بررسی تأثیر مالیات بر ارزش افزوده بر روند درآمدهای مالیاتی دولت- قسمت ۲۲

مالیات بر ارزش افزوده، کارایی بالایی دارد. این امر بیش‌تر به دلیل ساده بودن ساختار اخذ این مالیات است. نحوه محاسبه و اخذ آن برای پرداخت‌کنندگان، آسان و جمع‌آوری آن نیز برای مأموران وصول مالیات‌ها ساده است و با سرعت بالایی انجام می‌شود. تعداد نرخ‌هایی که در این نوع مالیات استفاده می‌شود، اندک است و سطح نرخ به دلیل وسیع بودن پایه مالیاتی، پایین است. هزینه‌های وصول این مالیات نیز ناچیز است؛ زیرا همه پرداخت‌کنندگان، توأماً نقش مأمور مالیاتی را برای دستگاه مالیاتی ایفا می‌کنند. چون مؤدیان به هنگام خرید کالا باید مطمئن شوند که مالیات بر ارزش افزوده مراحل قبلی پرداخت شده است. در غیر این صورت پرداخت کل مالیات در مرحله بعدی به عهده خودشان خواهد بود.
۲-۱۴-۳- منبع درآمدی باثبات وانعطاف پذیربرای دولت
مالیات بر ارزش افزوده در بسیاری از کشورها به منزله یک منبع جدید درآمدی به منظور افزایش درآمد دولت به کار گرفته شده است. دامنه این مالیات، در برگیرنده انواع وسیعی از کالاها و خدمات است و همچنین در هر مرحله تولید و توزیع که ارزش افزوده‌ای به همراه داشته باشد، مشمول این نوع مالیات واقع می‌شود.چون این مالیات ازمصرف اخذمی شودومصرف نیزبه مثابه بخشی ازتولیدناخالص داخلی کمتردچارنوسان می شود در نتیجه اعمال این مالیات نوعی درآمدثابت برای دولت است.همچنین به دلیل اینکه این مالیات برقیمت جاری اعمال وایجادتغیراتی درآن سریعابه افزایش یاکاهش درآمدمنجرمی شود، بنابراین به منزله یک ابزارمالیاتی انعطاف پذیربه هنگام اعمال سیاستهای تثبیت اقتصادی می تواندبه آسانی مورد استفاده سیاستگزاران قرارگیرد (سعیدی و نهتانی، ۱۳۹۰).
۲-۱۴-۴- پایه مالیاتی گسترده
ازآنجا که مالیات برارزش افزوده پایه مالیاتی گسترده‌ای دارد و به همین دلیل، این‌ نوع مالیات می تواند بخشی از فعالیتهای اقتصادی را زیر پوشش قرار دهد که از طریق مالیاتهای فروش به دشواری امکان پذیر است، در نتیجه دارای پایه مالیاتی گسترده است و امکان وصول بخش زیادی از ظرفیتهای بالقوه مالیات کشور را فراهم می سازد. پایه مالیاتی گسترده آن،پائین بودن نرخ مالیاتی راتوجیه می کندکه خود از ویژگیهای بارز این روش مالیاتی برای تشویق فعالیتهای اقتصادی تلقی می شود.نکته مهم درزمینه پایه مالیاتی مالیات برارزش افزوده این است که اگرچه این پایه مالیاتی گسترده است،اما چون اجرای آن براساس آمارواطلاعات وسیع ومرحله ای تولیداستوارونظام دفترداری درمراحل عمده فروشی وهمچنین خرده فروشی،یک ضرورت است،بنابراین شروع بایک پایه محدود وبه صورت تدریجی وسپس گسترش آن مطابق باتجارب سایرکشورها باموفقیت همراه خواهدبود.
۲-۱۴-۵- کنترل متقابل مؤدیان و کاهش انگیزه فرار مالیاتی
در نظام مالیات بر ارزش افزوده، مالیات خریدهای هر یک از بنگاه‌ها، به وسیله بنگاه فروشنده به آن‌ها اعلام می‌شود. زیرا بنگاه‌های خریدار مایل به کسب اعتبار مالیاتی و بستانکار کردن آن از کل بدهی مالیات خود هستند. در این نظام، اگر بنگاهی مالیات را کم‌تر از میزان واقعی اعلام کند، یا مالیات مربوط به خود را نپردازد، این مالیات در زنجیره تولید و توزیع به خریدار بعدی منتقل می‌شود. به همین دلیل خریداران تمایلی به خرید کالاهایی که مالیات آن‌ها پرداخت نشده، ندارند؛ به عبارت دیگر اگر بنگاهی کالاهایی را خریداری کند که مالیات آن‌ها پرداخت نشده باشد، در این صورت وی بستانکاری کم‌تری در زمینه بدهی خود خواهد داشت و بدهی مالیاتی بیش‌تری به وی تعلق خواهد گرفت. از آن‌جا که در نظام مالیات بر ارزش افزوده، هر یک از بنگاه‌ها سعی می‌کنند حساب‌های خرید خود را از عوامل تولید و مالیات‌های پرداخت شده در مراحل مختلف نگهداری کنند، پس در آن یک نظام خود کنترلی در مقابل فرارهای مالیاتی ایجاد می‌شود. از طرف دیگر به دلیل وسیع بودن پایه مالیاتی آن می‌توان این مالیات را با نرخی کمتر در کلیه فروش‌های مرتبط با بخش‌های مختلف اقتصاد اعمال کرد. بدین ترتیب، امکان کاهش فرار مالیاتی در این نوع مالیات نسبت به سایر مالیات‌های دیگر کاملاً مشهود است. بنابراین با اجرای این مالیات به دلیل خصوصیات آن، از فرار مالیاتی و اجتناب از پرداخت مالیات جلوگیری می شودو چنانچه فراری هم صورت گیرد، به راحتی در زنجیره ی تولید و توزیع قابل شناسایی است
۲-۱۴-۶- تشویق صادرات غیرنفتی
چون مالیات بر ارزش افزوده با هدف اصابت به مصرف‌کنندگان داخلی وضع می‌شود، بنابراین چه افرادی که در نقش جهانگرد کالاهای داخلی را خریداری و از کشور خارج می‌کنند و چه بنگاه‌هایی که در امر صادرات کالاها و خدمات فعالیت دارند، می‌توانند با دادن مدارک مستند، کلیه مالیات‌های تجمعی بر ارزش افزوده در مراحل مختلف قبلی را یکجا باز پس گیرند. به این ترتیب، قیمت کالاهای صادراتی برای فروشنده کم‌تر از قیمت داخلی آن تمام می‌شود و این تفاوت قیمت ابزاری مناسب برای تحریک صادرات است.
۲-۱۴-۷- کاهش نارسایی‌های موجود و کمک به اصلاح نظام مالیاتی
در شرایط کنونی، نظام مالیاتی کشور در مراحل تشخیص، سیاستگذاری و اجرا دچار نارسایی‌هایی است. فرار مالیاتی، به ویژه در بخش‌های سودآور مانند خدمات و تجارت بالاست و این بخش‌ها بار مالیاتی اندکی را متحمل می‌شوند. اجرای نظام نوین مالیات بر ارزش افزوده، به ویژه با شیوه فاکتور نویسی، می‌تواند شفافیت لازم را در شکل‌گیری ارزش افزوده کالا و خدمات، برای سازمان مالیاتی ایجاد کند و همچنین حجم مبادلات و بنگاه‌های اقتصادی را از تولید ناخالص ملی مشخص سازد. بنابراین، امکان وصول درآمد مالیاتی را با توجه به حجم واقعی مبادلات فراهم می‌آورد و با افزایش درآمدهای مالیاتی از طریق اثر بخشی مستقیم در سهم مالیات بر ارزش افزوده و نیز کمک به وصول مالیات بر درآمد واقعی، زمینه کاهش فرار مالیاتی را آماده می‌کند (سعیدی و نهتانی، ۱۳۹۰).
۲-۱۴-۸- تسریع‌کننده رشد اقتصادی
اعطای امتیازات مالیاتی در مورد کالاهای سرمایه‌ای موجود در نظام مالیات بر ارزش افزوده، با فرض ثابت بودن سایر شرایط، می‌تواند بنگاه‌های تولیدی را به سرمایه‌گذاری بیشتر تشویق کند. از طرف دیگر اِعمال مالیات بر ارزش افزوده – آن هم به گونه‌ای که معافیت‌ها و نرخ‌گذاری‌های صفر حداقل باشد – به دلیل آن‌که جانشین مالیات‌هایی می‌شود که نسبت به آن‌ها کاراتر است، موجب می‌شود کارایی اقتصادی ارتقا یابد، و در صورت تداوم کارایی در بلندمدت، زمینه‌های رشد را فراهم می‌آورد. حال اگر نظام مالیات بر ارزش افزوده بتواند آثار منفی مالیات بر بیمه‌های اجتماعی بر عرضه نیروی کار را خنثی کند، در این صورت از کاهش عرضه نیروی کار جلوگیری به عمل می‌آید و از این طریق عامل نیروی کار دوباره در جریان تولید قرار خواهد گرفت و به این ترتیب میزان تولیدات و نیز رشد اقتصادی افزایش خواهد یافت. از مهم‌ترین ویژگی‌های بارز این نظام مالیاتی، کاهش نوسانات اقتصادی است. با یک نرخ به نسبت پایین و واحد مالیاتی، گسترش پایه مالیاتی موجب تغییر در فعالیت‌های اقتصاد کلان می‌شود. اگر تغییر افزایش یا کاهش درآمدهای مالیاتی بیش‌تر از نرخ تغییر درآمد باشد، به عبارت دیگر، اگر کشش درآمدی مالیاتی بیشتر از یک باشد، در این صورت می‌توان گفت که چنین نظام مالیاتی تثبیت‌کننده خودکار در اقتصاد ایجاد کرده است. مالیات‌های تصاعدی مانند مالیات بر درآمد و سود به دلیل این‌که کشش درآمد مالیاتی بزرگ‌تر از یک دارند، در از بین بردن نوسانات و ایجاد ثبات اقتصادی بسیار مؤثرند. حال اگر نظام مالیاتی از چنین مالیات‌های تصاعدی، به سمت مالیات بر ارزش افزوده تغییر جهت داده شود، این عمل نقش تثبیت‌کننده‌های خودکار را در اقتصاد افزایش می‌دهد.
۲-۱۴-۹- تسهیل ورود به پیمان های منطقه‌ای
برخی از پیمان‌های منطقه‌ای بنا به دلایلی، مانند شکل‌گیری وحدت نظام مالیاتی در مناسبات اقتصادی کشورهای عضو پیمان، برقراری یکنواخت فشار مالیاتی، ایجاد تمایل برای کشورهای عضو برای افزایش کارایی، استفاده از مزایای بی‌طرفی و خنثی بودن، تحت تأثیر قرار نگرفتن کالاهای وارداتی و تشویق سرمایه‌گذاری و گسترش صنعت، نظام مالیات بر ارزش افزوده را یکی از پیش شرط‌های ورود به چنین پیمان‌هایی (مانند اتحادیه اروپا) قرار داده‌اند. به هر حال، امروزه این نظام سازوکاری است که ضمن پایداری درآمدهای دولت به ابزاری برای یکسان‌سازی ساختار مالیاتی کشورهای عضو اتحادیه‌های منطقه‌ای تبدیل شده است (سعیدی و نهتانی، ۱۳۹۰).
۲-۱۵- خصوصیات مالیات بر ارزش افزوده در رسیدن به اهداف
امروزه کشـورهای جهان در پی ریزی نظام مالیاتی خود اهدافی را مد نظر قرار می دهند. نظام مالیاتی جهت دسترسی به آن اهداف، خصوصیات و ویژگیهای زیر را باید داشته باشد:
۲-۱۵-۱- رعایت عدالت مالیاتی
در یک نظام مالیاتی مطلوب، در تعیین مالیاتها به توانائی پرداخت مؤدیان توجه می شود و ساختار آن به گونه ای انتخاب می شود که عدالت مالیاتی کاملاً رعایت شود.
۲-۱۵-۲- سهل الوصول بودن
در نظام مــالیاتی مطلوب پایه های مالیاتی طوری انتخاب می شوند که مالیات اعمال شده در کمترین زمان ممکن قابل جمع آوری باشد ضمن اینکه پرداخت کنندگان نیز برای پرداخت مالیات نباید تحت فشار باشد.
۲-۱۵-۳- معین بودن
در برقراری مالیات باید زمان نحوه پرداخت و میزان مالیات پرداختی برای مؤدیان مالیاتی مشخص باشد.
۲-۱۵-۴- پایین بودن هزینه وصول
در جمع آوری مالیاتها باید حداکثر صرفه جویی ممکن به عمل آید و هزینه های وصول به حداقل ممکن کاهش یابد.
۲-۱۵-۵- ضمانت اجرایی
نباید مالیاتهای وضع شود که جمع آوری آنها ممکن نباشد به علاوه باید نظام مالیاتی کادر اجرایی قــوی و کارآمـــدی را در اختیار داشته باشد چه برای وصول مالیات و چه برای مدیریت نظام مالیاتی.
این نوع مالیات (مالیات بر ارزش افزوده) دارای نرخ یا نــرخهای است که بر ارزش افزوده کالاها و خدمات وضع می شود لذا از یک سو اهداف دولتها، داشتن رشد اقتصادی بالا و توسعه تجارت بین الملل و گسترش رقابت بوده و از سوی دیگر تمایل نظام اقتصادی به سوی جهانی شدن است (آقایی و ناهید، ۱۳۸۴).
۲-۱۶- اصول یک نظام مالیاتی کارآمد
بطور کلی نظام مالیاتی بهینه باید هر گونه تحولات توسعه‌ای را در خود جای دهد و اصل عدالت، کارایی و اثربخشی را در خود داشته و از ابهام و ضعف مبرا باشد. بدین‌ترتیب، مشخص می‌شود برخورداری از یک نظام مالیاتی کارآمد زمینه‌ساز تحقق اهداف چندگانه است. آدام اسمیت اقتصاددان معروف چهار اصل عمده را به عنوان اصول یک نظام مالیاتی مطلوب بیان می‌کند:
۱) اصل عدالت و برابری: براساس این اصل بار مالیات باید به صورت عادلانه بین مردم تقسیم ‌شود و به توانایی پرداخت مالیات‌دهنده بستگی داشته باشد. وی مالیات تناسبی را به عنوان مالیاتی عادلانه تلقی می‌کند.
۲) اصل معین و مشخص بودن: براساس این اصل، مبلغ مأخذ مالیات، زمان پرداخت و طریقه پرداخت باید دقیقاً مشخص و معین باشد.
۳) اصل سهولت یا سهل‌الوصول بودن: براساس این اصل،‌ کسب ‌رضایت نسبی افراد و تسهیلات مختلف برای پرداخت مالیات مدنظر است و تنظیم شرایط جهت پرداخت و طریقه پرداخت باید با توجه به حداقل فشار ممکن باشد.
۴) صرفه‌جویی: براساس این اصل، درجمع‌آوری مالیات باید حداکثر صرفه‌جویی به عمل آید و هزینه جمع‌آوری آن به حداقل ممکن برسد (پناهی و یادگاری، ۱۳۸۹).
۲-۱۷- مشکلات نظام مالیاتی کنونی
بررسی شواهد آماری موجود در نظام مالیاتی نشانگر وجود مشکلاتی در این نظام است که اهم این مشکلات عبارتنداز: