دسته بندی علمی – پژوهشی : بررسی تاثیر عدم تقارن اطلاعاتی بر روی دستکاری اقلام تعهدی اختیاری و …

دی(۱۹۸۸) و ترومن و تیتمان (۱۹۸۸) به صورت تحلیلی نشان دادند که وجود عدمتقارن اطلاعاتی بین مدیریت سود و سهامداران یک شرط اساسی برای مدیریت سود است. دی (۱۹۸۸) فرض کرد که بین گروههای سهامداران همپوشانی وجود دارد. سهامداران فروشنده به مدیریت اجازه میدهند که به منظور القای یک تصویر مناسب به گروه خریداران از یک سیاست مشخص مدیریت سود پیروی نماید. در این مدل، مدیر از یک مزیت اطلاعاتی نسبت به سهامداران برخوردار است. در نتیجه عدم تقارن اطلاعاتی شرط ضروری برای مدیریت سود در این وضعیت است.
ایمهوف و توماس(۱۹۹۷) شواهدی را فراهم کردند که نشان میدهد ارزیابی تحلیلگران از کیفیت افشا با سطح محافظهکارانه بودن برآوردها و روشهای حسابداری و میزان افشای جزئیات اساسی ارقام گزارش شده ارتباط مثبت دارد. کاربرد یافتههای آنها این است که شرکتهای دارای برآوردها و روشهای محافظهکارانه(شرکتهایی که کمتر به مدیریت سود مبادرت مینمایند)، اطلاعات بیشتری را افشا مینمایند. بر اساس این تحقیق، اگر شرکتهایی که در گزارشگری محافظهکارترند، کمتر به مدیریت سود مبادرت نمایند، میتوان نتیجه گرفت که بین افشای شرکتی و مدیریت سود رابطه منفی وجود دارد. به عبارت دیگر، شرکتهایی که کمتر به مدیریت سود مبادرت میورزند، اطلاعات بیشتری را افشا میکنند و شرکتهایی که اطلاعات بیشتری را افشا مینمایند، کمتر به مدیریت سود اقدام میکنند.
ریچاردسون(۱۹۹۸) شواهدی تجری را مطابق با این استدلالها فراهم ساخته است. او دریافت که میزان عدمتقارن اطلاعاتی که از طریق دامنه خرید و فروش و پراکندگی پیشبینیهای تحلیلگران اندازهگیری شده، با درجه مدیریت سود رابطه مثبت دارد.
دمسکی وفریمور(۱۹۹۸) در تحقیق خودبه این نتجه رسیدند که که مدیران موقعی به هموارسازی سود میپردازند که:
الف) مدیران در شرایطی تضعیف شده و در معرض لغزشهای اخلاقی قرار گرفتهاند و
ب) عدمتقارن اطلاعاتی بین سهامداران و مدیران وجود داشته باشد(دمسکی و فریمور، ۱۹۹۹).
گانی[۷۰](۲۰۰۵) به بررسی نتایج مدیریت واقعی سود با استفاده از چهار ابزار کاهش مخارج تحقیق و توسعه، کاهش هزینههای اداری، عمومی و فروش، افزایش سود غیرعملیاتی حاصل از فروش داراییهای بلندمدت و تولید بیش از حد پرداخت. او شرکتهای فعال بورس نیویورک را طی سالهای ۱۹۸۸ تا ۲۰۰۰ بررسی کرد. و دو نتیجه زیر بدست آورد:
۱) مدیریت واقعی سود منجر به گزارش سودها و جریانهای نقدی عملیاتی کمتری میشود.
۲) سرمایهگذاران نتایج مدیریت واقعی سود را شناسایی میکنند. بهعبارت دیگر چنانچه شرکتی در سال جاری از مدیریت واقعی سود استفاده نماید، بازده سال آتی پایینتری خواهد داشت.
روی چودهری(۲۰۰۶) در تحقیق خود نشان داد که شرکتها جهت جلوگیری از گزارش سالیانه، قیمت محصولات را به منظور افزایش مبلغ فروش به صورت موقت کاهش، مقادیر تولید را به منظور کاهش بهای تمام شده کالای فروش رفته، افزایش و مخارج اختیاری را به منظور بهبود بخشیدن به حاشیه سود کاهش میدهند.
کوهن و زاروین(۲۰۰۸) با بررسی هر دو نوع مدیریت سود دریافتند که در زمان عرضهی فصلی سهام، مدیران انگیزههای نسبتا زیادی دارند تا سودهای جاری را به طور مصنوعی متورم سازند.
باچتیار[۷۱](۲۰۰۸) در مطالعهی خود، به بررسی رابطهی میان اقلام تعهدی و عدمتقارن اطلاعاتی، پرداخته است. یافتهی تحقیق وی حاکی از این است که اقلام تعهدی، رابطهای مثبت و معنیدار با عدمتقارن اطلاعاتی، دارد. همچنین نتایج این تحقیق نشان دهندهی وجود یک رابطهی مثبت و معنیدار میان اقلام تعهدی اختیاری (غیر عادی( و عدمتقارن اطلاعاتی است.
یو[۷۲](۲۰۰۸) ثابت کرد که شرکتهای با انگیزههای قوی برای مدیریت سود، فعالیتهای واقعی را بیش از سایر شرکتها دستکاری میکنند. همچنین نتایج تحقیق او نشان میدهد که دستکاری فعالیتهای واقعی ممکن است به ارزش اقتصادی شرکت در بلندمدت آسیب برساند.
باتاچاریا و همکارانش[۷۳](۲۰۱۰) در تحقیقی به بررسی رابطهی میان کیفیت سود و عدمتقارن اطلاعاتی پرداختهاند. آنها با توجه به یافتههای خود اینگونه نتیجهگیری کردند که کیفیت پایین سود، منجر به افزایش عدمتقارن اطلاعاتی در بازارهای مالی میگردد.
واسان و بون[۷۴](۲۰۱۰) در مطالعهای، به بررسی رابطهی میان اقلام تعهدی و عدمتقارن اطلاعاتی، پرداختهاند. در تحقیق آنها میان دامنهی تفاوت قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام و اقلام تعهدی، رابطهی معنیدار مشاهده نگردید، بهطوری که رابطهی میان قدرمطلق کل اقلام تعهدی و دامنهی تفاوت قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام، منفی و بیمعنی و رابطهی میان قدرمطلق اقلام تعهدی غیرعادی (اختیاری) و دامنهی تفاوت قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام، مثبت و بیمعنی است.
از سوی دیگر بیان وآمبرس(۲۰۱۰) در تحقیقات خود به این نتیجه رسیدند که عدمتقارن اطلاعاتی میان مدیریت و افراد برون سازمانی نظیر سرمایهگذاران یکی از مسائل بارز در حوزههای مختلف از جمله بازار سرمایه است. عدمتقارن اطلاعاتی به بیان ساده حاکی از آن است که همگان به طور یکسان به اطلاعات دسترسی ندارند و مدیریت بنا به موقعیت خود دارای اطلاعات بیشتری نسبت به دیگران است. عدمتقارن اطلاعات عامل اصلی در هدایت مدیران به سمت مدیریت سود است.
فصل سوم
روش تحقیق
۳-۱ مقدمه
از آغاز تاریخ بشر،انسان درصدد پیبردن به قاعده و نظم موجود در پدیدهها و رویدادهای جهان اطراف خود بوده است. بدین جهت به کشف قوانین، اصول و نظریههای حاکم بر پدیدهها و رویدادها نائل آمده است. اما باید توجه داشت که این قوانین و اصول تحت شرایط خاصی اعتبار دارد. این شرایط زیربنای صحت آنها را تشکیل میدهد. در استفاده از روش علمی برای پیشبینی وقوع پدیدهها در جهان، پیشفرض آن است که این پدیدهها اتفاقی، دمدمی و بینظم نبوده و قابل پیشبینی است، زیرا در غیر اینصورت انجام پژوهش علمی غیرممکن میبود. تحقیق علمی که همان کاربرد روش عملی است در جستجوی شرایطی است که تحت آنها پدیده خاصی رخ میدهد و مشخص کردن شرایط دیگری است که تحت آنها این پدیده رخ نمیدهد(بازرگان و دیگران، ۱۳۷۹، ص۶۰). پیبردن به قاعده و نظم میان پدیدهها و رویدادها با استفاده از روشهای مطلوب و علمی امکانپذیر میباشد. انتخاب روش انجام تحقیق، بستگی به هدفها و ماهیت موضوع پژوهش و امکانات اجرایی آن دارد. بنابراین هنگامی میتوان در مورد روش بررسی و انجام یک تحقیق تصمیم گرفت که ماهیت موضوع پژوهش، هدفها و نیز وسعت دامنه آن مشخص باشد. به عبارت دیگر، هدف از انتخاب روش تحقیق آن است که محقق مشخص نماید چه شیوه و روشی را اتخاذ کند تا او را هرچه دقیقتر، سریعتر و ارزانتردر دستیابی به پاسخهایی برای پرسش یا پرسشهای تحقیق مورد نظر کمک کند(نادری و سیفنراقی، ۱۳۷۸، ص ۶۹).
۳-۲روش تحقیق
این تحقیق از لحاظ طبقهبندی تحقیق بر مبنای هدف، از نوع تحقیق کاربردی است. همچنین در تحقیق حاضر برای آزمون فرضیهها از اطلاعات تاریخی استفاده میشود، بنابراین این تحقیق از نوع شبه آزمایشی است. از آنجا که در این تحقیق هدف بررسی روابط بین متغیرها میباشد، لذا روش تحقیق همبستگی میباشد.
به منظور آزمون فرضیهها از مدل رگرسیون چند متغیره استفاده میشود. و از آمار توصیفی جهت توصیف متغیرها و نوع توزیع دادهها استفاده میگردد.
۳-۳ فرضیههای تحقیق
فرضیه آماری نقطه آغاز آزمون فرض و یک بیان مقداری درباره پارامترهای جامعه است و اصولا بدون داشتن فرضیه آماری انجام یک آزمون دشوار است(جوانمرد، ۱۳۸۹، ص ۷۹).
در این تحقیق به منظور رسیدن به اهداف تحقیق یک فرضیه اصلی صورت زیر مطرح شده است:
در شرکتهای با عدم تقارن اطلاعاتی بالاتر نسبت به شرکتهای با عدم تقارن اطلاعاتی پایینتر، احتمال استفاده از ابزارهای مدیریت سود بیشتر است.
برای آزمون فرضیه بالا، این فرضیه در چهار قسمت به صورت زیر مطرح میشود:
۳-۳-۱ فرضیهی اول
H0: بین عدمتقارن اطلاعاتی در سطح بالا و مدیریت اقلام تعهدی اختیاری ارتباط مثبتی وجود ندارد.
H1: بین عدمتقارن اطلاعاتی در سطح بالا و مدیریت اقلام تعهدی اختیاری ارتباط مثبتی وجود دارد.
۳-۳-۲ فرضیهی دوم
H0: بین عدمتقارن اطلاعاتی در سطح بالا و جریان نقدی غیرعادی ارتباط مثبتی وجود ندارد.
H1: بین عدمتقارن اطلاعاتی در سطح بالا و جریان نقدی غیرعادی ارتباط مثبتی وجود دارد.
۳-۳-۳ فرضیهی سوم
H0: بین عدمتقارن اطلاعاتی در سطح بالا و تولید غیرعادی ارتباط مثبتی وجود ندارد.

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.