بحرانهای ایجاد شده در لبنان به دلیل نظام طایفه ای

از بحرانهای ایجاد شده در لبنان به دلیل نظام طایفه ای

گفتار اول: دوره امپراتوری عثمانی

اولین چرخه‌های اختلاف فرقه‌ای در لبنان را می‌توان در زمان ابراهیم پاشا (حاکم لبنان) در سال 1854 یافت. در این سال در اختلافات میان مسیحیان مارونی که از جانب فرانسویان حمایت می‌شوند و مسلمانان دروزی که مورد حمایت انگلیسی‌ها بودند به کشمکش خونینی منجر شد.[1]

پس از آن شورش‌های دهقانی از سوی مسیحیان علیه اربابان زمیندار  و جنگ خونین سال 1860 منجر به کشته شدن 10000 نفر از مسیحیان مارونی ، کاتولیک و ارتدکس توسط دروزیهای مسلمان گشت.[2]

و همین مسئله منجر به تشکیل کمیسیونی متشکل از قدرت‌های اروپایی و عثمانی و تشکیل لبنان کوچک گشت.

در دوران حکومت استبدادی سلطان عبدالحمید دوم عثمانی در سال‌های 1909-1876 اختلاف بر سر تشکیل یک کشور مستقل و جدایی از عثمانی و یا پیوست به سوریه به عنوان یک استان، میان مارونی‌ها و مسلمانان اختلاف بود. در این میان مسیحیان ارتدکس نیز برای خلاصی از سیطره مارونی‌ها طرف مسلمانان را گرفتند.[3]

 

گفتار دوم: دوران قیومت فرانسه

در سال 1920 پس از جنگ‌ جهانی ،اول شورای عالی متحدین، با قیومت فرانسه بر لبنان و سوریه موافقت کرده و شورای جامعه ملل آنرا در سال 1922 تصویب کد. [4]

سال‌های قیومت فرانسه عمدتاً سالهاست بدون بحران و همراه با ثبت سیاسی و پیشرفت اقتصادی در لبنان بود. تنها سرشماری لبنان در سال 1932 به عمل آمد و براساس آن باتوجه به جمعیت مسیحیان و مسلمانان قرار شد که ریاست جمهوری به یک مسیحی و نخست‌وزیری به یک مسلمان سنی و ریاست مجلس به یک نفر شیعه وگذار شود.

در این دوران 2 بار فرانسه قانون اساسی لبنان را به حالت تعلیق درآورد. یکبار در سال 1934 پس از رقابت میان امیل اده و بشاره الخوری دو نامزد مسیحی ریاست جمهوری پارلمان دچار تفرقه شد و مجلس پیشنهاد داد تا یک مسلمان به نام شیخ‌محمدالبحر به ریاست جمهوری برگزیده شود. فرانسه با این انتخاب مخالفت کرد و ریاست جمهوری دباس را برای یکسال دیگر تمدید کرد و قانون اساسی را به حال تعلیق درآورد.

و بار دوم در سال 1939 در آستانه جنگ جهانی دوم بود. لیکن به جز این موارد بحران عمده‌ای بر سر اختلافات قومی در این دوران رخ نداد.

گفتار سوم: دوران استقلال تا جنگ داخلی

مبحث اول:دوران بشاره الخوری (1943_1952)

در این دوران با انتخاب بشاره الخوری به ریاست جمهوری و تقی‌الدین صلح به مقام نخست وزیر میثاق ملی به صورت توافق غیرکتبی میان گروه‌های لبنانی شکل گرفت. لیکن هنگامی که بشارالخوری در سال 1949 برای بار دوم به مقام ریاست جمهوری انتخاب شد از سوی مخالفانش متهم به فرقه‌گرایی گشت. جبهه ملی اجتماعی که توسط عده‌ای از اشخاص صاحب نفوذ پارلمان ازجمله:کمال جنبلاط، کامیل شمعون و امیل بوستانی میلیونر تشکیل شده بود، ” در 17 مد 1952 اقدام به برپایی یک راه پیمای بزرگ علیه رئیس جمهور زد و تهدید نمود که در صورت عدم کنارگیری بشارالخوری از مقام ریاست جمهوری دست به شورش خواهد زد.”[5]

و نهایتاً الخوری در سال 1952 ناچار به کنارگیری شد

مبحث دوم :دوران کامیل شمعون 58-1952

پس از الخوری پارلمان کامیل شمعون را به عنوان رئیس جمهور برگزید و در این دوران نیز به دلیل تیرگی روابط میان جنبلاط (رهبر دروزی‌های مسلمان) و شمعون، مسلمانان دولت را متهم به فرقه‌گرایی و انحصارگرایی در اعطای مشاغل بالا به مسیحیان نمودند. مسلمانان خواهان سرشماری عمومی بودند ولی مسیحیان با سرشماری موافق نبودند.

همچنین پس از سال 1956 گسترش تفکرات ناصریسم به بی‌ثباتی اوضاع افزود. و کشمکش و درگیری میان ناسیونالیسم لبنانی و پان عربیسم رو به ظهور بود. و این کشمکش‌ها پس از ایجاد جمهوری متحد عربی در سال 1958 (پیوستن مصر و سوریه به هم) افزایش یافت. رهبران برجسته مسلمان خواهان پیوستن لبنان بر جمهوری متحد عربی بودند لیکن کامیل شمعون بر ادامه ارتباط با غرب به عنوان شرط ضمانت استقلال لبنان تأکید داشت.[6] پس از آن در 14 ژوئیه 1958 و بعد از کمک خواستن شمعون از آمریکا، انگلیس و فرانسه برای حفظ استقلال لبنان، نیروهای آمریکا در سواحل لبنان پیاده شدند و در نتیجه جنگ داخلی میان  مسلمانان و مسیحیان در گرفت که علیرغم عدم دخالت نیروهای آمریکایی در این جنگ بیش از 2 تا 4 هزار نفر و عمدتاً از مسلمانان نواحی بیروت از میان رفتند.

مبحث سوم: دوران فواد شهاب 64-1958

پس از بحران سال 1958 پارلمان ژنرال فواد شهاب را که فرمانده ارتش لبنان بود، به ریاست جمهوری برگزید تا شاید بتواند اوضاع را کنترل کند شهاب دست به اصلاح قانون انتخابات زد تعداد نمایندگان مجلس را افزایش داد و بر برابری مسلمانان با مسیحیان در دولت تاکید داشت. دوران شهاب دوران نسبی رونق اقتصادی و نیز ایجاد نوعی همدلی میان فرقه‌های لبنان بود وی به کارهای زیر بنایی اقتصادی پرداخت و از آمریکا خواست که نیروهای خود را از لبنان خارج کند.[7]

مبحث چهارم: دوران مشارل حلو 70-1964

در سال 1964 شارل حلو به عنوان رئیس جمهور برگزیده شد در این زمان وقوع جنگ 1967 میان اعراب و اسرائیل اوضاع داخلی لبنان را دچار نابسامانی کرد.

این نابسامانیها عمدتاً به خاطر حضور چریکها فلسطینی در جنوب لبنان و استفاده از خاک لبنان جهت حمله به اسرائیل بود.

در این زمان مسیحیان خواستار حفظ امنیت و استقلال لبنان بودند در حالی‌که مسلمانان بیشتر طرفدار حمایت شدید از چریک‌های فلسطینی و آرمان فلسطین بودند. در همین حال اسرائیل نیز به جبران حملاتی که از جنوب لبنان به این کشور انجام می‌شد دست به حملات تلافی جویانه‌ای علیه لبنان می‌زد و این مسئله نابسمانی اوضاع سیاسی را در لبنان بیشتر نمود. [8]سرانجام در سال 1969 ارتش لبنان ناچار به درگیری با چریک‌های فلسطینی شد و همین امر تظاهرات گسترده مسلمانان را در حمایت از چریک‌های فلسطینی در پی داشت.

مبحث پنجم: دوران سلیمان فرنجیه 76-1970

در سال 1970 سلیمان فرنجیه به ریاست جمهوری انتخاب شد. در این دوران مهاجرت گسترده چریک‌های فلسطینی از اردن به لبنان اوضاع لبنان را بسیار آشفته نمود و اختلاف میان مسیحیان و مسلمانان لبنان روز به روز افزایش می‌یافت.[9]

مسلمان در سال 1971 تظاهرات گسترده‌ای در حمایت از فلسطینی‌ها برپا کردند که منجر به افزایش تنش موجود گشت. در سال 1972 انتخابات پارلمان به خشونت کشیده شده و پس از آن در همان سال به دلیل “حمله کماندوهای اسرائیلی به بیروت و کشتن سه رهبر برجسته گروه الفتح نخست‌وزیر لبنان صائب سلام به دلیل عدم دخالت ارتش در این موضوع کناره‌گیری کرد.”[10] در این دوران جامعه شیعیان لبنان کم کم درحال متشکلتر شدن و سیاسی شدن بودند.

گفتار چهارم:دوران جنگ داخلی

در این دوران بی‌ثباتی سیاسی در لبنان به اوج خود رسید.خشونت میان فرقه‌ها و گروه‌های مختلف باعث تداوم این بی‌ثباتی بود و در این میان حضور چریک‌های فلسطینی از طرفی و حمله اسرائیل به خاک لبنان و اشتغال جنوب لبنان در سال 1982 توسط ارتش اسرائیل مزید بر علت بود. اختلاف بر سر حمایت از چریک‌های لبنانی و یا حمایت از استقلال لبنان و مقابله با چریک‌های لبنانی ازجمله مهمترین عوامل اختلاف میان مسیحیان و مسلمانان بود. نهایتاً در سال 1989 اتحادیه عرب در جریان اجلاس سران کشورهای عرب، یک کمیته عالی مربوط به لبنان تشکیل داد و به وی اختیار داد تا راه‌حلی برای رفع مشکل جنگ داخلی در لبنان بیابد.[11] و سرانجام به دنبال یک آتش‌بس 7 ماهه نمایندگان و گروه‌های مختلف لبنان در طائف جمع شده و بر سر یک آشتی ملی به توافق رسیدند پارلمان لبنان این قرارداد را تصویب نمود و رنه معوض را به ریاست جمهوری انتخاب کرد. لیکن میشل عون که پیش از این به عنوان نخست‌وزیر موقت منصوب شده بود تصمیمات قرارداد طائف و انتخاب رنه معوض را به مقام ریاست جمهوری نپذیرفت و همچنین اقدام به منحل نمودن پارلمان کرد.

” رنه معوض در 22 نوامبر 1989 در استریک انفجار بمب در اتوبوس هنگام بازگشت از مراسم جشن استقلال لبنان کشته شد.”[12] پارلمان فوراً تشکیل جلسه داد و الیاس هراوی را به عنوان رئیس جمهور انتخاب نمود. پس از آن با حمله نظامی نیروهای مشیل عون  به شرق بیروت جهت بیرون راندن نیروهای مسلمان از این ناحیه مسیحی نشین جنگ سختی چند روزه‌ای در گرفت که در پی آن “9 نفر کشته و بیش از 3000 نفر زخمی شدند”[13]

سرانجام پارلمان در سال 1990 به اصلاح قانون اساسی پرداخت و با افزایش تعداد کرسی‌های مجلس، مسیحیان و مسلمانان را از کرسیهای برابر بهره‌مند نمود.

مشیل عون ناچار به  کناره‌گیری گشت و در سال‌های 1991 و 1992 آرامش نسبی در لبنان برقرار شد.

گفتار پنجم: دوران پس از جنگ

پس از اتمام دوران ریاست جمهوری الیاس هراوی، درخواست رفیق حریری (نخست وزیر وقت) برای تمدید دوران ریاست جمهوری منجر به بروز اختلاف میان نخبگان سیاسی گشت. ولی علیرغم مخالفت‌هایی که ابراز شد دوران ریاست جمهوری هراوی تا 3 سال دیگر تمدید شد. در این دوران به دلیل تداوم حملات  حز‌ب‌الله به اسرائیل و در مقابل حملات تلاف جویانه ارتش اسرائیل به لبنان بحران‌هایی برای دولت ایجاد گشت. لیکن به دلیل افزایش محبوبیت حزب‌الله و گروه‌های متحد با وی در انتخاب 1996 ائتلاف حزب‌الله و جنبش آمل توانست تمام کرسی‌های جنوب لبنان را از آن خود کند این مسئله نشان دهنده میزان گسترش اقتدار حزب‌الله در جامعه لبنان بود.

از سال‌های 1997 به بعد درگیری میان اسرائیل و حزب‌الله گسترش یافت.[14] و به دنبال آن بحث خروج نیروهای اسرائیل از جنوب لبنان افزایش یافت و “سرانجام در ژوئن سال 2000 واحدهای ارتش اسرائیل از جنوب لبنان بیرون رفتند.”[15]

از مهمترین وقایعی که پس از خروج نیروهای اسرائیل از جنوب لبنان اتفاق افتاد ترور رفیق حریری نخست وزیر وقت لبنان در سال 2005 بود. از طرفی خود این واقعه باعث ایجاد بحران سیاسی گشت و از طرف دیگر برگزاری دادگاه رسیدگی به عوامل ترور رفیق حریری بازتاب‌های سیاسی گسترده‌ای را در میان نخبگان سیاسی لبنان به همراه داشت. ازجمله پس از مطرح شدن نام 5 عضو حزب‌الله در دست داشتن در ترور رفیق حریری [16]واکنش‌های مختلفی را به دنبال داشت ازجمله اینکه سمیر جسر از نمایندگان نزدیک به سعد حریری اعلام کرد که “حزب‌الله در عملیات ترور رفیق حریری دست نداشته است.”[17]

همچنین باتوجه به شرایط بحرانی لبنان و نیز ازطرفی محبوبیت حزب‌الله در جنوب لبنان و از طرف دیگر مسلح بودن این گروه ،نخست وزیر وقت لبنان نجیب میقاتی نیز اعلام کرد که “حزب‌الله در ترور حریری بی‌گناه است ” [18]تا شاید بتواند فضا را کمی آرام کند.

Winslow ,lebonan.pp26_34[1]

Col Churchill , The Druzes and The Maronites(london:Bernord Qurith,1994)pp132_173[2]

[3] ر.ک عنایت حمید،سیری در اندیشه سیاسی غرب،تهران انتشارات امیرکبیر ،1363،ص222_235

[4] پروین خیرالله ،بررسی نظام حقوقی لبنان ،نشریه حقوق اساسی ،سال چهارم، شماره 8 ،تابستان 86 ،ص78

Lebanon’s History :Lebanon after Independence.www.ghazi.de/independ.html.p1[5]

Winslow.lebanon.pp107_130[6]

Richard Hrair Dekmejiam.consociational Democracyin Crisis :The case of Lebanon ,Comparative[7] politics.(1978)p 257

Lebanon’s History :Lebanon after Independence,p 5[8]

[9] کوانت ویلیام،تاریخ انقلاب فلسطین ،ترجمه حمید احمدی، تهران نشر الهام ،1362،ص 172_194

[10] احمدی حمید،جنگ سا یه ها ،روزنامه کیهان ،14/2/67

Europa publication.The Middle East and North Africa ,Lebanon ‘s History :civil war.p9[11]

[12] احمدی حمید،دموکراسی انجمنی ،منبع پیشین ،ص59

[13] همان.

[14] همان .ص65

[15] اخبار لبنان،فصلنامه مطالعات خاورمیانه، شماره 22 ،تابستان 79

[16]دست داشتن 5 عضو حزب الله در ترور رفیق حریری،پایگاه اینترنتی پارس دیلی نیوز ،6/4/90  www.parsdailynews.com

[17] حزب الله در ترور حریری دست نداشته ،خبر آنلاین ،29/1/89  www.khabaronline .com

[18] میقاتی:حزب الله در ترور حریری بی گناه است،سایت مشرق،21/6/90  www.mashreghnews.ir

                                                    .