متن کامل – بررسی تاثیر هوش عاطفی بر عملکرد شغلی کارکنان اداره کل بیمه سلامت استان …

۱۹۸۹-۱۹۷۰
مطالعات اولیه پیرامون هوش هیجانی

در این دوره حوزه های شناخت و هیجان مورد بررسی قرار گرفتند تا مشخص شود که هیجان و شناخت روی یکدیگر تاثیر متقابل دارند(مایر ، ۱۹۹۵)همچنین در این دوره حوزه ارتباطات غیر کلامی توسعه یافت و مقیاسهایی برای دریافت اطلاعات غیر کلامی(که گاهی عاطفه هستند)از چهره و قیافه افراد اختصاص می یافت.در حوزه هوش مصنوعی بررسیها و آزمایشها در مورد این موضوع بود که رایانه ها چگونه می توانند حالتهای هیجانی را درک کنند(دی یر ، ۱۹۸۳)

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  fotka.ir  مراجعه نمایید.

۱۹۹۳-۱۹۹۰
ظهور هوش هیجانی

این دوره چهار ساله که از ابتدای دهه ۱۹۹۰ شروع می شد مایر و سالووی چند مقاله در زمینه هوش هیجانی منتشر کردند.مقاله ها زمینه مناسبی را برای مطرح شدن مفهوم هوش هیجانی فراهم کردند.در همین زمان نتیجه مطالعه ای که شامل معرفی اولیه مقیاس ارزیابی توانایی هوش هیجانی بود با همین نام منتشر شد.همچنین در این دوره زیر بناها و مفاهیم بنیادی بویژه در علوم عصبی ، توسعه یافت(داماسیو ، ۱۹۹۴)

۱۹۹۷-۱۹۹۴
رواج و گسترش مفهوم هوش هیجانی

با انتشار کتاب هوش هیجانی توسط گلمن(روزنامه نگار)آثار و نوشته های علمی در این حوزه گسترش یافت.مجله تایمز برای نامیدن مفهوم هوش هیجانی از (E.I) استفاده کرد.تعدادی از مقاله های شخصیت تحت عنوان هوش هیجانی منتشر شد.

از ۱۹۹۸ تا کنون
(تحقیق روی هوش هیجانی و نهادینه شدن آن در محافل علمی)

به موازات ابداع آزمونهای جدید برای سنجش هوش هیجانی و چاپ مقاله پژوهشی در این زمینه چندین تحقیق جهت شفاف شدن مفهوم هوش هیجانی در حال انجام می باشد(بار-آن ، ۱۹۹۷)

۲-۱-۲۱-دیدگاههای صاحبنظران در مفهوم هوش هیجانی
مرور ادبیات نظری حاکی از آن است که هیچ یک از صاحبنظران مطرح ، چارچوب همسانی را برای شناخت و بکارگیری هوش هیجانی پیشنهاد نکرده اند.
در ادامه اظهارات صاحبنظران شاخص بطور مبسوط به بحث گذارده شده است:
۲-۱-۲۱-۱-دیدگاه گاردنر در هوش شناختی و غیر شناختی
هاوارد گاردنر استاد روان شناسی دانشگاه هاروارد ، هوش را مشتمل بر ابعاد گوناگون زبانی ، موسیقایی ، بصری ، ریاضی ، جسمی ، میان فردی ، درون فردی ، معنوی ، طبیعت گرایانه و وجود گرایانه می داند.او وجوه شناختی مختلف را با عناصری از هوش غیر شناختی(شخصی)ترکیب کرده است .بعد غیر شناختی مورد نظر او مشتمل بر دو مولفه کلی ، استعدادهای درون فردی و مهارتهای میان فردی است .
نمودار ۲-۱: ابعاد هوش از دیدگاه گاردنر (۱۹۸۳)
هوش درون فردی(فراشناختی) مبین آگاهی فرد از هیجانات و احساسات خویش ، ابراز باروها و احساسات شخصی و احترام به خویشتن ، تشخیص استعدادهای ذاتی ، استقلال عمل در انجام کارهای مورد نظر و در مجموع خود هدایتی است.
هوش میان فردی به توانایی درک و فهم دیگران و عوامل برانگیزاننده انسان و چگونگی فعالیت آنها ارتباط دارد.به نظر گاردنر فروشندگان ، سیاست مداران ، معلمان ، متخصصان بالینی و رهبران مذهبی موفق ، احتمالاً از هوش میان فردی بالایی برخوردارند.
۲-۱-۲۱-۲-دیدگاه کوپر در هوش هیجانی
کوپر مدل چهارگانه ای برای هوش هیجانی ارائه نمود که شامل سواد هیجانی ، عمق و ژرفای هیجانی ، تناسب یا صلاحیت هیجانی و معجزه هیجانی (قدرت کیمیا گری هیجانی ) است.در این مدل متشکل از چهار اصل که شعور هیجانی را از حیطه تجزیه و تحلیل روان شناسی و نظریه های فلسفی خارج و به حیطه شناخت ، استدلال و کاربرد مستقیم وارد می کنند ، ارائه می گردد.
۱)زمینه هیجانی :
از طریق صداقت هیجانی ، انرژی ، آگاهی ، واکنش ، مسئولیت و ایجاد رابطه ، جایگاهی برای اعتماد و تاثیر فردی پدید می آید.
۲)صلاحیت هیجانی :
اصالت ، قابلیت ، اعتماد و انعطاف پذیری را در فرد بوجود می آورد و دامنه اعتماد ، ظرفیت و کنترل مشاجرات را افزایش و نارضایتی سودمند را به بیشترین حد می رساند.
۳)ژرفای هیجانی :
در این اصل فرد با راههایی برای نظم زندگی و کار خود با هدف و قابلیت منحصر به فرد آشنا و در راه بازگشت با صداقت ، تعهد و مسئولیت همراه خواهد شد که به نوبه خود اثر پذیری او را افزایش می دهد.
۴)معجزه هیجانی :
در این اصل استعدادهای خلاق فرد پرورش یافته مورد نظر است تا به آمادگی بیشتر از فرصتهای موجود بهره مند شده ، بیشتر تلاش کند تا بر مشکلات رفتاری فایق شود.
نمودار ۲-۲ : مدل چهارگانه هوش هیجانی از دید کوپر(۱۹۹۷)