیم زبان‏شناسی بخصوص مدل هالیدی برای تبیین منابع قدرت در پشت متون زبانی بهره گرفته، وبرای جمع‏آوری اطلاعات و داده‏هااز روش اسنادی استفاده خواهد شد. لازم به ذکر است در تحلیل داده‏های گفتمانی به مقایسه دولت‏ها و مجالس بعد از انقلاب در ارتباط با گزاره‏های مشخصی در حوزه سیاست‏های بازنشستگی در سه سطح توصیف(تحلیل متن)، تفسیر(تحلیل فرایند) و تبیین (تحلیل اجتماعی)، و مفصل‏بندی نشانه‏هاو فضای گفتمانی حاکم پرداخته خواهد شد.
3-7– نحوه تجزیه و تحلیل اطلاعات
برای تحلیل داده‏های گفتمانی از ابزارهای تحلیلی لاکلاو و موفه به همراه سطوح توصیف، تفسیر، و تبیین(روش فرکلاف) استفاده خواهد شد. در بخش توصیفی از واژگانی مانند(واژگان کانونی، واژگان سلبی، قطب‏بندی، مفاهیم بازنشستگی، جان کلام متن، پیش‏فرض‏های متن) برای تفهیم هرچه بهتر موضوع استفاده خواهد شد.جدول 3-1 نحوه تحلیل متن را نشان می‏دهد.
جدول (3-1) تحلیل متن گفتمانی
واژگان کانونی

                                                    .