1.6.2 گرایش های برنامه ریزی:
به دنبال مباحثی که مطرح شد، می توان گفت که ویژگی های زمانی هر یک از دوره های زمانی مختلف، منجر به گرایش های خاص از برنامه ریزی شد که با عناوین ارتجاعی، غیرفعال،فعال وتعاملی موسومند.گرایش مسلط بعضی برنامه ریزان به گذشته است که به آن ارتجاعی گفته می شود. گروهی به زمان حال گرایش دارند که غیر فعال نامیده می شود و برخی به آینده متمایلند که به فعالان معروفند. چهارمین گرایش، گرایش تعاملی است که گذشته، حال و آینده را به عنوان بخش های مجزا، ولی غیر قابل تفکیک یک آشفتگی می بیند که باید برای آن برنامه ریزی کرد. این گرایش به طور مساوی به همه ی این ویژگی ها می پردازد و بر این باور است که بدون در نظر گرفتن این جنبه های زمانی، توسعه امکان پذیر نخواهد بود.
(علی احمدی، فتح الله، تاج الدین،1384)
دسته ی چهارم برنامه ریزان، با توجه به تغییرات و تحولاتی که عوامل درون سازمانی و برون سازمانی را تحت تاثیر قرار می دهد، سعی می کنند سیستم ها را به گونه ای طراحی کنند که توانمندی یادگیری، انعطاف پذیری و پویای ان ها افزایش یابد. (مینتزبرگ، آلساراند، لمپل،1384)
2.6.2 فرایند پایه ی برنامه ریزی استراتژیک :
این فرایند معمولا توسط سازمان هایی که بسیار کوچک باشند و یا این که در زمینه ی برنامه ریزی استراتژیک پیش از این فعالیت زیادی نداشته اند. این فرایند شامل موارد زیر است:
شناسایی مقاصد: این بیانیه، فلسفه وجودی سازمان را تشریح می کند. بیانیه باید آن دسته از احتیاجاتی را که سازمان قصد برطرف کردن آن را در جامعه دارد بیان کند. معمولا نوع جامعه ی مورد نظر نیز باید بیان گردد.
انتخاب اهداف متناسب با ماموریت سازمان: اهداف بیانه ی کلی در مورد احتیاجات وخواسته های سازمان جهت رسیدن به مقاصد یا ماموریت می باشد و به موضوع های عمده ی پیش روی سازمان اشاره دارد. اهداف کمی نیز باید به طور گسترده بیان شوند تا افراد بتوانند در مورد برآورده شدن اهداف اظهار نظر نمایند.
شناسایی برنامه های اجرایی برای هر برنامه: طرح های اجرایی فعالیت هایی هستند که برای اطمینان از پیاده سازی استراتژی به اجرا در می آیند.
نظارت مستمر و بهنگام کردن طرح:طرح ریزان در این گام معمولا میزان دستیابی به اهداف ونحوه ی پیاده شدن برنامه های اجرایی را منعکس می نماید. ( اعرابی،پارساییان،1379)
3.6.2 رویکرد مبتنی بر ارزش افزوده:
برنامه ریزی بر مبنای ارزش افزوده، رویکرد جدیدی در برنامه ریزی استراتژیک می باشد. دراین رویکرد به میزان تاثیر تصمیم های استراتژیک بر ایجاد ارزش افزوده تاکید می شود. برنامه ریزی بر این مبنا می تواند یک ایده بسیار مهمی در برنامه ریزی استراتژیک تلقی شود.اصول سوددهی دراین رویکرد متمرکز بر تامین ارزش افزوده برای سهام داران شرکت می باشد. (علی احمدی،فتح الله، تاج الدین 1384)
4.6.2 رویکرد برنامه ریزی برمبنای ارزش های مدیریتی:
یکی از جدیدترین رویکرد های مدیریت، برنامه ریزی بر مبنای ارزش ها و اجرای آن هاست. بلانچارد و اوکانر که از صاحب نظران علم مدیریت هستند، با ارائه ی مفهومی جدید در مدیریت به عنوان” مدیریت از راه ارزش ها” افق جدیدی را برای حل مشکلات سازمانی بر روی مدیران گشودند. پیروی از رفتار سازمان ارزش مدار، نه به عنوان یک گزینه ی جذاب، بلکه به عنوان یک ضرورت برای بقای سازمان توصیه شده است. پیام این رویکرد این است که هر چه محیط رقابتی تر و متلاطم تر می شود، سازمان به انسجام درونی، تفاهم و اعتماد متقابل و آرمان مشترک بین آدم ها بیشتر نیاز دارد. بنابراین لزوم سودآوری پایدار، برقراری یک رابطه ی برد- برد بین همه ی ارکان و ذینفعان سازمان است. این نوع مدیریت ماهیت توان افزایی دارد.( بلانچارد، 1381)
5.6.2 رویکرد برنامه ریزی مبتنی بر هدف:
برنامه ریزی مبتنی بر هدف، عبارت است از فرآیندی که بر اساس آن اهداف کلان سازمان تدوین شده و خط حرکتی، جهت حرکت و مقدار حرکت تدوین می شود. گام های تدوین برنامه بر این اساس به شرح زیر است:
تعیین اهداف بلند مدت و استراتژی
مشخص کردن اهداف ویژه سازمانی و بخش ها
برنامه ریزی عملیاتی

                                                    .