رشته حقوق

برقراری ارتباط

دانلود پایان نامه

در این زمینه ابتدا بایستی به این نکته توجه داشت که «فنون و به ویژه زمینه های نقاشی دیواری و سفال با فنون و زمینه های نقاشی نسخ خطی بسیار متفاوت است در عین حال که رنگ مایه ها و عوامل پیوند دهنده به کار رفته در دیوارنگاره ها و نسخ خطی یکسان است چنان که برخی نقاشان نسخ خطی به دیوارنگاری نیز می پرداختند. اما فنون سفالگری کاملاً متفاوت است و غیر از نمونه های بسیار اندک به سختی می توان نقاش نسخه پردازی را نام برد که به دلیل نقاشی روی سفال مشهور شده باشد» (پورتر، 1389: 178). دلیل این امر نیز می تواند این باشد که اسلوب نقاشی با سفالگری متفاوت است زیرا نقاشان سفالینه ها باید از عهده محدودیت های فنی مواد مورد استفاده خود بر می آمدند در حالی که چنین محدودیتی برای نقاشان نسخ خطی وجود نداشت. این محدودیت ها که با توجه به اسلوب مورد استفاده در سفالگری (لعاب، جلا،…) متفاوت بود، همچنین سبک نقاشی و قواعد فنی را نیز تحت تأثیر قرار می داد، بنابراین سفالینه ها از نظر سبک متفاوت بودند و شمایل نگاری زمان خود را نیز به تصویر می کشیدند. لذا با توجه به وجود داشتن نمونه های بیشتری از سفالینه ها هم ابزار آلات و هم کاشی ها (دیوارنگاره ها) نسبت به نسخ خطی قبل از پایان قرن دوازدهم میلادی (پنجم ه.ق) به دلیل مقاومت زیاد در برابر نوسان های آب و هوا، بسیاری از نویسندگان بر اهمیت دیوارنگاره ها، حتی با نقوش ناپیکرنما و نیز کاشی های سفالین در تاریخ نقاشی تأکید کرده اند. اما در زمینه رابطه نقاشان نسخ خطی و نقاشان سفالینه ها به سختی می توان نظر قطعی ابلاغ نمود چرا که این مسأله که آیا آن ها با کاشی کاران تنها در آماده کردن طرح همکاری می کردند یا خود طرح روی زمینه کاشی را اجرا می کردند تردید وجود دارد به هر حال با توجه به وجود داشتن نمونه هایی از به کار رفتن قالب ترکیب بندی استفاده شده در نسخ خطی همزمان در یک جفت کاشی سفالی می توان نتیجه گرفت که اگر حتی نقاش مستقیماً در فرایند تولید سفالینه ها مشارکت نداشته اما در هر صورت به عنوان منبعی خلاق برای نقوش و نیز قواعد ترکیب بندی مطرح بوده است. به طور کلیدر زمینه هنر سفال گری اسلامی گفتنی های بسیاری وجود دارد چرا که با وجود این که «بسیاری ازصور و نقشمایه های ظروف اشکانی و ساسانی درسفالگری دوران اسلامی نیز پا برجا ماندند» (پاکباز، 1379: 770) اما «سفالگران مسلمان در روش ساخت و استفاده از لعابهای متنوع بر اسلاف خود پیشی گرفتند و به این دلیل و نیز به خاطر فراوان بودن آثار سفالین بر جای مانده از این دوران، آثار سفالین از عمده ترین منابع مورد مطالعه سیر نقاشی در خلال سال های قبل و قرون اولیه اسلامی محسوب می شوند. در طی سه قرن اولیه اسلامی علاوه بر اجرای لعاب های ساده به تبعیت از صنایع دوره ساسانی، کوزه ها و خمره ها و اشیای سفالینی ساخته می شد که یا ساده بودند یا این که با تزیینات گیاهی و جانوری و نقوش اسلیمی و گل و برگ آراسته می گردیدند» (کامبخش فرد، 1379: 457). «در قرن سوم ه.ق نیز یکی از ابتکارات هنرمندان سامانی استفاده از فن اسگرافیتو1بوده که در این تکنیک، پوسته و آستری روی بدنه سفال ایجاد می کردند که روی آن را با نوشته ها و نقش هایی از پرندگان، گل و ساقه های درهم، اشکال ترنجی، جانوران، انسان و تزییناتی به سبک داستان ها و حماسه های دوره ساسانی، خطوط تزیینی کوفی و نظایر آن می پوشاندند (تصویر2-15). این سبک کار در سده چهارم ه.ق به این شکل در آمد که خطوط کوفی با گل و برگ و نقوش اسلیمی در آمیخت و در سده پنجم ه.ق با نقوش پرنده و مرغ پیوند خورد.
اوج تکامل این هنر دراواخر سدۀ دوازدهم م/ششم ه.ق، در دوره سلجوقی بوده است… ظروف سفالین لعابدار سلجوقی در ردیف بهترین آثار هنری سفالین محسوب می شوند زیرا از نظر فن شناسی دارای چندین روش جدید و ماندگار در نقاشی و لعاب هستند، نقاشی ها معمولاً روی زمینه های سفید یا آبی که عموماً صحنه ها و مجالس متنوعی دارند و روایات تاریخی را مستند کرده اند، همچنین نقش حیواناتی از قبیل اسب، شتر، فیل و اسلیمی ها و درخت سرو و چنار و برکه آب که مرغابی ها در آن به شنا مشغولند. برخی ظروف نیز قالب خورده و برجسته یا مشبک و با رنگ فیروزه ای و نیز خطوط و نقوش زرین هستند که سفالگران ری و کاشان مراکز عمدۀ آن در این شیوه ها آثار جاویدانی خلق کرده اند» (همان :463 و 4). سفالینه های لعابی برجای مانده ازاین زمان نه فقط از جنبۀ ابداع و مهارت فنی، بلکه به لحاظ نقوش و تصاویر و خطوط زیبا ممتازند. به طور کلی، در ری عمدتاً از نگارگری برای تزیین استفاده می شد؛ حال آن که در کاشان طراحی وخوشنویسی برای آراستن ظروف متداول تر بود علاوه بر این که از تصاویر مینیاتور نیز بهره گرفتند. به هر حال مجالس بزم و شکار و تصویر جانوران افسانه یی در بسیاری از این ظرف ها نمایانگر ویژگی نقاشی عهد سلجوقیان است. صحنه هایی مانند داستان هایی بهرام و آزاده، تصاویر نسخه هایی مانند ورقه و گلشاه، داستان خسرو و شیرین نظامی و… به وفور در آن ها استفاده شده است (تصویر2-16). به همین ترتیب، در دوره های بعد مانند دوره ایلخانی و تیموری و صفوی نیز شاهد همگامی و تداوم طرح های نگارگری بر روی سفال می باشیم. لذا با در نظر گرفتن این نکته که بسیاری از اسلوب طراحی و نقش اندازی از نگاره ها روی سفالینه های همزمان با آن تکرار شده اند این سفالینه ها به دلیل وفور و سالم ماندن آن ها، می توانند منبعی برای درک و یافتن خصلت های نقاشی و نگارگری دوره محسوب شوند.
تصویر 2—15 تصویر 2-16
تصویر 2-15: ظرف سرامیک با نقش دو دلباخته، سده ی دهم-یازدهم میلادی، خراسان،
مأخذ: www.Iran chamber &louver museum.org http:// ، 7/6/93، 6:30
تصویر 2-16: کاسه سفال لعابدار، قرن هشتم هجری کاشان، مأخذ:http://www.nojavanha.com، 1/10/93 ، 5:48
(2-1-12): ارتباط نگارگری با فلزکاری
با پیروزی اعراب مسلمان و انقراض امپراتوری ساسانی، دورانی جدید در تاریخ ایران آغاز شد. پس از این ایران بخشی از جهان اسلام شد ودر شکل گیری وتحول تمدن اسلامی نقش با اهمیتی را ایفا کرد. طی قرون بعد اقوام مختلف ترک، مغول و افغان بر این سرزمین تسلط یافتند؛ ولی استحکام سنّتهای فرهنگی ایران چنان بود که هنر ایرانی ضمن اثر پذیری از تمدن و فرهنگ اسلامی، مسیر تحول خاص خود را پیمود. همان طور که در ابتدا هنرمندان و صنعتگران مسلمان ایرانی با استفاده از روشها و مصالح دوران ساسانی به کار می پرداختند (مثلاً از اندک بقایای ابنیۀ غیر مذهبی اولیل دوران اسلامی به این نکته پی می بریم که بسیاری از ویژگی های معماری کاخ های ساسانی در آنها حفظ شده است) در زمینه هنر فلزکاری نیز ابتدا سنّتهای پیشین تقریباً به طور کامل بر قرار بودند؛ چنان که غالباً تشخیص ظروف متعلق به قرون اولیۀّ هجری از ظرفهای ساسانی مشکل است. ولی ازسدۀ دوازدهم/ ششمه.ق اسلوب جا گذاری قطعات طلا ونقره و مس بر روی مفرغ و برنجی و فنون برجسته کاری و کنده کاری رشد کرد. فلزکاران ازطریق جاگذاری فلزات مختلف می توانستند جلوه های متنوع رنگینی برسطح ظروف ایجاد کنند و در زمینه طراحی نیز در بسیاری از موارد از طرحهای نگارگران بهره می گرفتند بدین ترتیب که پیکرهای آدم و حیوان را همراه با نقوش گیاهی و هندسی برای تزیین سطح ظریف به کار می بردند. «از نمونه کتاب هایی که در زمینه هنر نگارگری مورد الهام دوره های بعد قرار گرفتند و فلزکاران نیز از آن ها استفاده کردند مربوط به قرن هشتم تا اوایل قرن نهم ه.ق هستند دیوان خواجوی کرمانی (1396م/ 798 ه.ق) و گلچین اسکندر سلطان در اوایل قرن نهم هجری و نمونه های دیگر این دوره هستند که زمینه ای را برای دستاوردهای بزرگ تر و مهم تری درامر نقاشی اواخر قرن نهم ه.ق و اوایل قرن دهم ه.ق فراهم آوردند. به هر حال انقلاب و تحول تصویری قرن هشتم ه.ق که محصولی از تهاجم مغول عهد هفتم ه.ق، همچنین تأسیس و پایه گذاری شعبه های مغولی متعاقب بعدی همچون ایلخانیان در غرب ایران بود تصویرسازی کتب خطی را تحت تأثر قرار داد و باعث غنای هر چه بیشتر آن و تأثیرات موضوعات آن بر دیگر هنرها به ویژه فلزکاری شد و به علاوه هنر گوهرنشان کردن فلز را هم تحت تأثیر قرار داد. یکی از قدیمی ترین نمونه های مرصّع سازی و طراحی روی فلز، ظرفی است که در موزه آرمیتاژ نگهداری می شود که تاریخ 559 ه.ق/1163م را دارا می باشد. این ظرف به طور متعارف و معمول با انواع تصاویری از صحنه های سرگرمی تزیین شده است؛ صحنه های از نوازندگان، رقاصان، شرابخواران و قماربازان، همچنین نمونه هایی از صحنه های شکار و جنگ دیده می شود. اشکال کوچک و اغلب چمباتمه زده به عنوان واحدهایی جدا و مجزا به نظر می آیند که شامل سر، پیچ و تاب های بدن و اندام های پا می باشد که هر کدام جداگانه با نقره یا به ندرت با مس مرصّع شده اند. جزییات لباس یا خصوصیات و ویژگی های صورت عموماً با خطوط چکش خورده به سطح مرصّع شده مشخص شده اند. اشکال که اغلب متناسب و منظم چیده شده اند در درون فضای فشرده ای که به وسیله مقدار مشخصی از حاشیه تزیینی مشخص شده وجود دارند. فعالیت هایی که با تصویر کشیده شده اند بیشتر عام و کلی هستند تا حکایتی و حدیثی و با توجه به سبک و روش اشکال و تصاویر و صحنه های محدود روایتی و حکایتی می توان حدس زد که تکیه بر منابع واقعی همانند طراحی و نقاشی بوده است» (کمارف، 1994: 17- 22) (تصویر 2-17).
بزرگنمایی
تصویر 2-17: دلو برنجی، هراتی، شامل نقوش گیاهی، جانوری، کتیبه کوفی و نسخ در ترکیب با صور انسانی، هرات، 559 ه.ق، ارتفاع 5/18 سانتی متر، مأخذ: موزه ارمیتاژ، روسیه، مأخذ: پوپ و آکرمن، 1387، 1308
جدول 2-6 :ارتباط نگارگری با هنرهای دیگر
موضوعات
خلاصه مطالب
ارتباط نگارگری با ادبیات
یکی از ویژگی های بارز هنر نگارگری ایران ارتباط و پیوستگی آن با ادبیات است که این ارتباط ریشه اش به قبل از اسلام مخصوصاً دوره ساسانی بر می گردد و آثار متعدد از این دوران گویای این مطلب است که ایرانی ها همیشه به کتاب یا ادبیات علاقه مند بودند بنابراین سعی در ارج نهادن بیش تر آن با تصویرگری برمی آمدند. این امر در دوره اسلامی نیز با حضورو ظهور کلام مقدس وحی و پیشرفت های غیر قابل وصف مسلمین در ترجمه و انتشار کتاب هایی به زبان های دیگر و آراستن هرچه بیش تر آن ها با نقوش تداوم داشت. با این وجود ارتباط نگارگری با ادبیات در دوره اسلامی ایران به گونه ای بود که در ابتدا بسیار تنگاتنگ بوده به طوری که نقاش همانند ادیب از پرداختن به امور واقعی دوری می گزید. اما در ادامه ، فراگرد این دو جریان اندکی با هم متفاوت بوده چرا که در مسیرهایی از هم جدا می شوند.
ارتباط نگارگری با نقاشی دیواری
با وجود این که تاریخ نگارگری نسخ خطی و نقاشی دیواری در ایران نوعی وحدت و یکپارچگی را نشان می دهد اما با توجه به این که تاریخ نقاشی دیواری بسیار قدیمی تر و به دوره هخامنشی مربوط می شود می توان گفت که در ابتدا این نقاشی دیواری بود که بر نگارگری تأثیر می گذاشت که در دوره اسلامی هم این تأثیر پذیری ادامه داشت مانند نقاشی های دیواری مربوط به سغدیان در آسیای مرکزی که بر نگارگری نسخه صورالکواکب و ورقه و گلشاه اثر گذاشت و در این رابطه می توان گفت نقاشان دیواری بر نگارگران نسخ خطی همان دوره یا دوره های بعد اثر می گذاشتند اما از دوره تیموریان با رونق بیش از حد هنر نگارگری و وقوف تقریبی نقاشی دیواری وضع دگرگونه شد به طوری که از این پس نگارگران نسخ خطی بودند که بر نقاشی دیواری نظارت می کردند و یا آن را به طور کلی خود انجام می دادند.به هر حال به دلیل یکسان نبودن تعداد نمونه ها از هر کدام نتیجه ها نیز تقریبی هستند و قطعیت محض ندارند.
ارتباط نگارگری با سفال و سرامیک
به طور کلی بین نسخ خطی با سفال تا نسخ خطی با نقاشی دیواری رابطه کم تری وجود دارد زیرا فنون سفالگری با نسخ خطی به طور کلی متفاوت است اما این بدین معنا نیست که نگارگران نسخ خطی در نقوش سفال هیچ دخل و تصرف نداشتند چرا که بسیاری از موضوعات نقاشی شده توسط نگارگران مانند داستان های حماسی دوره ساسانی عیناً به روی سفالینه ها نقش شده اند همچنین سفالگری اسلامی نیز همانند نگارگری این دوره علاوه بر تأثیراتی که از نمونه های دوره باستان به ویژه ساسانی گرفت در دوره اسلامی با ابداع فنونی تازه تر مانند اسگرافیتو در مراکز هنری این دوان یعنی ری و کاشان به حد اعلای شکوفایی رسید که اوج تکامل آن را در دوره سلجوقی شاهد هستیم همانند نگارگری این دوره که با ویژگی های خاص ایرانی نمایان شد.
ارتباط نگارگری با فلزات
هنر فلزکاری اسلامی نیز مانند دیگر هنرهای این دوره از دستاوردهای هنری دوره ساسانیان بهره مند شد و در این زمینه نیز هنرمندان مسلمان با استناد به شریعت اسلامی و با الهام از طرح ها و نقوش مورد استفاده نگارگران به هنرنمایی روی فلزات پرداختند که نمونه بارزش دیوان خواجوی کرمانی و گلچین اسکندر سلطان بوده است. اما در زمینه تاریخ هنر فلزکاری ایران در دوره اسلامی با وجود این که اوج هنرنمایی هنرمندان فلزکار را در نقش اندازی و جواهر نشان کردن فلزات را در قرن هشتم ه.ق شاهد هستیم اما ترکیبات تصویری برای اولین بار در تزیینات فلز کاری ایران اسلامی در حدود اوسطقرن ششم ه.ق یعنی همان زمان که نگارگری تا حد اعلای خصلت های ایرانی شدن پیش می رفت مورد توجه قرار گرفت که این امر خود به برقراری ارتباط وتأثیر گذاری هنر نگارگری بر فلز کاری می انجامید.
نتیجه کلی
با توجه به آن چه که بیان شد چنین نتیجه ای حاصل می شود که هنر نگارگری در تاریخ هنر ایران نسبت به دیگر هنرها و صنایع ظریفه می تواند بیش تر مورد توجه باشد چرا که در کل هنر اسلامی به دلیل علاقه مندی حاکمان وقت به عنوان حامیان هنری، آن چنان توجهی به نسخ خطی می شده که موضوعات آن خود سرچشمه بسیاری از هنرهای دیگر قرار می گرفته است و علت آن نیز تنگاتنگی ارتباط با ادبیات که همواره در ایران مورد توجه بوده است، می باشد به عبارتی می توان نگارگری اسلامی را به عنوان واسطه ای میان ادبیات و هنرهای دیگر و صنایع ظریفه دانست هر چند که تاریخ نقاشی ایران (ظروف و سفالینه ها و یا نقاشی دیواری) بسیار کهن تر و پرسابقه تر از آن می باشد اما به دلیل مرتبط بودن با مضامین ارزشمند موضوعات ادبی که از کهن ترین روزگار با عقاید و افکار ایرانیان عجین بوده، در نقطه بالاتری از دیگر هنرها جای دارد و همواره آن ها را متأثر می کرده است.
مأخذ: نگارنده

مطلب مشابه :  پارادایم اسلامی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید