رشته حقوق

برنامه های تلویزیون

دانلود پایان نامه

“با ورود یک دستگاه تلویزیون به خانه، تغییراتی در شیوه رفتاری افراد خانواده دیده می شود اکثر گردهم آیی های شبانه خانواده به دور تلویزیون و به خاطر برنامه های آن است “(اعزازی،1373: 53). تلویزیون گروه خانواده را دور خود متمرکز می کند (مارتینز، 1354 :108). البته روشن بودن تلویزیون حتی با وجود عدم توجه و تماشای اعضاء خانواده نشان از نوعی عادت نیز دارد. بوردیو اندیشه ی «عادت» را برای مشخص کردن نظامی از گرایش های فرهنگی برگرفته از اجتماع و کنش هایی که مردم را از دیدگاه شیوه زیستی از هم متمایز می کند ،زنده و دوباره مطرح کرد . عادت، تمام پهنه ی فرهنگی – تولید، ادراک و ارزیابی کنش های روزمره – را در بر می گیرد (لال،1379: 104). ماکوزه می گوید نظارت اجتماعی باعث شده تا نیاز مقاومت ناپذیر به تولید و مصرف زائد، نیاز به کار خرفت کننده که در واقع ضروری هم نیست ، نیاز به فراغتی که این خرفتی را ستایش و تداوم بخشد پیدا می شود .(کازینو،1364 :169)
لال کاربرد های اجتماعی تلویزیون را اینگونه عنوان می کند:
آسان سازی ارتباط : نمایش تجربه ها ، زمینه های مشترک ، ورود به گفتگو ها ، کاهش دل نگرانی ، فراهم آوردن موضوع برای گفتگو ف مشخص کردن ارزش ها
وابستگی / روی گردانی : تماس یا روی گردانی جسمی و کلامی ، همبستگی خانوادگی ، آرامش دهنده به خانواده ، کاهش برخورد ، نگهداری پیوند ها
آموزش اجتماعی : تصمیم گیری ، نمومه برداری رفتاری ، حل دشواری ها ، انتقال ارزش ها، مشروع سازی ،پراکندن دانسته ها ، جایگزین آموزش مدرسه ای
کارآمدی / چیرگی : انجام نقش اجتماعی ، تقویت نقشه ، عرضه داشت نقش های جایگزین، اعتبار روشنفکرانه ، اعمال قدرت ، دروازه بانی خبر ، آسان سازی گفتمان (لال،1379: 106).
تلویزیون به صورت تدریجی می تواند اثرات خود را بر بینندگان باقی گذارد. کودکان و نوجوانان هر کدام با توجه به ویژگی هایی که دارند بطور متفاوت از این رسانه تأثیر می پذیرند. در اکثر جوامع، بیشتر مخاطبین تلویزیونی را قشر کودکان و نوجوانان تشکیل می دهند و علت این امر شاید این باشد که سرگرمی های دیگر به این راحتی در دسترس آن ها قرار نداشته است. «هیمل ویت» درباره علت جذابیت تلویزیون برای این عده معتقد است که این رسانه به آن ها این فرصت را می دهد که به ماوراء محدودیت های زندگی خود نفوذ کنند و آگاهی های جدیدی بدست آورند. موضوع بسیاری از برنامه های تلویزیون (مورد علاقه کودکان و نوجوانان) را داستان هایی تشکیل می دهد که باعث ارضاء تمایلات غیر واقعی آن ها می شود. امروزه برای والدین این مسأله عینی شده است که فرزندان آن ها جزئیات بسیاری در مورد آداب و طرز رفتار در اجتماع را از طریق تلویزیون به آسانی فرا می گیرند. بسیاری از کودکان و نوجوانان و حتی بزرگسالان تلویزیون را وسیله ای برای دیدار و دور هم جمع شدن قرار می دهند. (رشیدپور2، 1354 : 15)
«ویلبر شرام» جاذبه تلویزیون را به دو دلیل می داند:
1) لذت منفی سرگرم شدن و در جهانی تخیلی زیستن و به طور غیر مستقیم در ماجرای هیجان آور سهیم شدن.
2) فراموش کردن مشکلات زندگی واقعی. (Schramm, 1960 : 41-45)
بسیاری از والدین به جهت این که وقت کافی برای بازی و کندوکاو با کودکان را ندارند از تلویزیون به عنوان پرستار کودک بهره می گیرند. پژوهش ها نشان داده است که تلویزیون خواه ناخواه بر افراد تاثیر گذار است؛ به عنوان مثال کودکانی که شاهد ارتباط خشن یا بر عکس محترمانه افراد، در تلویزیون باشند دقیقآ همان را خواهند آموخت.
«همیل ویت» سه اصل را در مورد کودکان و تلویزیون بیان می کند:
1- هنگامی که تلویزیون وارد محیط خانواده می شود و مورد استقبال قرار می گیرد، جانشین آن دسته از فعالیت های مشابهی می گردد که یک نوع احتیاج و خواسته را ارضاء می کند. در مقابل، فعالیت های غیر مشابه تحت تاثیر تلویزیون قرار نمی گیرد و کماکان اوقات فراغت طفل را به خود اختصاص می دهد. به عنوان مثال با آمدن تلویزیون و نشان دادن فیلم در آن کودکان کمتر به سینما می روند.
2- با آمدن تلویزیون، نقش و وظیفه پاره ای از فعالیت ها (به عنوان مثال گوش کردن به رادیو ) عوض می شود یعنی افراد خانواده کمتر به رادیو رجوع می کنند.
3- در حالی که فعالیت های منظم و متشکل طفل در محیط خانواده تحت تاثیر ورود تلویزیون قرار نمی گیرد، بر عکس فعالیت های غیر منظم و پراکنده بدون تردید جای خود را به تلویزیون می دهد.
کودکان به این علت تلویزیون را دوست دارند که تلویزیون آنها را تنبیه نمی کند، برایشان لذت و هیجان به همراه دارد، آدم ها و مکان های تازه ای را در معرض دید آن ها قرار می دهد و به نوعی در خانواده نقش همبازی آن ها را در تنهایی ایفا می کند. (رشید پور2، 1354: 37)
بسیاری از مادران، تلویزیون را به خاطر کمکی که به آن ها می کند ستایش می کنند (منظور، نگهداری فرزندان در خانه و جلوی دست و پا نبودن بچه ها برای این که مادرها کارهایشان را به راحتی انجام دهند، می باشد.) (شرام، 1960: 2) کودکان به علت صرف وقت زیاد برای تماشای برنامه‏های تلویزیونی که تا پاسی از شب ادامه می‏یابد، صبح ها با تأخیر بین 13 تا 15 دقیقه به کلاس درس می‏آیند و خواب‏آلود هستند. تحقیقات نشان می‏ دهد که اکثر این افراد دارای بهره هوشی پایین تر از حد طبیعی هستند و عملکرد نامطلوبی در مدرسه دارند. دیر خوابیدن این کودکان معمولاً در خانواده‏ هایی مشاهده می‏شود که کنترل ویژه روی کودکان خود ندارند. این گونه کودکان، بدون تماشای تلویزیون نیز وضعیت درسی مناسبی ندارند و در کلاس درس بی‏توجه و خواب‏آلودند. (شرام و دیگران، 1375 : 229)
تلویزیون و فضاسازی رسانه ای
نخستین نظریه ای که پیرامون دامنه اثرات رسانه های عمومی فرمول بندی شده است «نظریه گلوله» است، که از آن با اسامی دیگری، مانند نظریه سوزن تزریقی یا نظریه کمربند انتقال، نیز یاد می شود. چفی و دیگر بانیان این نظریه بر این باورند که پیام های ارتباط جمعی بر همه مخاطبانی که در معرض آنها قرار می گیرند، اثرات قوی و کمابیش یکسانی دارند (سورین و تانکارد، 1381). پژوهش‌های اولیه در باب رسانه مبتنی برایده تأثیرات مستقیم و تزریق زیرپوستی مفاهیم رسانه‌های جمعی است که مبنای آن مدل انتقالی‌ای بود که برپایه مدل مشهور توسعه ارتباطاتِ شانون و ویوور (1949) شکل گرفت؛به طرز ساده‌ای ارتباطات را به‌عنوان انتقال پیام از فرستنده به گیرنده توصیف کرد. در این نگاه، فرستنده پیام یا تولیدکننده محتوا دارای قدرت می‌باشد ‌و ازمخاطب به ‌عنوان دریافت‌کننده ‌منفعل‌ اطلاعات‌ تعبیر شده است(Newbold and others, 2002: 25)
با وجود این، برخی شواهد پژوهشی (برای مثال کاتز ) نشان داده اند که انسان به مثابه موجودی انتخابگر و پردازش کننده اطلاعات و برخوردار از عقل سلیم است. به باور آنان همین امر، دامنه تاثیر رسانه ها بر او را محدود می سازد یا به تعبیر روانشناسان (برای مثال بارون ) آدمی بر اساس تجارب گذشته و نظام باورهای خود، تصمیم می گیرد که خود را در معرض چه نوع اطلاعاتی قرار دهد. به همین دلیل، او رسانه ای را برمی گزیند که پیام ها و اطلاعات منتشره از طریق آن با نظام معنایی و باورهای او همخوانی بیشتری داشته باشد.
در تقابل با دیدگاه گلوله، دیدگاه نظری دیگری فرمول بندی و ارائه شده است که از آن تحت عنوان «اثرات محدود رسانه ها » یاد می شود. جوزف کلاپر در اثری تحت عنوان «اثرات ارتباط جمعی» به تشریح این الگوی نظری پرداخته است. به باور کلاپر نخست اینکه وسایل ارتباط جمعی به صورت مستقیم بر مخاطبان تاثیر نمی گذارند، بلکه اثرات خود را از طریق عوامل واسطه ای بر جای می نهند. دوم اینکه، عوامل واسطه ای رسانه را تبدیل به یک عامل ثانویه و نه یک عامل علَی، می سازند.
بر اساس نظر متولیان دیدگاه «اثرات محدود»، رسانه ها تاثیرات ناچیزی بر مخاطبان خود بر جای می گذارند، همین اثرات محدود نیز زمانی نمایان خواهند شد که مخاطبان خواهان آن باشند. کلاپر اینگونه نتیجه‌گیری کرد که «ارتباطات جمعی» به طور عادی دلیل ضروری وکافی برای اثرگذاری بر مخاطب نیست. نتایج مطالعات او در عوض نشان داد که نقش رسانه‌های جمعی بیشتر برای استحکام بخشیدن به نگرش‌های موجود است تا اینکه بخواهد آنها را تغییر داده یا نگرش جدیدی بیافریند(Newbold and others, 2002: 31).
سومین نظریه مربوط به اثرات رسانه ها «نظریه کاشت» است. فرمول بندی این نظریه حاصل تحقیقات گسترده ای است که گربنر و دیگران پیرامون اثرات تلویزیون انجام دادند. به باور گربنر و همکارانش، تلویزیون با نفوذ فراگیر در بین خانواده ها مبادرت به کاشت جهان بینی، نقش ها و ارزش های رایج در ذهن آنان می نماید. به رغم بانیان و حامیان نظریه کاشت، تلویزیون بیش از هر رسانه دیگری اندیشه ها، سبک زندگی و روابط درون و برون فردی افراد جامعه را شکل می دهد؛ چون این رسانه بیش از رسانه های دیگر در زندگی روزمره مردم حضور دارد. (عبدالله خانی، 1389 :14)
رویکرد دیگری که تأثیر رسانه‌های جمعی را محدود می‌داند، دیدگاه تکثرگرایانه درباره جامعه است که در دهه 1940 پدیدار شد ودر دهه 1960 بین مردم عمومیت یافت. فرض حامیان تکثرگرایی این بود که جامعه دارای مراکز قدرت خیلی متفاوتی است که از طریق« نیروی‌های متقابل»، به صورت یک عامل بازدارنده طبیعی و متعادل‌کننده عمل می‌نمایند (Newbold and others, 2002: 31).از منظر دیدگاه‌های تکثرگرایانه، قدرت رسانه محدود و مشروط به نظر می‌رسد. قدرتی که بوسیله طیف وسیعی از سعامل‌ها تعدیل می‌گردد(Newbold and others, 2002: 31).

مطلب مشابه :  جرایم علیه محیط زیست

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید