پیش از آن که تعریف علمی و اصطلاحی محیط زیست بیان شود، لازم است که ابتدا معنای لغوی این واژه مورد بررسی قرار میگیرد.
تعریف لغوی محیط زیست: اصطلاح «محیط زیست» خود از دوکلمه «محیط» و«زیست» ترکیب یافته است. این دو واژه در فرهنگ های لغت مختلف داخلی و خارجی مورد توجه قرارگرفته است. در برخی از این کتب، به خصوص آنهایی که در دهههای گذشته تدوین شدهاند، کلمه «محیط» مترادف اصطلاح «محیط زیست» قلمداد شده است. به عنوان مثال میتوان از فرهنگ واژههای قرن نوزدهم میلادی نام برد. دراین کتاب، امیل لیتره لغت محیط را مترادف با لغت محیط زیست دانسته است. واژه «محیط» به معنای آن چه که احاطه میکند، احاطه اشیاء یا ناحیه یا موقعیت، عمل احاطه کردن و نتیجه این عمل آمده است. جمع کلیه شرایط خارجی و اثرآنها در زندگی و توسعه موجودات مجموعه عوامل فیزیکی- شیمیایی- بیولوژیکی و عوامل اجتماعی که در یک لحظه معین قادر به اثرگذاردن، مستقیم یا غیرمستقیم فوری با زمان دارد. موجودات زنده و فعالیت انسان باشند، فراگرفتن نفوذ کردن، تحت نفوذ قراردادن، شرایط و اوضاع و احوال و مانند آنها تعبیر شده است.
دربارهی کلمه «زیست» گفته شده است که به معنای چیزی است که، به معنای چیزی که یک شخص برای زنده ماندن به آن نیاز دارد، تهیه کردن غذای کافی یا پول کافی برای زنده نگه داشته خود حیات، زندگی و عمر، زندگانی امرار معاش، دوام، وسیله معیشت، قلمرو و حیات زندگی، هستی، وجود داشتن و مانندآن، همچنین همین تعابیرفرهنگهای لغت دیگر بیان شده است. بنابراین، میتوان گفت که، محیط زیست از نظر لغوی به معنای محلی که آدمی را احاطه کرده است، و نیز قلمرو حیات و زندگی است.
تعریف اصطلاحی محیط زیست: در قوانین و مقررات کشور ما اعم از قانون اساسی، قوانین عادی و دیگر مقررات، تعریفی از محیط زیست ارائه نشده است، بنابراین، در این زمینه نمیتوانیم به دیدگاه قانونی استنادکنیم و ناگزیر از مراجعه به متون دیگر خواهیم بود. همچنین، در قوانین بسیاری دیگر از کشورها مانند فرانسه و لهستان نیز تعریف حقوقی از محیط زیست بیان نشده است. معاهدات و کنوانسیونهای بینالمللی نیز، تعریف خاصی از محیط زیست ارائه نکردهاند. دربارهی تعریف اصطلاحی محیط زیست، مفاهیم و عبارتهای گوناگونی بیان شده است که، صرف نظر از وجود اختلاف در کلمات و الفاظ، تشابه فراوانی از حیث مفهوم میان آنها وجود دارد، محیط زیست به عنوان یکی از رشتههای مطالعاتی، تعریف و مفهوم مخصوص به خود را دارد.
وجود و استمرار حیات انسانی و تمامی گیاهان و جانوان منوط به وجود محیط مادی مناسب است. این محیط مادی و یا به عبارت دیگر محیط زیست، مجموعهای مرکب از آب، هوا و ذرات معلق نیز دوده خاک و غبار است. به عبارت دیگر، «محیط زیست متشکل است از نظامهای اتمسفر(که ازهوا و ذرات آب و ذرات معلق تشکیل شده)، پدوسفر (زمین)، بیوسفر(قشرزیست محیطی)، و هیدروسفر(آب) ». هوایی که ما استنشاق میکنیم و بوسیله آن نفس میکشیم، قسمتی از اتمسفرمیباشد که کره زمین را پوشانده است و نزدیکترین لایه اتمسفربه زمین که تشکیل دهندهی فضای حیات جانداران است. هوا از گازهایی مانند، اکسیژن، دیکسیدکربن و ازت ترکیب یافته است. زمین و یا به عبارت دیگرخاک، محلی است که کلیه فعل و انعالات بشر، و نیز دنیای گیاهان و جانوران در آن واقع است. یعنی پوشش خاکی است که قسمت درونی زمین را در برمیگیرد. بیوسفر لایهای است که زمین را در برگرفته است و همراه با هیدوسفر، از بیوسفر و اتمسفری که در مجاور سطح زمین قراردارند، تشکیل شده است. درون این لایه که شکلهای گوناگون حیات اعم از انسان و دیگر جانداران، بر روی کره خاک به وجود آمده است.
همچنین، در تعریف محیط زیست آمده است که، «محیط زیست عبارت است از محیطی که فرایند حیات را فرا گرفته و با آن برهم کنش دارد. محیط زیست از طبیعت، جوامع انسانی، و نیز فضاهایی که با فکر و به دست انسان ساخته شدهاند، تشکیل یافته است و کل فضای زیستی کره زمین، یعنی زیستکره (بیوسفر) را فرا میگیرد». به این ترتیب مشخص میگردد که، هرچند محیط زیستی که از آن سخن گفته میشود، تمامی فضای حیاتی زیست کره را شامل میگردد، و از آن مفهوم یک و ازآن یک واحد منسجم و غیرقابل تفکیک استنباط میشود، اما در اصل واحدی همانند و یکنواخت نیست، و از مجموعه محیطهای گوناگون، نظیر محیطهای استیپی (مرتع وسیع دارای علف و عاری ازدرخت)، بیابانی و جنگلی تشکیل شده است و هریک از این محیطها ارتباط نزدیکی با محیط دیگردارند.
بنابراین، تعریف دیگری که از محیط بیان شده است، محیط زیست محیطی است با خصایص بیولوژیکی، شیمیایی و فیزیکی معین که درآن محیط، بشر و سایر موجودات ذیحیات در طول زندگی خود میتوانند از یک زندگی طبیعی بهرهمند باشند. همچنین، در تعریف محیط زیست گفته شده است که، محیط زیست یک هدیه الهی است که از مجموعه منابع، موجودات، علل و شرایط هماهنگی که گرداگرد هرموجود زنده وجود دارد و استمرار زندگی و حیات منوط و وابسته به آن است، تشکیل میشود.
بند دوم: انواع محیط زیست
امروزه در علوم مختلف از واژه «محیط» صحبت میشود و اشکال گوناگونی را نیز برای آن ترسیم میکنند. مانند: محیط اقتصادی، محیط فرهنگی، محیط سیاسی و محیط روانی، در قلمرو محیط زیست نیز ابعاد مختلفی از محیط مورد توجه قراردارد، که عبارتند از: محیط طبیعی، محیط مصنوعی یا انسان ساخت و محیط اجتماعی.
الف- محیط طبیعی
محیط طبیعی به آن قسمت از محیط زیست اطلاق میشود که در برگیرندهی بخشی از فضای سطح کره زمین است و به دست انسان ساخته نشده مانند: کوهها، دشتها، جنگلها، حیات وحش، دریاها و غیره.
به عبارت دیگر، تمامی چشم اندازهای طبیعی موجود در جهان، محیط طبیعی محسوب میشوند، علیرغم این که، انسان با توجه به پیشرفتهایی که در زمینههای گوناگون به دست آورده است، با این حال در ماهیت طبیعی بودن عوامل سازنده این قسمت از محیط زیست تغییری حاصل نشده است.
عوامل تشکیل دهنده محیط طبیعی را میتوان به دو قسمت عوامل جاندار و بیجان تقسیم کرد:
1- عوامل جاندار عبارتنداز: الف- حیات وحش، ب- پوشش گیاهی(رویش طبیعی).
2- عوامل بیجان که عبارتنداز: الف- آب، ب- هوا، ج- خاک، مجموعه عوامل جاندار و بیجان، فضای زنده کرهخاکی یا بیوسفررا تشکیل میدهند. انرژی مورد نیاز برای حیات موجودات و استمرارآن به عنوان محیط طبیعی یاد میکنیم، طبیعت خالص و به دور از دگرگونی نیست و اثرات نامطلوبی از سوی انسان برآن وارد شده است.
در مناطقی (کشورهایی) مانند ایران، که قدمت زندگی بشر درآن به قرنها قبل از میلاد مسیح باز میگردد، یافتن طبیعت بکرو دست نخورده به مراتب دشوارتر خواهد بود. درعرصه بینالمللی هرچند تلاشهای زیادی در طول دو دهه اخیر برای حفاظت از این محیط به عمل آمده است؛ امّا تخریب و انهدام عوامل محیط طبیعی (آب، خاک وهوا) و آلوده کردن طبیعت، همواره ادامه داشته است.
ب- محیط مصنوعی
محیط زیست مصنوعی به محیطی گفته میشود که توسط انسان ساخته شده است. و به عقیده پارهای از متخصصان، محیط زیست مصنوعی، محیط زائیده تفکر و محیط فرهنگ ساخت است، بنابراین شهرها با تمام اجزاء آن، محیط زیست مصنوعی را تشکیل میدهند، خانهها، مدرسهها، کارخانهها، فرودگاهها، راهها و غیره. اجزای این بُعد از محیط زیست محسوب میشوند. علاوه بر این، زبالههای کنار خیابان، آلودگی آب و هوا، تمیز یا کثیف بودن جویبارهای روان و مانند آنها نیز عناصر تشکیل دهندهی این قسمت از محیط زیست هستند.
از آنجا که محیطزیست مصنوعی، حاصل نحوه تفکر و چگونگی فرهنگ جامعه است. براساس این شاخص میتوان طرز تفکر و کیفیت فرهنگ یک اجتماع را دریافت. به عبارت دیگر؛ با ملاحظه تمیز یا کثیف بودن یک شهر به علاقمندی ساکنان آن به سلامت و بهبود محیط زیست و پاکیزگی آن و یا بیتوجهی نسبت به این موضوع میتوان پی برد. بافت محیط مصنوعی و انسان ساخت، در حقیقت محصول فرهنگ برنامهریزی و طراحی بشر است، در گذشته و تا زمانی که انسان برای گذراندن زندگیش با منابع طبیعی و طبیعت سروکار داشت، توان و قابلیت محیط خود را به طور غریزی و یا تجربی رعایت میکرد. به طور مثال، اگر مرتعی برای چرای200 راس دام کافی بود بیشتر از این تعداد را در آن مرتع به چرا نمیبرد، به تدریج که بشر از طبیعت فاصله گرفت، بسیاری از این اندیشهها را از دست داد و قوانین طبیعت را از یاد برد، این انسان که تولید کننده و ابزارساز شده بود برای رسیدن به هدفهای خود، بدون در نظر گرفتن قوانین طبیعت، به سازماندهی محیط خود پرداخت و به این ترتیب حرکت خود را در جهت آلوده سازی محیط آغاز کرد.
ج- محیط اجتماعی
مقصود از محیط اجتماعی جامعهای است که بشر در آن زندگی میکند، این قسمت از محیط زیست از انسانهایی که در کنار و اطراف ما وجود دارند و با ما سروکار دارند و با آنها روابط متقابل داریم تشکیل میشود، این محیط اجتماعی از خانواده آغاز میشود و همسایگان، همکاران، رهگذران، فروشندگان و مانند آنها را در جامعه شهری و روستایی در بر میگیرد و گستره آن تا ملت و دولت ادامه مییابد. اگر روابط اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی میان کشورها و جوامع گوناگون مورد توجه قرار گیرد، در این صورت میتوان گستره محیط زیست اجتماعی را بسیار فراتر از حد و مرز ملی دانست.
در کشورهای در حال رشد و به عبارت دیگر جهان سوم بیشتر معضلات زیست محیطی ناشی از محیط اجتماعی است، در ارزیابی کلی از وضعیت زیست محیطی این بخش از جهان، تأثیر پذیری محیط زیست (در مفهوم عام) از محیط اجتماعی به مراتب بیشتر از تأثیر گذاری عوامل فنی – مهندسی بر محیط زیست است، زیرا بیشتر مسایل فنی مانند آلودگی آب و هوا، فرسایش خاک، تخریب پوشش گیاهی ناشی از پارهای از ناهنجاریهای اجتماعی است. به طور مثال: به دلیل احتیاج به سوخت، روستانشینان اقدام به قطع درختان و بوتههایی میکنند که روستای آنان را در برابر فرسایش خاک و جابهجایی تپههای ماسهای حفاظت میکند، یا رشد شهر نشینی و افزایش جمعیت در شهر، باعث بالا رفتن میزان مصرف و در نتیجه افزایش آلودگیها، مانند آلودگی آب و هوا میشود.
برهمین اساس، باید میان معضلات زیست محیطی کشورهای صنعتی و غیر صنعتی تفاوت چشمگیری قایل شد. در کشورهای صنعتی مشکلات مربوط به محیط زیست بیشتر ناشی از پیشرفت چشمگیر و فنآوری و صنعت است، اما در کشورهای در حال رشد آلودگی و تخریب محیط زیست محصول رشد فزاینده صنعت نیست، بلکه ناشی از عواملی مانند فقر، گرسنگی، بیکاری، بی سوادی، کمبود مسکن و بهداشت است.
بند سوم: حقوق محیط زیست در ایران و اسناد بینالمللی
الف- حقوق محیط زیست در ایران
امروزه جهان به نحو فزایندهای با دو رویکرد مهم برنامهریزی و محیط زیست در راستای تحقق توسعه پایدار روبروست، که در برآیند حاصل از آنها، شاهد شکلگیری ترمی جدید به نام حقوق محیط زیست هستیم که، قوانین برنامهای بخشی از آن است. توسعه کشورها، براساس تدوین راهبردها، سیاستها و برنامههایی(بلند مدت، میان مدت، کوتاه مدت) صورت میپذیرد که با تکیه بر آرمانها، تواناییها، امکانات و شرایط محیطی حاکم بر کشورها تدوین شده است. با بررسی قوانین برنامههای عمرانی ( شش برنامه ) قبل از انقلاب اسلامی و برنامههای توسعهای (چهار برنامه) پس از انقلاب اسلامی، آنچه محرز می باشد، جایگاه سیر صعودی و توسعه حقوق محیط زیست در روند تدوین و تصویب قوانین برنامهای است.
چنانچه، در بررسی این قوانین در بستر زمانی پس از انقلاب، صرف نظر از مباحث ماهوی و تحلیل محتوای مواد، شاهدیم جایگاه محیط زیست به گواهی ارقام از یک تبصره( تبصره ١٣ ) در قانون برنامه اول توسعه از مجموع ۵٢ تبصره، در برنامه چهارم توسعه به یکی از محورهای شش گانه به نام حفاظت محیط زیست، آمایش سرزمین و توازن منطقهای تغییر یافته است و در مجموع ١۵ ماده از ١۶١ ماده قانون برنامه چهارم به محیط زیست اختصاص یافته و در کنار آن نیز در ١۴ ماده دیگر ضرورت رعایت مسائل زیست محیطی مورد توجه قانونگذار قرار گرفته و لحاظ شده است. گرچه در این برنامه نیز تا رسیدن به وضعیت مطلوب راه نسبتاً طولانی در پیش است. روند طی شده بیانگر حرکت در مسیری نسبتاً موفق در زمینه لحاظ نمودن ملاحظات زیست محیطی با برنامههای توسعهای جهت دستیابی به توسعه پایدار است، که، موفقیت قطعی این برنامهها، منوط به اجرای کامل آن خواهد بود.

                                                    .