رشته حقوق

ایران و انیران

دانلود پایان نامه

به گمان میرسد فرهنگ کشورهای ایرانی امروزین آمیخته‌ای از باورهای ایران باستان، مردم بومی و باورهای اسلامی ایشان است.
به نظر میرسد چگونه زیستن و چگونه مردن مردم در گرو فرهنگ و باور آنها در باره جهان پس از مرگ است.
به گمان میرسد شاهنامه کتابی است که چکیده تاریخ، باورها و فرهنگ ایران باستان تا ایران هزار سال پیش را نشان می‌دهد.
به نظر میرسد آموزگاران فردوسی به عنوان یک دهقان زاده خراسانی، چهار موبد بودند.
فصل دوّم
پیشینه تحقیق
2- درآمد
امروز هر کس می داند که فردوسی بزرگترین و شاهنامه ارزنده ترین شاهکار جاودانی زبان و اندیشه و فرهنگ ایرانی است و بسیاری از محققان به حق آن را بزرگترین حماسه جهان خوانده اند. فردوسی یک شاعر معمولی نظیر هزاران گویندهایی که درآن مرز و بوم و به زبان این ملت شعر سرودهاند و دیوان ها ترتیب داده اند یا داستان سرایی که منظومه ای بدیع و دلنشین آفریده باشد نیست او حکیم، متفکر، رهبر فکری و صاحب درد ملت خویش است و هر ایرانی وظیفه دارد که در شناختن و شناساندن او در حد امکان بکوشد این دهقان آزاده ی خراسان، این ایرا نی بیدار دل ژرف اندیش، وقتی به فکر سرودن حماسهی ملت خویش افتاد که این سرزمین از دو سو در برابر ترکتازی نظامی و سیاسی و فرهنگی بیگانگان بییار و یاور بود. از یک سو خلافت بغداد و با عصبیت قومی عربی برآن بود که فرهنگ و آداب و رسوم و تشخص ملی اقوام تابعه را نابود سازد، از دگر سو، اقوام تازه نفسی از آن سوی سیحون سربرآورده بودند و خاندانهای ایرانی را که حامی فرهنگ ملی ایران بودند، یک به یک از میان بر میداشتند.
در آن روزهای خواری و زبونی و سرافکندگی، این آزاد مرد دانادل یک تنه به یاری ایران برخاست و طبع توانا و اندیشهی آفرینندهی خویش را در خدمت احیاء مفاخر ایران و ایرانی نهاد. او تصمیم گرفت با سرودن داستانهای ملی و تاریخ باستانی سرشار از عظمت و غرور و فر و شکوه، افتخارات فراموش شدهی روزگاران سرافرازی را به یاد ایرانیان بیاورد و روح آزادگی و گردنفرازی و بزرگواری را در آنان بدمد، و عشق به ایران و خشم و بیزاری از دشمنان ایران را در دلهای آنان برانگیزد، فردوسی، نام و یاد و افسانههای قهرمانان ایرانی را جاودانی کرده است اما در این میان بزرگترین قهرمان، خود او و با شکوه ترین حماسه، کار و زندگی و رنج و روزگار خود او است.
او در روزگاری شاعری را آغاز کرد که جامعهی او غرق تباهی و تیره روزی و پراکنده اندیشی و جنگ و کشتار بود. برتری حکیم فردوسی و ا متیاز ا و بر سایر گویندگان و اندیشه وران در این بود که او موثرترین و ماندگارترین سلاح را برگزیده بود. او غمخوار ایران و سخنگوی همه ایرا نیان بود. او حسرت ها و رنج ها و آرزوهای مشترک همهی مردم ایران را جان بخشیده است. شعر دیگران هر یک خاص یک گروه و پیروان یک مذهب بود. اما شاهکار او در دلهای همه مردم ایران یکسان نفوذ می کرد.
او با زنده کردن خاطره ی روزگاران سرافرازی ایران و ستایش ایرانیان به عنوان خردمندترین و جوانمردترین اقوام کهن جهان، و بازگویی ترکتازیهای دشمنان به ایران و پایداریهای دلاورانهی ایرانیان آتش ستیز با غاصبان و بیدادگران را دامن میزد.این بود که سخن او بردل هر ایرانی از هر طبقه و هر گروه از شیعه و سنی و گبر وترسا و سایر جماعات مینشست، و بالاتر از زمان و مکان حماسهی جاودانی ملت ایران قرار گرفت. حماسهای که بعد از او در فضای فرهنگی جدید دیگر امکان آفرینش چنان اثری نبود.
شاهنامه با وجود نامساعد بودن محیط، به زندگی و سیر گسترش خود در میان ایرانیان ادامه داد، و به صورت سلاح فرهنگی موثری در دست ایرانیان باقی ماند. خلاصه اینکه: آن همه بحثهای کلامی و عقیدتی فراموش شده، دیوان کسایی از میان رفت، از ده ها هزار بیت رودکی کمتر از هزار بیت ماند، دیوان ناصر خسرو اگر ماند گروههای اسماعیلی در گوشه و کنار آن را میان خود حفظ کردند، از سرودههای شاعران زرتشتی چون زراتشت نامه و نظایرش فقط نسخ معدودی در خانوادههای موبدان ماند. اما، شاهنامهی فردوسی در طول هزار سال نه تنها بیکم و کاست برجای ماند، بلکه حتی ابیاتی هم بر آن افزوده شد، ابیاتی هماهنگ با روح شاهنامه و جهان بینی فردوسی.
این نکته را فراموش نکنیم که فردوسی وقتی سرودن شاهنامه را آغاز کرد که مردم ایران با ملاحظهی ستمگریها و فریبکاریها و تحمل غمها و خواریها، تشنهی خاطرات دوران آزادی و سرافرازی خود بودند. این است که هر چه شاعر میسرود دست به دست و زبان به زبان و سینه به سینه میگشت. حتی روایتی است که کودکان در کوی و برزن ابیاتی از آن را به آواز میخواندند. در چنان محیطی طبیعی است که قطعا شاعران دیگری هم تحت تاثیر نیاز و خواست عمومی اشعاری از آن گونه (تاریخ باستانی ایران و داستانهای ملی) را میسرودند. اما چرا آن همه قبول عام نیافته و از میان رفته است. مثلاً از شاهنامه مسعودی مروزی فقط سه بیت پراکنده مانده و از مثنویهای کهن داستانهای ملی چون: برزونامه، فرامرزنامه، بانو گشسب نامه، آذربرزین نامه، شهریار نامه، بهمن نامه و غیره نسخی مهجور یا فقط بخش های پراکنده یی مانده است و قطعاً سروده های دیگری هم بوده که حتی نامی هم ازآنها نمانده است.
چرا چنین شده است؟ جواب روشن است. دیگران تاریخ را، یا یک داستان منثور را به نظم در میآورند. اما فردوسی تاریخ و داستان را در خدمت آرمان خود و بیان دردهای مردم ایران نهاده است. بیان احساسات مشترک مردم ایران در حسرت روزگاران را سرافرازی گذشته، و خواری و زبونی و ستمکشی حال میداند.
در کاخ بلندی که او برافراشته، آمیختهیی از نور و ظلمت، غرور و سرشکستگی، جلال و شکوه عصر ساسانی و تیره روزی ها و تباهی های اهریمنی عصر شاعر بر درو دیوار پدیدار است و مردم ایران در هر دوره شرح دردها و نقش آرزوهای مشترک خود را در آن می دیدند. به این سبب بود که شاهنامه از همان ا بتدا به سرعت رواج یافت و بر دلهای ایرانیان نشست و حماسهی ملی ایرانیان شناخته شد.
دانای طوس در برافراشتن کاخ رفیع حماسهی خود، هدف روشن و مشخص داشت. او به عنوان رهبر فکری و معلم بزرگ ملت ایران مسئولیت خود را درک میکرد.
وجود او فضلیت محض و جامع همهی صفات انسانی و پهلونی بود که در قهرمانان حماسهی خود نشان دادهاست. قدرت شگرف فردوسی در شناخت ژرفای روان انسانها و تصویر عواطف و روحیات رنگارنگ بشری حیرتآور است. شاهنامه، نه تاریخ خشک حوادث فرمانروایان و نه افسانه و قصهی محض است، بلکه سراسر آن بیان جهان بینی انسانی و خردمندانهی فردوسی است. فردوسی بالاتر از یک شاعر بزرگ، حکیم بزرگ و معلم بزرگ ملت ایران و تجسم یک ایرانی بزرگ آرمانی است.
هر داستان شاهنامه حکمت ژرفی را در خود نهان دارد و در سراغاز و سرانجام داستان هم والاترین و ژرف ترین اندیشه های حکیمانه به لحن موثری بیان شده است.
جهان سربه سر عبرت و حکمت است چرا زو همه بهر ما غفلت است
شاهنامه داستان پیکار پایاپای نیکی و بدی، روشنایی و تاریکی، داد و ستم، آزادی و بندگی و نبرد ایران و انیران است. سراسر شاهنامه ستایش فضیلت و خرد، دانش، راستی، نیکی، آزادگی، جوانمردی، دلیری، داد و دهش، عشق به ایران، عشق به انسان است و بیزاری از بداندیشی و بدکاری و خشم و آز و غرور و ستم و دروغ و زبونی و تسلیم و نابخردی و سنگدلی و خونریزی است.
شاهنامه، گنج بیکرانی از آداب و رسوم و فرهنگ ایرانی است. از زندگی طبقات مختلف مردم، آیین کشورداری، و لشکر آرایی ایرا نیان سنت های سیا سی و ترتیبات سفیر فرستادن و سفیر پذیرفتن بزم و رزم، نخجیر، هنرها و جشن های ایرانی و صدها جنبه ی گوناگون که این همه با لطف مضمون و قدرت بیان سروده شده و غنی ترین منبع برای پژوهش محققان در شناخت گذشته های دور جامعهی ایرانی است و خواهد بود. فردوسی بالاتر از این که شاعر بزرگی باشد حکیم بزرگ و معلم بزرگ و تجسم یک ایرانی آرمانی است. او نه تنها بزرگ ترین شاعر ایران بلکه در همان حال حکیم و متفکر و راهنمای فکری بزرگی است و عظمت تفکر فردوسی، همیشه دوست و دشمن را به تحسین واداشته است.
فردوسی از همان ابتدای کار که به کسب علم و دانش پرداخت، به خواندن داستان هم علاقمند شد و مخصوصاً به تاریخ و اطلاعات مربوط به گذشته ایران آن زمان عشق میورزید.
همین علاقه به داستانهای کهن بود که او را به فکر به نظم در آوردن شاهنامه انداخت.
چنان که از گفته خود او در شاهنامه بر می آید، مدتها در جستجوی این کتاب بوده است و پس از یافتن دستمایهی اصلی داستانهای شاهنامه، نزدیک به سی سال از بهترین ایام زندگی خود را وقف این کار

مطلب مشابه :  صداقت و راستگویی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید