مقاله علمی با منبع : بررسی رابطه بین دوره‌های استانداردسازی و تعالی رفتار پلیس راهنمایی و رانندگی …

بین برگزاری دوره های آموزشی استاندارد سازی و تعالی رفتار پلیس و شش مؤلفه آن با رضایت مندی شهروندان و شش مؤلفه آن رابطه معناداری وجود دارد.
فصل دوم: مبانی نظری و پیشینه تحقیق
فصل دوم:
مبانی نظری و پیشینه تحقیق
بخش اول: مبانی نظری مربوط به دوره های استانداردسازی و تعالی رفتار
۲-۱- مقدمه
یکی از اهداف بلندمدت نیروی انتظامی، تحقق پلیس دانش بنیان در تمام ابعاد است. پلیس نیروی انتظامی برای دستیابی به این هدف در سال های اخیر گام هایی را برداشته است که از آن جمله می توان به برگزاری دوره‌های استانداردسازی و تعالی رفتار کارکنان پلیس راهور اشاره کرد. این دوره ها با هدف ارتقاء خدمت رسانی مأموران پلیس راه و راهور به شهروندان، تقویت پایه ها و بینش اعتقادی و دینی کارکنان، اهتمام و جدیت در رسیدن به سلامت اداری و ارتقاء کیفیت خدمات دهی و همچنین جلب رضایت مردم، در نیروی انتظامی برگزار می شود. همچنین دوره های استاندارد سازی و تعالی رفتار پلیس در افزایش سطح رضایت مندی عمومی و جلب مشارکت های مردمی مثمر ثمر می باشد.
از جمله عناصر تأثیر گذار بر ارتباط کارکنان پلیس و مردم، رعایت منش انسانی و سجایای اخلاقی است. مجموعه رفتارهایی که کارکنان پلیس در مواجهه با افراد گوناگون از خود بروز می دهند، نماد واقعی اخلاق پلیس است که آثار مطلوب یا نامطلوب آن در برخورد اولیه با ارباب رجوع و سایر اقدامات گسترده پلیس در رابطه با وظایف ذاتی اش نمایان می شود که در رضایت مندی و قضاوت اولیه جامعه نسبت به پلیس نقش بسزایی دارد.
در این بخش مبانی مربوط به دوره های استانداردسازی و تعالی رفتار را مورد مطالعه و بررسی قرار می دهیم.
۲-۲- دوره های استاندارد سازی و تعالی رفتار
معاونت آموزش ناجا حسب وظایف ذاتی خود، متولی سیاست گذاری، برنامه ریزی و هماهنگی امر آموزش در ناجا است؛ علاوه بر آن، عهده دار تأمین منابع آموزشی مقاطع مختلف دوره های طولی (کاردانی، کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری) و عرضی (تخصصی-تکمیلی، تخصصی کوتاه مدت و ضمن خدمت) می باشد. دوره های آموزشی استانداردسازی و تعالی رفتار پلیس یکی از دوره هایی است که در ادارات پلیس برگذار می شود و هدف اصلی آن ارتقاء کیفیت خدمات دهی و افزایش سطح رضایتمندی مردم و جلب مشارکت های مردمی است.
از جمله مواد آموزشی که در این دوره ها آموزش داده می شود به شرح زیر است:
ارکان اخلاق عمومی پلیس
از جمله عناصر تأثیر گذار بر ارتباط کارکنان پلیس و مردم، رعایت منش انسانی و سجایای اخلاقی است. مجموعه رفتارهایی که کارکنان پلیس در مواجهه با افراد گوناگون از خود بروز می دهند، نماد واقعی اخلاق پلیس است که آثار مطلوب یا نامطلوب آن در برخورد یا رفتار اولیه با ارباب رجوع و سایر اقدامات گسترده پلیس در رابطه با وظایف ذاتی اش نمایان می شود که از جمله می توان به مأموریت پیشگری، کشف جرم، تحقیق، بازرسی، بازجویی، بدرقه، دستگیری و پیگیری و صبر و تحمل کارکنان در برابر انتظارات فزاینده و گاه غیرمنطقی افراد جامعه و کیفیت توجه به مشکلات آنان اشاره کرد که در رضایت مندی و قضاوت اولیه جامعه نسبت به پلیس نقش به سزایی دارد.
مردم به کیفیت، توانایی، مهارت و قابلیت های پلیس در برابر مسائل و خواسته هایشان توجه دارند؛ بنابراین کارکنان پلیس لازم است اعمال و رفتارشان را در برخوردها، ارتباطات و امور اجرایی جامعه با دو رویکرد اخلاق عمومی و تخصصی پلیس ترکیب کنند تلا بتوانند در راه کسب رضایت مندی مردم موفق باشند (محمودی، ۱۳۸۸: ۱۲).
مهارت های مقابله با فشارهای روانی
ساراسون (ترجمه نجاریان و دیگران، ۱۳۷۱: ۲۸۰) مهارت های مقابله ای را «روش های منحصر به فرد برخورد با موقعیت ها» می دانند. به اعتقاد این نویسندگان افرادی که برخوردار از مهارت های مقابله ای هستند، قادرند فشارهای مختلف حاصل از زندگی فردی و اجتماعی را با موفقیت پشت سر بگذارند. این نویسندگان بر این باورند که افراد برخوردار از مهارت های مقابله ای، به هنگام رویارویی با خطر، یا به هنگام احساس تهدید و فشار، مبادرت به انجام فعالیت های زیر می نمایند:

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  pipaf.ir  مراجعه نمایید.

  • جستجوی اطلاعات مرتبط با موضوع، افزایش آگاهی و بینش پیرامون موضوع (اعم از تهدید، فشار و …)؛
  • دریافت حمایت به‌هنگام از دیگران در صورت نیاز؛
  • بررسی و تأمل درباره موفقیت و تهدید به منظور قابل حل نمودن آن؛
  • بررسی راه حل ها و شیوه های مختلف مقابله با موقعیت تهدید آمیز؛
  • استفاده از روحیه شوخ طبعی و بذله گویی برای کاهش فشارهای حاصل از موقعیت و شرایط تهدید آمیز.

بر اساس یافته های مورد بحث در سطور بالا می توان اذعان داشت که با آموزش مهارت های مقابله ای به نیروهای پلیس، می توان مانع از کاسته شدن ظرفیت و توان مقاومت آنها در برابر فشارهای حاصل از تهدیدهای بیرونی شد. از بین مهارت های مختلف مقابله ای، آگاه ساختن آنها از ماهیت فشارها و تهدیدها از اهمیت بیشتری برخوردار است؛ زیرا یافته های پژوهشی بسیاری وجود دارد که نشان می دهد آگاه شدن از ماهیت فشارهای پیش رو یا فشارهای احتمالی آتی، آنها را قابل پیش بینی و در نتیجه قابل کنترل می سازد. افزون بر آن، تحلیل انواع تهدیدها و فشارها می تواند از سطح فشارهای حاصل از آنها بکاهد (الیاسی و باصری، ۱۳۸۹: ۴۰-۴۲)
مدیریت هیجان ها
عصبانی شدن آسان است. همه می توانند عصبانی شوند؛ اما عصبانی شدن در برابر شخص صحیح، به میزان صحیح، در زمان صحیح، به دلیل صحیح و به طریق صحیح آسان نیست. مدیریت هیجانات توان قبول مسئولیت هیجان های خود و به کار بردن درست آنها است. توانایی تنظیم احساسات خود و هدایت آنها در جهت رسیدن به اهداف است.
خود کنترلی به این معنا نیست که شما احساسات واقعی خود را انکار یا سرکوب نمایید؛ همچنین به معنای کنترل بیش از حد و پنهان کردن همه احساسات هم نیست؛ بلکه به معنای این است که شما انتخاب کنید که هیجان هایتان را چگونه و در چه زمانی بروز دهید و بدین ترتیب قادر می شوید به گونه ای که به روابطتان با دیگران آسیب نرسد، هیجان های منفی خود را متعادل نموده و به اهداف خود نائل شوید. در بحث کنترل هیجان ها، هدف، دستیابی به تعادل است نه سرکوبی هیجان ها. هیجان مناسب مطلوب است، یعنی هیجانی که با موقعیت تناسب دارد و در زمان متناسب به اندازه مناسب، در مقابل فرد مناسب و به روش مناسب ابراز می شود. در واقع کنترل هیجانی، کلید سلامت عاطفی شماست. برای حفظ سلامت هیجانی خود نباید احساسات به شدت فرو نشانده و سرکوب شوند و نه اینکه تشدید و ار تنظیم و تعادل خارج شوند. خود تدبیری هیجانی سبب می شود احساس کنید که برای شیوه پاسخ دهی مناسب حق انتخاب دارید و مسئولیت آن را هم بپذیرید، بنابراین احساس کنترل بیشتری بر اوضاع می یابید (الیاسی و باصری، ۱۳۸۹: ۶۶).
با توجه به بیان مسأله پژوهش، می توان دوره های استانداردسازی و تعالی رفتار پلیس را در چند بعد دسته بندی کرد. این ابعاد عبارتند از: مهارت های اجتماعی، مهارت های ارتباطی، مهارت های شغلی، دانش، بینش و قانون گرایی. در ادامه این بخش هر یک از این ابعاد را تشریح می کنیم.
۲-۳- مهارت های اجتماعی
مهارت های اجتماعی به رفتارهایی گفته می شود که شالوده ارتباطات موفق و رو در رو را تشکیل می دهند (هارجی و همکاران، ۱۹۹۴: ۲۰). مهارت های اجتماعی مجموعه ای از توانایی ها هستند که روابط اجتماعی مثبت و مفید را آغاز و حفظ نماید، دوستی و صمیمیت با دیگران را گسترش دهد، سازگاری رضایت بخشی را در اجتماع ایجاد کند، به افراد اجازه دهد که خود را با شرایط وفق دهند و تقاضاهای محیط اجتماعی را بپذیرند (گرشام و همکاران، ۲۰۰۱: ۱۵۸).
تلاش های زیادی برای تعریف مهارت های اجتماعی در متون تخصصی صورت گرفته است. نظریه پردازان و صاحب نظران تعاریف گوناگونی از مهارت های اجتماعی ارائه کرده اند. از نظر کارتلج و میلبرن مهارت های اجتماعی رفتارهای انطباقی فرا گرفته شده هستند که افراد را قادر می سازند تا با افراد دیگر روابط متقابل داشته باشند، واکنش های مثبت بروز دهند و از رفتارهایی که پیامدهای منفی دارد، اجتناب ورزند. مهارت های اجتماعی، رفتارهایی مانند همکاری، مسئولیت پذیری، همدلی، خویشتن داری و خود اتکایی را شامل می شوند.
فلیپس (۱۹۷۸) با مرور تحلیل هایی که در مورد مهارت های اجتماعی ارائه شده اند، نتیجه می گیرد مهارت اجتماعی آن است که شخص با دیگران طوری رفتار کند که بتواند در حد معقولی به حقوق، الزامات، رضایت خاطر یا انجام وظایف خود دست یابد، بی آنکه حقوق، الزامات، رضایت خاطر و وظایف دیگران را نادیده بگیرد و در عین حال مبادله ای آزاد با دیگران داشته باشد.
کلی (۱۹۸۲) می گوید مهارت اجتماعی عبارت است از رفتارهای معین و آموخته شده ای که افراد در روابط میان فردی خود، برای به دست آوردن تقویت های محیطی یا حفظ آنها انجام می دهند.
مایکلسون (۱۹۸۳) در ارزیابی نشانه های مهارت های اجتماعی به شش عنصر اصلی اشاره می کند: