شکل 8-2) چارچوب تحلیل عوامل حیاتی موفقیت مبتنی بر مخاطرات احتمالی و چرخه حیات (اولری، 2000)
مخاطرات فنی عبارتند از مخاطراتی که برخاسته از فناوری پردازش اطلاعات اند. بعنوان نمونه مخاطراتی که ناشی از سیستم عامل، بانک های اطلاعاتی رابطه ای، فناوری سرویس دهنده و مخدوم ، نیازمندی های شبکه و نرم افزار باشند در این طبقه جای می گیرند. بطور واضح برخی از CSF ها همچون سیستم های قدیمی و سازگاری زیرساختارهای فنی سازمانی در ارتباط با این مخاطرات می باشند.
مخاطرات کسب و کار مخاطراتی هستند که ناشی از پردازش ها و مدل هایی اند که بعنوان بخشی از فراگرد پیاده سازی ERP انتخاب می شوند. این مخاطرات برگرفته از مجموعه نقشه های پیاده سازی سازمانی در ارتباط با هماهنگی درونی و تناسب بیرونی آن ها با شرکای کسب و کار مطرح می شوند. بعبارت بهتر این مخاطرات برخاسته از این است که 1) سازمان چه مدل ها، نقشه ها و فرآیندهایی را بر می گزیند، 2) آن نقشه ها چگونه در سازمان مورد استفاده قرار می گیرند، 3) چگونه آن ها تعامل با دیگر شرکای شرکت را تسهیل می کنند (عرضه کننده ها و تامین کنندگان). داشتن منابع کافی برای پیاده سازی و تقویت ارتباط با مشتریان و تامین کنندگان از عواملی است که مرتبط با مخاطرات کسب و کار است. بعبارت بهتر در صورتی که پروژه از نظر زمان و هزینه مطابق با برنامه پیش نرود و سازمان متحمل زمان و هزینه اضافی شود به نوعی با مخاطره کسب و کار (از دست دادن مشتریان و تنزل جایگاه رقابتی ) مواجه خواهد بود. بنابراین عواملی چون آمادگی تامین کنندگان؛ از عواملی است که ممکن است به مخاطرات کسب و کار منجر شود. توجه شود که این دسته از مخاطرات ممکن است در محیط های غیر دولتی، به تضعیف جایگاه رقابتی سازمان منتهی شود و در محیط های دولتی تضعیف جایگاه مأموریتی سازمان را به همراه داشته باشد.
در نهایت مخاطرات سازمانی ناشی از محیط – شامل پرسنل و ساختار سازمانی- می باشد. اولری (2000) از فقدان «حمایت اجرایی» بعنوان یکی از دلایل شکست پیاده سازی ERPدر دولت فدرال امریکا در دهه 70 یاد می کند. عوامل مرتبط با پیامدهای انسانی همچون انتخاب مشاور، پیامدهای فرهنگی و مدیریت تغییر در تولید این دسته از مخاطرات تاثیرگذارند.
از آن جا که مخاطرات اشاره شده توسط اولری (2000) ممکن است به شکست یک پروژه پیاده سازی ERP منجر شوند؛ در ارزیابی آمادگی سازمانی می توان با تکیه بر محورهای سه گانه تحلیل واقع بینانه ای از وضعیت عوامل حیاتی موفقیت و مخاطرات محتمل آن ها در سازمان بدست آورد.
ناه و همکاران (2001) با بررسی پیشینه تحقیقات صورت گرفته در حوزه CSFها، ضمن شناسایی 11 عامل کلیدی؛ این عوامل را در چرخه حیات مارکوس و تَنیس (2000) طبقه بندی کردند. آن ها ضمن ارائه چارچوب فوق به این نتیجه رسیدند که تشکیل تیم پروژه و کار تیمی در همکاری سازمان-عرضه کننده-مشاور از اساسی ترین عوامل حیاتی موفقیت محسوب می گردد. شکل 9-2 یک نمای شماتیکی از این چارچوب طبقه بندی را نمایش می دهد.

شکل 9-2 ) طبقه بندی عوامل حیاتی موفقیت در چرخه حیات پروژه ERP( ناه و همکاران، 2001 )
هوانگ و پالویا (2001) ضمن شناسایی 10 عامل حیاتی موفقیت، آن ها را در دو دسته عوامل سازمانی/داخلی و عوامل ملی/محیطی طبقه بندی کردند (شکل 10-2). نقطه قوت این مدل در مقایسه با مدل های پیشین، توجه به عوامل مهم محیطی است که نقشی بی بدیل در پیاده سازی موفق سیستم ERP دارند. این عوامل بویژه در حوزه مدیریت فرهنگ برای تغییر، حائز اهمیت اند. یکی از ضعف های این مدل، عدم توجه به چرخه حیات پروژه ERPو ابعاد مدیریت پروژه در فرآیند پیاده سازی ERP است.
هنگ و کیم (2002) به بررسی عوامل حیاتی موفقیت پیاده سازیERP در بین 34 شرکت پرداختند. در این پژوهش، پیاده سازی موفق یک سیستمERP در قالب میزان انحراف از اهداف مورد انتظار پروژه همچون انحراف هزینه و زمان پروژه از هزینه و زمان مورد انتظار، شکاف عملکرد سیستم از عملکرد مورد انتظار و شکست در حصول منافع مورد انتظار؛ تعریف گردید. آن ها ضمن طبقه بندی و تجمیع عوامل حیاتی موفقیت از منظر تناسب سازمانی، در سه حوزه داده، فرآیند و واسط کاربری ؛ سعی کردند تأثیر این عوامل را بر پیاده سازی موفق ERPها ارزیابی کنند.

شکل 10-2 ) چارچوب طبقه بندی عوامل حیاتی موفقیت برای پیاده سازی ERP (هوانگ و پالویا، 2001)
در بخش داده، این تناسب ارزیابی می کرد که تا چه میزانی قالب (فرمت)، فرم ها، اقلام اطلاعاتی و خروجی های ERP با آن چه در سازمان موجود است، هماهنگی دارد. در بخش فراگردها، این تناسب ارزیابی می کرد که تا چه میزانی سیستم ERP با فرآیندها و گردش فرآیندهای سازمانی مطابقت دارد و از جنبه تغییرپذیری مطلوب سازمان، انعطاف پذیر است. بخش نهایی نیز ارزیابی می کرد که تا چه میزانی طراحی واسط کاربری ERP متناسب با نیازهای سازمانی و توانمندی کاربر بوده و از ساختار تطبیق پذیری نسبت به ساختار کار شرکت برخوردار است. این مدل که در 25 شرکت تولیدی و 9 شرکت غیر تولیدی اجرا شد؛ علاوه بر عوامل مرتبط با تناسب سازمانی، برخی متغیرهای واسطه همچون مقاومت سازمانی و سطح تطبیق پذیری (پذیرش) سازمانی را نیز در بر می گرفت. شکل 11-2 چارچوب این تحقیق را نمایش می دهد. این مطالعه ضمن تأیید تاثیر معنادار تناسب سازمانی بر پیاده سازی موفق ERP ها، نشان داد که میزان تلاش و زمانی که بایستی صرف شود تا سازمان از نظر فراگردی و اطلاعات با سیستم ERP پیاده سازی شده تطبیق یابد، بر ارتباط فوق تاثیر معناداری دارد. نقطه قوت مدل هنگ و کیم (2002) تعریف جامعی است که از مفهوم موفقیت پیاده سازی ارائه کرده است. با این وجود علیرغم این که این مطالعه از ساختاری نظام مند در بررسی عوامل تاثیرگذار سازمانی بر موفقیت پروژه پیاده سازی ERPبرخوردار است؛ منتهی عوامل حیاتی موفقیت سازمانی متعددی – همچون جنبه های مدیریت پروژه، مدیریت تغییر، کارکنان و فرهنگ سازمانی- را در بر نمی گیرد.

شکل 11-2) مدل عوامل حیاتی موفقیت سازمانی برای پیاده سازی ERP از چشم انداز سازمانی ( هنگ و کیم، 2002 )
المشعری و همکاران (2003) با استفاده از تجربیات سازمانی و بررسی مطالعات پیشین، یک رده بندی از عوامل حیاتی موفقیت پیاده سازی سیستم ERP ارائه کردند. این مطالعه 12 عامل حیاتی موفقیت را در سه فاز راه اندازی، پیاده سازی و ارزیابی از چرخه حیات یک پروژه پیاده سازیERP طبقه بندی نمود (جدول4-2). این رده بندی تاکید می کند که نیاز به یک چشم انداز روشن، و راهبرِ کسب و کار برای موفقیت پیاده سازی ERP بنیادی است. همچنین این مطالعه نقش حمایت مدیریت ارشد (رهبری و مدیریت) را با توجه به مراحل سه گانه ذکر شده از سایر عوامل با اهمیت تر می دانند، چرا که در مدیریت تغییر، مدیریت پروژه و بخش عمده ای از عوامل دوازده گانه شناسایی شده از نقشی کلیدی برخوردار است.
فاز پروژه عوامل حیاتی موفقیت
راه اندازی رهبری و مدیریت، ترسیم چشم انداز و برنامه ریزی
پیاده سازی انتخاب بسته ERP ، ارتباطات، مدیریت فراگرد، آموزش و یادگیری، مدیریت پروژه، مدیریت سیستم های قدیمی، یکپارچه سازی سیستم ها، آزمایش سیستم ها، تغییرات ساختاری و فرهنگی
ارزیابی ارزیابی و مدیریت عملکرد
جدول 4-2) چارچوب طبقه بندی عوامل حیاتی موفقیت پیاده سازی ERP(المشعری و همکاران، 2003)
سامرز و نلسون (2004) با بررسی پیشینه تحقیقات صورت گرفته، یک لیست از 22 عامل حیاتی موفقیت را شناسایی و اهمیت هر یک را در مراحل ششگانه چرخه حیات پیاده سازی سیستم ERP ارزیابی کردند. عوامل حیاتی اشاره شده در این چارچوب مشتمل بر هشت بازیگر کلیدی و چهارده فعالیت اساسی پیاده سازی است. این مطالعه در ادامه در یک بررسی میدانی به ارزیابی اهمیت مشاهده شده هر عامل در 116 شرکت -اعم از شرکت های تولیدی ، خدماتی و دولتی- پرداخته و به تحلیل شکاف اهمیت مشاهده شده (تجربی) و اهمیت مورد انتظار (نظری) هر عامل در چرخه حیات سیستم منتج می شود. با توجه به محاسبه اهمیت هر CSF در مراحل مختلف پیاده سازی و تعیین مهمترین عامل در هر مرحله؛ این رویکرد از جامعیت و انعطاف پذیری بهتری نسبت به سایر مدل ها و چارچوب های ارائه شده برخوردار است.

                                                    .