بررسی تاثیر عدم تقارن اطلاعاتی بر روی دستکاری اقلام تعهدی اختیاری و فعالیت …

آلن[۳۷](۱۹۹۳) بازار سهام را به عنوان مکانی تعریف میکند که در آن اطلاعات همه سهامداران یکجا جمع میشود، برخی سهامداران اطلاعات را با صرف هزینه و گروهی دیگر به صورت مجانی کسب مینمایند. بنابراین هراندازه تعداد سهامداران یک شرکت بیشتر باشد، میزان اطلاعات موجود در بازار نیز افزایش یافته و در نتیجه عدمتقارن اطلاعاتی کاهش مییابد(همان منبع، ص ۷۳).
۲-۲-۴ معیارهای سنجش عدمتقارن اطلاعاتی
در ادبیات مالی برای اندازهگیری عدمتقارن اطلاعاتی در بازار معیارهای متعددی مطرح شده است. از آنجا که سطح عدمتقارن اطلاعاتی به طور مستقیم قابل مشاهده نیست از این رو محققین از برخی متغیرهای شاخص(نماینده) برای سنجش آن استفاده نمودهاند. این معیارها در سه طبقه کلی قرار میگیرند. برخی مطالعات تجربی از معیارهای فرصت رشد به عنوان شاخص اندازهگیری عدمتقارن اطلاعاتی یک شرکت استفاده نمودهاند. استدلال آنها این است که شرکتهای با فرصتهای رشد بیشتر، محیط اطلاعاتی نامتقارنتری دارند. پارهای دیگر از تحقیقات دریافتند که افزایش سطح اطلاعات مرتبط با یک شرکت منجر به همگرایی در انتظارات مربوط به سودهای مورد انتظار آتی شرکت میگردد. این تحقیقات معمولا از معیارهای منتج از توافق میان پیشبینیهای سود هر سهم تحلیلگران به عنوان شاخصی برای سطح عدمتقارن اطلاعاتی استفاده میکنند. دسته سوم از مطالعات از یک سری از معیارهای مبتنی بر ادبیات ساختار خرد بازار[۳۸] استفاده نمودهاند که در مقایسه با دو گروه قبلی شایعتر میباشند. در این بخش هر یک از این معیارها به تفصیل معرفی میگردد(همان منبع، ص ۳۷۴).
۲-۲-۴-۱ معیارهای مبتنی بر فرصتهای رشد
اسمیت و واتز(۱۹۹۲) بحث میکنند که مدیران شرکتهای با فرصت رشد بیشتر آگاهی نسبتا بهتری در خصوص فرصتهای رشد و همچنین در مورد جریانات نقدی مورد انتظار آتی ناشی از داراییهای موجود شرکتهای تحت مدیریت خود دارند. بر مبنای این استدلال برخی مطالعات از معیارهای فرصت رشد شرکت، به عنوان شاخصی برای سنجش عدمتقارن اطلاعاتی استفاده کردهاند. برای مثال مکلفلین و همکاران[۳۹](۱۹۹۸) از نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری سرمایه، کلارکسن و همکاران[۴۰] (۲۰۰۸) و کورمیر و همکاران(۲۰۰۹) از شاخصQ توبین که هر دو معیارهای فرصت رشد میباشند برای اندازهگیری عدمتقارن اطلاعاتی استفاده نمودهاند(همان منبع، ص ۳۷۴).
۲-۲-۴-۲ معیارهای مبتنی بر پیشبینی سود تحلیلگران
معیارهای مبتنی بر پیشبینی سود تحلیلگران شامل دقت(اشتباه) پیشبینی سود هر سهم تحلیلگران و پراکندگی پیشبینیهای سود تحلیلگران میباشد. لنگ و لاندهالم(۱۹۹۶) نشان میدهند که با افزایش میزان شفافیت اطلاعاتی، دقت پیشبینی سود افزایش و پراکندگی پیشبینیها کاهش مییابد(لی و ژائو[۴۱]، ۲۰۰۸، ص ۶۹۴-۶۷۳).
۲-۲-۴-۲-۱ پراکندگی پیشبینی سود تحلیلگران
یکی از معیارهای اندازهگیری عدمتقارن اطلاعاتی، پراکندگی پیشبینی سود تحلیلگران است. براون و هان[۴۲](۱۹۹۲) بیان میدارند که با کاهش عدمتقارن اطلاعاتی، میزان توافق و اجماع میان تحلیلگران مالی در مورد عملکرد آتی شرکت افزایش مییابد(ریچاردسون، ۲۰۰۰، ص ۳۴۷-۳۲۵).
برای محاسبه این معیار از رابطه زیر استفاده میشود:
 
 
(۲-۱)
که در آن DISP بیانگر پراکندگی پیشبینیها،SDانحراف معیار پیشبینیهای سود همه تحلیلگران در دوره t و ACTt سود واقعی گزارش شده در دوره t میباشد.
۲-۲-۴-۲-۲ دقت پیشبینی سود هر سهم تحلیلگران
دومین معیار مبتنی بر پیشبینی تحلیلگران میزان دقت پیشبینیهاست. کریستی[۴۳](۱۹۸۷)، رابطه زیر را برای محاسبه خطای پیشبینی سود هر سهم ارایه میدهد(کاشانیپور و مومنی،۱۳۹۰، ص ۳۷۵).
 
(۲-۲)
که در آن FE بیانگر خطای پیشبینیها، ACTtسود هر سهم واقعی گزارش شده در دورهt و ESTtبیانگر میانگین پیشبینیهای سود هر سهم تحلیلگران در دوره t میباشد. محققانی چون کریشناسوامی(۱۹۹۶) و لی و ژائو (۲۰۰۸) در تحقیق خود از هر دو معیار پراکندگی و دقت پیشبینی سود برای سنجش عدمتقارن اطلاعاتی استفاده نمودهاند(همان منبع، ص ۳۷۵).
۲-۲-۴-۳ معیارهای مبتنی بر ساختار خرد بازار
در ادامه به دو معیار مبتنی بر ساختار خرد بازار مختصر توضیح داده میشود.
۲-۲-۴-۳-۱ دامنهی قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام
یکی از مهمترین مشخصههایی که سرمایهگذاران در بازارهای مالی در جست و جوی آن هستند نقدشوندگی است. نقدشوندگی، توانایی خرید و فروش مقادیر قابل توجه از یک سهم به صورت فوری و با حداقل اثر قیمتی است. بسیاری از بازارهای بورس سازمان یافته برای حفظ نقدشوندگی از خدمات افرادی به نام بازارساز استفاده مینمایند وظیفه بازارسازها این است که در هنگام تمایل سرمایهگذاران برای انجام معامله، بازارهای مالی را ایجاد خواهند کرد، در عوض برای جبران چنین خدماتی آنها حق اعلان و پیشنهاد قیمتهای مختلف برای خرید و یا برای فروش سهام را دارند که به آن قیمت پیشنهادی خرید و قیمت پیشنهادی فروش میگویند، تفاوت میان این دو قیمت که با عنوان دامنهی قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام شناخته میشود منبع اصلی درآمد(پاداش) بازارسازها برای جبران نقدشوندگی ارایه شده از سوی آنهاست. دامنهی قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام یک معیار اندازهگری نقدشوندگی اوراق بهادار شرکت است که نخستین بار توسط دمستز[۴۴](۱۹۶۸) مطرح شد. استال[۴۵](۲۰۰۰) بیان میدارد که دامنهی قیمت پیشنهادی از بازارسازها در مقابل زیانهای ناشی از معامله با سرمایهگذاران آگاهتر محافظت میکند، بهطوری که آنها به منظور محدود کردن معامله با مشتریان آگاهتر، دامنهی قیمت را به اندازه کافی گسترده و در مقابل به منظور جذب معاملهگران نقدینگی، دامنهی قیمت را محدود مینمایند(همان منبع، ص ۳۷۵).
مدلهای تحلیلی نظیر کایل[۴۶](۱۹۸۵) و گلاستن و میلگروم[۴۷](۱۹۸۵) پیشبینی مینمایند که عدمتقارن اطلاعاتی، ریسک انتخاب مغایر تامین کنندگان نقدینگی (بازارسازها) را افزایش میدهد، که این موضوع سبب میشود که آنها با گسترش دامنهی قیمت پیشنهادی و کاهش عمق بازار و در نتیجه با کاهش نقدشوندگی به آن واکنش نشان دهند، به عبارت دیگر سطوح بالاتر عدمتقارن اطلاعاتی (معامله آگاهانه) با دامنهی قیمت پیشنهادی بالاتر همراه خواهد بود. از این رو دامنهی قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام بهطور گسترده در تحقیقات پیشین به عنوان معیار عدمتقارن اطلاعاتی به کار رفته است. معیارهای متعددی از دامنه قیمت پیشنهادی در مطالعات گذشته مورد استفاده قرار گرفته است، که میان این معیارهای جایگزین همبستگی نسبتا زیادی (در حدود ۹/۰) وجود دارد(جایارامان[۴۸]، ۲۰۰۸، ص ۸۵۱-۸۰۹). یکی از رایجترین این معیارها به صورت زیر مورد محاسبه قرار میگیرد:
ASKit – BIDik = دامنه قیمت پیشنهادی خرید و فروش ریالی
(۲-۳)
در رابطه فوق، BIDi,t و ASKi,tبه ترتیب قیمت پیشنهادی فروش و قیمت پیشنهادی خرید سهام شرکت i در زمانt میباشد.
۲-۲-۴-۳-۲ دفعات گردش سهام
یکی دیگر از معیارهای مهم نقدشوندگی در بازار، گردش سهام است که بیانگر تمایل و آمادگی سرمایهگذاران برای خرید و فروش سهام یک شرکت است. این تمایل و آمادگی، به طور معکوس با سطح عدمتقارن اطلاعاتی موجود در بازار مرتبط است. شرکتهای با عدمتقارن اطلاعاتی بالا، گردش سهام کمتری خواهند داشت. زیرا معاملهگران ناآگاه با علم به این که آنها در معامله با معاملهگران آگاه متحمل زیان خواهند شد با احتمال کمتری اقدام به معامله در سهام این شرکتها خواهند کرد. از این رو تعداد دفعات گردش سهام به عنوان یک معیار معکوس عدمتقارن اطالعاتی در بازار به کار میرود(ماهد[۴۹]، ۲۰۰۵، ص ۱۲۳۱-۱۲۱۱). مطالعاتی نظیر لوز و ورچیا(۲۰۰۰)، ماهد(۲۰۰۵) و لیائو(۲۰۰۹) از این معیار برای سنجش عدمتقارن اطلاعاتی استفاه نمودند. معمولا دفعات گردش سهام از طریق رابطه زیر محاسبه میشود(کاشانیپور و مومنی، ۱۳۹۰، ص ۳۷۸):
 
(۲-۴)
۲-۳ مدیریت سود
۲-۳-۱ تعریف مدیریت سود
مقوله مدیریت سود از اواخر دهه ۱۹۲۰، به دنبال تاکید و توجه بیشتر به صورت سود و زیان که پیشتر معطوف به ترازنامه بود، متولد و مطرح شد(ملانظری و کریمیزند، ۱۳۸۶، ص ۸۴).
تعریفهای گوناگونی از مدیریت و یا هموارسازی سود توسط صاحبنظران و محققین حسابداری ارائه شده است که اکثر آنها از نظر مفهومی مشابهت دارند برای مثال:
هیلی و والن[۵۰] تعریف زیر را از مدیریت سود کردند:

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.