سایت مقالات فارسی – بررسی تاثیر عدم تقارن اطلاعاتی بر روی دستکاری اقلام تعهدی اختیاری و فعالیت های واقعی۹۱- …

۲-۳-۴-۱-۱-۲ اقلام تعهدی غیراختیاری
اقلام تعهدی غیراختیاری، اقلامی هستند که به واسطه مقررات و دیگر عوامل درون سازمانی ایجاد شده و مدیریت نمیتواند آن را تغییر داده و یا دخالتی در ایجاد آن داشته باشد(جونز، ۱۹۹۲، ص ۲۱۱). فرانسیس و همکاران(۲۰۰۴) اقلامی را که در مدل تجاری شرکت ها و محیط عملیاتی آنها به وجود میآید و مدیریت واحد تجاری در پیدایش آن دخالتی نداشته و در حین انجام فعالیتهای تجاری شرکت ایجاد شده است را اقلام تعهدی اختیاری مینامند(فرانسیس و همکاران، ۲۰۰۴، ص ۹۷۱).
۲-۳-۴-۱-۲ اندازهگیری اقلام تعهدی اختیاری
مطالعات موجود در مورد مدیریت سود عموما متوجه اقلام تعهدی اختیاری است که در ادامه مدل استفاده شده در این تحقیق(مدل کاسزنیک) به اختصار شرح داده شده است:
کاسزنیک[۶۰] (۱۹۹۹)، معتقد بود که اقلام تعهدی اختیاری به آسانی دیده نمیشود و ممکن است که اطلاعات لازم جهت خنثی کردن تاثیرات درآمدی آنها در دورههای بعد در دسترس نباشد، بر این اساس وی معتقد بود که مدیران از اقلام تعهدی اختیاری برای مدیریت سوء استفاده میکنند و لذا در ارزیابی مدیریت سود، بر اقلام تعهدی اختیاری تمرکز کرد. برای تخمین بخش غیراختیاری اقلام تعهدی، وی از مدلی استفاده نمود که بهبود یافته مدل معرفی شده توسط جونز(۱۹۹۱) و کاهان[۶۱](۱۹۹۲) بود، و مدل جونز (۱۹۹۱) رااز سه بعد بهبود بخشید. اولین و مهمترین بهبود، اضافه کردن تغییرات جریانهای نقدی حاصل از عملیات، به رگرسیون مدل جونز به عنوان سومین متغیر توضیحی است. شواهد تجربی اخیر، نشان میدهد که اقلام تعهدی، احتمالا به دلیل ویژگیهای مدل حسابداری، دارای همبستگی منفی با تغییرات جریانات نقدی هستند. بنابراین تا حدی که بخشهای موقتی جریانهای نقدی، دارای تاثیرات غیراختیاری بر کل اقلام تعهدی هستند، بعضی از این اجزای غیراختیاری میتواند با در نظر گرفتن کل اقلام تعهدی با توجه به تغییرات در جریانهای نقدی حاصل از عملیات استخراج شود. دومین بهبود نسبت به مدل جونز در نظر نگرفتن فرض برونزاد بودن درآمدهاست. معمولا زمان تشخیص درآمد به عنوان وسیلهای توسط مدیران در جهت مدیریت سود استفاده میشود. در صورتی که درآمدها برونزاد فرض شودند، آنگاه مدیریت سود از طریق زمان شناخت درآمد، توسط مدل شناسایی نخواهند شد و لذا قدرت آزمون مدیریت سود را پایین میآورد. پس این مشکل میتواند با تعدیل متغیر درآمد فروش برای تغییرات در حسابهای دریافتنی کم شود. سومین بهیود شامل ساختار پرتفوی تخمینی است. به جای استفاده از رویکرد سری زمانی در تخمین ضرایب مدل، مدل تعهدی کاسزنیک از رویکرد مقطعی استفاده میکند. از منافع رویکرد مقطعی، کنترل تاثیرات تغییرات شرایط اقتصادی صنایع مختلف بر اقلام تعهدی کل میباشد و این انکان را فراهم میآورد تا ضرایب، در طول سالهای مختلف به دلیل امکان وجود تغییرات ساختاری تغییر کنند( کاسزنیک، ۱۹۹۹، ص ۱۳).
۲-۳-۴-۲ دستکاری فعالیتهای واقعی
تمامی روشهای مدیریت سود مطرح شده تنها بر ارقام صورتهای مالی اثر میگذارد و هیچ اثری بر روی جریانات نقدی شرکت ندارند. در هر حال راههایی وجود دارد که مدیریت میتواند با استفاده از آنها جریانات نقدی شرکت را تحت تاثیر قرار دهد. به عنوان مثال اگر مدیریت بخواهد سود گزارش شده را افزایش دهد، میتواند مخارج تحقیق و توسعه را کاهش دهد لذا کاهش مخارج مزبور در سال مالی مورد نظر به عنوان کاهش هزینه دوره قلمداد میشود که در این صورت سود گزارش شده افزایش مییابد. در هر حال از زمانی که مخارج کمتری صرف تحقیق و توسعه شود، جریانات نقدی واحد تجاری تحت تاثیر قرار میگیرد(گراهام و همکاران، ۲۰۰۵، ص ۳۲۰).
۲-۳-۴-۲-۱ طبقهبندی دستکاری فعالیتهای واقعی
رویچودهری از مدل دچو و همکاران(۱۹۹۸)، برای استخراج سطوح نرمال جریان نقد عملیاتی، هزینههای اختیاری و هزینههای تولید برای هر سال شرکت استفاده نمود. انحرافات از سطح نرمال به عنوان جریان نقد عملیاتی غیرنرمال، هزینههای تولید غیرنرمال و هزینههای اختیاری غیرنرمال شناخته میشود. تمرکز رویچودهری بر سه شیوه دستکاری و تاثیرات آن بر سطوح غیرنرمال متغیرهای این سه شیوه است( کوهن و زاروین، ۲۰۰۸[۶۲]، ص ۱۱).
وی با بررسی اطلاعات سالانه شرکتها به این نتیجه رسید که تلاش شرکتها جهت جلوگیری از زیان به سه روش است:
۱)بالا بردن حجم فروش که از طریق ارائه تخفیفات قیمت و یا ایجاد شرایط اعتباری آسانتر حاصل میشود. در این روش مدیران با ارائه تخفیفات قیمتی، میزان فروش را ارتقاء میبخشند. نتایج تحقیق رویچودهری(۲۰۰۶)، نشان میدهد که مدیران به منظور ارتقای سطح فروش، تخفیفات قیمتی ارائه میدهند. مدیران زمینهی تخفیفات فروش را نزدیک به پایان سال مالی فراهم میآورند تا میزان فروش را افزایش دهند. حجم فروش افزایش یافته، در موقعی که شرکت بار دیگر قیمتهای قدیمی را وضع میکند، احتمالا از بین میروند. در واقع، این عمل سودآوری آتی را به دورهی جاری منتقل میسازد. در نتیجه، ممکن است سودآوری آتی به واسطهی مدیریت فروش مورد آسیب واقع گردد( ناظمی، ۱۳۸۸، ص ۱۱۶).
۲)نوع دوم دستکاری فعالیتهای واقعی، تولید کالاهای مازاد بر میزان لازم برای برآورده ساختن تقاضای مورد انتظار(از جمله اضافه تولید) است. بهای تمام شدهی کالاهای فروش رفته را کاهش میدهد، که منجر به حاشیهی عملیاتی بالاتر میشود، به هر حال، ممکن است هزینههای تولید و نگهداری اضافی تحمل شود و به احتمال زیاد باعث افزایش هزینههای نهایی گردد، که در نهایت منجر به هزینههای تولید سالانهی بالاتر نسبت به فروش میگردد. مدیران شرکتهای تولیدی به منظور بالا نشان دادن سود میتوانند اقدام به تولید بیش از حد محصولات کنند. چنانچه سطح تولید افزایش یابد، هزینههای سربار تولید به تعداد محصول بیشتری سرشکن شده و در نتیجه هزینهی ثابت هر واحد کالا کاهش مییابد. اگر کاهش هزینههای ثابت هر واحد تولید شده با افزایش هزینهی نهایی در تولید آن تهاتر نشود، هزینهی کل هر واحد محصول کم میشود در نتیجه، بهای تمام شده کالای فروش رفته پایینتر و حاشیهی سود عملیاتی شرکت بهتر نشان داده میشود. با این حال، مدیران زمانی تمایل به تولید بیش از حد دارند که کاهش در هزینههای تولید بیشتر از هزینههای نگهداری موجودی کالا در آن دوره باشد(همان منبع، ص ۱۱۹).
۳) کاهش هزینههای اختیاری، به صورتی که خالص درآمد دورهی جاری افزایش یابد. مخارج اختیاری مانند تحقیق و توسعه، تبلیغات و مخارج نگهداری، معمولا در دورهی وقوع به هزینه منظور میشود. از این رو، شرکتها میتوانند با استفاده از کاهش مخارج اختیاری، هزینههای گزارش شده را کاهش و سود را افزایش دهند( همان منبع، ص ۱۱۸). این در حالی است که ممکن است عملکرد بلند مدت شرکت به دلیل کاهش هزینهها در زمینه تحقیق و توسعه و تبلیغات کاهش یابد و شرکت قدرت رقابتی خود را از دست بدهد.
۲-۳-۵ مدیریت سود واقعی در مقابل مدیریت سود از طریق ارقام حسابداری
تفاوت اساسی بین مدیریت سود اقلام تعهدی اختیاری و دستکاری فعالیتهای واقعی در زمانبندی مدیریت سود است. در مقایسه با مدیریت سود مبتنی بر ارقام حسابداری، هر دستکاری در فعالیتهای واقعی باید در دورهای از سال به وقوع بپیوندد. دستکاری فعالیتهای واقعی هنگامی رخ میدهد که پیشبینی مدیران حاکی از آن است که سود در برآورده ساختن اهداف مورد نظرشان با شکست مواجه خواهد شد، مگر آنکه آنها اعمالی را صورت دهند که از رویهی عادی شرکت نشات میگیرد و یا هنگامی که برخی عوامل دیگر(استاندارهای حسابداری سختگیرانه)، مدیریت اقلام تعهدی اختیاری را با محدودیت مواجه میسازند. برای برآورده ساختن اهداف مرتبط با سود، مدیران میتوانند تا پایان سال منتظر بمانند و از اقلام تعهدی اختیاری برای مدیریت سود گزارش شده استفاده کنند. این شیوه این ریسک را در بر دارد که مقدار سودی که برای دستکاری مورد نیاز است بزرگتر از اقلام تعهدی اختیاری موجود باشد، زیرا در رابطه با اقلام تعهدی توسط اصول پذیرفته شدهی حسابداری محدود شده است(بارتون و سیمکو[۶۳]، ۲۰۰۲، ص ۱۱).
رویدادهای اقتصادی اساسی یک شرکت، توانایی مدیریت را برای گزارش سود مبتنی بر ارقام حسابداری با محدودیت مواجه میسازد. در نتیجه، اگر از اقلام تعهدی اختیاری در پایان سال استفاده شود، ممکن است اهداف مرتبط با سود دست یافته نشود. این ملاحظات، مدیریت اقلام تعهدی اختیاری را با محدودیت مواجه میسازد. در مقایسه، دستکاری فعالیتهای واقعی کمتر در معرض این محدودیت قرار میگیرند. مزیت دیگر تغییر فعالیتهای واقعی در جهت دستکاری سود این است که حسابرسان و قانونگذاران کمتر متوجه چنین رفتاری میشوند. از تفاوتهای دیگر این دو شکل مدیریت سود میتوان به این موضوع اشاره کرد که اقلام تعهدی اختیاری در سال وقوع، نسبتا مشخص است اما دستکاری فعالیتهای واقعی با آسانی قابل تشخیص نیست. باید توجه داشت که دستکاری فعالیتهای واقعی، وسیلهی تغییر ارایش حسابها نیست. مدیران در این روش، زمان انجام عملیات، نحوهی تخصیص منابع و یا زمان اجرای پروژههای سرمایهگذاری را تغییر میدهند(ناظمی، ۱۳۸۸، ص ۱۱۷).
فعالیتهای مدیریت سود میتنی بر اقلام تعهدی، هیچ پیامد مستقیم جریان نقدی به همراه ندارد( کوهن و زاروین، ۲۰۰۸، ص ۸). مدیریت واقعی سود، بر جریانهای نقدی شرکت اثر مستقیم دارد. در این روش، وجوه نقد قربانی سود تعهدی میشود و مهمترین ضرر آن، از بین رفتن شرکت یه دلیل کاهش جریانهای نقدی دورههای آتی است. مدیریت اقلام تعهدی نیز بدون هزینه نیست، کشف دستکاری اقلام تعهدی میتواند احتمال نیاز به بررسیهای ویژه از جانب حسابرسان را به وجود آورد. همچنین ممکن است منجر به مجازاتهای مالی توسط جوامع حرفهای قانونی (مانند بورس اوراق بهادار)، لزوم ارائهی مجدد سود و بررسی موضوع در دادگاههای حقوقی شود(همان منبع، ص ۱۷).
۲-۳-۶ عوامل موثر بر مدیریت سود
۲-۳-۶-۱ اندازه شرکت
ماتسوموتو[۶۴] (۲۰۰۲) معتقده که هر چه اندازهی شرکت بزرگتر شود، احتمال دست یابی ساختگی به شاخص از قبل تعیین شده سود افزایش مییابد(ماتسوموتو، ۲۰۰۲، ص ۴۷۲).
۲-۳-۶-۲ عملکرد شرکت
دچو و دیچو[۶۵] (۲۰۰۲) اعتقاد دارند که عملکرد شرکت بر مدیریت سود موثر است. آنها میزان درصد فروش را معیاری برای اندازهگیری عملکرد شرکتها قرار دادند و به این نتیجه رسیدند که هرچه میزان فروش بیشتر شود، مدیران بیشتر به مدیریت سود و دستکاری آن میپردازند( دچو و دیچو، ۲۰۰۲، ۳۵-۵۹).
۲-۳-۶-۳ پیشبینی رشد سود آینده شرکت
فرانکل و دیگران[۶۶] (۲۰۰۲) معتقدند پیش بینی رشد سودهای آیندهی شرکت بر مدیریت سود موثر است. آنان به این نتیجه رسیدند که با افزایش احتمال رشد سود، احتمال استفاده از مدیریت سود نیز افزایش مییابد. زیرا، در صورت عدم انجام مدیریت سود، انتظارات مثبت سرمایهگذاران نسبت به آیندهی شرکت کاهش مییابد(فرانکل و همکاران، ۲۰۰۲، ۷۱-۱۰۶).
۲-۴ عدمتقارن اطلاعاتی و مدیریت سود
مدلهای تحلیلی متعددی روشن ساختهاند که مدیریت سود فرصتطلبانه به تناسب سطح عدمتقارن اطلاعات افزایش مییابد. برای مثال دی(۱۹۸۸) و ترومن و تیتمان[۶۷](۱۹۸۸) به صورت تحلیلی نشان دادند که وجود عدمتقارن اطلاعاتی بین مدیریت سود و سهامداران یک شرط اساسی برای مدیریت سود است. دی(۱۹۸۸) فرض کرد که بین گروههای سهامداران همپوشانی وجود دارد. سهامداران فروشنده به مدیریت اجازه میدهند که به منظور القای یک تصویر مناسب به گروه خریداران از یک سیاست مشخص مدیریت سود پیروی نماید. در این مدل، مدیر از یک مزیت اطلاعاتی نسبت به سهامداران برخوردار است. در نتیجه عدمتقارن اطلاعاتی شرط ضروری برای مدیریت سود در این وضعیت است. همانطور که شیپر[۶۸](۱۹۸۹) تاکید کرده: «شرط دیگری که باید در مدل تحلیلی مدیریت سود وجود داشته باشد، تداوم در عدمتقارن اطلاعات است یکی از فرضهایی که این تداوم را امکانپذیر میسازد ارتباط بسته و محدود مدیران است که از طریق ترتیبات قراردادی، نیز قابل حذف نیست». البته این مسئله ناشی از این است که سهامداران در محیطی که اطلاعاتشان کمتر از مدیریت است نمیتوانند عملکرد شرکت و چشمانداز آتی را به طور کامل مشاهده نمایند. در چنین محیطی، مدیر میتواند برای مدیریت سودهای گزارش شده از انعطافپذیری در اختیار خود استفاده نماید. علاوهبر این توانایی مدیر در به کارگیری روشهای حسابداری اختیاری با هدف مدیریت سود، به تناسب افزایش عدمتقارن اطلاعاتی بین او و سهامداران افزایش مییابد.ریچاردسون(۱۹۹۸) شواهدی تجری را مطابق با این استدلالها فراهم ساخته است. او دریافت که میزان عدمتقارن اطلاعاتی که از طریق دامنه خرید و فروش و پراکندگی پیشبینیهای تحلیلگران اندازهگیری شده، با درجه مدیریت سود رابطه مثبت دارد.ایمهوف و توماس[۶۹](۱۹۹۷) شواهدی را فراهم کردند که نشان میدهد ارزیابی تحلیلگران از کیفیت افشا با سطح محافظهکارانه بودن برآوردها و روشهای حسابداری و میزان افشای جزئیات اساسی ارقام گزارش شده ارتباط مثبت دارد. کاربرد یافتههای آنها این است که شرکتهای دارای برآوردها و روشهای محافظهکارانه (شرکتهایی که کمتر به مدیریت سود مبادرت مینمایند)، اطلاعات بیشتری را افشا مینمایند. بر اساس این تحقیق، اگر شرکتهایی که در گزارشگری محافظهکارترند، کمتر به مدیریت سود مبادرت نمایند، میتوان نتیجه گرفت که بین افشای شرکتی و مدیریت سود رابطه منفی وجود دارد. به عبارت دیگر، شرکتهایی که کمتر به مدیریت سود مبادرت میورزند، اطلاعات بیشتری را افشا میکنند و شرکتهایی که اطلاعات بیشتری را افشا مینمایند، کمتر به مدیریت سود اقدام میکنند(حسینی،۱۳۹۰، ص ۷-۸).
از سوی دیگر عدمتقارن اطلاعاتی میان مدیریت و افراد برون سازمانی نظیر سرمایهگذازان یکی از مسائل بارز در حوزههای مختلف از جمله بازار سرمایه است. عدمتقارن اطلاعاتی به بیان ساده حاکی از آن است که همگان به طور یکسان به اطلاعات دسترسی ندارند و مدیریت بنا به موقعیت خود دارای اطلاعات بیشتری نسبت به دیگران است. عدمتقارن اطلاعات عامل اصلی در هدایت مدیران به سمت مدیریت سود است.(Bian &Ambrose. 2010)
۲-۵ پیشینه تحقیق
۲-۵-۱ تحقیقهای داخلی
کوچکی(۱۳۷۳) در تحقیق خود سعی کرده است که زمان‌بندی فروش دارایی و در نتیجه سود حاصل از آن به عنوان یکی از ابزارهای هموارسازی سود مطرح و مورد آزمون تجربی قرار گیرد تا از این طریق به این سوال پاسخ داده شود که آیا مدیران شرکت‌ها‌ از ابزار مزبور به منظور هموارسازی سود استفاده می‌کنند؟. جامعه آماری این تحقیق شامل شرکت‌ها‌ی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال‌های ۱۳۶۳ تا ۱۳۷۲ بوده است. نتایج پژوهش بیانگر آن است که سود حاصل از فروش دارایی‌ها، تغییرات موقتی سود را هموار نساخته است. به عبارت دیگر، یافته‌های این تحقیق نشان می‌دهد که سود حاصل از فروش دارایی‌ها در شرکت‌ها‌یی که کاهش در سود سالانه (به استثنای اثرات فروش دارایی) دارند، عمدتا بیشتر از شرکت‌ها‌ی دارای افزایش سود سالانه نیست.
رخشانی(۱۳۸۴) در تحقیق خود، به بررسی شناسایی زمان‌بندی فروش دارایی‌ها و هزینه‌های مالی به عنوان ابزارهای مدیریت سود در شرکت‌ها‌ی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار پرداخت. جامعه آماری تحقیق شامل شرکت‌ها‌ی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در دوره زمانی ۱۳۸۱-۱۳۷۸ بود. نتایج حاصل شده بیانگر آن است که بین سود فروش دارایی ثابت و سود قبل از کسر مالیات منهای سود ناشی از فروش دارایی‌های ثابت ارتباط معنی‌داری وجود دارد. همچنین بین هزینه‌های مالی و سود قبل از کسر مالیات و هزینه‌های مالی ارتباط مثبت معنی‌داری وجود دارد.
ولی زادهلاریجانی(۱۳۸۶) به بررسی تاثیر مدیریت سود واقعی بر عملکرد عملیات آتی شرکتهای پرداخت. نتایج نشان داد که بین عملکرد و عملیات آتی و مدیریت سود مبتنی بر فعالیتهای واقعی رابطهی معناداری وجود ندارد.
کاظمی و خوبانی(۱۳۸۹) در بررسی رابطه کیفیت سود با عدمتقارن اطلاعاتی به این نتیجه رسیدند که کیفیت سود شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق تهران هیچ تاثیری بر میزان عدمتقارن اطلاعاتی ندراند.
خدامیپور و قدیری(۱۳۸۹) در مطالعه خود به بررسی رابطهی میان اقلام تعهدی و عدمتقارن اطلاعاتی، برای یک دورهی ۷ ساله، از سال ۱۳۸۲ تا ۱۳۸۸ در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق تهران پرداختهاند. آنها با توجه به یافتهای خود، به این نتیجه رسیدند که در بازار سرمایهای ایران، افزایش میزان اقلام تعهدی غیرعادی(اختیاری)، منجر به تشدید پدیدهی عدمتقارن اطلاعاتی بین سرمایهگذاران میشود. این در حالی است که رابطهی معناداری میان قدر مطلق کل اقلام تعهدی و عدم تقارن اطلاعاتی، مشاهده نمیشود. بنابراین به نظر میرسد سرمایهگذاران به طور میانگین، در درک محتوای اطلاعاتی اقلام تعهدی غیرعادی کند عمل کردهاند و ارزش درستی را از این اقلام، در سال جاری ندارند.
احمد پورکاسگری و عجم(۱۳۸۹) در مطالعهی خود به بررسی رابطهی میان کیفیت اقلام تعهدی و عدمتقارن اطلاعاتی در طول سالهای ۱۳۸۱ تا ۱۳۸۷ در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق تهران پرداختهاند. آنها به این نتیجه رسیدند که کیفیت اقلام تعهدی تاثیری بر میزان عدمتقارن اطلاعاتی ندارد. همچنین میزان عدمتقارن اطلاعاتی پس از اعلان سود افزایش مییابد که با برخی از تحقیقاتی که در خارج از کشور صورت گرفته است مغایرت دارد.
۲-۵-۲ تحقیقهای خارجی

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.