بررسی تأثیر مالیات بر ارزش افزوده بر روند درآمدهای مالیاتی دولت- قسمت …

۲-۱۹-۴- تأثیر مالیات بر ارزش افزوده بر تراز تجاری
تأثیرپذیری تراز تجاری از نظام مالیات بر ارزش افزوده بستگی به عوامل متعددی از جمله وجود یا عدم وجود معافیت های مالیاتی، سطح نرخ مالیاتی و همچنین سطح جاری تراز تجاری دارد. در پاره‌ای از کشورها نظیر اتریش، یونان، اندونزی و… به منظور تقویت مزیت های نسبی صادراتی و حمایت از صادرات، بر کالاها و خدمات صادراتی نرخ مالیاتی صفر اعمال می شود. در این صورت این کالاها علاوه بر معافیت مالیاتی، از اعتبار مالیاتی معادل با میزان پرداختی بابت نهاده های خریداری شده برخوردار می باشند. این امر سبب می شود که بهای تمام شده کالاها و خدمات مشمول نرخ صفر در بازارهای جهانی در مقایسه با قیمت های داخلی آن ها کم تر بوده و عملاً برای صادرکنندگان آن‌ها امکان رقابت در بازارهای بین المللی فراهم شود. با توجه به این مطالب مالیات بر ارزش افزوده سبب بهبود تراز تجاری می گردد. اما اعمال نرخ های مالیاتی غیرصفر می تواند نتایج متفاوتی به دنبال داشته باشد. به عنوان راهکاری دیگر در برخورد با مالیات بر ارزش افزوده می توان از اصل مبدأ یا اصل مقصد پیروی کرد (پناهی و همکاران، ۱۳۸۹). براساس اصل مبدأ کلیه کالاها و خدمات تولید شده در داخل چه به منظور مصرف و چه با هدف صادرات مشمول مالیات قرار خواهند گرفت، بالعکس واردات از پرداخت مالیات معاف می شود. همچنین براساس این اصل کالاهای سرمایه ای وارداتی و تولید داخل مشمول مالیات قرار نگرفته و تنها زمانی که اقدام به صدور آنها گردد، مورد اصابت مالیاتی قرار خواهند گرفت. مشخص است که پیروی از این اصل در استقرار نظام مالیاتی می تواند موجبات تضعیف توان صادراتی را فراهم سازد. اصل دیگر در استقرار نظام مالیات بر ارزش افزوده، اصل مقصد است که براساس آن کلیه کالاهایی که به منظور مصرف وارد کشور می شوند، مشمول مالیات قرار گرفته و بالعکس کالاهای صادراتی مشمول نرخ صفر خواهند بود. همان گونه که مشخص شد تبعیت از این اصل می‌تواند سبب گسترش مازاد تجاری گردد. پیروی از هر یک از اصول فوق می تواند نشأت گرفته از اهداف دنبال شده توسط دولت در برقراری نظام مالیاتی باشد (پناهی و همکاران، ۱۳۸۹).
آثار VAT بر تراز تجاری از دو بعد اساسی یعنی اعمال نرخ صفر و رعایت اصل مبدأ و مقصد قابل بررسی است.
اعمال نرخ صفر؛ کالاهایی که مشمول نرخ صفر قرار می گیرند، علاوه بر معافیت مالیاتی از اعتبار مالیاتی به میزان مالیات پرداختی بابت نهاده های خریداری شده برخوردار هستند. با اعمال نرخ صفر برای کالاهای صادراتی قیمت تمام شده این نوع کالاها جهت عرضه در بازارهای بین المللی پایین تر خواهد بود. این راهکار از جمله مشوق هایی است که در اغلب سیستم های مالیاتی دنیا کاربرد دارد. در کشورهایی نظیر آرژانتین، اتریش، یونان و اندونزی جهت حمایت از صادرات کالاها از نرخ صفر استفاده می شود.
رعایت اصل مبدأ یا مقصد؛ اجرای مالیات بر ارزش افزوده در رابطه با واردات و صادرات کالاها از ضوابط خاصی پیروی می کند. در این رابطه گفتنی است با توجه به اینکه بخش قابل توجهی از مصرف داخلی کالاها مربوط به وارداتی است که در کشورهای دیگر تولید شده و از طرف دیگر برخی از تولیدات داخلی کشور نیز در بازارهای خارجی عرضه می شود، لذا ضروری است جایگاه این نوع کالاها در سیستم VAT مشخص شود. پیروی از دو اصل مبدأ یا مقصد به روشنی می تواند جایگاه واردات و صادرات را در VAT و تاثیر این مالیات بر تراز تجاری را تعیین کند. در سیستم VAT براساس اصل مبدأ، کلیه کالاها و خدمات تولیدشده در داخل کشور اعم از مصرف داخلی و صادراتی مشمول مالیات قرار می گیرد. به عبارت دیگر چنانچه VAT از اصل مبدأ پیروی کند، صادرات مشمول مالیات و واردات از پرداخت مالیات معاف است. به طور مثال در CVAT با اصل مبدأ، کلیه کالاهای سرمایه یی وارداتی و تولید داخل از پرداخت مالیات معاف است لیکن به محض صدور، مالیات بر ارزش افزوده آن پرداخت می شود. در سیستم VAT براساس اصل مقصد، کلیه کالاهایی که به قصد مصرف به داخل کشور وارد می شود مشمول مالیات قرار می گیرد. به این ترتیب در این روش از محصولات وارداتی VAT وصول و از کالاهای صادراتی در صورت اعمال نرخ صفر با پرداخت اعتبار مالیاتی، VAT حذف می شود. لازم به اشاره است در روش CVAT با اصل مقصد، واردات کالاهای سرمایه یی از پرداخت مالیات معاف است. رعایت هر یک از اصول فوق الذکر مستلزم وجود سیستم تعیین و ارزیابی واقعی قیمت کالاها در مبادی ورودی و خروجی کشور است. با رعایت اصل مقصد چنانچه ارزش کالاها کمتر از میزان واقعی اظهار شود، در این صورت زیان مالیاتی ناشی از آن به مراحل بعدی تولید و توزیع منتقل می شود و این امر عدالت مالیاتی و آثار توزیعی VAT را خدشه دار می سازد. همچنین با رعایت اصل مبدأ چنانچه ارزش کالاهای صادراتی و مواد به کاررفته در تولید آن بیش از رقم واقعی منظور شود، پرداخت غیرواقعی اعتبار مالیاتی مخارج دولت را افزایش خواهد داد لذا جهت کاهش چنین مشکلاتی، قبل از اجرای VAT لازم است سیستم مناسب ارزیابی و شناسایی کالاها در گمرکات یا در دیگر دستگاه های ذی ربط راه اندازی شود (پناهی و همکاران، ۱۳۸۹).
۲-۱۹-۵- تأثیرمالیات برارزش افزوده درتشویق سرمایه گذاری
به طور کلی، مالیات به عنوان یکی از مهم‌ترین ابزارهای دولت برای تشویق و جهت دهی مناسب به سرمایه‌گذاری‌ها محسوب می شود.
برای مثال، سیاست‌های دولت در خصوص معافیت‌ها و تخفیفات مالیاتی می‌تواند کارایی نهایی سرمایه و در نتیجه سودآوری سرمایه‌گذاری‌ها را افزایش دهد و از این طریق به تقویت انگیزه‌های سرمایه‌گذاری کمک کند. همچنین، اگر سیاست مالی به گونه‌ای باشد که موجب گسترش تقاضای مؤثر در برخی کالاها شود، انگیزه‌ها را در جهت افزایش نرخ تشکیل سرمایه سوق خواهد داد. از طرف دیگر در بررسی اثر مالیات بر تشویق یا عدم تشویق سرمایه‌گذاری باید عواملی از قبیل هدف سرمایه گذاری، واکنش پس‌اندازکنندگان و سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی در قبال جریان سرمایه در سطح بین‌المللی و انگیزه‌های موجود در نظام مالیاتی مدنظر قرار گیرد.
طرفداران مالیات بر ارزش افزوده معتقدند که این نوع مالیات سرمایه‌گذاری را تشویق می‌کند. معاف ساختن کالاهای سرمایه ای از مالیات و در نظر گرفتن امتیاز مالیاتی برای کالاهای سرمایه ای خریداری شده و مورد استفاده در جریان تولید، موجب افزایش سطح پس‌انداز و سرمایه‌گذاری می شود. تجربه کشورها نشان داده است که معاف ساختن کالاهای سرمایه ای از مالیات بر ارزش افزوده، سرمایه‌گذاری را تشویق می نماید.
کاهش بار مالیاتی از جمله موضوعاتی است که موجبات افزایش پس انداز و سرمایه گذاری را فراهم می کند. برای این منظور مالیات بر ارزش افزوده بهترین روش می تواند باشد. این مالیات با وجود اینکه برگشتی سرمایه را مشمول مالیات قرار می دهد، لیکن در مقایسه با نرخ های تصاعدی مالیات بر درآمد بار مالیاتی کمتری ایجاد می کند. در سیستم مالیات بر ارزش افزوده با برقراری اعتبار مالیاتی نیازی به پرداخت هزینه استهلاک و سایر موارد اختلال زا و پیچیده نیست. ضمناً با اجرای این مالیات از فشار مالیاتی نرخ های تصاعدی مالیات بر درآمد و مالیات نقل و انتقال کاسته می شود. البته این امر زمانی دست یافتنی است که با اجرای VAT بتوان اصلاحات موثری در دیگر اقلام مالیاتی به عمل آورد. به طور مثال در کشور کره VAT جایگزین هشت نوع مالیات دیگر شد یا در کشور کلمبیا اجرای VAT منجر به تغییراتی در مالیات بردرآمد، مالیات بر دارایی و مالیات بر سود سرمایه شد و بسیاری از مشوق های مالیاتی لغو شد. به نظر برخی از صاحب نظران چنانچه VAT جایگزین مالیات های غیرکارا شود حتی با وجود عدم تغییر در درآمدهای مالیاتی این جایگزینی منجر به کارایی سیستم مالیاتی خواهد شد و این موضوع در اقتصاد کشور اثری همانند افزایش تولید برجای می گذارد. علاوه بر اینها تاثیر VAT بر سرمایه گذاری بستگی به روش اجرای آن دارد. در این رابطه گفتنی است اعمال VAT از سه طریق یعنی روش تولیدی، درآمدی و مصرفی امکان پذیر است.
در VAT از نوع تولیدی کلیه مخارج اعم از مخارج مصرفی خانوارها، مخارج دولت و سرمایه گذاری به استثنای حقوق و دستمزد جزء پایه مالیاتی محسوب می شود در حالی که در VAT از نوع درآمدی، استهلاک سرمایه گذاری از پایه VAT کسر می شود.
در روش مصرفی کالاها و خدمات مصرفی مشمول مالیات قرار می گیرد و کل مخارج سرمایه گذاری از پایه VAT کسر می شود.
با عنایت به مطالب اشاره شده هر چقدر پایه VAT گسترده تر باشد به طوری که مخارج سرمایه گذاری نیز در آن لحاظ شود، این نوع برخورد ممکن است آثار سوئی در تشکیل سرمایه ایجاد کند. همچنین چنانچه معافیت مالیاتی بر کالاهای سرمایه یی لحاظ شود، به جهت عدم پرداخت اعتبار مالیاتی، احتساب مضاعف مالیاتی در مراحل بعدی تولید و توزیع پیش خواهد آمد. در این رابطه برخی از صاحب نظران معتقدند اعمال نرخ صفر بر کالاهای سرمایه یی می تواند ضمن تاثیر مثبت در سرمایه گذاری از احتساب مضاعف مالیاتی جلوگیری به عمل آورد. اعمال نرخ صفر بر این نوع کالاها خود مشکلات عدیده یی را به وجود می آورد. اولاً نرخ گذاری صفر موجب فرسودگی پایه مالیاتی می شود و برای جبران این مساله باید نرخ مالیات بر ارزش افزوده در سایر بخش های مشمول افزایش یابد تا درآمد مورد نظر حاصل شود. ثانیاً سیستم استرداد مالیات بر کالاهای سرمایه یی مستلزم هزینه اجرایی بالایی است که این امر کارایی سیستم VAT را به خطر می اندازد. جهت کاهش آثار سوء VAT بر تشکیل سرمایه همچنین جلوگیری از فرسودگی پایه مالیات و مشکلات ناشی از احتساب مضاعف مالیاتی عمدتاً از نرخ های زیر استاندارد برای این کالاها استفاده می شود (پناهی و همکاران، ۱۳۸۹).
۲-۱۹-۶- تأثیر مالیات بر ارزش افزوده بر خنثی بودن از لحاظ آثار اقتصادی
خنثی بودن اقتصادی هر سیاست، به معنای این است که در جابجایی منابع و کارایی اقتصادی اثری نخواهد داشت، زیرا تغییری در قیمت‌های نسبی ایجاد نمی‌کند و به این ترتیب پتانسیل مالیاتی را برای دخالت در تخصیص بهینه منابع حداقل می‌کند. چنین خاصیتی در مورد مالیات بر ارزش افزوده، در دنیای واقعی به طور کامل حاصل نمی‌شود، چون نیازمند برقراری یک نرخ ثابت مالیاتی، نه تنها در هر بخش، بلکه در کل بخش‌ها در اقتصاد است. به عبارت دیگر، اگر نرخ مالیاتی در هر فعالیت اقتصادی کمتر یا بیشتر از سایر نرخ‌ها باشد، یا وجود معافیت مالیاتی یا نرخ‌های صفر مالیات باعث آثار تخصیصی در اقتصاد شود، خنثی بودن این مالیات منتفی است. به هر حال، چنانچه هدف در پایه مالیات بر ارزش افزوده گسترده‌تر باشد و نرخ‌های مالیات به یکدیگر نزدیک‌تر باشند، درجه خنثی بودن مالیات بر ارزش افزوده بیشتر خواهد شد (پناهی و همکاران، ۱۳۸۹).
۲-۱۹-۷- تأثیر مالیات برارزش افزوده بر کارایی اقتصادی
در زمینه اثرگذاری اعمال مالیات بر ارزش افزوده بر کارایی اقتصادی، برخی اقتصاددانان معتقدند از آنجا که ارزش افزوده برابر با رابطه زیر است، اعمال این مالیات، تبعیضی به زیان هیچ یک از عوامل تولید ایجاد نکرده و می‌تواند کارایی اقتصادی را حفظ کند.
(۲-۱) سود + اجاره + بهره + حقوق + مزد = ارزش افزوده
۲-۱۹-۸- تأثیر مالیات بر ارزش افزوده بر سرمایه گذاری
کاهش بار مالیاتی از جمله موضوع هایی است که موجبات افزایش پس انداز و سرمایه گذاری بلند مدت را فراهم می کند، برای این منظور مالیات بر ارزش افزوده به عنوان بهترین روش می تواند مورد استفاده قرار گیرد. این مالیات در مقایسه با نرخ های تصاعدی مالیات بر درآمد، بار مالیاتی کمتری ایجاد می کند. در سیستم مالیات بر ارزش افزوده به دلیل برقراری اعتبار مالیاتی (طهماسبی، ۱۳۸۳)، نیازی به پرداخت هزینه استهلاک و سایر موارد اختلال زا و پیچیده نمی باشد. در ضمن با به کارگیری مالیات بر ارزش افزوده از نوع مصرفی هیچ گونه مالیاتی بر کالاهای سرمایه ای تعلق نگرفته و موجب تشویق سرمایه گذاری می شود. برای کاهش آثار سوء این مالیات بر تشکیل سرمایه هم چنین مشکلات ناشی از احتساب مضاعف مالیات، عمدتاً از نرخ های زیر استاندارد یا نرخ صفر برای کالاهای سرمایه‌ای استفاده می شود. اعمال معافیت های مالیاتی برای کالاهای سرمایه ای به کار برده شده در جریان تولید در سیستم مالیات بر ارزش افزوده می تواند انگیزه سرمایه گذاری را بیشتر کند.
۲-۱۹-۹- تأثیر مالیات بر ارزش افزوده بر مصرف و پس انداز
بررسی نحوه اثرگذاری مالیات بر ارزش افزوده بر سطح پس انداز خانوارها و بنگاه ها و همچنین برسطح پس انداز در جامعه، نیازمند وجود شناخت دقیق از الگوهای مصرفی و پس انداز افراد و همچنین انگیزه های پس انداز بنگاه ها می باشد. به عبارتی تنها با اشراف به روابط رفتاری حاکم بر انتخاب های فردی و همچنین عوامل اثرگذار بر تخصیص منابع در بنگاه ها می توان تأثیر مالیات بر ارزش افزوده یا اصولا هرگونه مالیاتی را بر مصرف و پس انداز در جامعه مورد بررسی قرار داد. با این حال، یکی از مزایای مالیات بر ارزش افزوده آن است که کمتر از مالیات های دیگر اختلال ایجاد می کند. به ویژه گرایش انواع دیگر مالیات های غیرمستقیم (مانند مالیات فروش) این است که قیمت‌های نسبی را به دلیل آبشاری بودن، دچار اختلال می کنند. برای مثال اگر مالیات غیرمستقیم در سطوح مختلف تولید وضع شود، بر کالاهایی که دارای مراحل چندگانه تولید هستند، بطور نامتناسبی اثر می گذارد،زیرا مالیات در هر سطح انباشته خواهد شد. در نتیجه مصرف می تواند از تولیدات داخلی چند مرحله ای به طرف کالاهای وارداتی منحرف شود. از آن جا که مالیات بر ارزش افزوده بر افزایش ارزش محصول در هر مرحله از فروش وضع می شود، نرخ مؤثر مالیاتی برای همه کالاهای تولید شده داخلی یکنواخت خواهد شد. مطالعات در این باره نشان می دهد اثر مالیات بر ارزش افزوده در بلند مدت، افزایش پس انداز و تولید بالقوه خواهد بود. لکن در کوتاه مدت تولید کل، تمایل به کاهش دارد. به طور دقیق تر، مالیات بر ارزش افزوده در مقایسه با مالیات بر درآمد ممکن است سبب کاهش در مصرف جاری شود. مالیات بر ارزش افزوده ابتدا قیمت ها را درست به اندازه مالیات افزایش می دهد و در مقابل درآمد قابل تصرف، تراز واقعی پول و دستمزد حقیقی را کاهش می دهد (طهماسبی، ۱۳۸۳).
۲-۱۹-۱۰- تأثیر مالیات بر ارزش افزوده بر تراز پرداختها
یکی از آثار غیرمستقیم مالیات بر ارزش افزوده، تأثیر مثبت بر تراز‌پرداخت‌های کشور اجراکننده این مالیات است. بدیهی است این نتیجه‌گیری زمانی صحت خواهد داشت که مالیات بر ارزش افزوده، باعث تغییر در قیمت‌های نسبی کالاهای وارداتی به صادراتی شود، یعنی اگر پس از معرفی این مالیات قیمت کالاهای صادراتی ارزان و در مقابل، قیمت کالاهای وارداتی گران شود یا حداقل بدون تغییر بماند، می‌توان به بهبود تراز‌پرداخت‌ها امیدوار بود.
چون در این مورد نمی‌توان انتظار تغییری در نرخ ارز داشت و فقط تغییرات فوق امکان تأثیرگذاری دارد، این نتیجه‌گیری به عوامل متعددی ارتباط می یابد. هر چند ممکن است تجربیات بعضی کشورها مؤید اثر مثبت این مالیات بر تراز‌پرداخت‌ها باشد، اما پایه نظری آن اجبار خاص در جهت معین را به وجود نمی‌آورد (پناهی و همکاران، ۱۳۸۹).
۲-۱۹-۱۱- تأثیر مالیات بر ارزش افزوده بر رشد اقتصادی
دولت از طریق انواع مختلف معافیت‌ها و تخفیف‌های مالیاتی می‌تواند تصمیمات پس‌انداز و سرمایه‌گذاری را تحت تأثیر قرار داده و از این طریق با تشویق سرمایه‌گذاری بخش خصوصی، تسهیلاتی را جهت افزایش رشد و توسعه اقتصادی ایجاد کند.
همچنین مالیات بر ارزش افزوده از طریق اثرگذاری بر عرضه کار، رشد اقتصادی را افزایش می دهد. اعمال مالیات بر ارزش افزوده کامل، کارایی اقتصاد را سرعت می‌بخشد و در صورت تداوم کارایی در بلند مدت رشد اقتصادی نیز گسترش می یابد (طهماسبی، ۱۳۸۳).
۲-۲۰- موانع و معایب اجرایی مالیات بر ارزش افزوده
معمولاً دولت‌ها و سیاست‌گذاران کشورهایی که اجرای مالیات بر ارزش افزوده را در دستور کار خود قرار می‌دهند، عمدتاً به دلایل زیر در قبال استقرار این نوع مالیات ابراز نگرانی می کنند و عکس العمل منفی نشان می دهند: (پناهی و همکاران، ۱۳۸۹).
۲-۲۰-۱- خاصیت تنازلی مالیات بر ارزش افزوده
بدین معنا که چون مالیات بر ارزش افزوده عملاً یک مالیات بر مصرف است و معمولاً با نرخ ثابت (غیر تصاعدی) بر کالاهای مشمول اعمال می گردد، به خصوص با فرض این که خانوارهای با درآمد پایین، سهم بیش‌تری از درآمدشان را نسبت به خانوارهای با درآمد بالا مصرف می کنند. در نتیجه، اقشار کم درآمد به طور نسبی فشار مالیاتی بیشتری را تحمل می کنند و لذا وقتی در کشوری برای نخستین بار این نوع مالیات وضع می‌گردد، دولت‌ها و سیاست‌گذاران اقتصادی احتمالاً به دلیل ماهیت تنازلی این نوع مالیات نگران خواهند شد.
از سوی دیگر اجرای این مالیات به وسیله کانال‌های غیرمستقیم زیر نیز منجر به افزایش نابرابری می‌شود:
۱- تغییر قدرت خرید گروه‌های مختلف درآمدی در اثر تورم و تغییر قیمت کالا در سبد مصرفی خانوارها و تحولات الگوی تقاضای خانوار
۲- بروز متغیرهای روانی مانند انتظارات تورمی
۳- تغییر انگیزه‌های سرمایه‌گذاری
به طور کلی در طراحی سیستم مالیات بر ارزش افزوده، یک رابطه جانشینی و مبادله‌ای میان دو متغیر کارایی اقتصادی و توزیع عادلانه درآمد وجود دارد. به گونه‌ای که، اگر در وضعیت اولیه و پیش از اجرای مالیات بر ارزش افزوده در اقتصاد، کارایی در سطح کل اقتصاد برقرار باشد، در آن صورت اجرای یک سیستم مالیات بر ارزش افزوده برای تمام بخش‌های تولید با نرخ واحد و میزان معافیت‌های اندک، سبب عدم تغییر کارایی در این اقتصاد می شود، اما این گونه سیستم مالیاتی که کارایی اقتصادی را حفظ کند، سبب افزایش شدید نابرابری در توزیع درآمد به وسیله کانال‌های ذکر شده می گردد. همچنین برای کاهش آثار نامطلوب مالیات بر ارزش افزوده در زمینه توزیع درآمد، بایستی نرخ‌های چندگانه مالیاتی، میزان معافیت‌ها و نرخ‌گذاری صفر بر کالاها و خدمات بیشتر و… در نظر گرفته شود که همه اینها نه تنها باعث کاهش و از میان رفتن کارایی اقتصادی مورد نظر مالیات مزبور می‌شود، بلکه باعث پیچیدگی بیشتر سیستم مالیات بر ارزش افزوده، عدم شفافیت و بالا رفتن هزینه‌های اجرایی آن نیز می‌گردد. از آنجا که در کشورهای مختلف، از یک سو کارایی اقتصادی ـ که متضمن استفاده بهینه از منابع اقتصادی و در نهایت رشد اقتصادی بیشتر و بالاتر است ـ و از سوی دیگر توزیع عادلانه درآمد ـ که متضمن حفظ حقوق و نیازهای عموم افراد کشور و در نهایت ثبات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی بیشتر کشور است ـ مورد توجه هستند، بایستی با توجه به سایر نظام‌ها و نهادهای موجود در اقتصاد و همچنین هدف از برقراری این نظام، در مورد نوع آن تصمیم‌گیری شود. اگر هدف از اجرای مالیات بر ارزش افزوده، افزایش پایه مالیاتی، شفافیت مالیاتی و گسترش درآمدهای مالیاتی دولت، همراه با کارایی اقتصادی بیشتر باشد، این نوع مالیات بایستی با نرخ واحد بر تمام کالاها و خدمات در سطح عمده‌فروشی و خرده‌فروشی اخذ شود و هرگونه تعدد نرخ‌گذاری و تعریف معافیت‌ها، باعث دورشدن از هدف اولیه می‌شود. در چنین وضعیتی، بایستی اهداف توزیعی را وسیله سایر مکانیسم‌ها از قبیل سیستم تأمین اجتماعی، سیاست‌های حمایتی دولت و… با شدت بیشتری نسبت به گذشته دنبال نمود.
حال اگر این نهادها نتوانند در توزیع درآمد از عملکرد عادلانه، کافی و مؤثر برخوردار باشند، در اجرای مالیات بر ارزش افزوده بایستی تا حدی اهداف توزیعی را نیز در نظر گرفت، که این امر منجر به کاهش درجه توفیق اجرای مالیات بر ارزش افزوده می‌شود.
بررسی تجربه کشورهای مختلف نشان می‌دهد که برای کنترل آثار توزیع درآمدی مالیات بر ارزش افزوده در این کشورها اقدامات بسیاری انجام شده است. این کشورها به دو گروه کلی تقسیم می‌شوند (پناهی و همکاران، ۱۳۸۹):
گروه اول کشورهایی هستند که تصمیمات زیر را اتخاذ کرده‌اند: نرخ‌های چندگانه مالیات بر ارزش افزوده، سطح آستانه مالیاتی بالا ـ که به معافیت عمده در بخش خرده‌فروشی و خدمات کوچک می‌انجامد ـ و گسترش دامنه شمول کالاها و خدمات معاف شده و ویژه که با این اقدامات سعی در کنترل آثار مخرب مالیات بر ارزش افزوده بر توزیع درآمد و کاهش خاصیت تنازلی بودن آن داشته‌اند.
گروه دوم کشورهایی هستند که در معرفی مالیات بر ارزش افزوده نرخ واحد مالیاتی، سطح آستانه به نسبت پایین و در نهایت حداقل میزان معافیت در مورد کالاها و خدمات ویژه را در نظر گرفته‌اند. در این کشورها جبران آثار مخرب مالیات بر ارزش افزوده به وسیله دیگر سازمان‌های متولی تأمین اجتماعی انجام گرفته است.

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir